صادرات نفت عربستان در مسیر تازه وابستگی بیشتری به کانال سوئز پیدا کرده است
افزایش مخاطرات کشتیرانی در دریای سرخ، مسیر انتقال صادرات نفت عربستان را بار دیگر تغییر داده و اهمیت کانال سوئز و زیرساختهای انتقال نفت مصر را برای بازار جهانی انرژی افزایش داده است. عربستان طی ماههای اخیر بخش بزرگی از نفت خام خود را از مناطق تولیدی شرق کشور به پایانههای غربی منتقل کرده تا محمولهها بدون عبور از تنگه هرمز وارد دریای سرخ شوند. با بالا رفتن ریسک عبور از بخش جنوبی این دریا، تعدادی از نفتکشها به جای ادامه حرکت به سوی بابالمندب، مسیر شمالی و کانال سوئز را انتخاب کردهاند.
دادههای رهگیری کشتیها نشان میدهد دستکم چهار نفتکش حامل نفت خام عربستان در هفته پایانی ژوئیه، پیش از رسیدن به بابالمندب تغییر جهت دادهاند. این کشتیها محمولههای خود را از پایانههای ساحل غربی عربستان دریافت کرده بودند و مقصد نهایی بخش مهمی از آنها بازارهای آسیایی بود. تغییر مسیر به سوی مصر به شرکتهای حملونقل امکان میدهد از محدوده پرریسک جنوب دریای سرخ فاصله بگیرند، اما زمان سفر، مصرف سوخت، هزینه اجاره نفتکش و حق بیمه جنگ را افزایش میدهد.
محور اصلی این جابهجایی، خط لوله شرق به غرب عربستان است که نفت خام را از تاسیسات شرقی به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ میرساند. آرامکو ظرفیت این خط لوله را روزانه حدود ۷ میلیون بشکه اعلام کرده است. این زیرساخت در دوره اختلال تردد از تنگه هرمز به مهمترین مسیر جایگزین عربستان تبدیل شد و امکان داد حجم بیشتری از صادرات از ساحل غربی انجام شود. برآوردهای منتشرشده نشان میدهد بارگیری نفت از پایانههای دریای سرخ عربستان از محدوده معمول ۷۰۰ هزار تا یک میلیون بشکه در روز، به حدود ۴٫۹ میلیون بشکه در روز رسیده است.
افزایش نقش سوئز و خط لوله سومد در جابهجایی نفت
پیش از افزایش ریسکهای اخیر، حدود ۳٫۵ میلیون بشکه از نفت بارگیریشده در پایانههای غربی عربستان هر روز از بابالمندب عبور میکرد و عمدتا راهی پالایشگاههای آسیا میشد. اکنون بخشی از این جریان به سوی شمال دریای سرخ هدایت شده است. آمارهای حملونقل نشان میدهد عبور نفت از کانال سوئز در سه هفته نخست ژوئیه به بالاترین سطح دو سال و نیم اخیر رسیده و ورود نفت به خط لوله سومد نیز در مقایسه با ژوئن حدود ۵۰ درصد افزایش یافته است.
خط لوله سومد نفت خام را از پایانه عینالسخنه در ساحل دریای سرخ مصر به سیدی کریر در ساحل مدیترانه منتقل میکند و ظرفیت عملیاتی آن حدود ۲٫۵ میلیون بشکه در روز برآورد میشود. استفاده از این مسیر برای نفتکشهای بسیار بزرگ اهمیت ویژه دارد، زیرا این شناورها در حالت بارگیری کامل آبخور زیادی دارند و نمیتوانند با ظرفیت کامل از کانال سوئز عبور کنند. هر نفتکش بسیار بزرگ میتواند نزدیک به ۲ میلیون بشکه نفت حمل کند و برای عبور از این مسیر باید بخشی از محموله خود را تخلیه کند.
شرکتهای کشتیرانی برای حل این محدودیت چند گزینه در اختیار دارند. بخشی از نفت میتواند پیش از ورود کشتی به کانال، وارد خط لوله سومد شود و در ساحل مدیترانه دوباره بارگیری شود. گزینه دیگر، انتقال محموله به نفتکشهای کوچکتر است. در صورتی که هیچیک از این راهها از نظر زمانبندی یا ظرفیت در دسترس نباشد، نفتکش باید پس از خروج از مدیترانه، مسیر طولانی پیرامون قاره آفریقا را طی کند تا به مشتریان آسیایی برسد.
برآوردهای صنعت کشتیرانی نشان میدهد مسیر جایگزین پیرامون آفریقا میتواند مدت سفر محموله عربستان به آسیا را از حدود ۱۹ روز به نزدیک ۴۸ روز افزایش دهد. در یک سفر نمونه، هزینه سوخت نفتکش از حدود ۱٫۲۶ میلیون دلار به ۲٫۸۷ میلیون دلار میرسد و عبور از کانال سوئز نیز ممکن است نزدیک به یک میلیون دلار عوارض ایجاد کند. افزایش روزهای اجاره کشتی و حق بیمه مناطق پرریسک، هزینه نهایی تحویل هر بشکه نفت را بیشتر میکند و سرمایه در گردش بیشتری را در مسیر حملونقل نگه میدارد.
اثر مسیرهای طولانیتر بر قیمت نفت و فرآوردهها
بازار نفت در روزهای اخیر به تغییر شرایط حملونقل واکنش نشان داده است. بهای نفت برنت در معاملات جمعه ۲۴ ژوئیه نزدیک ۹۷ دلار در هر بشکه قرار گرفت و پیش از آن برای مدتی از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرده بود. برخی برآوردهای بازار نشان میدهد در صورت کاهش بیشتر جریان عرضه و طولانی شدن اختلال در مسیرهای دریایی، قیمت برنت میتواند تا محدوده ۱۱۵ تا ۱۲۰ دلار در هر بشکه افزایش یابد. این برآورد به میزان نفت خارجشده از بازار، مدت اختلال و سرعت فعال شدن مسیرهای جایگزین وابسته است.
افزایش وابستگی صادرات نفت عربستان به کانال سوئز فقط بازار نفت خام را تحت تاثیر قرار نمیدهد. نفتکشهای حامل فرآوردههایی مانند گازوئیل و سوخت هواپیما معمولا کوچکتر از نفتکشهای غولپیکر حمل نفت خام هستند و سهم بیشتری از مسیرهای آنها به کانال سوئز وابسته است. هرگونه ازدحام، افزایش عوارض یا محدودیت بیمهای در این مسیر میتواند تحویل فرآوردههای پالایشی را نیز با تاخیر روبهرو کند و حاشیه سود پالایشگاهها و هزینه واردات سوخت در بازارهای مصرفکننده را تغییر دهد.
تغییر مسیر محمولهها ظرفیت بنادر مصر، مخازن ساحلی، خطوط لوله و برنامه بارگیری نفتکشها را تحت فشار بیشتری قرار میدهد. عرضه محمولههای بیشتر از بنادر مدیترانهای مصر نشان میدهد شرکتهای فروشنده نقاط تحویل و قراردادهای حمل را بازتنظیم میکنند. در این شرایط، هزینه انتقال میان کشتی و خط لوله و زمان انتظار برای پهلوگیری در قیمت نهایی محموله اهمیت بیشتری پیدا میکند.
این روند میتواند تقاضا برای نفتکشهای متوسط و شناورهای مناسب عبور از سوئز را افزایش دهد. در مقابل، نفتکشهای بسیار بزرگ برای تخلیه بخشی از بار، توقف در پایانههای واسطه یا پیمودن مسیر آفریقا به زمان بیشتری نیاز دارند و تغییر الگوی ناوگان میتواند نرخ کرایه در مسیرهای خاورمیانه، مدیترانه و آسیا را جابهجا کند.









