افت سود هوش مصنوعی کدام اقتصادها را بیشتر در معرض فشار قرار میدهد
رشد سریع سرمایهگذاری در هوش مصنوعی طی دو سال اخیر، بخش بزرگی از تقاضا برای تراشه، سرور، مراکز داده، خدمات ابری، تجهیزات برقی و ظرفیت تولید برق را شکل داده است. اکنون پرسش مهم برای بازارهای جهانی این است که اگر افت سود هوش مصنوعی رخ دهد، فشار اقتصادی بیشتر متوجه کدام کشورها و صنایع خواهد شد. ارزیابی Capital Economics نشان میدهد پیامد چنین وضعیتی بیش از هر چیز به علت افت سود بستگی دارد و هر کاهش سودآوری لزوما به معنای افت گسترده فعالیت اقتصادی در جهان نیست.
جنیفر مک کیون، اقتصاددان ارشد جهانی Capital Economics، سه مسیر اصلی را برای کاهش سودآوری شرکتهای فعال در هوش مصنوعی مطرح کرده است. مسیر نخست، کاهش قیمت مدلها در نتیجه رقابت شدیدتر است. در این حالت حاشیه سود عرضهکنندگان کاهش مییابد، اما هزینه استفاده از فناوری برای مشتریان پایین میآید و امکان گسترش تقاضا در بخشهای دیگر بیشتر میشود. خدمات مالی و سلامت از جمله بخشهایی هستند که میتوانند از ارزانتر شدن مدلهای هوش مصنوعی بهره ببرند و بخشی از درآمد از تولیدکنندگان فناوری به استفادهکنندگان منتقل شود.
برای اقتصادهایی که بخش مهمی از درآمد صنعتی آنها به تولید تراشه و تجهیزات پردازشی وابسته است، نتیجه سناریوی نخست قطعی نیست. کاهش قیمت خدمات هوش مصنوعی میتواند انگیزه سرمایهگذاری برخی شرکتهای فناوری را محدود کند، اما همزمان استفاده گستردهتر از این خدمات ممکن است تقاضا برای توان پردازشی و تراشه را بالا نگه دارد. از همین رو، تایوان و کره جنوبی در برابر افت سود هوش مصنوعی حساس هستند، اما شدت اثر به رفتار تقاضای نهایی برای سختافزار وابسته خواهد بود.
وابستگی زنجیره تراشه و مراکز داده به موج سرمایهگذاری هوش مصنوعی
آمار رسمی تایوان ابعاد این وابستگی را نشان میدهد. اداره کل بودجه، حسابداری و آمار تایوان اعلام کرده است تولید ناخالص داخلی واقعی این اقتصاد در سهماهه نخست ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۴.۵۵ درصد رشد کرده و صادرات واقعی کالا و خدمات با پشتیبانی تقاضای مرتبط با هوش مصنوعی و زیرساختهای آن ۳۵.۷۶ درصد افزایش یافته است. بخش تولید نیز در همین دوره ۲۶.۱۸ درصد رشد داشته و دولت تایوان رشد اقتصادی سال ۲۰۲۶ را ۹.۶۴ درصد پیشبینی کرده است. چنین ارقامی نشان میدهد هر تغییر معنادار در سفارش تراشه، سرور و تجهیزات پردازشی میتواند دامنه اثر اقتصادی قابل توجهی داشته باشد.
در کره جنوبی نیز پیوند صادرات با بازار تراشه پررنگتر شده است. وزارت تجارت، صنعت و منابع این کشور گزارش داده که صادرات ژوئیه ۲۰۲۶ به ۹۸.۸۹ میلیارد دلار رسیده است. در همین ماه صادرات نیمه رساناها با رشد ۱۷۸.۸ درصدی به ۴۱.۰۱ میلیارد دلار و صادرات رایانه با رشد ۴۰۴ درصدی به ۴.۷۹ میلیارد دلار رسیده است. این ترکیب صادراتی توضیح میدهد چرا کره جنوبی در میان اقتصادهایی قرار میگیرد که در صورت ضعف پایدار تقاضای هوش مصنوعی، میتوانند سریعتر اثر کاهش سفارشهای سرمایهای را در بخش تولید و تجارت خارجی مشاهده کنند.
بازار جهانی نیمه رساناها نیز در نقطهای قرار دارد که حجم بزرگی از رشد آن با زیرساختهای هوش مصنوعی مرتبط است. انجمن صنعت نیمه رسانا اعلام کرده فروش جهانی تراشه در سهماهه دوم ۲۰۲۶ به ۴۰۳.۳ میلیارد دلار رسیده که ۳۵.۱ درصد بیشتر از سهماهه نخست همان سال بوده است. فروش ماه ژوئن نیز به ۱۳۴.۵ میلیارد دلار رسیده است. افزایش سریع درآمد صنعت تراشه باعث شده هر بازنگری در برنامههای توسعه مراکز داده یا خرید شتابدهندههای محاسباتی، برای تولیدکنندگان تراشه و تامینکنندگان تجهیزات آنها اهمیت بیشتری پیدا کند.
سناریوی دوم Capital Economics به افزایش هزینه نهادهها مربوط است. رشد قیمت برق یا مواد خام میتواند حاشیه سود شرکتهای هوش مصنوعی را کاهش دهد، اما در سطح اقتصاد جهانی بخشی از این هزینه به درآمد بیشتر تولیدکنندگان انرژی و مواد اولیه تبدیل میشود. در چنین شرایطی، صادرکنندگان انرژی در کشورهای حوزه خلیج فارس و نروژ و صادرکنندگان فلزات مانند شیلی و استرالیا میتوانند از افزایش قیمتها منتفع شوند، در حالی که ایالات متحده به دلیل تمرکز بالاتر سرمایهگذاری در مراکز داده و خدمات ابری با احتمال کاهش بخشی از مخارج سرمایهای روبهرو میشود.
ضعف تقاضا پرریسکترین سناریو برای اقتصاد جهانی
از میان سه سناریو، ضعف تقاضا برای هوش مصنوعی بیشترین ریسک کلان اقتصادی را ایجاد میکند. اگر شرکتها به این نتیجه برسند که بازده سرمایهگذاری در مدلها، مراکز داده و ظرفیت پردازشی کمتر از انتظار است، کاهش مخارج میتواند مستقیما تولید نیمه رسانا، رایانش ابری، ساخت مراکز داده، تجهیزات الکتریکی و تولید برق را تحت فشار قرار دهد. بر اساس ارزیابی مک کیون، اقتصادهای تایوان، کره جنوبی، مکزیک، چین و ایالات متحده به دلیل سهم بالاتر در زنجیره سرمایهگذاری هوش مصنوعی، در معرض اثر کوتاهمدت بیشتری قرار دارند، در حالی که اروپا به علت نقش محدودتر در ساخت زیرساخت فعلی، مواجهه کوتاهمدت کمتری دارد.
ابعاد بخش انرژی نیز اهمیت این سناریو را بیشتر کرده است. آژانس بینالمللی انرژی در تازهترین برآورد خود پیشبینی کرده مصرف برق مراکز داده جهان از حدود ۴۸۵ تراوات ساعت در ۲۰۲۵ به حدود ۹۵۰ تراوات ساعت در ۲۰۳۰ برسد و مصرف برق مراکز داده متمرکز بر هوش مصنوعی در همین دوره تقریبا سه برابر شود. در ایالات متحده، مراکز داده میتوانند نزدیک به نیمی از رشد تقاضای برق تا پایان دهه را به خود اختصاص دهند. بنابراین کاهش ناگهانی سرمایهگذاری هوش مصنوعی فقط به شرکتهای نرمافزاری محدود نمیماند و میتواند بر سفارش تجهیزات شبکه برق، نیروگاهها و پروژههای تامین انرژی نیز اثر بگذارد.
Capital Economics در سناریوی شدیدتر به حالتی اشاره میکند که ضعف تقاضا موقتی نباشد و سرمایهگذاران برآورد خود از ظرفیت فناوری هوش مصنوعی برای افزایش بهرهوری را به شکل بنیادی پایین بیاورند. در این وضعیت، افت سود هوش مصنوعی از زنجیره سختافزار و زیرساخت فراتر میرود و کاهش رشد بهرهوری میتواند ظرفیت تولید بلندمدت اقتصادهای پیشرفته را محدود کند. ایالات متحده، بریتانیا و سوئیس در این ارزیابی از اقتصادهایی هستند که به دلیل انتظار بالاتر از منافع بهرهوری هوش مصنوعی، در صورت تحقق چنین سناریویی با زیان بلندمدت بیشتری روبهرو خواهند شد.









