پل استریتن و میراث ماندگار اقتصاد توسعه انسان‌محور

پل استریتن از چهره‌های اثرگذار اقتصاد توسعه بود که با تاکید بر نیازهای اساسی، فقر، آموزش، سلامت و بهره‌وری، سنجش پیشرفت را از رشد تولید ناخالص داخلی به کیفیت زندگی مردم جهان گسترش داد.

پل استریتن اقتصاددانی که رشد را با زندگی مردم سنجید

در تقویم تاریخ اقتصاد، ۱۸ جولای با زادروز پل استریتن پیوند خورده است؛ اقتصاددانی که سهم مهمی در تغییر نگاه جهان به مفهوم توسعه داشت. او در ۱۸ جولای ۱۹۱۷ در وین با نام پل هورنیگ متولد شد و در ۶ ژانویه ۲۰۱۹، در ۱۰۱ سالگی، در پرینستون آمریکا درگذشت. استریتن تحصیل اقتصاد سیاسی را در دانشگاه آبردین دنبال کرد و سپس با دانشگاه آکسفورد پیوند یافت؛ جایی که در سال ۱۹۴۸ به عضویت علمی کالج بالیول درآمد.

استریتن فعالیت علمی خود را با پژوهش درباره صنعت، تجارت و نظریه اقتصادی آغاز کرد. مقاله‌های او در دهه ۱۹۵۰ موضوعاتی مانند ساختار صنعت، تجارت بین‌الملل و رشد نامتوازن را بررسی می‌کردند. از دهه ۱۹۶۰ تمرکز اصلی او به اقتصاد توسعه انتقال یافت؛ حوزه‌ای که در آن میان نظریه، سیاست‌گذاری و مسائل واقعی کشورهای کم‌درآمد ارتباط برقرار کرد. او مدتی سرپرستی موسسه مطالعات توسعه در ساسکس را بر عهده داشت، در کویین الیزابت هاوس آکسفورد فعالیت کرد و در وزارت توسعه برون‌مرزی بریتانیا نیز مسئولیت اقتصادی داشت.

گذار از رشد تولید به تامین نیازهای اساسی

بخش مهمی از تاثیرگذاری پل استریتن به همکاری او با بانک جهانی بازمی‌گردد. او به عنوان مشاور ارشد اقتصادی در برنامه نیازهای اساسی این نهاد فعالیت کرد و از اقتصاددانانی بود که خواستار تغییر معیارهای ارزیابی توسعه شدند. در نگاه رایج آن دوره، افزایش تولید ناخالص داخلی مهم‌ترین نشانه پیشرفت تلقی می‌شد. استریتن استدلال می‌کرد که رشد تولید و درآمد، هرچند ضروری است، به تنهایی نشان نمی‌دهد که زندگی اقشار کم‌درآمد بهتر شده یا خدمات ضروری به آنان رسیده است.

در چارچوب فکری او، توسعه زمانی معنا پیدا می‌کرد که مردم به تغذیه کافی، بهداشت، آموزش، مسکن، آب سالم و فرصت اشتغال دسترسی داشته باشند. رویکرد نیازهای اساسی به جای اتکا به این فرض که منافع رشد در نهایت به طبقات پایین منتقل می‌شود، بر هدایت مستقیم منابع به گروه‌های محروم تاکید داشت. این دیدگاه فقط برنامه‌ای برای افزایش مصرف نبود؛ بلکه سرمایه‌گذاری در سلامت، سواد و مهارت را عاملی برای ارتقای کیفیت نیروی کار، افزایش بهره‌وری و تقویت ظرفیت تولیدی اقتصاد می‌دانست.

استریتن در مقاله‌ای در نشریه Finance & Development نیز بر رشد اقتصادی انسان‌محور تاکید کرد. از نگاه او، بهبود تغذیه، سلامت، آموزش و مهارت فقرا فقط هدفی رفاهی نبود، بلکه می‌توانست بهره‌وری آنان را افزایش دهد و پایه‌های تولید بلندمدت را تقویت کند. بنابراین، سرمایه‌گذاری اجتماعی در اندیشه او بخشی از سیاست اقتصادی و نه هزینه‌ای جدا از فرایند رشد محسوب می‌شد.

استریتن میان رشد اقتصادی و تامین نیازهای اساسی تضاد قطعی نمی‌دید. از نظر او، مسئله اصلی ترکیب تولید، توزیع قدرت خرید و گروه‌هایی بود که از رشد بهره می‌بردند. ممکن بود اقتصادی تولید ناخالص داخلی بالاتری ثبت کند، اما بخش عمده افزایش درآمد در اختیار گروه‌های پردرآمد قرار گیرد و شاخص‌های تغذیه، مرگ‌ومیر کودکان، آموزش یا سلامت عمومی تغییر محسوسی نکنند. به همین دلیل، ارزیابی اقتصادی باید علاوه بر اندازه تولید، کیفیت رشد و توزیع دستاوردهای آن را نیز در نظر بگیرد.

کتاب «نخست نیازهای اساسی» که در سال ۱۹۸۱ منتشر شد، از آثار شناخته‌شده او در این زمینه است. استریتن در این اثر به انتقادهای واردشده بر راهبرد نیازهای اساسی پاسخ داد و توضیح داد که سیاست‌های هدفمند می‌توانند محرومیت را سریع‌تر و با منابع محدودتر کاهش دهند. او بر اهمیت خدمات عمومی تاکید داشت، زیرا برخی نیازها تنها از طریق آموزش عمومی، مراقبت‌های بهداشتی، کالاهای یارانه‌ای یا پرداخت‌های انتقالی تامین می‌شوند. در عین حال، وجود بودجه کافی را تضمینی برای رسیدن خدمات به گروه‌های هدف نمی‌دانست و بر کیفیت اجرا و ظرفیت اداری تاکید می‌کرد.

میراث پل استریتن در اقتصاد توسعه انسانی

تاسیس نشریه تخصصی «توسعه جهانی» در سال ۱۹۷۲ بخش دیگری از میراث حرفه‌ای استریتن بود. این نشریه بستری میان‌رشته‌ای برای بررسی اقتصاد، فقر، اشتغال، تجارت، سرمایه‌گذاری و سیاست‌های توسعه فراهم کرد. او در میانه دهه ۱۹۷۰ به گروه اقتصاد دانشگاه بوستون پیوست و تا بازنشستگی در اواخر دهه ۱۹۸۰ در آنجا فعالیت داشت. آثاری مانند «مرزهای مطالعات توسعه»، «چشم‌اندازهای توسعه» و «اندیشیدن درباره توسعه» نیز گستره علایق علمی او را نشان می‌دهند.

پل استریتن در گسترش رویکرد توسعه انسانی نیز نقش داشت. او با برنامه توسعه سازمان ملل همکاری کرد و در کنار اقتصاددانانی مانند محبوب‌الحق، آمارتیا سن، فرانسیس استوارت و گوستاو رانیس به تقویت این ایده کمک کرد که مردم باید در مرکز سیاست توسعه قرار گیرند. این رویکرد بعدها در گزارش‌های توسعه انسانی و استفاده از شاخص‌هایی فراتر از تولید ناخالص داخلی بازتاب یافت. مشارکت او در گزارش‌های توسعه انسانی سازمان ملل و گزارش فرهنگ جهانی یونسکو نیز پیوند میان پژوهش اقتصادی و سیاست‌گذاری بین‌المللی را تقویت کرد.

دیدگاه استریتن برای اقتصاد امروز همچنان کاربرد دارد. دولت‌ها ممکن است هم‌زمان با رشد تولید، با فقر پایدار، نابرابری آموزشی، ضعف سلامت عمومی یا بهره‌وری پایین نیروی کار مواجه باشند. چارچوب او سیاست‌گذار را وادار می‌کند بررسی کند بودجه عمومی چگونه تخصیص یافته، خدمات به کدام گروه‌ها رسیده، سرمایه‌گذاری اجتماعی چه اثری بر توان تولیدی داشته و آیا رشد به بهبود قابل اندازه‌گیری سطح زندگی منجر شده است. به همین دلیل، نام پل استریتن در تاریخ اقتصاد توسعه با عبور از رشد صرف و حرکت به سوی توسعه انسان‌محور پیوند خورده است.

دانشگاه بوستون برای بزرگداشت تاثیر علمی او، سخنرانی سالانه پل استریتن در سیاست توسعه جهانی را برگزار می‌کند. این برنامه به بررسی مسائل روز اقتصاد توسعه، از سیاست صنعتی و جریان سرمایه تا نهادهای جهانی اختصاص دارد. استمرار آن نشان می‌دهد میراث استریتن همچنان در بحث‌های مربوط به فقر، سرمایه انسانی، کیفیت رشد و طراحی سیاست‌های توسعه حضور دارد.

خبرهای مشابه

دکمه بازگشت به بالا