استیون روچ اقتصاددانی که عدمتعادلهای اقتصاد جهانی را زودتر دید
استیون اس. روچ، اقتصاددان آمریکایی متولد ۱۶ سپتامبر ۱۹۴۵، یکی از چهرههای شناختهشده در حوزه اقتصاد کلان، اقتصاد آسیا و روابط اقتصادی ایالات متحده و چین است. بخش مهمی از شهرت حرفهای او به تحلیل عدمتعادلهای اقتصاد جهانی، رفتار مصرفکننده آمریکایی، نرخ پسانداز، جریان سرمایه و نقش اقتصاد چین در تجارت جهانی بازمیگردد. روچ طی چند دهه فعالیت حرفهای، هم در نهادهای مالی بزرگ و هم در محیط دانشگاهی حضور داشته و این ترکیب، دیدگاه او را درباره پیوند بازارهای مالی، رشد اقتصادی و تحولات ساختاری اقتصاد جهان شکل داده است.
روچ تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته اقتصاد دنبال کرد و پس از دریافت مدرک کارشناسی از دانشگاه ویسکانسین مدیسن، تحصیلات تکمیلی را در دانشگاه نیویورک ادامه داد و دکترای اقتصاد گرفت. پیش از ورود به وال استریت، در هیئت مدیره فدرال رزرو آمریکا و موسسه بروکینگز فعالیت پژوهشی داشت. این دوره به او تجربه مستقیم در تحلیل متغیرهای کلان، پیشبینی اقتصادی و بررسی سیاستهای پولی داد؛ حوزههایی که بعدها به بخش اصلی فعالیت حرفهای او تبدیل شدند.
مسیر حرفهای استیون روچ در مورگان استنلی
استیون روچ در سال ۱۹۸۲ به مورگان استنلی پیوست و حدود سه دهه در این موسسه مالی فعالیت کرد. بخش عمده این دوره را به عنوان اقتصاددان ارشد مورگان استنلی گذراند و هدایت یک تیم بینالمللی از اقتصاددانان را برعهده داشت. تحلیلهای این تیم بازارهای آمریکا، اروپا و آسیا را پوشش میداد و بر رشد اقتصادی، نرخ بهره، تجارت جهانی، جریان سرمایه و ریسکهای اقتصاد کلان متمرکز بود.
او بعدها به ریاست مورگان استنلی آسیا رسید و فعالیت خود را از هنگ کنگ ادامه داد. حضور در آسیا باعث شد تمرکز روچ بیش از گذشته به اقتصاد چین، ژاپن و ساختار رشد کشورهای آسیایی معطوف شود. در تحلیلهای او، اقتصاد آسیا تنها یک بازار صادراتی یا مقصد سرمایهگذاری نبود، بلکه بخشی از سازوکار اصلی رشد اقتصاد جهانی به شمار میرفت که تغییر الگوی مصرف، پسانداز و تولید در آن میتوانست بر آمریکا و سایر اقتصادهای بزرگ اثر بگذارد.
یکی از محورهای شناختهشده تحلیلهای روچ، مفهوم عدمتعادل اقتصاد جهانی بود. او در سالهای پیش از بحران مالی ۲۰۰۸ بارها نسبت به وابستگی زیاد اقتصاد آمریکا به مصرف، کاهش پسانداز داخلی، افزایش بدهی خانوارها و رشد کسری حساب جاری هشدار داد. روچ در سال ۲۰۰۵ تاکید کرده بود که گسترش کسری خارجی آمریکا و اتکای اقتصاد جهانی به مصرفکننده آمریکایی میتواند زمینه یک تعدیل دشوار را ایجاد کند. او همچنین نرخ پایین پسانداز و بدهی بالای خانوارها را از نقاط آسیبپذیر اقتصاد آمریکا میدانست.
این هشدارها در دورهای مطرح میشد که رشد بازار مسکن، دسترسی گسترده به اعتبار و افزایش مصرف خانوارها فضای مثبتی را در بخشهایی از اقتصاد آمریکا ایجاد کرده بود. روچ در مقابل، توجه بیشتری به متغیرهای بنیادین داشت و معتقد بود رشد اقتصادی که بر بدهی، مصرف بالا و پسانداز اندک متکی باشد، در برابر شوکهای مالی آسیبپذیری بیشتری خواهد داشت. همین نگاه محتاطانه باعث شد نام او در سالهای بعد در میان اقتصاددانانی قرار گیرد که پیش از بحران مالی جهانی درباره برخی از آسیبهای ساختاری اقتصاد هشدار داده بودند.
اقتصاد چین و آمریکا در مرکز مطالعات استیون روچ
پس از پایان دوره طولانی فعالیت در مورگان استنلی، روچ در سال ۲۰۱۰ به دانشگاه ییل پیوست. او ابتدا در موسسه امور جهانی جکسون و مدرسه مدیریت ییل فعالیت داشت و سپس به مرکز چین پل تسای در دانشکده حقوق ییل ملحق شد. تمرکز پژوهشی او در ییل بر اقتصاد چین، روابط اقتصادی آمریکا و چین، جهانیشدن، تجارت بینالمللی و تحولات اقتصاد آسیا ادامه یافته است.
روچ در آثار خود بارها به وابستگی متقابل اقتصاد آمریکا و چین پرداخته است. از نگاه او، اقتصاد آمریکا برای سالها با کمبود پسانداز داخلی و اتکا به سرمایه خارجی روبهرو بوده، در حالی که چین با نرخ بالای پسانداز و الگویی مبتنی بر سرمایهگذاری و صادرات رشد کرده است. بر اساس این چارچوب، مصرف آمریکا برای تولیدکنندگان چینی اهمیت دارد و در مقابل، پسانداز و جریان سرمایه چین نیز در تامین مالی اقتصاد آمریکا نقش داشته است.
یکی از مهمترین آثار او کتاب «نامتوازن؛ وابستگی متقابل آمریکا و چین» است که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد. روچ در این کتاب توضیح میدهد که عدمتعادل در ساختار پسانداز و مصرف دو اقتصاد بزرگ جهان میتواند پیامدهای گستردهای برای تجارت و رشد جهانی داشته باشد. او در تحلیل اقتصادی خود بر افزایش سهم مصرف داخلی و بخش خدمات در اقتصاد چین و تقویت پسانداز داخلی در آمریکا به عنوان بخشی از فرایند بازتعادل اقتصادی تاکید میکند.
کتاب دیگر او با عنوان «تعارض اتفاقی؛ آمریکا، چین و برخورد روایتهای نادرست» در سال ۲۰۲۲ منتشر شد. محور اقتصادی این اثر به برداشتهای متفاوت درباره تجارت، فناوری، کسری تجاری و ساختار رشد دو کشور مربوط است. روچ در این کتاب نیز بر اهمیت متغیرهایی مانند پسانداز، سرمایهگذاری، مصرف و بهرهوری تاکید دارد و بررسی روابط اقتصادی دو کشور را بدون توجه به این عوامل ناقص میداند.
او همچنین در کتاب «آسیای بعدی» به فرصتها و چالشهای جهانیشدن از منظر اقتصادهای آسیایی پرداخته است. یکی از محورهای این اثر، وابستگی کشورهای آسیایی به تقاضای مصرفکنندگان اقتصادهای توسعهیافته است. روچ افزایش تقاضای داخلی و حرکت به سمت الگوهای متوازنتر رشد را عاملی مهم برای کاهش این وابستگی میداند؛ موضوعی که با یکی از اصلیترین مفاهیم مورد توجه او یعنی بازتعادل اقتصاد جهانی ارتباط مستقیم دارد.
استیون روچ در دهههای مختلف فعالیت خود بیشتر به عنوان اقتصاددانی شناخته شده که به ریسکهای ساختاری و متغیرهایی توجه میکند که ممکن است در دورههای رونق بازار کمتر دیده شوند. نرخ پسانداز، بدهی، کسری حساب جاری، جریان سرمایه، الگوی مصرف و انتقال تدریجی بخشی از مرکز ثقل اقتصاد جهانی به سمت آسیا از موضوعات ثابت در نوشتهها، پژوهشها و سخنرانیهای اقتصادی او بودهاند.
روچ اکنون به عنوان پژوهشگر ارشد مرکز چین پل تسای در دانشگاه ییل فعالیت میکند و همچنان درباره اقتصاد چین، اقتصاد آمریکا، تجارت جهانی و روندهای اقتصاد کلان بینالمللی مینویسد. مسیر حرفهای او از فدرال رزرو و بروکینگز تا مورگان استنلی و دانشگاه ییل، نمونهای از پیوند میان پژوهش اقتصادی، پیشبینی اقتصاد کلان و تحلیل بازارهای جهانی است و بخش مهمی از شهرت او نیز به بررسی همین پیوندها و پیامدهای آنها برای اقتصاد جهانی بازمیگردد.









