کریستوفر فریمن و نقش او در شکلگیری اقتصاد نوآوری
کریستوفر فریمن، اقتصاددان بریتانیایی و یکی از چهرههای اثرگذار در شکلگیری مطالعات نوآوری، در ۱۱ سپتامبر ۱۹۲۱ در شفیلد انگلستان متولد شد و در ۱۶ اوت ۲۰۱۰ درگذشت. نام او بیش از هر چیز با اقتصاد نوآوری، سیاست علم و فناوری، نظامهای ملی نوآوری و مطالعه موجهای بلند رشد اقتصادی پیوند خورده است. فریمن در دورهای فعالیت میکرد که بخش بزرگی از اقتصاد متعارف، فناوری را عاملی بیرونی در فرایند رشد در نظر میگرفت، اما او بر این باور بود که تغییرات فناورانه، سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه و تعامل بنگاهها، دانشگاهها و دولتها از عناصر اصلی رشد بهرهوری و تحول ساختار اقتصادی هستند.
فریمن در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ در موسسه ملی تحقیقات اقتصادی و اجتماعی بریتانیا به مطالعه تجربی نوآوری در صنایع مختلف پرداخت. این تجربه زمینه انتشار کتاب «اقتصاد نوآوری صنعتی» در سال ۱۹۷۴ را فراهم کرد؛ اثری که بعدها در چندین ویرایش منتشر شد و به یکی از منابع پایه حوزه اقتصاد فناوری تبدیل شد. اهمیت این کتاب در آن بود که نوآوری را صرفا به اختراع محدود نمیکرد، بلکه آن را فرایندی اقتصادی میدانست که از تحقیق و توسعه آغاز میشود و از طریق سرمایهگذاری، تولید، بازار و انتشار فناوری بر عملکرد بنگاهها و اقتصاد کلان اثر میگذارد.
در سال ۱۹۶۶، فریمن واحد پژوهش سیاست علم در دانشگاه ساسکس را بنیان گذاشت که بعدها با نام SPRU شناخته شد. این مرکز از نخستین نهادهای میانرشتهای جهان در زمینه سیاست علم و فناوری بود و فریمن تا سال ۱۹۸۲ نخستین مدیر آن باقی ماند. SPRU به تدریج به یکی از مراکز مهم مطالعات نوآوری در جهان تبدیل شد و موضوعاتی مانند تغییرات فناورانه، انرژی، توسعه اقتصادی، رقابتپذیری صنعتی و سیاست تحقیق و توسعه را بررسی کرد.
اقتصاد نوآوری در اندیشه کریستوفر فریمن
محور اصلی اندیشه فریمن این بود که رشد اقتصادی بدون بررسی سازوکار تولید و انتشار فناوری به درستی قابل فهم نیست. او تحت تاثیر آثار جوزف شومپیتر، بر نقش نوآوری در ایجاد دورههای تازه سرمایهگذاری و رشد تاکید داشت، اما این دیدگاه را گسترش داد و نشان داد موفقیت یک فناوری تنها به کیفیت فنی آن وابسته نیست. برای تبدیل یک فناوری تازه به موتور رشد اقتصادی، مجموعهای از نهادها، سرمایهگذاریها، مهارتها، زیرساختها و سیاستهای عمومی نیز باید با آن هماهنگ شوند.
فریمن از پیشگامان مفهوم نظام ملی نوآوری بود؛ مفهومی که بعدها به چارچوبی مهم برای بررسی تفاوت عملکرد کشورها تبدیل شد. در این رویکرد، توان نوآوری یک اقتصاد حاصل فعالیت یک شرکت یا یک آزمایشگاه منفرد نیست، بلکه نتیجه ارتباط میان بنگاهها، دانشگاهها، موسسات پژوهشی، نظام مالی، دولت و نیروی انسانی متخصص است. به همین دلیل دو کشور با سطح مشابه سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه ممکن است نتایج اقتصادی متفاوتی به دست آورند، زیرا کیفیت ارتباط میان اجزای نظام نوآوری آنها یکسان نیست.
این دیدگاه برای سیاستگذاری اقتصادی نیز اهمیت داشت. بر اساس چارچوب فریمن، افزایش بودجه تحقیق و توسعه به تنهایی تضمینکننده رشد بهرهوری نیست. سرمایه انسانی، ظرفیت جذب فناوری، ارتباط دانشگاه و صنعت، تامین مالی بنگاههای نوآور و توانایی تجاریسازی دانش همگی در تبدیل هزینههای پژوهشی به رشد اقتصادی نقش دارند.
از آمار تحقیق و توسعه تا موجهای بلند اقتصادی
فریمن در شکلگیری استانداردهای سنجش تحقیق و توسعه نیز نقش داشت. دانشگاه ساسکس از مشارکت او در کاری یاد میکند که به تدوین نخستین نسخه راهنمای فراسکاتی سازمان همکاری و توسعه اقتصادی در سال ۱۹۶۳ منتهی شد. این راهنما بعدها به یکی از مراجع اصلی بینالمللی برای تعریف و اندازهگیری فعالیتهای تحقیق و توسعه تبدیل شد و امکان مقایسه هزینههای پژوهشی میان کشورها و صنایع را فراهم کرد.
بخش دیگری از پژوهشهای فریمن به نظریه موجهای بلند اقتصادی مربوط بود. او با توسعه ایدههای کندراتیف و شومپیتر، استدلال کرد که دورههای طولانی رشد اقتصادی میتوانند با ظهور و گسترش مجموعهای از فناوریهای کلیدی مرتبط باشند. در این چارچوب، فناوریهایی مانند راهآهن، برق، خودرو و بعدتر فناوری اطلاعات تنها صنایع جدید ایجاد نمیکنند، بلکه شیوه تولید، مصرف، سرمایهگذاری و سازماندهی بنگاهها را نیز تغییر میدهند.
فریمن از اوایل دهه ۱۹۸۰ بر اهمیت فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان پایه یک الگوی تازه اقتصادی تاکید میکرد. او در مقالهای درباره «اقتصاد جدید» در سال ۲۰۰۱ نیز یادآور شد که فناوری اطلاعات چرخههای تجاری و بیثباتی سرمایهگذاری را از بین نمیبرد و گسترش فناوریهای تازه نیازمند تغییرات نهادی و اجتماعی است.
میراث فریمن تنها در چند نظریه یا کتاب خلاصه نمیشود. او به شکلگیری حوزهای کمک کرد که امروزه اقتصاد نوآوری، سیاست فناوری و مطالعات نظامهای نوآوری را در دانشگاهها و مراکز سیاستگذاری سراسر جهان به هم پیوند میدهد. دانشگاه ساسکس نیز مرکز فریمن را به نام او نامگذاری کرده و SPRU همچنان در زمینه علم، فناوری و نوآوری فعالیت میکند.
دیدگاه فریمن برای اقتصاد امروز همچنان قابل استفاده است، زیرا رقابت میان کشورها بیش از گذشته به توانایی آنها در تولید، جذب و تجاریسازی دانش وابسته شده است. سرمایهگذاری در هوش مصنوعی، انرژیهای نو، فناوریهای زیستی، نیمهرساناها و زیرساخت دیجیتال نیز همان پرسشی را مطرح میکند که فریمن دههها قبل بر آن تاکید داشت: چگونه یک اقتصاد میتواند دانش علمی و تغییر فناورانه را به بهرهوری، سرمایهگذاری، اشتغال و رشد پایدار تبدیل کند؟ پاسخ او بر تعامل میان فناوری، بنگاه، نهاد و سیاست اقتصادی استوار بود و همین چارچوب همچنان از پایههای اصلی تحلیل اقتصاد نوآوری محسوب میشود.








