بنزین سوپر ۶۵۸۰۰ تومانی و فشار تازه بر بودجه و مردم

قیمت بنزین سوپر ۶۵,۸۰۰ تومان آغاز شکل‌گیری نرخ سوم بنزین است که با ناترازی تولید و مصرف و یارانه سنگین سوخت بر بودجه و سفره خانوارها سایه خواهد انداخت.

اعلام قیمت پایه بنزین سوپر ۶۵۸۰۰ تومانی و شروع عرضه در بورس انرژی

در ابتدای آذر، خبر کوتاه اما سنگینی در میان خبرهای اقتصادی منتشر شد؛ اعلام شد که نخستین محموله بنزین سوپر وارداتی با قیمت پایه هر لیتر ۶۵ هزار و ۸۰۰ تومان در رینگ داخلی بورس انرژی عرضه می‌شود. حجم این محموله حدود سیصد هزار لیتر اعلام شده و برای خریداران حداقل حجم ده هزار لیتر در نظر گرفته شده است. در ظاهر با یک خبر ساده درباره عرضه یک فرآورده نفتی روبه رو هستیم، اما جزئیات این تصمیم نشان می‌دهد که ماجرا فقط یک معامله محدود در بورس نیست.

طبق توضیحات منتشر شده، این بنزین سوپر نه از محل تولید داخلی، بلکه از محل واردات تأمین شده و قرار است با سازوکار بخش خصوصی وارد کشور شود. مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی، به عنوان متولی اصلی این حوزه، تأکید کرده که نقش شرکت متبوع او بیشتر صدور مجوز و تنظیم مقررات است و شرکت‌های خصوصی، مسئول واردات و توزیع خواهند بود. او گفته است برای هجده شرکت واردکننده و شش شرکت توزیع کننده مجوز صادر شده تا این بنزین سوپر را وارد کنند و در شبکه جایگاه‌های منتخب عرضه کنند.

در کنار قیمت پایه، جزئیات دیگری هم از زبان نمایندگان صنف جایگاه داران مطرح شده است. سخنگوی این صنف توضیح داده که روی قیمت پایه ۶۵ هزار و ۸۰۰ تومانی، هزینه حمل از بنادر تا انبارها و جایگاه‌ها، حق العمل جایگاه‌ها و مالیات بر ارزش افزوده افزوده می‌شود. به گفته او، نرخ مالیات بر ارزش افزوده برای این محصول خاص به حدود سیزده درصد کاهش پیدا کرده تا ساختار قیمت نهایی کمی متعادل تر شود، اما با وجود این تخفیف مالیاتی، برآوردها نشان می‌دهد بنزین سوپر وارداتی احتمالاً در جایگاه‌ها در محدوده هفتاد تا هفتاد و پنج هزار تومان به دست مصرف کننده خواهد رسید.

در سطح سیاسی، مهم ترین واکنش رسمی از سوی سخنگوی دولت بود. او اعلام کرد که به گفته دولت، قیمت تمام شده بنزین برای حاکمیت حدود ۷۰ هزار تومان به ازای هر لیتر است و بنابراین قیمتی که برای بنزین سوپر وارداتی در نظر گرفته شده، به هزینه واقعی نزدیک است. سخنگوی دولت در عین حال تاکید کرده که در ساختار فعلی، سهمیه‌های موجود بنزین تغییری نکرده است؛ یعنی همچنان شصت لیتر بنزین سهمیه ای با قیمت هزار و پانصد تومان و صد لیتر بنزین آزاد با قیمت سه هزار تومان به ازای هر لیتر در کارت‌ها باقی می‌ماند.

همزمان با این موضع رسمی، از مجلس نیز واکنش‌هایی شنیده شد. یکی از اعضای کمیسیون اقتصادی مجلس، عدد هفتاد هزار تومان برای هزینه تمام شده را «محاسبه‌ای بدون پشتوانه علمی» توصیف کرد و مدعی شد که برآورد ریالی هزینه تولید هر لیتر بنزین برای دولت بسیار کمتر از این رقم است. این اختلاف روایت میان دولت و بخشی از نمایندگان، از همان ابتدا نشان داد که موضوع بنزین سوپر وارداتی فقط یک تصمیم فنی نیست، بلکه وارد میدان مناقشه‌ای گسترده‌تر درباره قیمت واقعی بنزین و نحوه توزیع یارانه سوخت شده است.

نکته دیگر در این تصمیم، شکل عرضه است. به جای تعیین دستوری قیمت و توزیع مستقیم از سوی دولت، بنزین سوپر وارداتی در بورس انرژی عرضه می‌شود تا قیمت آن در چارچوبی شبیه بازار، با رقابت بین خریداران مشخص شود. در عین حال، فهرست جایگاه‌هایی که اجازه عرضه این بنزین با نرخ آزاد را خواهند داشت، به تدریج و ابتدا در کلان شهرها منتشر می‌شود. به این ترتیب، عملاً یک کانال رسمی برای عرضه بنزین با قیمت غیر یارانه‌ای در حال شکل گرفتن است؛ کانالی که از نظر حقوقی هم با استناد به آیین نامه‌های بودجه‌ای و مجوزهای وزارت نفت تعریف شده است.

در سطح افکار عمومی، اما آن چه بیشتر جلب توجه کرده، فاصله سرسام آور بین قیمت‌های جدید و قیمت بنزین معمولی است. وقتی عدد هفتاد تا هفتاد و پنج هزار تومان کنار قیمت سه هزار تومانی بنزین آزاد قرار می‌گیرد، بسیاری از شهروندان این سوال را مطرح می‌کنند که اگر هزینه واقعی هفتاد هزار تومان است، چگونه بنزین آزاد سه هزار تومانی قرار است در بلندمدت ادامه پیدا کند. همین پرسش ساده، بنزین سوپر وارداتی را از یک خبر محدود بورس انرژی، به نقطه آغاز بحثی بزرگ‌تر درباره آینده قیمت سوخت تبدیل کرده است.

نرخ سوم بنزین، ناترازی مصرف و فشار یارانه پنهان بر بودجه

ناترازی تولید و مصرف بنزین و معنای اقتصادی عدد هفتاد هزار تومان

برای فهمیدن این که اعلام قیمت پایه ۶۵ هزار و ۸۰۰ تومانی چه معنایی برای اقتصاد دارد، باید کمی از خبر فاصله گرفت و به تصویر بزرگ‌تر نگاه کرد. بر اساس داده‌های رسمی، مصرف روزانه بنزین در کشور در ماه‌های اخیر در محدوده‌ای حوالی صد و سی تا صد و سی و چند میلیون لیتر در روز نوسان کرده است. در برخی روزهای پر تنش یا تعطیلات، رکوردهایی نزدیک به دویست میلیون لیتر در یک روز ثبت شده که نشان می‌دهد الگوی مصرف سوخت نه فقط بالاست، بلکه در مواقع خاص با جهش‌های تند همراه می‌شود.

در مقابل این رشد مصرف، ظرفیت تولید داخلی بنزین به اندازه‌ای نیست که تمام این حجم را پوشش بدهد. گزارش‌های تحلیلی مستقل، فاصله‌ای در حد حدود هجده میلیون لیتر در روز میان مصرف و تولید را به عنوان ناترازی حجمی بنزین مطرح کرده‌اند. این شکاف، معنا دارد؛ یعنی هر روز بخشی از نیاز کشور باید از محل ذخایر یا واردات تأمین شود و اگر این روند ادامه پیدا کند، فشار ارزی و مالی به شکل مزمن افزایش می‌یابد.

در چنین شرایطی، وقتی سخنگوی دولت از هزینه تمام شده هفتاد هزار تومانی برای هر لیتر بنزین صحبت می‌کند و همزمان از ضرورت صرف چند میلیارد دلار برای واردات بنزین می‌گوید، در واقع یک تصویر کلی از فشار پنهانی را که روی بودجه نشسته، ترسیم می‌کند. اگر عدد هفتاد هزار تومان را جدی بگیریم و آن را با قیمت سه هزار تومانی بنزین آزاد مقایسه کنیم، یعنی دولت برای هر لیتر بنزین آزاد چیزی در حدود شصت و هفت هزار تومان یارانه ضمنی پرداخت می‌کند. وقتی این رقم در مصرف روزانه بالای صد و سی میلیون لیتر ضرب شود، به عددی می‌رسیم که به خوبی توضیح می‌دهد چرا مسئولان از یارانه چند هزار میلیارد تومانی روزانه صحبت می‌کنند.

گزارش رسمی شرکت ملی پالایش و پخش نیز از یارانه‌ای در حدود هزار و ششصد و هشتاد هزار میلیارد تومان برای بنزین در یک سال سخن می‌گوید که معادل چیزی در حدود بیست و یک میلیارد دلار است. همین گزارش اشاره می‌کند که بنزین به تنهایی حوالی هفده درصد از کل یارانه‌های کشور را به خود اختصاص داده است. اگر این اعداد را کنار هم بگذاریم، روشن می‌شود که موضوع صرفاً گران شدن یک نوع سوخت لوکس نیست، بلکه صحبت از قلب رابطه میان دولت و جامعه در زمینه قیمت انرژی است.

در این میان، اختلاف نظر میان دولت و برخی نمایندگان مجلس درباره رقم واقعی هزینه تولید بنزین هم خود به یک موضوع اقتصادی تبدیل شده است. وقتی عضو کمیسیون اقتصادی مجلس می‌گوید که هزینه ریالی تولید هر لیتر بنزین به مراتب کمتر است و عدد هفتاد هزار تومان را بی مبنا توصیف می‌کند، در واقع روی این نکته دست می‌گذارد که بخش قابل توجهی از چیزی که دولت به عنوان هزینه مطرح می‌کند، ناشی از فرصت از دست رفته صادرات و نرخ‌های جهانی است، نه صرفاً هزینه ریالی تولید در داخل. اما حتی اگر روایت محتاطانه‌تر مجلس را در نظر بگیریم، باز هم فاصله بین قیمت تمام شده و قیمت فروش داخلی آن قدر زیاد است که یارانه پنهان سنگینی شکل می‌گیرد و بودجه را تحت فشار می‌گذارد.

به بیان ساده، هرچه ناترازی تولید و مصرف بیشتر شود، هر لیتر بنزین ارزان داخلی، تا حدی به معنای مصرف یک منبع ارزی است که می‌توانست برای اهداف دیگری استفاده شود. این جاست که اعلام قیمت بنزین سوپر وارداتی با نرخ نزدیک به هفتاد هزار تومان، نقش دیگری هم پیدا می‌کند؛ این قیمت تبدیل به یک لنگر ذهنی برای سیاست گذاران می‌شود. وقتی در گفتار رسمی مدام تکرار می‌شود که بنزین در واقع هفتاد هزار تومان هزینه دارد، زمینه ذهنی برای این که در آینده افزایش قیمت بنزین آزاد به ده یا پانزده هزار تومان حتی به عنوان قیمتی پایین تر از واقعیت توجیه شود، فراهم می‌شود.

این لنگر ذهنی فقط بر رفتار دولت اثر نمی‌گذارد، بلکه انتظارات فعالان اقتصادی را هم تغییر می‌دهد. برای نمونه، وقتی یک واردکننده کالا یا یک تولید کننده می‌شنود که دولت هزینه واقعی بنزین را هفتاد هزار تومان می‌داند، حتی اگر امروز قیمت بنزین برای او تغییر نکرده باشد، در محاسبات بلندمدت خود ریسک افزایش قیمت سوخت و اثر آن بر هزینه حمل و نقل و قیمت تمام شده را وارد می‌کند. همین تغییر انتظارات است که می‌تواند به صورت نامرئی، روی قیمت‌ها و دستمزدها فشار بیاورد و نوعی تورم انتظاری را تقویت کند، حتی پیش از آن که تصمیمی رسمی برای اصلاح قیمت‌ها گرفته شده باشد.

نقش یارانه بنزین در کسری بودجه و واردات سوخت

از زاویه مالیه عمومی، یکی از پرسش‌های کلیدی این است که دولت چگونه می‌تواند هم هزینه‌های جاری خود را پوشش دهد، هم یارانه سنگین بنزین را پرداخت کند و هم همزمان چند میلیارد دلار برای واردات سوخت کنار بگذارد. وقتی ارقام رسمی از یارانه روزانه چند هزار میلیارد تومانی برای بنزین صحبت می‌کنند، باید به یاد داشت که این منابع می‌توانستند در جاهای دیگری مانند زیرساخت، آموزش یا سلامت هزینه شوند. به همین دلیل است که برخی از مسئولان اجرایی صریحاً می‌گویند تصمیم برای اصلاح قیمت بنزین دیر یا زود، اجتناب ناپذیر است.

معاون اجرایی رئیس جمهور در اظهارنظری صریح یادآور شده که به باور بسیاری از کارشناسان، اصلاح قیمت حامل‌های انرژی از جمله بنزین ناگزیر است و تفاوتی ندارد چه دولتی بر سر کار باشد. او در کنار بنزین، به برق و گاز هم اشاره کرده و گفته است این حامل‌ها با قیمتی بسیار پایین‌تر از هزینه واقعی به دست مصرف کننده می‌رسد و نتیجه طبیعی این وضعیت، مصرف بی ملاحظه و رشد مستمر تقاضاست. چنین اظهار نظری به خوبی نشان می‌دهد که در سطح تصمیم گیری کلان، مسئله نه فقط بنزین سوپر وارداتی، بلکه کل معماری قیمت انرژی در کشور است.

در بودجه، بخشی از این فشار در قالب ارقام رسمی یارانه انرژی ظاهر می‌شود، اما بخش دیگری هم در سایه باقی می‌ماند. برای مثال، وقتی دولت مجبور می‌شود به دلیل ناترازی تولید و مصرف، بخشی از بنزین را وارد کند، این واردات معمولاً با نرخ‌های جهانی محاسبه می‌شود و در عمل بخشی از منابع ارزی را می‌بلعد. در عین حال، همین بنزین وارداتی با قیمت بسیار پایین‌تر در داخل عرضه می‌شود و فاصله بین نرخ جهانی و نرخ داخلی، به معنای یارانه ضمنی است که در حساب‌های عمومی به طور شفاف دیده نمی‌شود، اما آثارش در محدودیت منابع برای دیگر بخش‌ها خود را نشان می‌دهد.

اعلام قیمت پایه بنزین سوپر وارداتی، در این فضا یک سیگنال مهم است. این عدد نه از فرمول‌های انتزاعی، بلکه از ترکیب قیمت‌های جهانی، هزینه حمل، بیمه، انبارداری، مالیات و حاشیه سود به دست می‌آید. به همین دلیل، می‌توان گفت نرخ سوم بنزین، به واقعیت بازار جهانی نزدیک‌تر است. معنای این نزدیکی برای اقتصاددانان روشن است؛ هرچه بخش بیشتری از مصرف سوخت با قیمت‌های نزدیک به بازار جهانی انجام شود، بار یارانه پنهان بر دوش بودجه سبک‌تر خواهد شد. اما در کشوری که بنزین ارزان سال‌هاست به جزء ثابت سبد مصرف خانوارها تبدیل شده، انتقال ناگهانی مصرف به چنین قیمتی، تبعات اجتماعی و سیاسی سنگینی دارد. به همین خاطر، استفاده از نرخ سوم در ابتدا فقط برای بنزین سوپر وارداتی تعریف شده و هنوز صحبت از تغییر مستقیم قیمت بنزین معمولی به میان نیامده است.

پیامدهای توزیعی، رفتاری و سیاستی بنزین سوپر هفتاد و پنج هزار تومانی

وقتی درباره بنزین سوپر وارداتی با قیمت هفتاد تا هفتاد و پنج هزار تومان صحبت می‌شود، نخستین واکنش بسیاری از مردم این است که این محصول اساساً به سبد مصرف آنها مربوط نیست. در نگاه اول، بنزینی که بیش از بیست برابر گران‌تر از بنزین آزاد سه هزار تومانی است، بیشتر شبیه یک کالای لوکس برای گروه کوچکی از مالکان خودروهای خاص دیده می‌شود. اما کمی محاسبه ساده نشان می‌دهد که حتی اگر این بنزین مستقیماً وارد سبد مصرف اکثریت نشود، به صورت غیر مستقیم می‌تواند روی ذهنیت و رفتار اقتصادی آنان اثر بگذارد.

برای نمونه، اگر حداقل دستمزد مصوب در سال جاری را حدود ده میلیون تومان در ماه در نظر بگیریم، یک کارگر حداقل بگیر اگر تمام حقوق خود را صرف خرید بنزین سوپر با قیمت هفتاد و پنج هزار تومان کند، در نهایت چیزی حدود صد و سی تا صد و چهل لیتر بنزین در ماه می‌تواند بخرد. این یعنی کمتر از پنج لیتر در روز، بدون آن که پولی برای خوراک، اجاره و سایر هزینه‌ها باقی بماند. در مقابل، با قیمت سه هزار تومانی بنزین آزاد، همین فرد می‌تواند چند هزار لیتر بنزین در ماه بخرد. این مقایسه افراطی شاید هرگز در دنیای واقعی اتفاق نیفتد، اما به خوبی نشان می‌دهد که چرا بنزین سوپر وارداتی در عمل فقط برای گروه‌های درآمدی بالاتر قابل استفاده است.

در عین حال، اعلام رسمی این قیمت و تکرار عدد هفتاد هزار تومان به عنوان هزینه واقعی، سطح مقایسه افراد را تغییر می‌دهد. وقتی راننده تاکسی، کارمند یا فروشنده می‌شنود که دولت هزینه واقعی بنزین را هفتاد هزار تومان می‌داند، ناخودآگاه این پرسش را در ذهن خود نگه می‌دارد که تا چه زمانی قرار است سه هزار تومان بپردازد. همین پرسش است که در مذاکرات دستمزد، در قیمت گذاری خدمات و حتی در تصمیم گیری برای خرید خودرو یا موتور سیکلت، نقش بازی می‌کند. شاید هنوز چیزی در پمپ بنزین محله تغییر نکرده باشد، اما آینده‌ای که در ذهن مردم شکل می‌گیرد، دیگر شبیه گذشته نیست.

از سوی دیگر، باید به ترکیب ناوگان و الگوی مصرف نگاه کرد. در سال‌های اخیر تعداد موتورسیکلت‌های در حال تردد در کشور به شکل چشمگیری افزایش یافته است. آمارهای صنعتی از تولید بیش از یک و نیم میلیون دستگاه موتورسیکلت در چند سال اخیر خبر می‌دهد و تنها در یک سال، صدها هزار دستگاه جدید شماره گذاری شده اند. بخش قابل توجهی از این موتورها در کلان شهرها برای حمل و نقل بار و مسافر و سفارش‌های اینترنتی استفاده می‌شوند و مصرف بنزین آنان، هرچند در هر واحد کم به نظر می‌رسد، در مجموع سهم قابل توجهی از مصرف روزانه را به خود اختصاص می‌دهد.

برای این گروه‌ها، هر تغییری در فضای ذهنی قیمت بنزین به سرعت مهم می‌شود. کسی که با موتور خود روزانه چند لیتر بنزین مصرف می‌کند، شاید هرگز به سراغ بنزین سوپر وارداتی نرود، اما از همان لحظه که بحث نرخ سوم بنزین و هزینه واقعی هفتاد هزار تومانی جدی می‌شود، احتمالاً در مورد آینده شغل خود، هزینه‌هایش و حتی مهاجرت به شهر دیگر یا تغییر شغل به فکر فرو می‌رود. همین نوع واکنش‌های خرد است که در مقیاس بزرگ، به تغییر رفتار جمعی منجر می‌شود و اقتصاددانان آن را در قالب شاخص‌هایی مانند مصرف، سرمایه گذاری و حتی مهاجرت داخلی مشاهده می‌کنند.

قاچاق سوخت، نقش بخش خصوصی و مسیرهای احتمالی سیاست سوخت

یکی از ابعاد کمتر دیده شده موضوع بنزین سوپر وارداتی، ارتباط آن با داستان طولانی قاچاق سوخت است. وقتی قیمت بنزین در داخل به شکل قابل توجهی پایین‌تر از کشورهای همسایه است، طبیعی است که انگیزه برای خروج غیرقانونی سوخت افزایش یابد. گزارش‌های رسمی از ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، ارزش قاچاق فرآورده‌های نفتی را در سال گذشته در حدود چند میلیارد دلار برآورد کرده‌اند و پلیس امنیت اقتصادی از تشکیل بیش از بیست هزار پرونده قاچاق سوخت در چند ماه خبر داده است. این ارقام نشان می‌دهد که بازی قیمت انرژی، فقط یک بحث داخلی درباره بودجه نیست، بلکه پای شبکه‌ای از منافع در مرزها و شبکه حمل و نقل را هم به میان می‌کشد.

در چنین زمینه‌ای، ایجاد یک کانال رسمی برای عرضه بنزین با قیمت نزدیک به نرخ‌های جهانی، می‌تواند دو کارکرد متفاوت داشته باشد. از یک طرف، اگر بخشی از سوخت مورد نیاز ناوگان بین شهری یا شرکت‌های بزرگ با قیمت آزاد تأمین شود، فاصله بین قیمت داخلی و خارجی کمتر شده و انگیزه قاچاق کاهش می‌یابد. از طرف دیگر، اگر امکان دسترسی به بنزین ارزان همچنان در شبکه یارانه‌ای گسترده باقی بماند، کانال جدید ممکن است فقط به معنای ایجاد یک بازار مجزا برای گروهی محدود باشد، بدون آن که فشار قاچاق را به طور قابل توجهی کم کند.

نکته دیگر، نقش بخش خصوصی در این معادله است. وقتی مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش می‌گوید هجده شرکت واردکننده و شش شرکت توزیع کننده برای بنزین سوپر مجوز گرفته اند، یعنی دولت در حال انتقال بخشی از بار تأمین سوخت لوکس به دوش بخش خصوصی است. در ظاهر، این کار می‌تواند فشار سرمایه گذاری و مدیریت را برای دولت کاهش دهد و ریسک را میان بازیگران مختلف تقسیم کند. اما تجربه نشان داده است که هرگاه بازارهای انحصاری یا شبه انحصاری در حوزه انرژی شکل بگیرد، احتمال بروز رانت و نابرابری در دسترسی هم بالا می‌رود. شفاف بودن سازوکار عرضه در بورس، نحوه انتخاب جایگاه‌ها و انتشار اطلاعات معاملات، در اینجا تعیین کننده خواهد بود.

در سطح سیاست گذاری، آیین نامه‌های مرتبط با تبصره‌های بودجه‌ای به دولت اجازه داده است که بنزین ویژه را با قیمت غیر یارانه‌ای و جدا از شبکه توزیع یارانه‌ای عرضه کند. این مجوز حقوقی، در واقع پلی است میان وضعیت فعلی و سناریوهای احتمالی آینده. یک سناریو آن است که نرخ سوم صرفاً محدود به بنزین سوپر وارداتی بماند و نقش آن بیشتر در تأمین سوخت خودروهای خاص و کاهش اندک فشار یارانه‌ای خلاصه شود. سناریوی دیگر، این است که به تدریج بخش‌های دیگری از مصرف، به ویژه مصرف مازاد بر سهمیه در کلان شهرها، به این نرخ جدید متصل شود.

در کنار این سناریوها، پرسش‌های دیگری نیز وجود دارد که بیشتر جنبه اجتماعی و اعتماد عمومی دارد. شهروندی که سال‌هاست بنزین سهمیه‌ای ارزان دریافت کرده و در عین حال با تورم در سایر بخش‌های زندگی روبه رو بوده است، نسبت به هر حرکت جدید در حوزه قیمت سوخت حساس است. وقتی از یک سو مسئولان درباره ضرورت اجتناب ناپذیر اصلاح قیمت بنزین سخن می‌گویند و از سوی دیگر تأکید می‌کنند که در سهمیه‌های فعلی تغییری ایجاد نمی‌شود، نوعی دوگانگی در پیام‌ها به وجود می‌آید. این دوگانگی، اگر مدت طولانی ادامه پیدا کند، می‌تواند به بی اعتمادی منجر شود و واکنش‌ها را در زمان تصمیم‌های بعدی تندتر کند.

اعلام قیمت پایه ۶۵ هزار و ۸۰۰ تومانی برای بنزین سوپر در بورس انرژی، در ظاهر فقط آغاز فروش یک فرآورده جدید است، اما زیر این ظاهر، لایه‌های متعددی از اقتصاد، سیاست و زندگی روزمره خوابیده است. میان اعداد یارانه‌های چند هزار میلیارد تومانی، پرونده‌های قاچاق سوخت، موتورهای انبوه در خیابان‌ها و کشمکش دولت و مجلس بر سر هزینه واقعی هر لیتر بنزین، تصمیم امروز می‌تواند مسیر فردا را شکل دهد. این که این مسیر به سمت اصلاح تدریجی و قابل پیش بینی قیمت‌ها برود یا به سمت شوک‌های ناگهانی و پر هزینه، پرسشی است که پاسخ آن را باید در ادامه رفتار سیاست گذاران و واکنش جامعه جست و جو کرد.

خبرهای مشابه

دکمه بازگشت به بالا