بازار حبوبات زیر سایه مکانیزم ماشه و تنگنای ارز

با سهم هفتاد درصد تولید داخلی و سی درصد واردات مکانیزم ماشه هزینه بیمه حمل و تخصیص ارز را بالا می‌برد و با ممنوعیت صادرات و ثبت سفارش پاییز کف قیمت حبوبات پایین نمی‌آید.

اظهارات رئیس انجمن حبوبات درباره تاثیر مکانیزم ماشه بر بازار و تصویر جدید عرضه

رئیس انجمن حبوبات اعلام کرده است که حدود ۷۰ درصد از نیاز کشور به حبوبات از تولید داخل تامین می‌شود و نزدیک به ۳۰ درصد به واردات وابسته است. او تاکید کرده با فعال شدن مکانیزم ماشه اگر در واردات و تخصیص ارز سهولت ایجاد شود مشکلی در تامین ایجاد نخواهد شد اما سخت‌تر شدن فرآیند واردات می‌تواند در کوتاه مدت و بلند مدت بر بازار اثر بگذارد.

طبق هشدارهای صنفی مصرف حبوبات در نیمه دوم سال افزایش می‌یابد و همین موضوع معمولاً هم‌زمان با فشردگی در تامین ارز رخ می‌دهد. اشاره شده که سهمیه واردات نیمه دوم نسبت به مدت مشابه پیشین حدودی کمتر شده و این کاهش می‌تواند زمان ورود محموله‌ها را طولانی‌تر کند. با این حال فعالان بازار می‌گویند اگر گره ارزی باز شود و ثبت سفارش‌ها به موقع انجام گیرد شبکه توزیع می‌تواند تقاضای افزایشی را پاسخ دهد.

تصمیمات سیاستی و زمان‌بندی‌های کلیدی

در سطح سیاستی دو محور پررنگ است. نخست ممنوعیت صادرات حبوبات که در بازه ۲۱ تا ۲۲ تیر ابلاغ شد و هدف آن نگه‌داشتن کالا در بازار داخلی عنوان شد. دوم بازگشایی ثبت سفارش پاییز از ۲۹ شهریور همراه با اعلام سقف‌های ارزی واردات که بناست روند تامین را منظم کند. هم‌زمان خبرهای رسمی درباره آغاز فرآیند اسنپ بک توسط تروئیکای اروپایی در ۶ شهریور منتشر شده و فضای مذاکراتی تا روزهای پایانی شهریور پرتنش بوده است. این مجموعه رخدادها نقشه راه کوتاه مدت بازار را ترسیم می‌کند.

در کنار این تصمیمات گزارش‌های میدانی از بازار نشان می‌دهد که در اوایل اردیبهشت قیمت خرده‌فروشی لوبیا چیتی جهش محسوسی داشته است و جدول‌های عمده‌فروشی فروردین از سطوح بالاتر برای چیتی نسبت به سایر اقلام حکایت می‌کند. در مقابل عدس وارداتی در همان دوره نوسان ملایم‌تری را ثبت کرده است. روند تورم رسمی نیز تصویر عمومی قیمت‌ها را نشان می‌دهد. در فروردین تورم نقطه‌ای حدود ۳۸.۹ درصد گزارش شد و در تیر به حدود ۴۱.۲ درصد رسید. داده‌های مرداد نیز ادامه فشار تورمی را تایید می‌کند.

در سطح جهانی برخی گزارش‌ها از افزایش سطح زیرکشت عدس و بخشی از پالس‌ها در تولیدکنندگان اصلی حکایت دارد که می‌تواند زمینه کاهش متوسط قیمت جهانی را در سال زراعی جاری فراهم کند. برای بازار داخل این خبر زمانی مفید است که گلوگاه‌های بیمه حمل و نقل و تسویه ارزی با کمترین اصطکاک همراه باشد.

کانال‌های اثرگذاری مکانیزم ماشه بر زنجیره تامین حبوبات از بندر تا سفره

هزینه پنهان واردات در شرایط ریسک و اثر آن بر قیمت نهایی

وقتی از مکانیزم ماشه سخن می‌گوییم الزاما به معنای یک شوک کمیتی فوری در عرضه نیست. ساختار بازار به گونه‌ای است که ۷۰ درصد تامین از داخل می‌آید و ستون واردات تنها ۳۰ درصد است. اما همین ستون به ظاهر کوچک نقش تعیین‌کننده‌ای در قیمت نهایی دارد چون مرجع قیمتی بسیاری از اقلام داخلی با نرخ تمام‌شده محموله‌های وارداتی تنظیم می‌شود. در فضای پرریسک هر حلقه هزینه خود را می‌افزاید.

هزینه‌های مستقیم شامل کرایه حمل دریایی یا زمینی، بیمه بار و حق توقف در بندر است. اما بخش دشوارتر هزینه‌های غیرمستقیم است که کمتر به چشم می‌آید. کارمزد نقل و انتقال ارزی در مسیرهای غیرمتعارف افزایش می‌یابد، مدت زمان رسوب سرمایه در صف تخصیص ارز بالا می‌رود و هزینه مالی انبارداری و خواب سرمایه بر دوش واردکننده سنگین‌تر می‌شود. هر یک از این گره‌ها خود را به شکل چند هزار تا چند ده هزار تومان در هر کیلو نشان می‌دهد و وقتی به قیمت خرده‌فروشی می‌رسد اثر آن در سبد خانوار محسوس می‌شود.

به زبان ساده اگر محموله‌ای از عدس یا نخود با نرخ جهانی مناسب در دسترس باشد اما بیمه‌گر به دلیل ریسک تحریمی حق بیمه بیشتری مطالبه کند و بانک کارگزار نیز کارمزد بالاتری بگیرد مزیت قیمتی جهانی از بین می‌رود. در چنین شرایطی بازار داخل حتی با ممنوعیت صادرات و افزایش عرضه داخلی باز هم تحت تاثیر کف هزینه‌ای جدید قرار می‌گیرد. این همان جایی است که سیاست ارزی و سرعت ثبت سفارش می‌تواند تفاوت بسازد.

  • افزایش حق بیمه به دلیل ریسک مقصد یا پرچم کشتی
  • افزایش کارمزد تسویه و طولانی شدن مسیر انتقال وجه
  • بالارفتن هزینه مالی به علت رسوب سرمایه در انتظار تخصیص ارز
  • ریسک تاخیر در تخلیه و ترخیص و رشد هزینه انبارداری

در نتیجه حتی اگر واردکننده روی کاغذ به قیمت جهانی خوبی برسد این چهار مولفه می‌تواند آن مزیت را خنثی کند. تفاوت اقلام هم مهم است. لوبیا چیتی که در اوایل اردیبهشت جهش قیمت داشت بیشتر از سایر اقلام به نوسان انتظاری واکنش نشان می‌دهد. عدس به دلیل تنوع مبادی و عمق بازار جهانی‌اش کشش بیشتری دارد و معمولاً نوسان بهتری را تجربه می‌کند. نخود و لپه نیز بسته به مبدا و فصل برداشت رفتار متفاوتی دارند.

سپرهای سیاستی داخل و نقش تقویم برداشت

سیاستگذار در ماه‌های اخیر ترکیبی از ابزارهای طرف عرضه را فعال کرده است. ممنوعیت صادرات در ۲۱ تا ۲۲ تیر به عنوان یک سپر فوری باعث شد موجودی انبارها به جای خروج از کشور در شبکه توزیع داخلی بماند. از سوی دیگر اعلام سقف‌های ارزی واردات و بازشدن ثبت سفارش پاییز از ۲۹ شهریور پیام روشنی به واردکنندگان داد که برنامه سه ماهه خود را تنظیم کنند. کارایی این سپرها البته به سرعت تخصیص ارز و هماهنگی گمرک و شبکه حمل وابسته است.

بخش مهم دیگری که اغلب از نظر دور می‌ماند تقویم برداشت داخلی است. در بسیاری از استان‌ها برداشت عدس در اواخر خرداد و برداشت انواع لوبیا در اواخر مرداد به اوج می‌رسد. به همین دلیل ورود محصول تازه در تابستان یک بار فشار قیمت را تعدیل می‌کند اما با نزدیک شدن به پاییز و رشد تقاضا دوباره نیاز به پشتوانه وارداتی و مدیریت موجودی پررنگ می‌شود. انبارداران در چنین فضایی هر تصمیم را با نگاه به انتظار تورمی می‌گیرند و این انتظار به داده‌های فروردین و تیر و مرداد گره می‌خورد که از تداوم فشار قیمت‌ها خبر داده است.

در سطح بیرونی برخی گزارش‌های کشاورزی درباره افزایش تولید در کشورهایی که در بازار عدس نقش دارند منتشر شده است. اثر این خبر زمانی به بازار داخل می‌رسد که شبکه حمل و بیمه مسیر هموار داشته باشد. اگر دسترسی به بیمه مناسب و ناوگان فراهم باشد هزینه CIF پایین‌تر می‌تواند بخشی از هزینه‌های اضافی ناشی از ریسک را جبران کند و در نهایت به تعادل بهتر قیمت‌ها کمک کند.

چشم‌انداز کوتاه مدت بازار حبوبات با تاکید بر پاییز و سناریوهای محتمل

سناریوی پایه با فرض تداوم سپرهای سیاستی و اصطکاک ملایم ارزی

در سناریوی پایه فرض می‌شود ممنوعیت صادرات ادامه دارد و ثبت سفارش‌های باز شده از ۲۹ شهریور به تدریج به ترخیص در هفته‌های بعد منتهی می‌شود. در این چارچوب تخصیص ارز با تاخیر اما قابل پیش‌بینی است و بیمه‌ها با حق بیمه بالاتر ولی دسترس‌پذیر کار می‌کنند. نتیجه این ترکیب برای اقلام اصلی چنین برآورد می‌شود که فشار تقاضای فصلی کنترل شود اما کف قیمتی به دلیل هزینه‌های جانبی بالا باقی بماند.

  • عدس با تکیه بر عرضه خارجی متنوع مسیر نوسان محدود را طی می‌کند و هر موج کمبود سریع با ورود محموله‌های جدید تعدیل می‌شود.
  • لوبیا چیتی به دلیل حساسیت بالاتر به انتظارات می‌تواند نوسان بیشتری نسبت به عدس داشته باشد اما موجودی داخلی و ممنوعیت خروج به بازار آرامش نسبی می‌دهد.
  • نخود و لپه وابسته به مبدا و مسیر حمل رفتار می‌کنند و در صورت روان بودن مرزهای زمینی فشار قیمتی کمتری خواهند داشت.

در این سناریو تورم خوراکی‌ها که در فروردین و تیر و مرداد قدرتمند ظاهر شد همچنان کف قیمت را بالا نگه می‌دارد. بنابراین صحبت از کاهش‌های پرشتاب منطقی نیست بلکه انتظار می‌رود کش و قوس قیمتی حول یک نوار باریک رخ دهد و خرده‌فروشی‌ها با رقابت در بسته‌بندی و وزن سعی در مدیریت سبد مصرف‌کننده داشته باشند.

دو سناریوی جایگزین با نقش تعیین کننده ارز و حمل

اگر بخواهیم از زاویه مدیریت ریسک به موضوع نگاه کنیم دو سناریوی جایگزین به تصمیم‌گیران و فعالان بازار کمک می‌کند تصویر روشن‌تری داشته باشند. سناریوی خوش‌بینانه زمانی رخ می‌دهد که گره‌های ارزی سریع‌تر باز شود و بیمه‌ها نرخ مناسبتری پیشنهاد دهند. در مقابل سناریوی پرریسک زمانی است که تاخیرهای ارزی طولانی شود و بخشی از ناوگان حمل به دلایل فنی یا قراردادی از مسیرهای معمول خارج شود.

  • سناریوی خوش‌بینانه با کاهش اصطکاک ارزی و بیمه‌ای می‌تواند اثر افت هزینه جهانی عدس را به بازار داخل منتقل کند. در این حالت واردات سهمیه‌ای پاییز به موقع می‌نشیند و فشار فصلی تقاضا با کمترین تنش پاسخ داده می‌شود. نرخ‌های عمده‌فروشی در انبارهای مرزی و بنادر میل به تعدیل نشان می‌دهد و فروشگاه‌ها برای جذب مشتری به سمت تخفیف‌های دوره‌ای می‌روند.
  • سناریوی پرریسک با طولانی شدن تخصیص ارز و رشد حق بیمه مسیر حمل، هزینه تمام‌شده را بالا می‌برد. در این حالت انبارداران به مدیریت موجودی محافظه‌کارانه روی می‌آورند و احتمال نوسان‌های تندتر در لوبیا چیتی افزایش می‌یابد. برای عدس دامنه نوسان همچنان محدودتر از چیتی باقی می‌ماند اما تخفیف‌های خرده‌فروشی کمتر می‌شود.

یک نکته کاربردی برای تولیدکنندگان داخلی در هر دو سناریو اهمیت دارد. نزدیک شدن به پایان موجودی تازه برداشت شده به ویژه برای لوبیا که برداشت آن در اواخر مرداد اوج می‌گیرد به معنی اتکا بیشتر به واردات و انبارهای شهری است. اگر سیگنال‌های ارزی مثبت باشد می‌توان با قراردادهای کوتاه مدت ثبات بیشتری ایجاد کرد و اگر نشانه‌ها منفی باشد قراردادهای حداقلی با امکان بازنگری دوره‌ای معقول‌تر است.

برای مصرف‌کننده خانوار نیز انتخاب‌های خرد معنی پیدا می‌کند. جایگزینی نسبی بین اقلام در آشپزخانه همواره ابزار مدیریت سبد است. زمانی که لوبیا چیتی نوسان بیشتری دارد استفاده از عدس و نخود در دستورهای غذایی می‌تواند هزینه ماهانه را کنترل کند. این رفتار تقاضا در سطح کلان نیز به ثبات بازار کمک می‌کند زیرا فشار را در اوج‌های مقطعی کاهش می‌دهد.

در نهایت تصویر پاییز به تعادل میان سه عامل بستگی دارد. اول سرعت ثبت سفارش و تخصیص ارز که از ۲۹ شهریور وارد فاز عملیاتی شده است. دوم کارکرد ممنوعیت صادرات که تا زمانی که انتظارات تورمی بالاست باید نقش سپر را ایفا کند. سوم شرایط بیرونی تولید جهانی که اگر کاهش قیمت عدس در مبدا ادامه یابد امکان انتقال بخشی از آن به بازار داخل وجود دارد.

خبرهای مشابه

دکمه بازگشت به بالا