سرنوشت تازه معاملات طلای آنلاین در سایه قانون

معاملات طلای آنلاین با میلیون‌ها کاربر ایرانی و گردش مالی چند هزار میلیارد تومانی، پس از سال‌ها خلأ نظارتی حالا زیر سایه دستورالعمل تازه دولت و بانک مرکزی سامان خواهد یافت.

پایان بی‌قانونی در معاملات پلتفرم‌های طلا؛ دولت بالاخره وارد شد، هرچند خیلی دیر!

بازار طلای آنلاین مدتی است روی تلفن همراه میلیون‌ها ایرانی جا خوش کرده است؛ از اپلیکیشن‌هایی که با چند لمس، قول خرید «طلای خرد» می‌دهند، تا سکوهایی که امکان سرمایه‌گذاری روی طلای آب‌شده و نقره را فراهم کرده‌اند. در تمام این مدت، پشت این جذابیت دیجیتال، یک خلأ جدی وجود داشت؛ نبود یک چارچوب قانونی روشن که مشخص کند مسئولیت، ریسک و نظارت در این بازار با چه کسی است. حالا بعد از ماه‌ها بحث و هشدار، هیئت وزیران در جلسه بیست و هفتم مهر، دستورالعمل اجرایی خرید و فروش طلا و نقره به صورت برخط را تصویب کرد و در چهاردهم آبان همان سال ابلاغ شد؛ مصوبه‌ای که قرار است پایان وضعیت خاکستری در معاملات طلای آنلاین باشد.

در سال‌های اخیر، رشد تجارت الکترونیک باعث شد پلتفرم‌های فروش آنلاین طلا به سرعت گسترش یابند. وعده اصلی این سکوها ساده بود؛ تبدیل طلا به یک دارایی در دسترس، قابل خرید با مبالغ کم و قابل مشاهده در هر لحظه روی صفحه موبایل. اما در کنار این مزیت‌ها، شکایت‌هایی هم بالا گرفت؛ خریدارانی که از عیار واقعی طلا مطمئن نبودند، افرادی که در تحویل فیزیکی کالا سرگردان شدند، یا کاربرانی که در بازخرید، با تاخیر یا تغییر قیمت‌های عجیب روبه‌رو شدند. همه این‌ها روی هم جمع شد تا بازار طلای دیجیتال از یک نوآوری جذاب، به یک ریسک جدی برای پس‌اندازهای خرد تبدیل شود.

پیش از ابلاغ این دستورالعمل، بخش قابل توجهی از این پلتفرم‌ها تحت نظارت مستقیم اتحادیه طلا و جواهر یا بانک مرکزی نبودند. همین خلا نظارتی باعث شده بود نه از استاندارد بودن عیار اطمینان کامل وجود داشته باشد، نه از شیوه قیمت‌گذاری و نه حتی از نحوه محاسبه مالیات، اجرت و کارمزد. در عمل، بخش مهمی از ریسک روی دوش مشتری بود، اما ابزار حقوقی مشخصی برای پیگیری اختلاف‌ها وجود نداشت و هر پرونده باید مسیر طولانی و مبهم دادگاه را طی می‌کرد.

در متن دستورالعمل تازه، چند نقطه چرخش مهم دیده می‌شود. نخست آنکه صدور، تمدید و ابطال مجوز این سکوها به اتحادیه کسب و کارهای مجازی سپرده شده، اما نه به صورت مستقل؛ این اتحادیه موظف است پس از استعلام‌های لازم و گرفتن تأییدیه بانک مرکزی، برای اشخاص مشمول مجوز صادر کند. به این ترتیب، سکوی فروش طلای آنلاین دیگر یک «استارتاپ بدون هویت حقوقی روشن» تلقی نمی‌شود، بلکه در قامت یک بازیگر رسمی، زیر چتر تنظیم‌گری مالی قرار می‌گیرد.

نکته دوم محدود شدن دامنه کالا است. در این دستورالعمل تاکید شده که معامله طلا با عیاری غیر از هفتصد و پنجاه و نقره با عیاری غیر از نهصد و بیست و پنج در بستر سکو غیرمجاز است. این یعنی عرضه انواع نامتعارف طلای آب‌شده یا محصولات مبهم، که امکان سوءاستفاده در آن بالاست، از دایره مجاز خارج می‌شود. همچنین تصریح شده که معاملات این سکوها با قبول ریسک از سوی طرفین انجام می‌شود و «مشمول ضمانت دولت و نظام بانکی نیست»؛ جمله‌ای که مرز شفاف بین سرمایه‌گذاری در پلتفرم و سپرده‌گذاری در بانک را ترسیم می‌کند.

وجه مهم دیگر این مصوبه ممنوعیت ایجاد بستر معامله مستقیم بین کاربران است. بر اساس متن دستورالعمل، مشتری تنها مجاز است از خود شخص مشمول یعنی همان مالک سکو طلا و نقره قابل معامله را بخرد و در صورت فروش نیز فقط به همان شخص مشمول بفروشد. انتقال طلا، نقره و اعتبار ریالی از یک کاربر به کاربر دیگر، چه در همان سکو و چه در سکوهای دیگر، ممنوع اعلام شده است. به این ترتیب، بسیاری از سکوهایی که در عمل شبیه یک «بازار دو طرفه» رفتار می‌کردند، باید مدل کسب و کار خود را با این الزام تازه تطبیق دهند.

پرداخت‌ها نیز در این چارچوب جدید به صورت کامل بانکی شده است. مشتری تنها از طریق درگاه پرداختی که بانک مرکزی آن را تأیید کرده می‌تواند وجه را به سکو منتقل کند و سکو نیز موظف است وجوه را از طریق حساب متصل به همان درگاه به مشتری برگرداند. استفاده از ابزارهای تسویه غیر بانکی، از رمزارز گرفته تا کیف پول‌های بدون مجوز، برای پرداخت در این سکوها ممنوع شده است. این بند، طلای دیجیتال را دوباره به شبکه رسمی بانکی گره می‌زند و دور زدن رگ‌ولاتوری مالی را برای بازیگران پرریسک سخت‌تر می‌کند.

از سوی دیگر، سکوها پیش از آغاز فروش باید طلا و نقره را به خزانه‌ای تحویل دهند که بانک مرکزی آن را پذیرفته است. سقف فروش هر سکو مستقیماً به میزان موجودی واقعی نزد خزانه گره می‌خورد و خزانه موظف است عیار و مقدار طلا و نقره تحویلی را تأیید کند. به زبان ساده، هر گرم طلای دیجیتال که کاربر روی صفحه موبایل می‌بیند، باید معادل یک گرم طلای واقعی در خزانه باشد. همین منطق، عملاً خالی فروشی را ممنوع و پلتفرم‌ها را به سمت انضباط ترازنامه‌ای سوق می‌دهد.

در کنار این تغییرها، کارگروهی با حضور نمایندگان ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز، دادستانی کل کشور، بانک مرکزی، وزارت صنعت معدن و تجارت، وزارت اطلاعات، سازمان تعزیرات حکومتی، فرماندهی انتظامی، مرکز اطلاعات مالی وزارت اقتصاد و اتاق اصناف شکل می‌گیرد تا بر اجرای دستورالعمل نظارت کند. یعنی ماجرا فقط یک مصوبه اقتصادی نیست؛ ترکیبی از دغدغه‌های مالی، امنیتی و صنفی در آن دیده می‌شود. متن کامل این مصوبه نیز در قالب یک فایل پی دی اف منتشر شده و از طریق سند دستورالعمل اجرایی خرید و فروش طلا و نقره به صورت برخط قابل دریافت است؛ سندی که حالا به نقطه رجوع اصلی فعالان این بازار تبدیل خواهد شد.

پشت صحنه تصویب دستورالعمل؛ از موج شکایت‌ها تا هشدارهای رسمی

زمینه تصویب این دستورالعمل را باید در انباشت تجربه‌های تلخی جست‌وجو کرد که از ماجرای سکه ثامن تا پرونده‌هایی مانند «کوروش کمپانی» کشیده شده است. در پرونده سکه ثامن هزاران نفر شاکی شدند و تخمین‌ها از چند صد میلیارد تا چند هزار میلیارد تومان خسارت حکایت داشت؛ سرمایه‌هایی که قرار بود در طلا حفظ شود، اما در غیاب نظارت مؤثر، در سازوکارهای شبه مالی غیرشفاف گرفتار شد. در پرونده‌های تازه‌تر نیز تبلیغات پر زرق و برق سرمایه‌گذاری روی طلا نهایتاً به توده‌ای از پرونده‌های قضایی تبدیل شد که سیستم قضایی و انتظامی را درگیر کرد.

نادر بذرافشان رئیس اتحادیه طلا و جواهر تهران، در توضیح بخشی از این آشفتگی گفته بود «مواردی بوده که طلای آب شده با عیار پایین در فضای مجازی فروخته شده، پول را گرفته‌اند و بعد صفحه را بسته‌اند و مردم مانده‌اند و شکایت در دستگاه قضایی». این روایت صریح نشان می‌دهد که بدون چهارچوب مشخص، دروازه بازار آنلاین طلا برای سوءاستفاده باز بوده است. از همین زاویه، هشدارهای متعددی از سوی پلیس فتا، پلیس امنیت اقتصادی و اتحادیه‌ها درباره خطرات خرید طلا از صفحات ناشناخته منتشر شد، اما نبود یک متن واحد و الزام‌آور، فضا را برای فعالیت پرریسک باز نگه می‌داشت.

در کنار اصناف، نهادهای امنیتی نیز به آمار این بازار حساس شده بودند. به گفته سردار حسین رحیمی رئیس پلیس امنیت اقتصادی فراجا، «بیش از ده میلیون نفر به نوعی با این پلتفرم‌ها درگیر شده‌اند، در حالی که نه دقیق می‌دانیم چند تن طلا فروخته شده و نه سازوکار نظارتی روشنی روی این حجم از تراکنش‌ها وجود دارد». چنین جمله‌ای برای سیاستگذار مالی، تنها یک هشدار امنیتی نیست؛ اخطاری است درباره شکل گیری نوعی شبه بانک طلا خارج از قاعده‌های معمول نظام بانکی. دستورالعمل تازه تلاشی است برای تبدیل این هشدارها به قواعد اجرایی مشخص، هرچند با فاصله نسبت به سرعت رشد خود بازار.

طلای آنلاین زیر ذره‌بین اقتصاد؛ بازاری چند میلیونی با صورت‌های مالی نامرئی

اگر از فضای حقوقی فاصله بگیریم و به این ماجرا از زاویه اقتصاد نگاه کنیم، اولین پرسش این است که اصلاً از چه بازاری صحبت می‌کنیم. آمارهای پراکنده از منابع رسمی و نیمه رسمی تصویر نسبتاً روشنی به دست می‌دهد. یک پلتفرم مشهور در حوزه طلای آنلاین اعلام کرده که از ابتدای فعالیت خود حدود چهارده تن طلا روی سکویش معامله شده است؛ عددی که خودشان برای ملموس شدن، آن را با ذخایر رسمی طلای یک کشور کوچک مقایسه کرده‌اند. همان پلتفرم گفته است بیش از یازده و شش دهم میلیون کاربر ثبت شده دارد و فقط در بازه سی روزه اخیر، مجموع خرید و تسویه روی سکو به حدود پنج هزار و سیصد میلیارد تومان رسیده که اگر آن را تقسیم بر ساعات شبانه روز کنیم، به چند میلیارد تومان گردش پولی در هر ساعت می‌رسیم.

این فقط یک نمونه است. محمدرضا حاجی جعفری معاون مرکز بهبود محیط کسب و کار وزارت اقتصاد، با استفاده از داده‌های درگاه‌های مجوز و اطلاعات دریافتی از سکوها، تخمین زده که «حداقل هشت میلیون کاربر از سکوهای فروش اینترنتی طلا خرید کرده‌اند و اگر تکرار کاربران در چند پلتفرم را کنار بگذاریم، حدود چهار میلیون نفر مشتری واقعی طلای آنلاین هستند». وقتی اعداد پلیس امنیت اقتصادی را هم اضافه کنیم که از «حدود ده میلیون نفر» درگیر با این سکوها سخن گفته، می‌بینیم حتی در سطح برآورد، یک شکاف آماری جدی وجود دارد؛ شکافی که خود نشانه‌ای از نبود پایگاه داده متمرکز و نظام گزارش‌دهی شفاف است.

در کنار تعداد کاربران، تنوع بازیگران هم قابل توجه است. گزارش‌هایی که از سوی رسانه‌های اقتصادی منتشر شده، نشان می‌دهد در کنار چند پلتفرم بزرگ، حدود نه سکو در حوزه طلای آب شده، چهار سکو در فروش طلای تزیینی و بیش از یک دوجین صندوق طلا در بازار سرمایه فعال هستند. در یک برآورد دیگر، نهادهای نظارتی از حدود دویست و هشتاد سکو و سامانه مرتبط با طلای آنلاین نام برده‌اند که در روند ساماندهی، بخشی از طلای تعهد شده‌شان به خزانه‌ها و بانک‌های مورد تأیید منتقل شده است. این اعداد را اگر کنار آمار تقاضای سنتی طلا در کشور بگذاریم، می‌بینیم که سهم طلای دیجیتال دیگر یک حاشیه کوچک نیست، بلکه به یک ضلع جدی در ساختار پس‌انداز خانوار نزدیک شده است.

برآوردهای بین‌المللی از بازار طلا نشان می‌دهد تقاضای سالانه برای سکه و شمش در کشور در محدوده چند ده تن قرار دارد. وقتی تنها یک اپلیکیشن از معامله چهارده تن طلا در طول عمر خود سخن می‌گوید، می‌توان حدس زد که وزن این بازار در کل معادله، چقدر سنگین شده است. به بیان دیگر، آنچه زمانی به شکل سکه زیر بالش یا طلای خانوادگی در صندوق‌های کوچک نگهداری می‌شد، حالا به تدریج در حال مهاجرت به صفحه موبایل است. این مهاجرت، فقط یک تغییر تکنولوژیک نیست؛ ساختار ریسک، رفتار نقدشوندگی و حتی رابطه مردم با نظام مالی را تغییر می‌دهد.

نکته کلیدی اینجاست که بخش مهمی از این گردش پولی، پیش از دستورالعمل تازه، در یک لایه خاکستری میان بازار رسمی و غیر رسمی جریان داشت. نه قواعد کفایت سرمایه و نظارت احتیاطی بانک‌ها روی آن جاری بود، نه شفافیت لحظه‌ای بازار سرمایه. پلتفرم‌هایی که در ظاهر فقط «واسطه خرید» بودند، در عمل رفتاری شبیه نهادهای مالی پیدا کرده بودند؛ وجوه را از میلیون‌ها کاربر جمع می‌کردند، تعهد طلای متناظر می‌دادند و با اتکا به اعتماد عمومی، گردش بالایی از پول را مدیریت می‌کردند. این همان چیزی است که می‌توان آن را شبه بانک طلا نامید؛ نهادی که کارکرد بانکی دارد، اما لزوماً در چارچوب بانک تعریف نشده است.

بازار چند میلیونی طلای دیجیتال؛ جذابیت تورم، سایه ریسک

برای فهمیدن اینکه چرا چنین بازاری تا این اندازه رشد کرده، باید به زمینه کلان اقتصاد نگاه کرد. در اقتصادی که مردم سال‌ها برای حفظ قدرت خریدشان به سکه و طلا پناه برده‌اند، طبیعی است که وقتی نسخه دیجیتال همین دارایی عرضه شود، جذابیت بالایی پیدا کند. ورود با مبالغ کوچک، امکان خرید کسری طلا، مشاهده لحظه‌ای قیمت، و احساس «همراه بودن با موج» از طریق نمودارها و اعلان‌های لحظه‌ای، همه در کنار هم باعث شده طلای آنلاین برای خانواری که نگران تورم است، گزینه‌ای دسترس پذیر به نظر برسد.

در سوی دیگر، پلتفرم‌ها تلاش کرده‌اند روایت خاص خود را از این بازار بسازند. در یکی از این روایت‌ها، از شکل‌گیری نوعی «ملت دیجیتال طلا» سخن گفته شده؛ مجموعه‌ای چند میلیونی از کاربران که طلا را نه فقط یک دارایی راکد، بلکه یک سرمایه پویا و نقدشونده می‌بینند. وقتی چنین تصویری در ذهن کاربران ساخته می‌شود، خرید طلا از پشت موبایل، بیشتر شبیه عضویت در یک موج جمعی احساس می‌شود تا یک تصمیم اقتصادی فردی. همین احساس، قدرت زیادی در جذب پس‌اندازهای خرد دارد، مخصوصاً در جامعه‌ای که تجربه نوسان‌های شدید ارزی و تورمی را از سر گذرانده است.

با این حال، عددها یک روی دیگر هم دارند. وقتی چند میلیون نفر، بخشی از پس‌انداز خود را در بستری می‌گذارند که صورت مالی آن شفاف نیست و نظارتی مشابه بانک یا بورس روی آن اعمال نمی‌شود، ریسک سیستمی شکل می‌گیرد. اگر یک پلتفرم بزرگ با مشکل نقدینگی یا سوءمدیریت روبه‌رو شود، خروج همزمان بخشی از کاربران می‌تواند به یک «هجوم دیجیتال» تبدیل شود؛ هجوم نه به شعبه بانکی، بلکه به دکمه‌های فروش در موبایل. دستورالعمل تازه سعی می‌کند با الزام به پشتوانه فیزیکی در خزانه و اتصال به سامانه ناظر، شدت این ریسک را کاهش دهد، اما همچنان یک پرسش جدی باقی می‌ماند؛ وزن این بازار در تراز کل اقتصاد چقدر است و چه میزان از پس‌انداز خانوار در این مسیر جریان دارد.

در این میان، نقش سیاستگذار در تنظیم نسبت بین نوآوری مالی و حفاظت از پس‌اندازهای خرد کلیدی است. اگر رویکرد صرفاً محدودکننده باشد، بخشی از این تقاضا ممکن است به سمت بسترهای غیرشفاف‌تر و حتی خارج از کشور هدایت شود. اگر هم رهاسازی کامل صورت گیرد، تجربه‌هایی مانند سکه ثامن تکرار می‌شود. آمارهایی که از درخواست بیش از هزار مجوز در درگاه ملی مجوزها و صدور چند صد مجوز محدود منتشر شده، نشان می‌دهد که عطش ورود به این بازار زیاد است، اما ظرفیت تنظیم‌گری برای غربالگری بازیگران سالم و ناسالم هنوز در حال ساخته شدن است. همین فاصله میان سرعت بازار و سرعت مقررات، جایی است که تحلیل اقتصادی باید دقیق‌تر به آن نگاه کند.

دستورالعمل تازه زیر نگاه اقتصاد؛ مهار ریسک یا ترمز نوآوری

دستورالعمل اجرایی خرید و فروش طلا و نقره به صورت برخط، در ظاهر مجموعه‌ای از مواد حقوقی و فنی است؛ از تعریف اشخاص مشمول تا سازوکار سامانه ناظر و نحوه تسویه. اما اگر لایه حقوقی را کنار بزنیم، با یک پرسش اقتصادی روبه‌رو می‌شویم؛ این مصوبه چه چیزی را در رفتار پس‌انداز و سرمایه‌گذاری مردم تغییر می‌دهد و چه اثری بر ساختار بازار طلا و نظام مالی خواهد داشت. برای پاسخ دادن، باید هم به تجربه شکست‌ها و کلاهبرداری‌ها نگاه کرد و هم به گزینه‌های رقیب مانند صندوق‌های طلا و گواهی سپرده.

پرونده‌های پر سر و صدایی مانند سکه ثامن و «کوروش کمپانی» نشان داد که ترکیب وعده سود، ابزارهای پرداخت آنلاین و نبود نظارت، می‌تواند ظرف مدت کوتاهی حجم عظیمی از سرمایه‌های خرد را جذب و در نهایت نابود کند. در پرونده سکه ثامن هزاران شاکی برای بازپس‌گیری پول خود به دستگاه قضایی مراجعه کردند و برآوردها از چند صد میلیارد تا چند هزار میلیارد تومان زیان حکایت داشت. در پرونده دیگری مانند کوروش کمپانی نیز تخمین‌ها از زیان چند هزار میلیارد تومانی سخن می‌گفت. این تجربه‌ها حافظه جمعی جامعه را نسبت به طلای مجازی حساس کرده و در عین حال، سیاستگذار را با این سوال روبه‌رو کرده که چگونه می‌توان فضای نوآوری را باز گذاشت، بدون آنکه مسیر برای تکرار چنین ماجراهایی هموار شود.

محمد کشتی آرای عضو هیئت رئیسه کمیسیون تخصصی طلا و جواهر، در واکنش به رشد این سکوها تاکید کرده بود «اگر کسی طلای کاغذی می‌خرد، باید بداند ممکن است سرمایه‌اش را از دست بدهد؛ تجربه سکه ثامن و صندوق‌های غیرمجاز هنوز از یاد نرفته است». این نوع هشدار، از زاویه صنفی قابل فهم است؛ بازار سنتی طلا تهدید می‌شود و اتحادیه نگران اعتبار صنف است. اما از زاویه اقتصادی، این جمله به معنای این است که بخشی از پس‌انداز خانوار در معرض ریسکی قرار دارد که نه بیمه سپرده‌ای آن را پوشش می‌دهد و نه سازوکارهای استاندارد مدیریت ریسک مالی.

از طرف دیگر، سیاستگذار پولی نیز تلاش می‌کند مرز روشنی میان بانک و پلتفرم ترسیم کند. رئیس کل بانک مرکزی در چند نوبت توضیح داده که سکوهای طلای آنلاین «اجازه سپرده‌گیری از مردم را ندارند» و موظفند معادل تعهد خود به مشتری، طلا در خزانه‌های مورد تأیید بانک مرکزی نگهداری کنند. این نگاه، پلتفرم را از یک نهاد جذب کننده منابع نقد، به یک واسطه فروش با پشتوانه مشخص تبدیل می‌کند. در زبان اقتصاد، این تغییر یعنی محدود کردن امکان خلق بدهی یا شبه پول توسط پلتفرم‌ها؛ فرآیندی که در صورت رها شدن، می‌تواند به انباشت ریسک در سایه نظام بانکی منجر شود.

دوگانه مهار ریسک و محدودیت نوآوری در سایه سامانه ناظر

یکی از بندهای مهم دستورالعمل، الزام بانک مرکزی به طراحی و راه‌اندازی «سامانه ناظر» در بازه‌ای کوتاه است. در این سامانه، هر بار که مشتری قصد خرید دارد، سکو باید اطلاعات او و مقدار طلا یا نقره مورد معامله را ارسال کند، موجودی خزانه بررسی شود، و در صورت کفایت، کد استعلام صادر شده و از موجودی تعهد شده سکو کم شود. ثبت نهایی معامله نیز با صدور یک کد رهگیری انجام می‌شود و مشتری باید بتواند در هر لحظه، موجودی طلای خود را به صورت برخط مشاهده کند. از منظر اقتصاد اطلاعات، این سازوکار تلاشی است برای کاهش «عدم تقارن اطلاعاتی» بین پلتفرم و مشتری؛ یعنی همان فاصله‌ای که در آن، امکان سوءاستفاده و خالی‌فروشی وجود داشت.

اما همین سازوکار، پیامدهایی برای نوآوری هم دارد. پلتفرم‌هایی که پیش از این با اتکا به مدل‌های متنوع کسب و کار، از فروش قسطی تا طرح‌های وفاداری مبتنی بر طلای مجازی، تلاش می‌کردند در بازار رقابت کنند، حالا باید همه چیز را با سقف موجودی خزانه و محدودیت‌های سامانه ناظر هماهنگ کنند. امکان طراحی ابزارهای جدید مانند کیف پول داخلی، بدون تأیید بانک مرکزی محدود شده و معامله مستقیم بین کاربران نیز ممنوع است. در کوتاه مدت، این محدودیت‌ها می‌تواند بخشی از مدل‌های خلاقانه اما پر ریسک را از میدان خارج کند و بازار را به سمت چند بازیگر بزرگتر و محافظه کارتر سوق دهد.

در سطح خرد، خانوار ایرانی با یک جدول انتخاب پیچیده روبه‌رو است. از یک سو، طلای فیزیکی سنتی همچنان برای بسیاری، قابل لمس‌ترین و قابل اعتمادترین دارایی است؛ خرید از واحدهای صنفی دارای جواز، رؤیت پروانه کسب و تحویل فیزیکی زیورآلات یا سکه، حس امنیت روانی خاص خود را دارد. نادر بذرافشان رئیس اتحادیه طلا و جواهر تهران بارها تأکید کرده که «خرید باید از واحدهای دارای جواز صنفی و با رؤیت پروانه کسب انجام شود» و نسبت به خرید از صفحات ناشناس هشدار داده است. در کنار این، صندوق‌های طلا و گواهی سپرده سکه در بازار سرمایه، برای بخش دیگری از سرمایه‌گذاران جذاب است؛ ابزارهایی که به گفته سرور قاراخانی کارشناس بازار سرمایه، «شفافیت بیشتری دارند، کارمزد پایین‌تری می‌گیرند و در مواردی از معافیت مالیاتی هم برخوردار هستند، هرچند در شرایط بحرانی ریسک نقدشوندگی خود را دارند».

سکوی طلای آنلاین در این جدول، جایی میان این دو قرار می‌گیرد؛ از نظر سهولت و تجربه کاربری، به تلفن همراه و زندگی روزمره نزدیک است، اما از نظر ساختار حقوقی و نظارتی، نه به اندازه بانک و بورس قاعده‌مند بوده و نه به سادگی بازار سنتی قابل درک است. دستورالعمل تازه تلاش می‌کند این فاصله را کم کند؛ با اتصال پلتفرم به خزانه و سامانه ناظر، پاره‌ای از ویژگی‌های بازار رسمی را به آن تزریق می‌کند، اما همزمان با ممنوعیت معامله کاربر با کاربر و محدودیت کیف پول، بخشی از جذابیت‌های نوآورانه را هم کاهش می‌دهد. اینکه در عمل، کدام نیرو دست بالا را پیدا کند، به رفتار چند بازیگر اصلی و میزان جدیت نهادهای نظارتی در اجرای دقیق مواد مصوبه بستگی خواهد داشت.

برای سیاستگذار، در نهایت این سوال اساسی مطرح است که آیا دستورالعمل تازه، طلای آنلاین را از یک ریسک امنیتی و مالی به یک ابزار قابل مدیریت در سبد پس‌انداز خانوار تبدیل می‌کند یا فقط آن را به سمت شکل‌های پیچیده‌تر و کم‌قابل‌ردیابی‌تر سوق می‌دهد. پاسخ این سوال نه در متن مصوبه، بلکه در نحوه اجرای آن، شفافیت گزارش‌دهی سکوها، واکنش بازار و قدرت نهادهای ناظر در برخورد با متخلفان شکل خواهد گرفت؛ جایی که اعداد، رفتار مردم و تصمیم‌های روزمره، تصویر واقعی‌تری از آینده این بازار ارائه می‌کند.

خبرهای مشابه

دکمه بازگشت به بالا