اکسل لیونهوفوود اقتصاددان منتقد کینزگرایی متعارف

اکسل لیونهوفوود اقتصاددان سوئدی و از چهره‌های اثرگذار اقتصاد کلان بود که با تاکید بر ناهماهنگی بازارها، اطلاعات ناقص، تورم و بحران‌های مالی، برداشت رایج از نظریه‌های کینز را به چالش کشید.

اکسل لیونهوفوود؛ اقتصاددانی که اقتصاد کلان را از زاویه ناهماهنگی دید

ششم سپتامبر ۱۹۳۳، اکسل لیونهوفوود در استکهلم سوئد به دنیا آمد؛ اقتصاددانی که بعدها به یکی از چهره‌های متمایز اقتصاد کلان و اقتصاد پولی تبدیل شد. اهمیت او فقط به تدریس در دانشگاه‌های معتبر یا انتشار آثار شناخته‌شده محدود نمی‌شود. لیونهوفوود در دوره‌ای که اقتصاد کلان به سمت الگوهای تعادلی حرکت می‌کرد، بر مسئله‌ای متفاوت تاکید داشت: اقتصاد واقعی همیشه در تعادل نیست و ناهماهنگی میان تصمیم‌های خانوارها، بنگاه‌ها، بازارهای مالی و سیاست‌گذاران می‌تواند بیکاری، رکود، تورم و بحران ایجاد کند. همین نگاه باعث شد نام او با نقد تفسیر رایج از اندیشه‌های جان مینارد کینز گره بخورد.

از سوئد تا اقتصاد دانشگاهی آمریکا

لیونهوفوود تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه لوند به پایان رساند و در سال ۱۹۶۰ به آمریکا رفت. او در دانشگاه پیتسبورگ مدرک کارشناسی ارشد گرفت و سپس در دانشگاه نورث‌وسترن دکتری اقتصاد خواند. پایان‌نامه او پایه کتاب مشهور «درباره اقتصاد کینزی و اقتصاد کینز» شد که در سال ۱۹۶۸ توسط انتشارات دانشگاه آکسفورد منتشر شد. او از سال ۱۹۶۴ به دانشگاه کالیفرنیا در لس‌آنجلس پیوست و در سال ۱۹۷۱ استاد تمام شد. لیونهوفوود در سال ۱۹۹۱ مرکز اقتصاد محاسباتی UCLA را راه‌اندازی کرد و از ۱۹۹۵ نیز به عنوان استاد نظریه و سیاست پولی در دانشگاه ترنتو ایتالیا فعالیت داشت.

چالش با تفسیر متعارف از کینز

مهم‌ترین سهم فکری لیونهوفوود از نقد «سنتز نئوکلاسیک» و برداشت متعارف از نظریه عمومی کینز آغاز شد. در بخشی از اقتصاد کلان پس از جنگ جهانی دوم، بیکاری عمدتا با چسبندگی دستمزدها و قیمت‌ها توضیح داده می‌شد. لیونهوفوود استدلال می‌کرد مسئله اصلی در اندیشه کینز را باید عمیق‌تر دید. از نظر او اقتصاد ممکن است به دلیل شکست در هماهنگ شدن برنامه‌های مصرف، پس‌انداز، سرمایه‌گذاری و تولید از مسیر تعادل فاصله بگیرد. حتی اگر قیمت‌ها و دستمزدها تعدیل شوند، هیچ تضمینی وجود ندارد که اطلاعات و انتظارات موجود بتوانند اقتصاد را به سرعت به اشتغال کامل بازگردانند.

این دیدگاه، نقش اطلاعات ناقص و هماهنگی میان بازارها را در مرکز تحلیل اقتصاد کلان قرار می‌داد. نرخ بهره، انتظارات، سرمایه‌گذاری بنگاه‌ها و رفتار خانوارها در شبکه‌ای به هم پیوسته قرار دارند. اگر پیام‌های قیمتی یا اطلاعات لازم به درستی منتقل نشوند، تصمیم‌هایی که در سطح فردی منطقی به نظر می‌رسند می‌توانند در سطح کل اقتصاد با یکدیگر ناسازگار شوند. نتیجه چنین ناهماهنگی‌ای می‌تواند کاهش تقاضای موثر، افت تولید و افزایش بیکاری باشد.

فرضیه کریدور و اقتصاد خارج از تعادل

یکی از مفاهیم شناخته‌شده در آثار لیونهوفوود فرضیه کریدور یا محدوده ثبات اقتصاد است. بر اساس این ایده، اقتصاد در برابر شوک‌های کوچک می‌تواند سازوکارهای خودتنظیم‌کننده نسبتا موثری داشته باشد و دوباره به وضعیت باثبات نزدیک شود. اما اگر شوک بزرگ باشد، اقتصاد ممکن است از این محدوده خارج شود و سازوکارهای معمول تعدیل دیگر عملکرد سابق را نداشته باشند. بحران‌های مالی، رکودهای عمیق یا جهش‌های شدید تورمی نمونه‌هایی از وضعیت‌هایی هستند که در آن روابط میان بخش‌های اقتصادی آسیب می‌بیند و بازگشت به شرایط عادی دشوارتر می‌شود.

این نگاه بعدها با علاقه لیونهوفوود به مدل‌های عامل‌محور و اقتصاد محاسباتی پیوند خورد. او معتقد بود برای بررسی اقتصادهای خارج از تعادل باید رفتار تعداد زیادی عامل اقتصادی، تعاملات آنها و پیامدهای غیرخطی این تعاملات را جدی گرفت. توجه او به مدل‌سازی عامل‌محور در زمانی شکل گرفت که این روش هنوز در اقتصاد کلان جریان اصلی نبود، اما بعدها به یکی از مسیرهای پژوهشی برای مطالعه شبکه‌ها و پویایی‌های پیچیده اقتصادی تبدیل شد.

تورم بالا و کوتاه شدن افق تصمیم‌گیری

لیونهوفوود در اقتصاد پولی توجه ویژه‌ای به تورم شدید داشت. او همراه دانیل هیمن کتاب «تورم بالا» را در سال ۱۹۹۵ منتشر کرد. در این چارچوب، تورم فقط افزایش مستمر سطح عمومی قیمت‌ها نبود؛ تورم شدید می‌توانست سازوکارهای قرارداد، اعتبار و برنامه‌ریزی اقتصادی را تخریب کند. وقتی فعالان اقتصادی نتوانند قیمت‌های آینده را با اطمینان نسبی برآورد کنند، قراردادهای بلندمدت کاهش می‌یابد، بازارهای مربوط به آینده ضعیف می‌شوند و بنگاه‌ها و خانوارها افق تصمیم‌گیری خود را کوتاه‌تر می‌کنند. به این ترتیب، تورم بالا علاوه بر کاهش قدرت خرید، کیفیت هماهنگی در اقتصاد را نیز پایین می‌آورد.

اهمیت این نگاه در بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ دوباره مورد توجه قرار گرفت. لیونهوفوود در مجموعه‌ای از نوشته‌ها درباره بحران، ثبات مالی و سیاست پولی تاکید کرد که بحران‌های بزرگ را نمی‌توان همیشه نوسان‌هایی کوچک پیرامون تعادل دانست. فروپاشی زنجیره‌های اعتباری و اختلال میان بازارها می‌تواند اقتصاد را وارد وضعیتی کند که روابط عادی پیشین دیگر برای توضیح آن کافی نباشند.

آثار و میراث اقتصادی لیونهوفوود

در کنار کتاب «درباره اقتصاد کینزی و اقتصاد کینز»، کتاب «اطلاعات و هماهنگی» در سال ۱۹۸۱ و «تورم بالا» در سال ۱۹۹۵ از مهم‌ترین آثار او هستند. مقاله طنزآمیز «زندگی در میان قبیله اقتصاددانان» نیز تصویری انتقادی از فرهنگ حرفه‌ای اقتصاددانان ارائه کرد. او بر آموزش تاریخ اندیشه اقتصادی تاکید داشت و معتقد بود اقتصاددانان برای فهم بحران‌ها باید بدانند نظریه‌ها چگونه شکل گرفته و چه مسیرهایی در گذشته کنار گذاشته شده‌اند.

دانشگاه ترنتو تاریخ زندگی او را ۶ سپتامبر ۱۹۳۳ تا ۲ مه ۲۰۲۲ ثبت کرده است. میراث اصلی لیونهوفوود را می‌توان در این پرسش خلاصه کرد که اقتصاد هنگام اختلال در هماهنگی چگونه رفتار می‌کند. تاکید او بر اطلاعات، انتظارات، شبکه‌های اعتباری، عدم تعادل و شکنندگی اقتصاد در برابر شوک‌های بزرگ، چارچوبی فراهم کرد که فراتر از بحث تاریخی درباره تفسیر کینز، برای مطالعه رکود، تورم و بحران‌های مالی نیز اهمیت دارد.

خبرهای مشابه

دکمه بازگشت به بالا