شکستن طلسم واردات رسمی لوازم خانگی خارجی

قانون استثنائات تجاری راه واردات رسمی و محدود لوازم خانگی خارجی با ارز آزاد را باز کرده و تعادل جدید میان تولیدکنندگان داخلی واردکنندگان و خانوارهای تحت فشار تورم می سازد.

شکسته شدن طلسم واردات لوازم خانگی خارجی در بازار نیمه جان امروز

بازگشت رسمی برندهای خارجی به ویترین ها

بازار لوازم خانگی مدت ها بود که با روایت تکراری کمبود برندهای خارجی و حضور پررنگ کالاهای مشکوک به قاچاق شناخته می شد. حالا اما در سکوت نسبی سیاست گذاران و زیر عنوان تازه ای به نام قانون استثنائات تجاری، تصویر ویترین ها در حال عوض شدن است. گزارش های میدانی از خیابان های اصلی فروش لوازم خانگی و همچنین از فروشگاه های اینترنتی بزرگ نشان می دهد که برندهای شناخته شده خارجی دوباره در سبد انتخاب خریداران ظاهر شده اند؛ آن هم نه به عنوان کالای «چمدانی» یا «بدون شناسنامه»، بلکه با کد شناسه و مسیر رسمی گمرکی.

آنچه این روزها در گفت و گو با فروشندگان شنیده می شود، فراتر از چند کارتن محدود است. فروشنده ای که سال هاست یخچال و ماشین لباس شویی عرضه می کند، می گوید هر بار که خبر ورود رسمی یک مدل جدید از لوازم خانگی خارجی می پیچد، تلفن مغازه شلوغ می شود و مشتریان قدیمی سراغ همان برندهایی را می گیرند که چند سال پیش ناگهان از ویترین های رسمی ناپدید شد. پشت این تغییر، مکانیزمی حقوقی شکل گرفته که به واردکنندگان اجازه می دهد در چارچوبی محدود و با تکیه بر ارز آزاد، بخشی از نیاز بازار به لوازم خانگی خارجی را تأمین کنند.

اکبر پازوکی رئیس اتحادیه فروشندگان لوازم خانگی در توضیح وضعیت جدید بر یک نکته تأکید می کند؛ این که کالای خارجی موجود در بازار، اگر کد شناسه و کد رهگیری داشته باشد، از نظر قانون «کالای قاچاق» محسوب نمی شود. او توضیح می دهد که داشتن این کد یعنی کالا در گمرک ثبت شده، مبدأ خرید و واردکننده مشخص است و مسیر قانونی طی شده است. از نگاه او، تفاوت امروز با چند سال گذشته این است که همان کالایی که قبلاً از پشت درهای بسته و مسیرهای غیررسمی وارد می شد، حالا روی کاغذ در قالب سازوکارهای مرزی و استثنائات تجاری ثبت می شود.

در کنار اتحادیه، فعالان تجارت الکترونیک هم از این تغییر استقبال کرده اند. مسعود طباطبایی مدیرعامل یکی از بزرگ ترین پلتفرم های فروش آنلاین تأکید دارد که استثنائات تجاری، حضور رسمی کالاهای خارجی را در بازار فیزیکی و آنلاین ممکن کرده است. او می گوید این استثناها فقط برای یک بازیگر خاص نوشته نشده و هر شرکتی که بتواند الزامات ارزی و قانونی را رعایت کند، امکان استفاده از آن را دارد. از نگاه او، سال ها ممنوعیت واردات باعث شده بود بازار آفلاین عملاً به مسیرهای غیررسمی تکیه کند، در حالی که فروشگاه های آنلاین زیر ذره بین نهادهای نظارتی قادر به عرضه همان کالاها نبودند.

در این میان نقش «کوله بری»، «ته لنجی» و «تعاونی های مرزنشین» به عنوان مسیرهای اصلی ورود کالا پررنگ تر شده است. رئیس اتحادیه لوازم خانگی توضیح می دهد که بخش قابل توجهی از کالاهای خارجی موجود در بازار از همین مسیرها وارد می شود، کد شناسه می گیرد و روی سامانه ها ثبت می شود. او البته هشدار می دهد که بدون ساماندهی دقیق این کانال ها، بازار واردات از یک سو و تولید داخلی از سوی دیگر در وضعیتی پر از ناهمخوانی و سردرگمی گرفتار می مانند.

همزمان، بحث ضمانت و خدمات پس از فروش به یکی از مهم ترین موضوعات اختلافی میان بازیگران این بازار تبدیل شده است. پازوکی به عنوان نماینده بازار سنتی معتقد است بخش مهمی از این کالاها هرچند از نظر کاغذی رسمی اند، اما پشتوانه خدمات پس از فروش معتبری ندارند و خریدار با ریسکی مواجه است که در ظاهر دیده نمی شود. در برابر او، مدیران فروشگاه های اینترنتی می گویند نمی توانند کالایی را بدون ضمانت عرضه کنند و یا از گارانتی خود استفاده می کنند یا سراغ شرکت های معتبر داخلی می روند. این اختلاف روایت، برای مصرف کننده ای که میان یک تلویزیون داخلی و یک مدل خارجی مردد مانده، پرسشی واقعی ایجاد می کند.

در فضای تورمی امروز که مرکز آمار از تورم نقطه به نقطه نزدیک به نیم برابر و تورم بالای لوازم خانگی خبر می دهد، هر تغییر کوچک در سمت عرضه یا تقاضا حساسیت بیشتری ایجاد می کند. رئیس اتحادیه صریح می گوید بازار در وضعیت «نخریدن» است و وقتی قیمت لوازم خانگی ظرف یک سال حدود نیمی بیشتر شده، در حالی که حقوق خانوارها چنین رشدی نداشته، طبیعی است که خریدار دست به عصا حرکت کند. در چنین صحنه ای است که خبر از سرگیری واردات رسمی قشرهای مختلف را به واکنش واداشته است؛ از تولیدکننده ای که نگران از دست دادن سهم بازار است تا خانواری که به دنبال یخچال با کیفیت و قیمت قابل تحمل می گردد.

برای دولت نیز این تحول فقط یک خبر تجاری نیست. بعد از سال ها ممنوعیت و فشار برای خودکفایی در صنعت لوازم خانگی، باز شدن دریچه استثنائات تجاری پیام سیاسی و اقتصادی روشنی دارد. سیاست گذار تلاش می کند در شرایط محدودیت منابع ارزی و فشار تورمی، تعادلی میان حمایت از تولید داخل و پاسخ دادن به نارضایتی مصرف کننده برقرار کند؛ تعادلی که نه یک شبه شکل می گیرد و نه بدون هزینه خواهد بود. ورود رسمی برندهای خارجی شاید در ظاهر فقط چند مدل جدید تلویزیون و یخچال به ویترین اضافه کند، اما در عمق، موازنه میان تولیدکننده، واردکننده، قاچاقچی و مصرف کننده را تغییر می دهد.

همین حالا در گفتگو با فعالان بازار، مجموعه ای از احساسات متضاد شنیده می شود. گروهی ورود رسمی لوازم خانگی خارجی را پایان یک دوران غیرطبیعی می دانند که در آن ممنوعیت روی کاغذ برقرار بوده اما کالا از پشت مرزها و بدون مالیات و نظارت سرازیر می شده است. در مقابل، بخشی از تولیدکنندگان داخلی این تغییر را تهدیدی برای سرمایه گذاری های چند سال اخیر می بینند و از «مافیای واردات» حرف می زنند که به محض باز شدن کوچک ترین روزنه ای، آماده اند سهم خود را از کیک بازار بردارند. این تضادها نشان می دهد شکستن طلسم واردات، شروع فصل تازه ای از بحث های اقتصادی و اجتماعی است.

قانون استثنائات تجاری زیر ذره بین اقتصاد؛ از کاهش قاچاق تا بازطراحی موازنه قدرت

تغییر زمین بازی میان قاچاقچی، واردکننده و تولیدکننده

در نگاه اول، قانون استثنائات تجاری فقط یک تبصره اداری به نظر می رسد که به چند ردیف کالایی اجازه می دهد با ارز آزاد و در حجم محدود وارد کشور شود. اما از زاویه اقتصاد سیاسی، این استثنا در واقع تلاش برای بازطراحی زمین بازی میان سه بازیگر اصلی است؛ قاچاقچی که سال ها از ممنوعیت مطلق سود برده، واردکننده رسمی که از بازار حذف شده بود و تولیدکننده داخلی که پشت دیوار تعرفه و ممنوعیت نفس می کشد. هرچقدر ممنوعیت کامل ادامه پیدا کرد، قاچاق توانست جای خالی واردکننده رسمی را پر کند و به گفته فعالان این حوزه تا حدود یک سوم بازار لوازم خانگی را در اختیار بگیرد.

منطق اقتصادی سیاست گذار در این مرحله روشن است. وقتی تقاضای واقعی برای لوازم خانگی خارجی وجود دارد و بخش قابل توجهی از خانوارها حاضرند برای برندهای خاص هزینه کنند، ممنوعیت مطلق فقط کانال عبور کالا را عوض می کند. کالا به جای عبور از گمرک، روی دوش کوله بر، روی عرشه لنج یا در کانتینرهای فاقد اسناد شفاف حرکت می کند. این جابه جایی مسیر، دو پیامد مهم دارد؛ دولت از درآمدهای گمرکی و مالیاتی محروم می شود و نظارت بر کیفیت و ایمنی کالا دشوارتر می گردد. استثنائات تجاری در عمل می خواهد بخشی از این جریان را از سایه به روشنایی برگرداند.

از زاویه هزینه و منفعت، این سیاست نوعی مصالحه میان فشار بودجه ای و فشار تولیدی است. دولت برای هر دستگاه لوازم خانگی که به شکل قاچاق وارد می شد، هیچ حقوق ورودی و مالیاتی دریافت نمی کرد، اما حالا با ثبت کالا در گمرک و تخصیص کد شناسه، درآمدی به خزانه اضافه می شود. در عوض، تولیدکننده داخلی با رقیبی مواجه می شود که دیگر فقط روی کاغذ قاچاق نیست و می تواند در مقیاس بزرگ تر و با شبکه توزیع رسمی وارد شود. اینجا جایی است که نقش نرخ ارز و ساختار هزینه تولید داخلی تعیین کننده می شود. وقتی واردات با ارز آزاد انجام می شود، قیمت تمام شده کالای خارجی به طور طبیعی بالا است و اگر تولیدکننده داخلی بتواند هزینه های خود را کنترل کند، همچنان شانس رقابت دارد.

اقتصاددانانی که به جزئیات این سیاست نگاه می کنند، استثنائات تجاری را نوعی «پایلوت» آزادسازی می دانند؛ مسیری که اگر آثارش قابل مدیریت باشد، می تواند بعدها به بازنگری گسترده تر در سیاست ممنوعیت منجر شود. اما اگر موج واردات حتی در سطح محدود فعلی باعث شوک به بازار کار و تعطیلی کارخانه ها شود، احتمال عقب نشینی سریع وجود دارد. این همان نقطه ای است که انجمن صنایع لوازم خانگی بارها نسبت به آن هشدار داده و واردات از مسیر ته لنجی و مرزنشینی را «تصمیمی غیرکارشناسی» خوانده است که به تعبیر نمایندگان این انجمن مانند ضربه ای بر پیکر تولید ملی عمل می کند.

از طرف دیگر، ساختار قدرت در زنجیره عرضه لوازم خانگی نیز تحت تأثیر قرار می گیرد. سال هایی که واردات رسمی ممنوع بود، شبکه هایی که توان دسترسی به مبادی غیررسمی داشتند، وزن بیشتری در بازار پیدا کردند. اکنون با باز شدن دریچه استثنائات، شرکت هایی که سرمایه، ارتباطات اداری و توان پوشش تعهدات ارزی دارند، دوباره به بازی برگشته اند. این جابه جایی قدرت، خود را در سطح خرده فروشی هم نشان می دهد؛ فروشگاه های بزرگ و زنجیره ای و پلتفرم های آنلاین این فرصت را پیدا کرده اند که کالای خارجی را با برچسب قانونی عرضه کنند و سهمی از حاشیه سودی را که پیش از این در حلقه های پنهان زنجیره قاچاق می ماند، به سمت خود بکشانند.

مسعود طباطبایی مدیرعامل یک پلتفرم بزرگ آنلاین به صراحت می گوید ممنوعیت واردات، سال ها شرایط نابرابری میان بازار آنلاین و بازار سنتی ایجاد کرده بود. به تعبیر او کالای خارجی در بازار فیزیکی حضور داشت، اما فروشگاه های اینترنتی نمی توانستند آن را در سبد خود قرار دهند، چون ریسک حقوقی و اعتباری چنین کاری بالا بود. حالا استثنائات تجاری این امکان را فراهم کرده که حتی اگر خود این پلتفرم ها به دلیل محدودیت منابع ارزی نتوانند واردات مستقیم انجام دهند، دست کم بتوانند کالاهای وارداتی را به صورت رسمی در ویترین خود عرضه کنند و از حاشیه سود آن بهره ببرند.

برای درک بهتر ابعاد این تغییر، باید به سمت تولید داخلی رفت. ممنوعیت واردات در سال های گذشته به رشد تولید لوازم خانگی داخلی کمک کرد و آمارهایی که انجمن صنایع لوازم خانگی منتشر کرده نشان می دهد تولید سالانه به چندین میلیون دستگاه رسیده است. این رشد البته به معنای نبود چالش نبود. بخش قابل توجهی از تولیدکنندگان با هزینه بالای مواد اولیه، نرخ سود تسهیلات، نوسان ارز و مشکلات تأمین قطعات روبه رو بودند و بخشی از آن ها، به جای سرمایه گذاری سنگین روی تحقیق و توسعه، از فرصت نبود رقیب خارجی برای حفظ حاشیه سود استفاده کردند. اکنون بازگشت تدریجی برندهای خارجی با مجوز رسمی، این صنعت را مجبور می کند دوباره نسبت خود را با کیفیت، خدمات و قیمت بازتعریف کند.

اقتصاد سیاسی استثنائات؛ سیگنال محتاطانه در میانه بحران تورم

در سطح کلان تر، قانون استثنائات تجاری را می توان به عنوان ابزاری برای «ارسال سیگنال» به فعالان اقتصادی و شرکای خارجی خواند. پس از دوره ای که شعارهای خودکفایی و ممنوعیت واردات در صدر سیاست های صنعتی قرار داشت، باز شدن حتی یک روزنه محدود برای واردات رسمی لوازم خانگی خارجی نشان می دهد دولت به این جمع بندی رسیده که اقتصاد نمی تواند برای همیشه با دیوارهای بلند تعرفه ای و ممنوعیت نفس بکشد. این سیگنال البته با احتیاط فراوان ارسال شده است. واردات این گروه کالا نه با ارز ترجیحی، بلکه با ارز آزاد انجام می شود و حجم آن هم زیر عنوان محدود و کنترل شده تعریف شده است تا فشار مضاعفی بر بازار ارز وارد نشود.

همین احتیاط را می توان در سخنان مدیران اجرایی دید. طباطبایی تأکید می کند که دولت به طور اصولی خواهان از سرگیری واردات کالاهای خارجی است، اما محدودیت منابع ارزی و شرایط فعلی اجازه بازگشت کامل به دوران قبل را نمی دهد. او معتقد است تا زمانی که این قانون پابرجاست، فعالان بخش خصوصی باید از آن استفاده کنند، حتی اگر این استفاده محدود باشد. از نگاه او، وجود کالای خارجی در بازار نه فقط برای مصرف کننده، بلکه برای خود فعالان بازار هم یک مزیت است، چون می تواند به تعادل قیمت ها و افزایش رقابت کمک کند.

در نقطه مقابل، برخی اقتصاددانان نگرانند که همین روزنه محدود به مرور به دروازه ای بزرگ برای واردات بی رویه تبدیل شود، به ویژه اگر فشار برای جلب رضایت کوتاه مدت مصرف کننده افزایش یابد. آن ها به تجربه سال هایی اشاره می کنند که با کوچک ترین تغییر در فضای بین المللی، واردات کالاهای نهایی جهش پیدا کرده و فرصت های صنعتی سازی را از بین برده است. بحث بر سر این است که اگر قرار است استثنائات تجاری به ابزاری پایدار تبدیل شود، باید همزمان با آن سیاست های دقیق حمایتی برای بهبود بهره وری تولید داخلی و ارتقای فناوری اجرا شود تا بازار به سمت واردات آسان و تولید دشوار نلغزد.

نکته مهم دیگر، تأثیر این سیاست بر توزیع منافع در جامعه است. در شرایطی که نرخ تورم سالانه و نقطه به نقطه در سطح بالا قرار دارد و خانوارهای کم درآمد با هزینه های سنگین خوراکی و مسکن دست و پنجه نرم می کنند، بخش عمده فروش لوازم خانگی خارجی به طبقات میانی و بالاتر می رسد که قدرت خرید بیشتری دارند. در نتیجه، اگر درآمدهای گمرکی ناشی از این واردات به شکل هدفمند برای حمایت از دهک های پایین تر استفاده نشود، استثنائات تجاری می تواند به افزایش نابرابری مصرفی دامن بزند. در مقابل، اگر این درآمدها برای تقویت شبکه های حمایتی، بهبود زیرساخت تولید و کاهش هزینه های عمومی به کار گرفته شود، اثر این سیاست بر رفاه عمومی متعادل تر خواهد بود.

با این همه، آنچه در عمل رخ می دهد، بیش از آنکه تابع متن قوانین باشد، به نحوه اجرای آن بستگی دارد. اگر نظارت بر حجم و ترکیب کالاهای وارداتی ضعیف باشد، امکان دارد به جای تأمین نیاز واقعی خانوارها به کالاهای اساسی و میان رده، تمرکز بر واردات محصولات لوکس و حاشیه سود بالاتر شکل بگیرد. در این صورت، انتقادهایی که برخی تولیدکنندگان مطرح می کنند مبنی بر این که درهای بازار به روی کالاهایی باز می شود که فقط بخش محدودی از جامعه توان خرید آن را دارد، تقویت خواهد شد. در مقابل، اگر محور واردات روی سبدی از کالاهای پرفروش و مصرفی تنظیم شود، اثر رقابتی آن بر کل بازار نمایان تر خواهد بود.

تورم، قدرت خرید و تعادل جدید میان برند خارجی و تولید داخلی

مصرف کننده میان رؤیای کیفیت خارجی و واقعیت جیب خانوار

بازگشت رسمی لوازم خانگی خارجی دقیقاً در زمانی اتفاق افتاده که سفره خانوارها زیر فشار تورم کوچک شده است. گزارش های رسمی از شاخص قیمت مصرف کننده نشان می دهد خانوار ایرانی برای خرید همان سبد کالا و خدمات نسبت به سال قبل نزدیک به نیمی بیشتر هزینه می پردازد. در این میان، گروه مبلمان و لوازم خانگی نیز تورمی حدود همین سطح را تجربه کرده است. معنای ساده این اعداد این است که خانواده ای که چند سال قبل با یک بودجه مشخص می توانست یک یخچال، یک ماشین لباس شویی و یک اجاق گاز بخرد، امروز با همان بودجه شاید فقط بتواند یکی از این اقلام را تهیه کند یا باید سراغ مدل های کوچک تر و ساده تر برود.

در چنین فضایی، خبر ورود رسمی برندهای خارجی یک دوگانگی روانی برای مصرف کننده ایجاد می کند. از یک سو، خاطره کیفیت و دوام محصولات برندهای شناخته شده در ذهن بسیاری از خانواده ها هنوز زنده است. نسل هایی که یک بار یخچال یا تلویزیون خارجی خریده اند، مقایسه ناخواسته ای میان تجربه خود و محصولاتی که در سال های اخیر به بازار آمده انجام می دهند. از سوی دیگر، برچسب قیمت این کالاها با توجه به استفاده از ارز آزاد و هزینه های گمرکی به گونه ای است که برای بخش بزرگی از جامعه عملاً خارج از دسترس است. نتیجه این ترکیب، گسترش نوعی «مصرف آرزومندانه» است؛ نگاه کردن به کالا در ویترین یا صفحه موبایل بدون توان واقعی خرید.

اکبر پازوکی رئیس اتحادیه فروشندگان لوازم خانگی در این باره تعبیر تند و صریحی به کار می برد. او می گوید تورم لوازم خانگی تولیدکننده را بدبخت می کند، توزیع کننده را بیچاره می کند و مصرف کننده را حذف می کند. این جمله در ظاهر اغراق آمیز به نظر می رسد، اما اگر ساختار هزینه و درآمد را کنار هم بگذاریم، می بینیم چندان دور از واقعیت نیست. تولیدکننده با افزایش قیمت مواد اولیه، دستمزد و انرژی دست به گریبان است؛ توزیع کننده با بازار کم رونق و مشتریانی که خرید را به تعویق می اندازند مواجه می شود و مصرف کننده نهایی، اگر در دهک های پایین تر باشد، عملاً از بازار لوازم خانگی نو کنار گذاشته می شود.

تجربه خرید در فروشگاه های آنلاین هم همین شکاف را نشان می دهد. در کمپین های بزرگی مانند بلک فرایدی که به یک رخداد ملی در تقویم خرید تبدیل شده، تعداد سفارش ها برای کالاهای تخفیف خورده جهش می کند، اما به محض پایان تخفیف های شدید، بازار دوباره به حالت رکود باز می گردد. مدیران پلتفرم های بزرگ می گویند در دوره این کمپین ها گاهی در چند روز به اندازه چند ماه معمولی فروش ثبت می شود، اما این به معنای رونق پایدار نیست. در واقع، مشتری منتظر یک فرصت استثنایی می ماند تا بخشی از نیاز لوازم خانگی خود را تأمین کند و در باقی سال ترجیح می دهد با همان یخچال قدیمی و ماشین لباس شویی پر سر و صدا سر کند.

در این میان، ورود رسمی لوازم خانگی خارجی می تواند دو اثر متفاوت بر رفتار مصرف کننده داشته باشد. دسته ای از خانوارها که هنوز توان خرید محدودی دارند، ممکن است برای حفظ قدرت خرید خود به سمت کالاهای داخلی یا حتی کالاهای کارکرده بروند و تنها در صورت تخفیف های بزرگ سراغ برند خارجی بیایند. در مقابل، طبقات پردرآمدتر که همچنان امکان خرید دارند، به سمت برندهای خارجی متمایل می شوند و تقاضا برای مدل های پرچمدار داخلی در میان آن ها کاهش می یابد. این دوگانگی اگر تداوم پیدا کند، به تدریج ساختار بازار را طبقاتی تر می کند؛ یعنی یک بازار برای مصرف کننده ای که فقط به دنبال رفع نیاز اولیه است و بازار دیگری برای خریدارانی که کیفیت و برند برایشان اهمیت بیشتری دارد.

نکته مهم دیگر، رابطه میان قیمت و اعتماد است. سال هاست بخشی از مردم نسبت به قیمت گذاری لوازم خانگی بدبین هستند و تصور می کنند تولیدکننده داخلی هر بار که نرخ ارز تکان می خورد، بهانه ای برای افزایش قیمت پیدا می کند حتی اگر وابستگی ارزی محصولش کم باشد. در مقابل، همین مصرف کننده وقتی برچسب قیمت یک یخچال خارجی را می بیند، گرچه آن را گران می داند، اما افزایش قیمت آن را بیشتر قابل درک تلقی می کند، چون مستقیماً با نرخ ارز آزاد و هزینه واردات پیوند دارد. این شکاف در ادراک، مسئولیت تولیدکننده داخلی و نهادهای ناظر را سنگین تر می کند، زیرا بدون شفافیت در ساختار هزینه و حاشیه سود، رقابت با برندهای خارجی تنها با تکیه بر شعار حمایت از تولید ملی ممکن نخواهد بود.

تولیدکننده داخلی در آزمون تازه رقابت و بهره وری

از منظر بنگاه، باز شدن درهای محدود واردات رسمی یک آزمون واقعی برای کارایی و بهره وری است. در دوره ممنوعیت کامل، بسیاری از تولیدکنندگان داخلی فرصت یافتند ظرفیت های خود را افزایش دهند و انجمن های تخصصی بارها از رشد تولید لوازم خانگی و افزایش سهم ساخت داخل سخن گفتند. با این حال، بخشی از این رشد در سایه نبود رقابت جدی شکل گرفت. اکنون که برندهای خارجی دوباره با برچسب قانونی به بازار برمی گردند، شاخص های دیگری غیر از میزان تولید مهم می شوند؛ کیفیت، دوام، طراحی، مصرف انرژی و خدمات پس از فروش باید در سطحی قرار گیرد که مشتری، با در نظر گرفتن همه محدودیت های درآمدی، حاضر باشد از محصول داخلی دفاع کند.

چالش اصلی تولیدکننده داخلی در این شرایط، مدیریت هزینه ها در محیطی است که تورم ساختاری و نوسان ارزی ادامه دارد. اگر بنگاهی نتواند با سرمایه گذاری روی فناوری، مهندسی محصول و بهبود فرایند تولید، هزینه های خود را مهار کند، هر موج تورمی جدید حاشیه سودش را می خورد و ناچار می شود قیمت را بالا ببرد؛ حرکتی که او را در رقابت با کالای خارجی که شاید فقط در برخی مدل ها حاضر است، ضعیف تر می کند. بالعکس، بنگاه هایی که در سال های اخیر روی تحقیق و توسعه، طراحی پلتفرم های مشترک و کاهش وابستگی به واردات قطعات حساس سرمایه گذاری کرده اند، شانس بیشتری دارند تا از این مرحله به عنوان فرصتی برای تثبیت برند خود استفاده کنند.

در کنار این، ساختار توزیع نیز باید خود را با شرایط تازه هماهنگ کند. شبکه های سنتی فروش که سال ها روی برندهای خارجی کار کرده بودند، در دوران ممنوعیت به ناچار به سمت محصولات داخلی یا کالاهای بی برند خارجی رفتند. حالا با بازگشت رسمی برخی برندها، این شبکه ها دوباره می توانند روی سبد متنوع تری کار کنند، اما باید توجه داشته باشند که حاشیه سود گذشته شاید تکرار نشود. حضور فروشگاه های اینترنتی بزرگ که توان مقایسه قیمت و شفافیت بیشتری دارند، اجازه نمی دهد تفاوت قیمت زیاد میان عمده فروشی و خرده فروشی طولانی مدت دوام بیاورد. این فشار رقابتی اگر درست مدیریت شود، هم به نفع مصرف کننده خواهد بود و هم بنگاه هایی را که از ساختارهای فرسوده توزیع رنج می برند وادار به اصلاح می کند.

در نهایت، نقطه تلاقی همه این روندها، سفره خانوار و ترازنامه بنگاه است. هر تصمیمی در مورد واردات رسمی یا محدود کردن آن، به سرعت خود را در قیمت ها، انتخاب های مصرفی و برنامه های سرمایه گذاری نشان می دهد. ورود رسمی لوازم خانگی خارجی اگر صرفاً به عنوان پیروزی کوتاه مدت مصرف کننده یا شکست فوری تولیدکننده دیده شود، تصویر ناقصی از واقعیت ارائه می دهد. ماجرای «شکسته شدن طلسم واردات» در واقع داستان تلاش برای یافتن تعادلی جدید است؛ تعادلی که در آن هم فرصت ارتقای استاندارد زندگی خانوارها لحاظ شود، هم امکان ادامه حیات برای بنگاه های داخلی که توان انطباق و نوآوری دارند باقی بماند و هم منابع محدود ارزی کشور در مسیری به کار گرفته شود که بیشترین بازده اقتصادی و رفاهی را به همراه داشته باشد.

خبرهای مشابه

دکمه بازگشت به بالا