فرصت طلایی برای ورود ایران به شاهراه ترانزیت چین–اروپا
گزارشهای رسمی و اظهارات مقامات حملونقل سه کشور ایران، ترکیه و چین نشان میدهد که ایران در مقطع حساسی از همکاریهای منطقهای قرار گرفته است؛ مقطعی که میتواند مسیر ترانزیتی کشور را به شکل بنیادین ارتقا دهد. همزمان با اعلام آمادگی ترکیه برای مشارکت در پروژه برقیسازی خط آهن سرخس–چشمهثریا، چشمانداز تازهای برای قرار گرفتن ایران در مسیر اصلی انتقال بار میان شرق آسیا و اروپا ایجاد شده است. این محور که بخشی از شبکه بزرگ اوراسیاست، در حال تبدیل شدن به یکی از مهمترین مسیرهای حملونقل ریلی میان چین و قاره اروپا است و ایران میتواند با تکمیل چند صد کیلومتر مسیر ریلی استاندارد، به شاهراه اصلی این کریدور وارد شود.
براساس گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری فارس، مراد ارکول، سرکنسول ترکیه در مشهد، در دیدار اخیر خود با استاندار خراسان رضوی، از آمادگی کشورش برای مشارکت در پروژه برقیسازی بخش مهمی از این مسیر خبر داده است. این موضوع همزمان شده با سفر وزیر راه و شهرسازی ایران به چین برای شرکت در نشست بینالمللی ریلی چین–اروپا در شهر شیآن؛ نشستی که در آن، موضوع تعریف مسیرهای امن و سریع برای عبور بارهای چینی به سمت اروپا مورد بررسی قرار گرفته است. حضور ایران در این نشست و ارائه پیشنهادهای جدید، وزن راهبردی کریدور ایران را افزایش داده است.
فرزانه صادق، وزیر راه و شهرسازی، در این نشست تأکید کرده که ایران میتواند ورودی اصلی قطارهای باری چین به اروپا باشد و مذاکرات مقدماتی برای برقیسازی محور سرخس–چشمهثریا در دستور کار قرار گرفته است. وی همچنین اعلام کرده که توسعه ناوگان، تأمین لکوموتیو و نوسازی خطوط ریلی از موضوعاتی بوده که در گفتوگو با شرکتهای چینی مطرح شده است. این مذاکرات بخشی از روند توسعه همکاریهای تهران–پکن در حوزه حملونقل ریلی است که در صورت اجرای کامل، ظرفیت ایران برای جذب ترانزیت بینالمللی را افزایش خواهد داد.
پروژه برقیسازی خط آهن سرخس–چشمهثریا، علاوه بر کوتاه کردن زمان عبور قطارها و افزایش ایمنی، امکان ارتقای موقعیت ایران در شبکه ریلی اوراسیا را فراهم میکند. کارشناسان حوزه حملونقل معتقدند که این محور یکی از حلقههای مهم اتصال چین به کشورهای غرب آسیا و سپس اروپا محسوب میشود و توسعه آن میتواند سهم ایران را از حملونقل شرق–غرب افزایش دهد. ترکیه نیز با ورود به این پروژه تلاش میکند جایگاه خود را در مسیرهای رقیب که در حال توسعه هستند حفظ کند. این کشور سالهاست یکی از مسیرهای اصلی عبور بار به اروپا بوده و رقابت مسیرهای جدید، ضرورت تقویت همکاری سهجانبه را بیشتر کرده است.
در بخش دیگری از این گزارش، مرتضی باقری، استاد دانشکده راهآهن، مهمترین چالش فنی ایران را تفاوت عرض خط ریلی میان برخی مسیرهای اتصال به آسیای میانه عنوان کرده است. وی یادآور شده که از میان ۱۹ هزار قطار باری چین به اروپا در سال ۲۰۲۴، حدود ۸۰ درصد از مسیر قزاقستان عبور کردهاند. در حالی که ایران میتوانست با اتصال استاندارد چین، افغانستان و شبکه ریلی داخلی خود، بخشی از این بار را جذب کند.
او توضیح داده که عرض خط ریلی قزاقستان نیز با برخی کشورهای اروپایی متفاوت است و با این حال انتقال بار از این کشور به راحتی انجام میشود؛ زیرا در مرز ورودی، تبادل بوژی با سرعت بالا و بهصورت استاندارد انجام میشود. به گفته وی، اگر ایران بتواند این فرآیند را در سرخس با سرعت قابل پیشبینی اجرا کند، صاحبان بار چین و کشورهای منطقه مسیر ایران را در محاسبات خود لحاظ خواهند کرد.
گزارشها همچنین نشان میدهد که ادامه روند کند اجرای پروژههای ریلی میتواند تکمیل مسیرهای باقیمانده را تا یک دهه به تأخیر بیندازد. در همین حال، مسیرهای قفقاز، قزاقستان و ترکیه با سرعت بیشتری در حال جذب بارهای چینی هستند و تأخیر بیشتر، سهم ایران از این بازار را کاهش خواهد داد. این موضوع اهمیت تسریع در اجرای پروژههای زیرساختی و مشارکت با بخش خصوصی را افزایش داده است.
در همین زمینه، حسین گروسی، مدیرعامل منطقه آزاد ماکو، اعلام کرده که تنها ۲۱۰ کیلومتر مسیر ریلی در داخل ایران باقی مانده که با تکمیل آن، حلقه اتصال کریدور چین–سرخس–ماکو–چشمهثریا کامل میشود. او برآورد هزینه تکمیل این بخش را حدود ۵۰۰ میلیون دلار ذکر کرده و پیشنهاد کرده که برای تأمین مالی این پروژه از روشهایی مانند تهاتر نفت استفاده شود.
در بخش دیگری از این گزارش تأکید شده است که چنانچه این پروژهها درآمد ارزی قابلتوجهی برای کشور ایجاد میکنند، باید سازوکاری طراحی شود که منافع مردم و دولت در این طرحها به هم گره بخورد. این اقدام میتواند زمینه شکلگیری بخش غیردولتی فعالتر را فراهم کند و در نتیجه، امکان اجرای سریعتر پروژهها را افزایش دهد.
جمعبندی گزارشهای منتشر شده نشان میدهد که ایران امروز در یک مقطع استراتژیک قرار دارد؛ مقطعی که در آن کشور میتواند با همکاری همزمان با چین و ترکیه، تکمیل مسیرهای باقیمانده و استانداردسازی خطوط ریلی، وارد مسیر اصلی ترانزیت شرق–غرب شود. با این حال، زمان محدود است و مسیرهای رقیب در حال توسعه سریع هستند. بر همین اساس، برای حفظ سهم ایران در مسیرهای تجاری آینده، تسریع تصمیمگیریها و اجرای پروژههای زیرساختی ضروری دانسته شده و تأکید شده که بخش خصوصی نیز باید در این روند نقش پررنگتری ایفا کند.







