تضعیف اقتصاد کشور توسط آلودگی هوا

آلودگی هوای ناشی از خشکسالی در کلان شهرهای کشور، سالانه میلیاردها دلار زیان به اقتصاد وارد می‌کند و جان هزاران نفر را در شهرهای بزرگ می‌گیرد.

آلودگی شدید هوا و اخلال در زندگی روزمره مردم؛ بحران بی‌پایان پایتخت

آلودگی هوا چگونه اقتصاد ایران را سالانه تضعیف می‌کند؟

در روز سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۴، شاخص کیفیت هوا در تهران با عبور از مرز عدد ۱۱۲ در میانگین ۲۴ ساعته، وضعیت «ناسالم برای گروه‌های حساس» را تجربه کرد. این در حالی است که شاخص لحظه‌ای در برخی مناطق از مرز ۱۴۰ نیز عبور کرد و در مقاطعی به وضعیت «ناسالم برای عموم» رسید. به گزارش فرارو، شاخص ساعتی در حوالی ظهر برابر ۸۳ بود، اما ساعاتی بعد با وزش بادهای خشک و سنگین به سطح «هشدار» برای گروه‌های حساس رسید.

وب‌سایت حرف تازه عدد متوسط ۱۱۰ را برای همان روز گزارش داده و وضعیت را برای افراد دارای بیماری‌های زمینه‌ای، کودکان و سالمندان «هشدارآمیز» توصیف کرده است. هم‌زمان، سامانه IQAir نیز اعلام کرد که میانگین شاخص در طول شبانه‌روز به محدوده‌ای بین ۱۰۰ تا ۱۴۰ نوسان داشته است. این وضعیت نه‌تنها تهران، بلکه شهرهای بزرگ استان البرز از جمله کرج، فردیس و ساوجبلاغ را نیز دربر گرفته است.

در کرج، شاخص کیفیت هوا در روز ۹ تیر ۱۴۰۴ حدود ۱۲۰ گزارش شد و در بازه‌ای بین ۸۶ تا ۱۲۳ نوسان داشت؛ به‌گونه‌ای که وضعیت آن به‌صورت رسمی در دسته‌بندی «ناسالم» قرار گرفت. در همین حال، شهر ساوجبلاغ با ثبت عدد ۱۵۴ در همان روز، یکی از آلوده‌ترین نقاط کشور بود.

براساس گزارش تابناک، منشأ اصلی این آلودگی برخلاف سال‌های گذشته، نه ناشی از سوخت‌های فسیلی یا انتشار گازهای سمی، بلکه نتیجه گردوغبار داخلی و ناشی از خشکسالی‌های پیاپی پنج‌ساله و وزش بادهای شدید بوده است. به گفته ستاد ملی گردوغبار، کانون‌های فعال گردوغبار در مناطق جنوبی دشت تهران، پاکدشت و بخش‌هایی از البرز شناسایی شده‌اند که به‌واسطه خشک‌شدن منابع آبی و کاهش پوشش گیاهی، مستعد بروز ریزگرد شده‌اند.

در پی این وضعیت، مدیرکل محیط زیست استان تهران اعلام کرد که در صورت تداوم آلودگی، احتمال تعطیلی شهر تهران در روز چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۴۰۴ قوت گرفته و تصمیم نهایی بر اساس پیش‌بینی‌های نهایی سازمان هواشناسی اتخاذ خواهد شد. تجربه‌های مشابه در زمستان سال‌های گذشته نشان داده‌اند که افزایش شاخص آلودگی معمولاً با تعطیلی مدارس، کاهش ساعت کاری ادارات و تعطیلی موقت مشاغل خدماتی همراه است.

با افزایش شاخص آلودگی به سطح «ناسالم برای همه گروه‌ها» (یعنی بالای عدد ۱۵۰)، بسیاری از خانواده‌ها در مناطق آلوده، از جمله در ساوجبلاغ، تصمیم گرفته‌اند از منزل خارج نشوند. گزارش‌های میدانی حاکی از کاهش چشم‌گیر تردد در مراکز عمومی، پارک‌ها، فروشگاه‌ها و مراکز خرید در این مناطق است. والدین با نگرانی از سلامت فرزندان خود، تمایل بیشتری به ماندن در خانه و عدم حضور در فضاهای باز دارند.

آثار این بحران زیست‌محیطی تنها به اختلال در فعالیت‌های روزمره محدود نمی‌شود. گزارش روزنامه‌های اعتماد و فرهیختگان نشان می‌دهد که شکایات مردم از سردرد، تنگی نفس، سوزش چشم، و خستگی مفرط به شدت افزایش یافته است. کارشناسان بهداشت محیطی نیز نسبت به افزایش مراجعه به مراکز درمانی و اورژانس‌ها هشدار داده‌اند.

در رسانه‌های اجتماعی نیز موجی از اعتراض نسبت به بی‌عملی مسئولان در برابر این بحران شکل گرفته است. کاربران در توییتر، اینستاگرام و دیگر پلتفرم‌ها، از نبود اقدامات پیشگیرانه، عدم مهار کانون‌های ریزگرد، و نبود راهکار برای مقابله با خشکسالی انتقاد کرده‌اند.

در شهر تهران، سامانه‌های سنجش کیفیت هوا در روز ۱۸ تیر ۱۴۰۴ شاخص عدد ۶۶ را در ابتدای روز گزارش دادند که در دسته «متوسط» قرار دارد، اما با افزایش فعالیت‌های انسانی و پدیده‌های طبیعی در طول روز، شاخص به عدد ۱۰۴ رسید که به‌عنوان «ناسالم برای گروه‌های حساس» شناخته می‌شود. این روند نوسانی، ناشی از جریان‌های متغیر جوی، و تشدید ورود گردوغبار بومی از مناطق خشک کشور است.

در استان البرز، شرایط حتی بحرانی‌تر گزارش شده است. فردیس در روز ۸ تیر عدد ۹۴ را ثبت کرده که نشان از شرایط نسبتاً «متوسط» دارد، اما در روز بعد، میزان آلودگی افزایش یافت. بیشترین میزان آلودگی ثبت‌شده مربوط به ساوجبلاغ با عدد ۱۵۴ بوده که به‌صراحت در رده «ناسالم برای همه» قرار می‌گیرد. بر اساس توصیه‌های بهداشتی، در چنین وضعیتی، حتی افراد سالم نیز باید فعالیت بدنی در فضای باز را محدود کنند.

وزارت بهداشت و سازمان حفاظت محیط زیست هشدار داده‌اند که گروه‌های حساس شامل سالمندان، کودکان، بیماران تنفسی و بیماران قلبی باید فعالیت در محیط بیرون را کاهش دهند. همچنین استفاده از ماسک‌های با فیلتر مناسب در مناطق با آلودگی شدید، از جمله شهرهای استان البرز، به‌عنوان یک راهکار موقت توصیه شده است.

در نهایت، جمع‌بندی داده‌های رسمی نشان می‌دهد که از ۶ تیر تا ۹ تیر ۱۴۰۴، شاخص کیفیت هوا در تهران در بازه ۶۶ تا ۱۱۳ نوسان داشته و در روزهای متوالی در وضعیت «ناسالم برای گروه‌های حساس» قرار گرفته است. در استان البرز نیز، کرج و ساوجبلاغ به‌طور مستمر در وضعیت «ناسالم» بوده‌اند. به‌نظر می‌رسد که با تداوم خشکسالی، نبود بارش و افزایش گردوغبار داخلی، این وضعیت به یک بحران مزمن در کلان‌شهرهای کشور تبدیل شده است.

پیامدهای اقتصادی آلودگی شدید هوا بر بهره‌وری و سلامت عمومی

افزایش شاخص آلودگی در کلان‌شهرهای ایران از جمله تهران، کرج، و ساوجبلاغ طی روزهای ۶ تا ۹ تیر ۱۴۰۴ تنها یک بحران زیست‌محیطی به شمار نمی‌رود، بلکه به‌صورت مستقیم بر ساختار اقتصادی کشور نیز تأثیر می‌گذارد. مهم‌ترین نمود این اثرگذاری را می‌توان در کاهش بهره‌وری نیروی کار و افزایش هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم سلامت عمومی مشاهده کرد.

بررسی‌های اقتصادی در مقیاس بین‌المللی نشان داده‌اند که هر ۱۰ واحد افزایش در شاخص کیفیت هوا (AQI)، می‌تواند بهره‌وری نیروی انسانی را تا ۱.۲ درصد کاهش دهد. در شرایطی که شاخص AQI در شهر تهران در روز ۱۸ تیر ۱۴۰۴ به عدد ۱۱۲ رسید، این کاهش بهره‌وری به شکل گسترده‌ای در ادارات، سازمان‌ها، و کسب‌وکارهای خدماتی و تولیدی مشاهده شده است. غیبت‌های مکرر ناشی از بیماری‌های تنفسی، سردرد، ضعف عمومی و حتی مشکلات روانی ناشی از آلودگی هوا منجر به کاهش ساعات مؤثر کاری شده است.

براساس داده‌های وزارت بهداشت ایران در سال ۱۴۰۲، آلودگی هوا در ۵۷ شهر با جمعیت حدود ۴۸ میلیون نفر، باعث بیش از ۳۰٬۶۹۲ مورد مرگ زودرس شده است. این مرگ‌های زودرس تنها یک شاخص بهداشتی نیستند، بلکه به‌عنوان نیروی انسانی فعال، بخشی از ظرفیت تولید و اشتغال را از چرخه اقتصادی خارج می‌کنند. طبق برآوردهای رسمی، زیان مالی ناشی از این تلفات انسانی به رقمی بالغ بر ۱۲ میلیارد دلار در سال می‌رسد.

در استان البرز، که در روز ۹ تیر ۱۴۰۴ شاخص آلودگی در کرج به حدود ۱۲۰ و در ساوجبلاغ به عدد ۱۵۴ رسید، فعالیت‌های اقتصادی خرد از جمله مغازه‌داران، رانندگان تاکسی، کارگران روزمزد و کسب‌وکارهای خدماتی با افت چشم‌گیر تقاضا مواجه شده‌اند. کاهش مراجعه شهروندان به مراکز خرید، رستوران‌ها، سالن‌های ورزشی و فضاهای عمومی به‌دلیل نگرانی از اثرات تنفسی آلودگی، مستقیماً بر میزان فروش روزانه این مشاغل اثر گذاشته است.

علاوه بر آن، تعطیلی‌های پیشگیرانه ناشی از وضعیت بحرانی آلودگی، که در مواردی مانند ۱۹ تیر ۱۴۰۴ برای تهران در دست بررسی بوده است، منجر به اختلال در زنجیره خدمات شهری، حمل‌ونقل، آموزش و حتی فعالیت‌های بانکی می‌شود. این تعطیلی‌ها هزینه‌های پنهان گسترده‌ای به اقتصاد شهری تحمیل می‌کنند؛ چرا که زیرساخت‌های آماده به کار، بدون بهره‌برداری باقی می‌مانند، و بهره‌برداران از خدمات دچار وقفه در فعالیت‌های روزمره می‌شوند.

طبق گزارش رسمی منتشرشده در تسنیم، سالانه حدود ۲٫۳ درصد از تولید ناخالص داخلی (GDP) ایران به دلیل آلودگی هوا از بین می‌رود. این درصد معادل ده‌ها هزار میلیارد تومان در سال است. از سوی دیگر، بررسی‌های مجمع جهانی اقتصاد و اتاق بازرگانی ایران نیز این رقم را تأیید کرده و آن را یکی از عوامل اصلی کاهش رشد اقتصادی کشور دانسته‌اند.

در شهر تهران، هزینه‌های مستقیم مرتبط با مرگ‌ومیر و بیماری‌های ناشی از آلودگی هوا بین ۲٫۶ تا ۳ میلیارد دلار برآورد شده است. این هزینه‌ها شامل مراجعه به بیمارستان، خرید دارو، درمان‌های تخصصی، و مراقبت‌های حمایتی است که بر دوش دولت، بیمه‌ها و خانواده‌ها سنگینی می‌کند. فشار به سیستم سلامت عمومی در دوره‌های اوج آلودگی، مانند تیرماه سال ۱۴۰۴، به‌صورت ملموسی افزایش می‌یابد.

مطالعه‌ای که توسط بانک جهانی در سال ۲۰۱۰ انجام شده، هزینه‌های آلودگی هوای تهران را سالانه حدود ۲٫۶ میلیارد دلار برآورد کرده است. همچنین نسخه انگلیسی ویکی‌پدیا به نقل از منابع معتبر بین‌المللی، عددی بالغ بر ۱۱۰٫۷ میلیارد دلار زیان سالانه از بابت مرگ‌های مرتبط با PM₂.₅ در ایران (معادل ۳٫۷٪ از GDP) گزارش کرده است.

یکی از دیگر پیامدهای بلندمدت اقتصادی آلودگی هوا، کاهش جذابیت سرمایه‌گذاری در شهرهایی با شاخص‌های بالا مانند تهران و کرج است. این شهرها به‌عنوان قطب‌های اقتصادی کشور، در صورت استمرار وضعیت بحرانی، بخش قابل‌توجهی از سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی را از دست خواهند داد. همچنین، صنایع نوپا و استارتاپ‌هایی که به دنبال محیطی پایدار و سلامت برای فعالیت هستند، با چالش مهاجرت به مناطق با هوای پاک‌تر مواجه می‌شوند.

در حوزه گردشگری، آلودگی مداوم می‌تواند باعث لغو سفرها، کاهش رزرو هتل‌ها و افت چشم‌گیر در بازدید از اماکن تفریحی و فرهنگی شود. این اثرات نه‌تنها درآمد مستقیم از گردشگری را کاهش می‌دهد، بلکه بر اشتغال در صنایع وابسته نیز تأثیر می‌گذارد.

در نهایت، دولت برای مقابله با پیامدهای آلودگی هوا، ناچار است بودجه‌ای هنگفت برای توسعه فضای سبز، اجرای طرح‌های مقابله با ریزگردها، حمایت از بیماران آسیب‌دیده، ارتقاء فیلترهای صنعتی، و تجهیز مراکز درمانی اختصاص دهد. این هزینه‌ها، که در حالت عادی می‌توانست صرف توسعه اقتصادی و زیرساخت‌های پایدار شود، اکنون به بخش‌های واکنشی و اضطراری انتقال یافته‌اند.

بار مالی گسترده آلودگی هوا بر اقتصاد ایران و نهادهای عمومی

آلودگی هوا در ایران، به‌ویژه در کلان‌شهرهایی چون تهران، کرج، ساوجبلاغ و اصفهان، نه‌تنها به معضل سلامت عمومی تبدیل شده، بلکه آثار گسترده‌ای بر بودجه عمومی، زیرساخت‌های درمانی، و ظرفیت تولیدی کشور گذاشته است. در روز ۹ تیر ۱۴۰۴، شاخص کیفیت هوا در ساوجبلاغ به عدد ۱۵۴ رسید و تهران نیز وضعیت «ناسالم برای گروه‌های حساس» را تجربه کرد. در چنین شرایطی، فشار مالی ناشی از خدمات حمایتی، درمانی و سیاست‌گذاری‌های اضطراری، بار سنگینی بر اقتصاد کشور وارد کرده است.

براساس گزارش ایران اینترنشنال در سال ۱۴۰۳، آلودگی هوا موجب فوت بیش از ۳۰٬۰۰۰ نفر در کشور شد و در کنار آن، زیان اقتصادی مستقیم به مبلغ ۱۲ میلیارد دلار برای ایران برآورد گردید. این رقم به‌تنهایی از کل درآمد پیش‌بینی‌شده نفتی دولت در بودجه ۱۴۰۴ (حدود ۱۱ میلیارد دلار) نیز بیشتر است. وزیر بهداشت وقت، محمدرضا ظفرقندی، اعلام کرده بود که آلودگی هوا سالانه بیش از ۵۰ هزار نفر را به کام مرگ می‌کشاند و هزینه‌های مالی آن از بودجه نفتی کشور فراتر می‌رود.

این حجم از تلفات، علاوه بر بار درمانی، نظام بیمه‌ای کشور را نیز تحت فشار مضاعف قرار داده است. شرکت‌های بیمه، هم در بخش دولتی و هم در بخش خصوصی، با افزایش چشمگیر تعداد مراجعات و پرداخت غرامت‌ها مواجه شده‌اند. هزینه‌کرد برای بستری‌های تنفسی، خدمات اورژانسی، و تجویز داروهای خاص، تنها بخشی از بار واردشده بر نظام بیمه‌ای کشور است.

به گفته رئیس مرکز تحقیقات آلودگی هوا در دانشگاه علوم پزشکی تهران، ۱۲ درصد از کل مرگ‌های کشور مستقیماً به آلودگی هوا مربوط می‌شود. در سال گذشته، حدود ۵۰ هزار مورد مرگ منتسب به آلودگی در کشور رخ داده که معادل ۱۰ تا ۱۲ درصد از کل مرگ‌ها بوده است. چنین رقمی نه‌تنها هشداردهنده است، بلکه پیامد اقتصادی سنگینی نیز به‌همراه دارد.

برآوردهای مجلس شورای اسلامی و مرکز پژوهش‌های آن نشان می‌دهد که ترکیب زیان‌های ناشی از آلودگی هوا، خاک و آب، سالانه حداقل ۸٫۴ میلیارد دلار به اقتصاد ایران آسیب وارد می‌کند. این عدد شامل خسارات مستقیم به تولید ناخالص داخلی، زیان‌های کشاورزی، کاهش راندمان صنعتی، و هزینه‌های زیست‌محیطی است.

در حوزه انرژی نیز، استفاده از سوخت‌های آلاینده مانند مازوت در برخی نیروگاه‌ها، موجب افزایش هزینه‌های اجتماعی شده است. طبق اظهار نظر یکی از اعضای هیئت علمی دانشگاه تبریز، هزینه اجتماعی مازوت‌سوزی تنها در نیروگاه تبریز، رقمی معادل ۵۱۰ میلیون دلار در سال است. این هزینه در مناطق دیگر که مشابه چنین نیروگاه‌هایی وجود دارد نیز قابل تعمیم است.

در سطح شهری، شهرداری‌ها برای مقابله با این بحران، مجبور به اختصاص بودجه‌های اضطراری برای ایجاد فضای سبز، سامانه‌های هشدار آلودگی، تأمین ماسک برای اقشار آسیب‌پذیر و اجرای طرح‌های ضربتی هستند. به گفته محسن طباطبایی، دبیر انجمن علمی اقتصاد شهری، هزینه‌های خارجی ناشی از چهار آلاینده اصلی هوا در تهران در سال ۱۳۹۰ بیش از ۱۸۰۰ میلیارد تومان بوده است. این عدد با اعمال نرخ تورم رسمی، معادل ۶۶۷۰ میلیارد تومان در سال ۱۴۰۴ برآورد می‌شود که رقمی بسیار قابل توجه برای تنها یک کلان‌شهر است.

تأثیر آلودگی هوا بر کشاورزی نیز بخشی مهم از زیان‌های اقتصادی را تشکیل می‌دهد. ریزگردهای حاصل از خشکسالی پنج‌ساله که منشأ آن از سوی ستاد ملی گردوغبار «محلی» اعلام شده، مستقیماً بر سلامت گیاهان، باروری خاک، دقت در زمان‌بندی آبیاری و سم‌پاشی، و کاهش بازده برداشت محصول اثرگذار بوده است. کاهش تولید محصولات کشاورزی، هم هزینه خانوارها را برای تهیه اقلام غذایی افزایش می‌دهد، و هم درآمد کشاورزان را کاهش می‌دهد.

در گزارش منتشرشده از سوی روزنامه آرمان، فقط در بازه سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۲، بیش از ۲۰٬۰۰۰ مرگ در ایران به‌طور مستقیم به آلودگی هوا نسبت داده شده است که از این تعداد، ۳٬۷۰۰ مورد تنها در تهران ثبت شده است. این آمار منجر به زیانی حدود ۳٫۲ میلیارد دلار برای پایتخت کشور شده است. چنین اعدادی تأیید می‌کنند که مدیریت بحران آلودگی هوا، نیازمند راهبرد اقتصادی مبتنی بر پیشگیری، احیای محیط زیست، و سرمایه‌گذاری در انرژی‌های پاک است.

بر اساس گزارش منتشرشده در ویکی‌پدیای انگلیسی و نیز مستندات بانک جهانی، زیان مرگ‌های ناشی از PM₂.₅ در ایران سالانه بیش از ۱۱۰ میلیارد دلار تخمین زده شده است؛ رقمی که معادل حدود ۳٫۷ درصد از تولید ناخالص داخلی کشور در سال ۲۰۱۸ بوده است. این رقم گویای آن است که آلودگی هوا نه‌فقط یک تهدید محیط‌زیستی، بلکه یک مسئله کلان اقتصادی با آثار ساختاری در بلندمدت است.

در سطح بین‌المللی نیز آمارها نشان می‌دهد که آلودگی هوا سالانه بیش از ۲۲۵ میلیارد دلار زیان اقتصادی برای اقتصاد جهانی در پی دارد. برای ایران نیز این زیان‌ها به‌گونه‌ای است که سالانه حدود ۲٫۳ تا ۳٫۷ درصد از GDP را از چرخه تولید ملی خارج می‌کند.

خبرهای مشابه

دکمه بازگشت به بالا