آلن کروگر و تحول پژوهش تجربی در اقتصاد کار
آلن بنت کروگر، اقتصاددان آمریکایی و استاد دانشگاه پرینستون، یکی از چهرههای اثرگذار اقتصاد کار در دهههای پایانی قرن بیستم و آغاز قرن بیست و یکم بود. او در ۱۷ سپتامبر ۱۹۶۰ در لیوینگستون ایالت نیوجرسی متولد شد و پس از تحصیل در دانشگاه کرنل، دکترای اقتصاد خود را در سال ۱۹۸۷ از دانشگاه هاروارد دریافت کرد. کروگر همان سال به دانشگاه پرینستون پیوست و بیش از سه دهه در این دانشگاه به تدریس و پژوهش پرداخت. نام آلن کروگر بیش از هر چیز با اقتصاد کار، حداقل دستمزد، اقتصاد آموزش، نابرابری و گسترش روشهای تجربی در علم اقتصاد پیوند خورده است.
یکی از ویژگیهای اصلی فعالیت علمی کروگر، تاکید بر استفاده از دادههای واقعی برای سنجش نظریههای اقتصادی بود. در دورهای که بسیاری از مباحث بازار کار همچنان بر مدلهای نظری استوار بودند، او از دادههای میدانی و تغییرات واقعی در سیاستهای اقتصادی برای بررسی روابط علت و معلولی استفاده میکرد. این رویکرد به اقتصاددانان اجازه میداد پیامدهای سیاستهایی مانند تغییر حداقل دستمزد، سرمایهگذاری در آموزش یا اصلاح مقررات بازار کار را با شواهد واقعی بررسی کنند.
پژوهش آلن کروگر درباره حداقل دستمزد و اشتغال
مشهورترین پژوهش آلن کروگر در حوزه حداقل دستمزد با همکاری دیوید کارد انجام شد. این دو اقتصاددان تاثیر افزایش حداقل دستمزد در ایالت نیوجرسی را بر اشتغال رستورانهای فستفود بررسی کردند و نتایج را با شرایط پنسیلوانیا مقایسه کردند؛ ایالتی که در همان مقطع افزایش مشابهی در حداقل دستمزد نداشت. این بررسی بر اطلاعات صدها رستوران استوار بود و به یکی از شناختهشدهترین مطالعات تجربی اقتصاد کار تبدیل شد.
نتایج مطالعه نشان داد در نمونه بررسیشده، افزایش حداقل دستمزد به کاهش محسوس اشتغال منجر نشده است. این یافته با برداشت سادهای که هر افزایش حداقل دستمزد را الزاما عامل کاهش تقاضا برای نیروی کار میدانست، تفاوت داشت. پژوهش کروگر و کارد بحث گستردهای را میان اقتصاددانان ایجاد کرد و زمینه را برای مطالعات بیشتری درباره رابطه دستمزد، اشتغال و رفتار کارفرمایان فراهم ساخت.
اهمیت این مطالعه تنها به نتیجه آن محدود نبود. شیوه مقایسه دو بازار کار که با شرایط اقتصادی مشابه اما سیاست دستمزدی متفاوت روبهرو بودند، نمونهای مهم از کاربرد آزمایش طبیعی در اقتصاد به شمار میرفت. کروگر و کارد در مطالعات دیگری نیز آثار حداقل دستمزد را بر توزیع دستمزد، درآمد خانوار و فقر بررسی کردند. یافتههای آنان نشان میداد افزایش حداقل دستمزد در برخی شرایط میتواند درآمد کارکنان بخشهای پایین توزیع دستمزد را افزایش دهد و شکاف دستمزدی را کاهش دهد.
اقتصاد آموزش نابرابری و بازار کار
اقتصاد آموزش بخش مهم دیگری از فعالیت علمی کروگر بود. او در مطالعات مختلف به بررسی رابطه کیفیت آموزش، اندازه کلاس، سرمایه انسانی و درآمد افراد پرداخت. یکی از پرسشهای اصلی این تحقیقات آن بود که آموزش تا چه اندازه میتواند فرصتهای اقتصادی افراد را در طول زندگی تغییر دهد. کروگر در این حوزه نیز تلاش میکرد اثر عوامل آموزشی را با استفاده از دادههای آماری و روشهای تجربی از سایر عوامل موثر بر درآمد و اشتغال تفکیک کند.
نابرابری اقتصادی نیز جایگاه مهمی در پژوهشهای او داشت. نام کروگر با اصطلاح «منحنی گتسبی بزرگ» نیز شناخته میشود؛ مفهومی که ارتباط میان نابرابری درآمد و تحرک اقتصادی بین نسلی را توضیح میدهد. این چارچوب توجه اقتصاددانان را به این موضوع جلب کرد که در جوامعی با نابرابری بیشتر، فرصت حرکت افراد از طبقات درآمدی پایین به سطوح بالاتر میتواند محدودتر باشد. این بحث به یکی از موضوعات مهم مطالعات مربوط به توزیع درآمد و فرصتهای اقتصادی تبدیل شد.
دامنه مطالعات کروگر به بازار کار سنتی محدود نبود. او درباره بیکاری، تقاضای نیروی کار، اشتغال مستقل، اقتصاد پلتفرمی و کاهش مشارکت برخی گروهها در بازار کار نیز پژوهش کرد. در سالهای پایانی فعالیت دانشگاهی، بخشی از مطالعات او به اقتصاد گیگ و فعالیتهایی مانند رانندگی برای پلتفرمهای آنلاین اختصاص یافت. او همچنین رابطه میان بحران مواد افیونی و کاهش مشارکت برخی افراد در بازار کار آمریکا را بررسی کرد.
از اقتصاد موسیقی تا سیاستگذاری اقتصادی
یکی از متفاوتترین حوزههای پژوهشی کروگر، اقتصاد صنعت موسیقی بود. او بازار کنسرتها، قیمت بلیت، درآمد هنرمندان و تمرکز درآمد در میان ستارههای موسیقی را با ابزارهای اقتصادی بررسی کرد. در یکی از پژوهشهای او درباره صنعت کنسرت، متوسط قیمت بلیت بین سالهای ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۳ حدود ۸۲ درصد افزایش یافته بود، در حالی که شاخص قیمت مصرفکننده در همین دوره تنها ۱۷ درصد رشد کرده بود. کروگر عواملی مانند اقتصاد ستارهها، بازار ثانویه بلیت، تمرکز برگزارکنندگان کنسرت و تغییرات فناوری را در توضیح این تحولات بررسی کرد.
او بعدها این حوزه را در کتاب «راکانومیکس» گسترش داد و از صنعت موسیقی به عنوان نمونهای برای توضیح مفاهیمی مانند عرضه و تقاضا، قیمتگذاری، فناوری، تمرکز بازار و توزیع درآمد استفاده کرد. همکاری او با ماری کانولی نیز به پژوهشهایی درباره درآمد کنسرتها، بازار بلیت و نقش هنرمندان بسیار مشهور در اقتصاد موسیقی منجر شد.
کروگر علاوه بر فعالیت دانشگاهی، در نهادهای اقتصادی دولت آمریکا نیز مسئولیتهایی داشت. او در سالهای ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۵ اقتصاددان ارشد وزارت کار آمریکا بود و سپس بین سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ به عنوان دستیار وزیر خزانهداری در سیاست اقتصادی و اقتصاددان ارشد این وزارتخانه فعالیت کرد. او از نوامبر ۲۰۱۱ تا اوت ۲۰۱۳ نیز ریاست شورای مشاوران اقتصادی ریاست جمهوری آمریکا را بر عهده داشت. این تجربه باعث شد پژوهشهای دانشگاهی او در برخی دورهها مستقیما با مسائل سیاستگذاری اقتصادی و بازار کار پیوند بخورد.
از آثار شناختهشده آلن کروگر میتوان به کتاب «افسانه و سنجش» با همکاری دیوید کارد اشاره کرد که به بررسی اقتصاد حداقل دستمزد اختصاص داشت. او همچنین مقالات و کتابهای متعددی درباره آموزش، توزیع درآمد، بازار کار و صنعت موسیقی منتشر کرد. دانشگاه پرینستون از کروگر به عنوان یکی از اقتصاددانانی یاد میکند که نقش مهمی در گسترش انقلاب تجربی در اقتصاد داشت و استفاده از داده و طراحی دقیق پژوهش را به محور پاسخ به پرسشهای اقتصادی تبدیل کرد.
آلن کروگر در ۱۶ مارس ۲۰۱۹ و در ۵۸ سالگی درگذشت. بخش مهمی از میراث علمی او در روش پژوهش اقتصادی باقی مانده است؛ روشی که تلاش میکند پیش از پذیرش یک فرض اقتصادی، آن را با دادههای واقعی و تجربه بازارها آزمایش کند. مطالعات او در زمینه حداقل دستمزد، اشتغال، آموزش و نابرابری همچنان در ادبیات اقتصاد کار مورد استناد قرار میگیرند و نمونهای از پیوند میان دادههای تجربی و تحلیل مسائل اقتصادی محسوب میشوند.









