بحران سرمایه توجه در نمایشگاههای فناوری؛ الکامپ و اینوتکس زیر فشار افت توجه و افزایش انتقادها
دو رویدادی که سالها قرار بود تصویری از آینده فناوری، اقتصاد دیجیتال و زیست بوم نوآوری ایران ارائه کنند، این بار بیش از آنکه با محصولی تازه، استارتاپی جریان ساز یا فناوری متفاوت خبرساز شوند، با کاهش توجه مخاطبان و افزایش واکنشهای انتقادی در مرکز بحث قرار گرفتند. تازهترین دادههای سامانه سوشال لیسنینگ لایف وب نشان میدهد الکامپ و اینوتکس با مسئلهای فراتر از چند گلایه اجرایی مواجه شدهاند؛ مسئلهای که میتوان آن را فرسایش سرمایه توجه نامید. گزارش منتشرشده در ۱۸ شهریور نشان میدهد حجم گفت و گو درباره هر دو نمایشگاه در یک دوره چندساله کاهش یافته و در همان حال، سهم محتوای منفی در بخش مهمی از واکنشهای کاربران افزایش پیدا کرده است.
از افت ۲۴ درصدی الکامپ تا سقوط ۷۷ درصدی توجه به اینوتکس
بر پایه دادههای لایف وب، مجموع محتوای منتشرشده درباره الکامپ در ایکس، تلگرام، بله، ایتا و روبیکا از حدود ۲۲ هزار و ۹۰۰ مورد در دوره ۱۴۰۲ به حدود ۱۷ هزار و ۴۰۰ مورد در دوره ۱۴۰۵ رسیده است؛ یعنی حجم محتوای مرتبط با الکامپ در این فاصله نزدیک به ۲۴ درصد کاهش یافته است. افت اینوتکس به مراتب شدیدتر بوده است. حجم محتوای مرتبط با این رویداد از حدود ۱۳ هزار و ۵۰۰ مورد در دوره ۱۴۰۲ به تنها حدود ۳۱۰۰ مورد در دوره ۱۴۰۵ رسیده که معادل کاهش تقریبی ۷۷ درصدی است. این ارقام فقط از کم شدن چند هزار پست و پیام حکایت نمیکنند. در بازاری که دیده شدن، پوشش رسانهای و گفت و گوی آنلاین بخشی از ارزش اقتصادی یک رویداد را تشکیل میدهد، کاهش شدید حجم محتوا به معنای کوچک شدن سهم نمایشگاه از بازار محدود توجه است.
در تفسیر این اعداد باید میان دو شاخص کاملا متفاوت تمایز گذاشت. افت ۷۷ درصدی اینوتکس مربوط به کاهش حجم محتوای منتشرشده است، نه میزان نارضایتی مردم. در مقابل، عدد ۷۷ درصد درباره الکامپ به سهم محتوای دارای رویکرد منفی در ایکس مربوط میشود. بر اساس دادههای لایف وب، در الکامپ ۱۴۰۵ حدود ۷۷ درصد محتوای بررسی شده در ایکس منفی، ۱۲ درصد مثبت و ۱۱ درصد خنثی بوده است. درباره اینوتکس نیز سهم محتوای منفی ۴۷ درصد، محتوای مثبت ۱۶ درصد و محتوای خنثی ۳۷ درصد گزارش شده است. بنابراین از نظر روزنامه نگاری داده نمیتوان گفت ۷۷ درصد بازدیدکنندگان الکامپ ناراضی بودهاند؛ آنچه میتوان با دقت گفت این است که ۷۷ درصد محتوای تحلیل شده درباره الکامپ در ایکس رویکرد منفی داشته است.
روند چندساله الکامپ نیز تصویر قابل تاملی دارد. سهم محتوای منفی از ۵۸ درصد در دوره ۱۴۰۲ به ۶۳ درصد در دوره ۱۴۰۳ افزایش یافت. در دوره ۱۴۰۴ شرایط موقتا تغییر کرد و سهم رویکردهای مثبت و منفی هر کدام به ۳۹ درصد رسید، اما در دوره ۱۴۰۵ سهم محتوای منفی تا ۷۷ درصد بالا رفت. در طرف مقابل، محتوای مثبت که در دوره ۱۴۰۲ سهمی ۳۰ درصدی داشت، در دوره ۱۴۰۳ به ۲۳ درصد و در دوره ۱۴۰۵ به ۱۲ درصد کاهش پیدا کرد. سهم خنثی نیز در این چهار دوره به ترتیب ۱۲ درصد، ۱۴ درصد، ۲۲ درصد و ۱۱ درصد بوده است.
بهبود مقطعی الکامپ در دوره ۱۴۰۴ هم الزاماً نشانه رضایت عمومی از کل نمایشگاه نبود. تحلیل لایف وب نشان میدهد استقبال کاربران از غرفه بلوبانک، کمپین کارت سفید و رفتار حرفهای کارکنان آن غرفه سهم مهمی در افزایش بازخورد مثبت داشت. همین تجربه یک نکته مهم را آشکار میکند؛ مخاطب از اصل حضور در نمایشگاه فناوری رویگردان نشده است و هنوز یک تجربه ملموس، خلاقانه و خوش اجرا میتواند جهت گفت و گو را تغییر دهد.
در اینوتکس نیز روند مشابهی با نوسانهای قابل توجه دیده میشود. در دوره ۱۴۰۲ سهم محتوای منفی ۴۸٫۵ درصد و مثبت ۳۹ درصد بود. در دوره ۱۴۰۳ محتوای منفی به ۴۹٫۵ درصد رسید و سهم مثبت ۳۶ درصد بود. اینوتکس ۱۴۰۴ یک استثنا محسوب میشد؛ سهم محتوای مثبت به ۵۵ درصد افزایش یافت و رویکرد منفی به ۲۸٫۵ درصد کاهش پیدا کرد. استقبال از اینونایت، پنلهای تخصصی و فرصتهای شبکه سازی در این تغییر اثر داشت. در دوره ۱۴۰۵ بار دیگر ورق برگشت و سهم محتوای مثبت به ۱۶ درصد سقوط کرد، در حالی که محتوای منفی به ۴۷ درصد رسید.
اینترنت ضعیف، محصولات تکراری و حاشیههایی که از فناوری جلو زدند
مضامین انتقادی ثبت شده درباره اینوتکس نشان میدهد مشکل کاربران فقط به یک نقص اجرایی محدود نبوده است. در دادههای لایف وب، نقد کیفیت محصولات، ضعف راهکار و خلاقیت با سهم ۳۱٫۱ درصدی در صدر مضامین قرار دارد. انتقاد از هم زمانی اینوتکس با الکامپ سهمی ۱۸ درصدی داشته، بازنمایی طنزآمیز و تجربه بازدید ۱۳٫۸ درصد، محدودیتهای اجتماعی ۱۳٫۳ درصد و ضعف مدیریت اجرایی و تجربه غرفه داران ۹٫۲ درصد را به خود اختصاص داده است. در عین حال، استقبال از شبکه سازی، منتورینگ و تعامل حرفهای با سهم ۱۲ درصدی همچنان یکی از معدود نقاط روشن بوده و حمایت از توسعه اکوسیستم و اقتصاد فناوری سهمی ۲٫۶ درصدی داشته است.
درباره الکامپ نیز مضمون غالب به تناقض میان ادعای یک نمایشگاه فناوری و واقعیت زیرساخت آن مربوط بوده است. در نسخه فعلی گزارش لایف وب، موضوع اینترنت و تناقض آن با برگزاری نمایشگاه فناوری سهمی ۳۴٫۵ درصدی دارد. حواشی ربات دات وان و بابک زنجانی ۳۱٫۱ درصد، افت جایگاه و تجربه حضور ۱۵٫۶ درصد، دولتی و رانتی دانستن نمایشگاه ۱۰٫۵ درصد، ضعف زیرساخت و اجرا ۱۰٫۱ درصد، کاربرد سطحی هوش مصنوعی و نبود نوآوری واقعی ۸٫۶ درصد و تجاری شدن نمایشگاه با محور بانک، طلا و سرگرمی نیز ۸٫۶ درصد از وزن مضامین را به خود اختصاص دادهاند.
در برخی اینفوگرافیکهای منتشرشده، درصدهای متفاوتی برای چند مضمون الکامپ دیده میشود. برای مثال در یک نسخه، سهم اعتراض به اینترنت ۲۴٫۵ درصد، حواشی ربات دات وان ۲۲٫۱ درصد و انتقاد از دولتی و رانتی بودن نمایشگاه ۱۵٫۵ درصد درج شده، در حالی که نسخه فعلی گزارش لایف وب ارقام ۳۴٫۵ درصد، ۳۱٫۱ درصد و ۱۰٫۵ درصد را نشان میدهد. این اختلاف برای استفاده رسانهای از دادهها اهمیت دارد و بدون توضیح روش شناسی یا نسخه نهایی داده، نباید این درصدها مانند سهمهای قطعی و مانعه الجمع تفسیر شوند؛ به ویژه آنکه مجموع وزن برخی مضامین از ۱۰۰ درصد عبور میکند و به احتمال زیاد یک محتوا میتوانسته هم زمان در چند دسته موضوعی قرار گیرد.
با وجود فضای منفی، مقیاس اقتصادی و عملیاتی نمایشگاهها هنوز قابل توجه است. در الکامپ ۱۴۰۵ بیش از ۳۵۰ مشارکت کننده در ۱۴ سالن و حدود ۴۰ هزار مترمربع فضای نمایشگاهی حضور داشتند. پیش از برگزاری نیز بیش از ۳۰ هزار بازدیدکننده پیش بینی شده بود، هرچند رقم نهایی و قابل اتکای بازدیدکنندگان به شکل عمومی منتشر نشده است. برای دوره ۱۴۰۴ حدود ۵۰۰ شرکت و نزدیک به ۷۰ شرکت خارجی از هفت کشور اعلام شده بود. در دوره ۱۴۰۲ نیز آمارهای منتسب به سازمان نظام صنفی رایانهای از حضور حدود ۴۸۰ شرکت، نزدیک به ۱۲۰ هزار بازدیدکننده، ۷۰ مهمان خارجی، ۴۰ شرکت از ۱۰ کشور و حدود ۱۵۰ استارتاپ و شرکت دانش بنیان حکایت داشت. مقایسه این ارقام بدون یکسان سازی تعریف شرکت، مشارکت کننده، غرفه دار و روش شمارش بازدیدکننده باید با احتیاط انجام شود، اما جهت کلی نشان میدهد مقیاس الکامپ دست کم در برخی شاخصهای اعلامی کوچکتر شده است.
در اینوتکس ۱۴۰۵ نیز برگزارکنندگان از حضور بیش از ۹ هزار بازدیدکننده، ۲۷۰ مشارکت کننده، ۱۸۰ استارتاپ و شرکت نوپا و ۵۰ شرکت دانش بنیان خبر دادند. بر اساس آمار رسمی این رویداد، بیش از ۲ هزار میلیارد تومان قرارداد و تفاهم نامه در قالب ۶۵ سند ثبت شد، بیش از ۱۰۰۰ جلسه تجاری میان شرکتها برگزار شد، ۲۰ رویداد تخصصی با حضور ۱۶۰ سخنران و پنلیست شکل گرفت و حدود ۱۰۰ سرمایه گذار حقیقی و حقوقی در برنامهها حضور داشتند. تیمهای حاضر نیز از میان بیش از ۷۵۰ شرکت و استارتاپ شرکت کننده در رقابتهای استانی انتخاب شده بودند.
مقایسه اینوتکس با دورههای قبلی نیز تصویر پیچیدهای ارائه میدهد. گزارش رسمی اینوتکس ۲۰۲۵ از ۳۳ رونمایی محصول، ۶ رویداد ارائه معکوس، ۶۰ قرارداد صنعتی، بیش از ۲۹۰ جلسه تجاری داخلی، ۱۴۴ جلسه تجاری بین المللی، ۲۹۵ قرارداد و تفاهم نامه به ارزش بیش از ۳۷ هزار میلیارد ریال، معادل بیش از ۳٫۷ هزار میلیارد تومان، ۲۷ شرکت خارجی، ۱۶ هیئت تجاری از ۱۱ کشور و بیش از ۲۵۰۰ بازتاب خبری خبر داده بود. در دوره ۱۴۰۲ نیز برگزارکنندگان از حضور ۴۵۰ شرکت و بیش از ۱۰۰ هزار بازدیدکننده سخن گفته بودند. با این حال اینوتکس ۱۴۰۵ در قالب اینوتکس اکسپرس و با مقیاس متفاوتی برگزار شد و مقایسه مستقیم تعداد بازدیدکنندگان آن با دورههای عادی، بدون دانستن ظرفیت و روش شمارش، میتواند تصویری گمراه کننده ایجاد کند.
اقتصاد توجه چگونه بازده حضور در الکامپ و اینوتکس را تغییر داده است؟
یک نمایشگاه فناوری فقط مجموعهای از غرفهها نیست. از منظر اقتصادی، نمایشگاه بازاری چندوجهی است که باید شرکت، مشتری، سرمایه گذار، رسانه، سیاست گذار، نیروی متخصص و تامین کننده سرمایه را هم زمان به یکدیگر متصل کند. ارزش چنین بازاری به تعداد افراد حاضر محدود نمیشود؛ کیفیت ارتباط میان این گروهها تعیین میکند هر بازیگر تا چه اندازه از حضور خود منفعت میبرد. وقتی یکی از اضلاع بازار ضعیف شود، ارزش حضور برای سایر اضلاع نیز کاهش پیدا میکند. به همین دلیل افت توجه آنلاین میتواند به تدریج به یک مسئله اقتصادی تبدیل شود، حتی اگر تعداد غرفهها در ظاهر همچنان بالا باشد.
توجه در اقتصاد امروز یک نهاده کمیاب است. شرکتی که در الکامپ یا اینوتکس حضور پیدا میکند فقط بابت اجاره فضای فیزیکی پول نمیدهد. طراحی و ساخت غرفه، نیروی انسانی، حمل تجهیزات، تبلیغات، تولید محتوا، حضور مدیران، هدایا، روابط عمومی و زمان کارکنان همگی بخشی از هزینه واقعی حضور هستند. در برابر این هزینه، شرکت انتظار دارد مشتری تازه، سرنخ تجاری، قرارداد، سرمایه گذار، پوشش رسانهای یا اعتبار برند دریافت کند. زمانی که دامنه گفت و گو درباره یک رویداد کاهش پیدا میکند و بخش بزرگی از محتوای باقی مانده نیز منفی است، بازده بخشی از این هزینهها تحت فشار قرار میگیرد.
وقتی یک غرفه ۱۰۰ متری به ریسک ۲ میلیارد تومانی تبدیل میشود
رضا حیدری، دبیر اجرایی الکامپ، درباره هزینه شرکتهای کوچک برای حضور در نمایشگاه گفته است: «حداقل حدود ۲ میلیارد تومان هزینه کردهاند؛ یعنی ریسک بسیار بزرگی کردهاند.» این رقم درباره یک غرفه ۱۰۰ متری مطرح شده است. عدد ۲ میلیارد تومان به تنهایی توضیح میدهد چرا تصمیم برای حضور در نمایشگاه دیگر برای بسیاری از کسب و کارهای کوچک یک انتخاب ساده بازاریابی نیست. زمانی که یک شرکت با محدودیت سرمایه در گردش مواجه است، باید میان پرداخت حقوق، توسعه محصول، خرید تجهیزات، تبلیغات دیجیتال، حفظ مشتری و هزینه نمایشگاه اولویت بندی کند.
این فشار فقط در سطح نمایشگاه دیده نمیشود. پیمایش مشترک ایران تلنت و اتاق بازرگانی تهران بر اساس پاسخ ۷۳۵ مدیر و مالک کسب و کار نشان داده است ۹۰ درصد کسب و کارهای بررسی شده در دوره بحران با افت یا توقف تولید مواجه شدهاند. ۵۵ درصد بیش از نیمی از ظرفیت خود را از دست دادهاند، ۶۳ درصد کسب و کارهای کوچک بیش از ۵۰ درصد افت نقدینگی را تجربه کردهاند و ۴۱ درصد شرکتهای کوچک بیش از یک میلیارد تومان زیان مستقیم گزارش دادهاند. پس از بحران نیز ۶۰ درصد پاسخ دهندگان کمبود نقدینگی و منابع مالی را اصلیترین مانع احیای فعالیت خود دانستهاند.
در چنین فضایی، سخنان مجتبی جباری پور، معاون توسعه نوآوری پارک فناوری پردیس، معنای اقتصادی روشنتری پیدا میکند. او گفته است: «طبیعی است که در شرایط فعلی، بسیاری از شرکتها هزینههای بازاریابی و حضور در نمایشگاهها را کاهش دهند.» جباری پور همچنین توضیح داده است که سرمایه گذاریها به گزینههای کوتاه مدت و کم ریسکتر متمایل شده و استارتاپها بیش از برندینگ به فروش و نقدینگی توجه دارند. این تغییر رفتار کاملا قابل پیش بینی است. هر چه نااطمینانی اقتصادی افزایش پیدا کند، دوره بازگشت سرمایه برای بنگاه مهمتر میشود و هزینههایی که بازده آنها قابل اندازه گیری نیستند زودتر از بودجه حذف میشوند.
سجاد نیری، رئیس هیئت مدیره انجمن سرمایه گذاری خطرپذیر، نیز گفته است: «امسال رونق اینوتکس و الکامپ کمتر از سالهای گذشته بود.» در عین حال او برگزاری اینوتکس را نشانهای از تاب آوری اکوسیستم فناوری دانسته است. کنار هم قرار دادن این دو گزاره به درک بهتری از وضعیت کمک میکند. مسئله این نیست که فعالیت در اکوسیستم متوقف شده؛ مسئله این است که توان مالی و انگیزه بازیگران برای هزینه کردن روی ویترینهای بزرگ کاهش یافته و اولویتها به سمت بقا، فروش و نقدینگی حرکت کرده است.
افزایش هزینه ثابت حضور میتواند ترکیب نمایشگاه را نیز تغییر دهد. شرکتهای کوچک و متوسط نسبت به بانکها، هلدینگها و مجموعههای بزرگ منابع محدودتری دارند. اگر هزینه ورود به نمایشگاه سریعتر از منفعت مورد انتظار رشد کند، بنگاه کوچک یا از حضور صرف نظر میکند یا غرفه و برنامههای خود را کوچکتر میکند. بازیگر بزرگ اما همچنان میتواند هزینه را بپردازد. در چنین شرایطی ممکن است سهم بصری و رسانهای مجموعههای بزرگ، بانکها و نهادهای عمومی بیشتر شود و استارتاپهایی که زمانی هویت نمایشگاه را میساختند کمتر دیده شوند. همین روند میتواند احساس «بانکی شدن»، «دولتی شدن» یا «تجاری شدن» نمایشگاه را تشدید کند.
هم زمانی الکامپ و اینوتکس نیز مسئله را پیچیدهتر کرده است. الکامپ از ۹ تا ۱۲ شهریور و اینوتکس از ۱۱ تا ۱۴ شهریور برگزار شدند؛ یعنی دو روز از چهار روز برگزاری هر رویداد با دیگری هم پوشانی داشت. در تحلیل محتوای اینوتکس نیز ۱۸ درصد وزن مضامین به انتقاد از این هم زمانی و مقایسه با الکامپ مربوط بوده است. دو نمایشگاه در عمل برای منابعی کمابیش مشترک رقابت کردهاند: زمان مدیران، بودجه بازاریابی شرکتها، استارتاپها، سرمایه گذاران، خبرنگاران، تولیدکنندگان محتوا و مخاطبان حرفهای.
برای یک شرکت کوچک، حضور هم زمان در دو رویداد به معنای دو برابر شدن بسیاری از هزینههاست. برای خبرنگار و سرمایه گذار نیز زمان محدود است. نتیجه میتواند تقسیم توجه و کاهش تراکم ارتباطات حرفهای در هر دو طرف باشد. در اقتصاد رویداد، این وضعیت شبیه رقابت دو محصول نزدیک برای یک بازار واحد است. اگر تقاضا به اندازه کافی رشد نکرده باشد، توسعه هم زمان دو عرضه مشابه لزوما بازار را بزرگتر نمیکند و ممکن است سهم هر یک را کاهش دهد.
اینترنت ضعیف فقط یک مشکل فنی نیست؛ هزینه مستقیم اقتصاد دیجیتال است
پرتکرار بودن مسئله اینترنت در انتقادهای الکامپ تصادفی نیست. در یک نمایشگاه عمومی، ضعف اینترنت شاید تنها یک نارضایتی خدماتی باشد، اما در رویدادی که خود را ویترین اقتصاد دیجیتال معرفی میکند، کیفیت شبکه بخشی از اعتبار محصول نمایشگاه است. پنجمین گزارش کیفیت اینترنت انجمن تجارت الکترونیک تهران، ایران را میان ۱۰۰ اقتصاد بررسی شده در رتبه ۹۷ قرار داده است. در همان ارزیابی، رتبه سرعت ۸۴، اختلال ۹۲ و محدودیت ۹۹ اعلام شده و در نظرسنجی مشترک انجمن و ایسپا نیز ۸۶ درصد کاربران گفتهاند از فیلترشکن استفاده میکنند.
احسان چیت ساز، معاون وزارت ارتباطات، با اشاره به دشواری برآورد خسارت گفته است: «هیچ برآورد رسمی درباره کل خسارات اقتصادی ناشی از اختلال یا قطعی اینترنت وجود ندارد.» با این حال برآوردهای کارشناسی مورد اشاره او، بسته به شدت اختلال، از زیانی حدود ۴۰۰ تا ۶۰۰ میلیارد تومان در روز حکایت دارد. تفاوت میان برآورد کارشناسی و آمار رسمی مهم است، اما حتی دامنه این تخمین نشان میدهد اینترنت برای اقتصاد دیجیتال یک زیرساخت جانبی نیست؛ بخشی از فرایند تولید، فروش، پرداخت، ارتباط با مشتری و عملیات روزمره بنگاههاست.
ستار هاشمی، وزیر ارتباطات، نیز اعلام کرده است حدود ۱۰ میلیون نفر به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از اقتصاد دیجیتال امرار معاش میکنند و در دوره بحران، اقتصاد دیجیتال تقریبا به ازای هر دو روز حدود یک هزار میلیارد تومان خسارت دیده است. در گزارش دیگری از سخنان او رقم بیش از ۶۷ هزار میلیارد تومان خسارت مستقیم و کاهش درآمد تا مقطعی از محدودیت اینترنت مطرح شده است. وقتی چنین اعدادی در سطح اقتصاد ملی مطرح است، اعتراض بازدیدکننده الکامپ به اینترنت ضعیف صرفا اعتراض به کیفیت وای فای سالن نیست؛ بخشی از تجربه روزمره همان اقتصادی است که نمایشگاه قرار است آینده آن را به تصویر بکشد.
نیما قاضی، رئیس انجمن تجارت الکترونیک تهران، درباره هدف افزایش سهم اقتصاد دیجیتال به ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی گفته است جهت بسیاری از اقدامات جاری با این هدف همسو نیست. این انتقاد زمانی مهمتر میشود که آمار رسمی مرکز آمار سهم اقتصاد دیجیتال از ارزش افزوده اقتصاد را در دوره ۱۴۰۲ حدود ۴٫۰۶ درصد نشان میدهد. از این میزان، ۰٫۷۷ درصد به لایه نخست و ۳٫۲۹ درصد به لایههای دوم و سوم اقتصاد دیجیتال مربوط بوده است.
فاصله میان سهم حدود چهار درصدی موجود و هدف ۱۰ درصدی، فقط با افزایش تعداد رویدادها جبران نمیشود. ستار هاشمی، وزیر ارتباطات، گفته است برای تحقق سهم ۱۰ درصدی اقتصاد دیجیتال حدود ۲۵ تا ۳۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری مورد نیاز است، در حالی که مجموع سرمایه گذاری اپراتورها در سال مورد اشاره او کمتر از ۲ میلیارد دلار بوده است. این شکاف سرمایه گذاری نشان میدهد اقتصاد دیجیتال ایران بیش از آنکه با کمبود شعار توسعه مواجه باشد، با کمبود سرمایه، زیرساخت پایدار و فضای قابل پیش بینی برای فعالیت بنگاهها روبه رو است.
علی حکیم جوادی، رئیس سازمان نظام صنفی رایانهای کشور، در توصیف جایگاه این صنعت گفته است: «فناوری اطلاعات دیگر تنها یک ابزار نیست» و میتواند در شکل گیری آینده اقتصاد ایران نقش داشته باشد. همین جایگاه، سطح انتظار از الکامپ را بالا میبرد. نمایشگاهی که بیش از ۳۵۰ مشارکت کننده، ۱۴ سالن و حدود ۴۰ هزار مترمربع فضای نمایشگاهی دارد، صرفا یک رویداد صنفی نیست؛ برای بخشی از جامعه به نماینده وضعیت یک صنعت تبدیل میشود. هر نقص اجرایی در چنین فضایی میتواند فراتر از خود نمایشگاه تفسیر شود و به ارزیابی مخاطب از کیفیت محیط کسب و کار دیجیتال سرایت کند.
از تورم نمایشی نوآوری تا بحران تبدیل ظرفیت فناورانه به ارزش اقتصادی
یکی از مهمترین تناقضهای الکامپ و اینوتکس این است که افت توجه آنها در زمانی رخ داده که تعداد بازیگران رسمی زیست بوم فناوری ایران کم نیست. بر اساس آمار اعلام شده از سوی معاونت علمی، حدود ۱۱ هزار شرکت دانش بنیان در کشور فعال هستند، نزدیک به ۷ هزار مورد از آنها در گروه شرکتهای نوپا قرار میگیرند و حدود ۱۸ هزار محصول دانش بنیان ثبت شده است. صادرات کل شرکتهای دانش بنیان حدود ۲٫۷ میلیارد دلار اعلام شده و نزدیک به ۷۰۰ میلیون دلار از آن به صادرات مستقیم محصولات دانش بنیان مربوط است.
این ارقام یک پرسش جدی ایجاد میکنند. اگر هزاران شرکت و دهها هزار محصول در زیست بوم فناوری حضور دارند، چرا ویترینهای اصلی این زیست بوم با کاهش سهم خود از توجه عمومی روبه رو شدهاند؟ پاسخ را نمیتوان صرفا در کمبود فناوری جست و جو کرد. مسئله ممکن است به کیفیت انتخاب محصولات، نحوه نمایش آنها، توان تجاری سازی، اتصال به سرمایه، تفاوت واقعی محصولات و حتی شیوه تعریف موفقیت یک نمایشگاه مربوط باشد.
۱۱ هزار شرکت دانش بنیان داریم، اما مسئله اصلی اتصال و بازار است
حسین افشین، معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانش بنیان رئیس جمهور، تعبیر روشنی درباره وضعیت اکوسیستم ارائه کرده است: «ما دیگر با کمبود نقاط روشن مواجه نیستیم.» منظور او این است که دانشگاه، پژوهشگر، شرکت دانش بنیان، صندوق، پارک فناوری، سرمایه گذار و نیروی خلاق وجود دارند، اما این اجزا هنوز به اندازه کافی به یکدیگر متصل نشدهاند تا ظرفیت علمی و فنی به قدرت اقتصادی تبدیل شود. این نگاه برای تحلیل نمایشگاهها اهمیت زیادی دارد، زیرا وظیفه اصلی چنین رویدادهایی دقیقا باید کم کردن هزینه اتصال میان همین بازیگران باشد.
تورج امرایی، معاون توسعه شرکتهای دانش بنیان، نیز گفته است از حدود ۱۱ هزار شرکت دانش بنیان، تقریبا ۷ هزار شرکت نوپا هستند و بسیاری هنوز بازار پایدار خود را پیدا نکردهاند. او بر گسترش سرمایه گذاری شرکتی تاکید کرده و هشدار داده است که افزایش تعداد شرکتها با رشد متناسب منابع مالی همراه نبوده است. بنابراین نیاز اصلی بخش بزرگی از استارتاپها نه صرفا داشتن یک غرفه، بلکه دستیابی به مشتری، تامین مالی، بازار پایدار و امکان فروش است.
از همین زاویه میتوان نقد کاربران به محصولات تکراری یا استفاده سطحی از هوش مصنوعی را جدیتر گرفت. در سالهای اخیر برچسبهایی مانند «هوش مصنوعی»، «هوشمند»، «بومی» و «اولین» به یکی از زبانهای رایج بازاریابی فناوری تبدیل شدهاند. مسئله زمانی آغاز میشود که مخاطب حرفهای میان ادعا و ارزش واقعی محصول فاصله ببیند. اگر چند غرفه محصولاتی با کارکرد مشابه، رابطهای مشابه و ادعاهای تقریبا یکسان ارائه کنند، کیفیت سیگنال نمایشگاه کاهش پیدا میکند.
در اقتصاد اطلاعات، چنین وضعیتی هزینه پنهانی دارد. نمایشگاه قرار است برای بازدیدکننده نقش فیلتر را ایفا کند و بهترین یا مهمترین تحولات یک حوزه را در فضای محدود جمع کند. اگر این فیلتر ضعیف شود، بازدیدکننده برای یافتن محصول واقعا متفاوت باید زمان بیشتری صرف کند. هر چه تعداد ادعاهای بزرگ و تفاوتهای کوچک بیشتر شود، اعتماد مخاطب به برچسب نوآوری پایینتر میآید. در چنین فضایی حتی محصول واقعا خلاق نیز ممکن است قربانی بی اعتمادی عمومی شود.
این همان چیزی است که میتوان آن را تورم نمایشی نوآوری نامید. حجم نشانههای نوآوری افزایش پیدا میکند، اما ارزش اطلاعاتی هر نشانه کاهش مییابد. چت باتهای شبیه به هم، کاربردهای محدود هوش مصنوعی و استفاده مکرر از ادعای «اولین بودن» در صورتی که مزیت فنی یا تجاری محصول برای مخاطب روشن نباشد، به جای تقویت تصویر نمایشگاه میتواند آن را تضعیف کند.
عبدالرضا یعقوب زاده طاری، مدیرعامل یک شرکت دانش بنیان، در اینوتکس گفته است: «دولت نباید تولیدکننده باشد، بلکه باید صرفا نقش رگولاتور و تسهیل گر را ایفا کند.» او همچنین از رقابت بخش دولتی با بخش خصوصی انتقاد کرده است. این مسئله مستقیما به ترکیب نمایشگاه ارتباط پیدا میکند. اگر بنگاههای دولتی، عمومی یا مجموعههای بزرگ دارای بودجه بازاریابی بسیار بیشتر باشند، استارتاپ کوچک نه تنها در تامین هزینه غرفه، بلکه در رقابت برای جلب توجه مخاطب نیز در موقعیت ضعیفتری قرار میگیرد.
در چنین شرایطی، حتی بدون حذف رسمی شرکتهای کوچک، نوعی کنار رفتن تدریجی ممکن است رخ دهد. بنگاه بزرگ غرفه بزرگتر، تبلیغات بیشتر، هدیه، برنامه سرگرمی و ظرفیت رسانهای بالاتری دارد. بنگاه کوچک محصول دارد، اما برای دیده شدن باید در بازاری رقابت کند که توجه در آن با بودجه خریداری میشود. تکرار این فرایند میتواند نمایشگاه را از محل کشف نوآوری به صحنه رقابت برندهای بزرگ تبدیل کند.
۲ هزار میلیارد تومان قرارداد، اما ارزش واقعی نمایشگاه را با چه شاخصی باید سنجید؟
آمار قراردادهای اینوتکس نشان میدهد کاهش توجه رسانهای را نمیتوان مستقیما با شکست اقتصادی برابر دانست. برگزارکنندگان اعلام کردهاند بیش از ۲ هزار میلیارد تومان قرارداد و تفاهم نامه در قالب ۶۵ سند در اینوتکس ۱۴۰۵ ثبت شده است. بیش از ۱۰۰۰ جلسه تجاری برگزار شده و حدود ۱۰۰ سرمایه گذار حقیقی و حقوقی در رویداد حضور داشتهاند. این ارقام نشان میدهد هنوز فعالیت اقتصادی واقعی درون رویداد جریان دارد.
با این حال ساختار این رقم به اندازه عدد نهایی اهمیت دارد. در افتتاحیه نمایشگاه، قراردادی به ارزش ۱٫۵ هزار میلیارد تومان میان پارک فناوری پردیس و نیروگاه خلیج فارس اعلام شد. اگر کف رقم کل قراردادها را همان ۲ هزار میلیارد تومان در نظر بگیریم، این یک قرارداد به تنهایی معادل ۷۵ درصد آن رقم پایه است. از آنجا که رقم نهایی «بیش از ۲ هزار میلیارد تومان» اعلام شده، سهم واقعی کمی کمتر از ۷۵ درصد خواهد بود، اما تمرکز بالای ارزش قراردادها همچنان مسئله قابل توجهی است.
برای سنجش کیفیت خروجی نمایشگاه، دانستن تعداد قرارداد به تنهایی کافی نیست. تفاهم نامه با قرارداد الزام آور یکسان نیست. قرارداد امضا شده نیز لزوما به اجرای کامل، پرداخت پول یا خرید محصول منجر نمیشود. برای ارزیابی دقیقتر باید دانست از ۶۵ سند اعلام شده چند مورد قرارداد قطعی و چند مورد تفاهم نامه بوده، میانه ارزش قراردادها چه میزان است، چند شرکت از این قراردادها منتفع شدهاند و چه میزان از ارزش اعلام شده در بازه شش ماهه یا یک ساله به جریان واقعی پول تبدیل میشود.
مقایسه با دوره قبل نیز همین ضرورت را نشان میدهد. در گزارش رسمی اینوتکس ۲۰۲۵، ۲۹۵ قرارداد و تفاهم نامه به ارزش بیش از ۳٫۷ هزار میلیارد تومان اعلام شده بود. در کنار آن، ۶۰ قرارداد صنعتی، بیش از ۲۹۰ جلسه تجاری داخلی و ۱۴۴ جلسه تجاری بین المللی ثبت شد. ۳۳ محصول رونمایی شد، ۶ رویداد ارائه معکوس برگزار شد، ۲۷ شرکت خارجی و ۱۶ هیئت تجاری از ۱۱ کشور حضور داشتند و بیش از ۲۵۰۰ بازتاب خبری ثبت شد. این مجموعه شاخصها برای ارزیابی یک رویداد بسیار غنیتر از اعلام صرف تعداد بازدیدکننده است.
نبود شرکتهای خارجی در الکامپ ۱۴۰۵ نیز از همین منظر اهمیت دارد. رضا حیدری گفته است محدودیت پروازها باعث شد برخلاف دوره قبل، شرکتهای خارجی در این دوره حضور نداشته باشند. حذف حضور خارجی فقط کم شدن چند غرفه نیست؛ بخشی از ارزش شبکهای نمایشگاه را کاهش میدهد. شرکتی که برای حضور در نمایشگاه هزینه سنگین میپردازد، یکی از انگیزههایش دسترسی به بازارها، شرکای تجاری و مشتریانی است که خارج از شبکه روزمره خود به آنها دسترسی ندارد. هرچه تنوع جغرافیایی و تجاری کاهش یابد، مزیت نمایشگاه در برابر سایر کانالهای بازاریابی نیز کمتر میشود.
مجتبی جباری پور، معاون توسعه نوآوری پارک فناوری پردیس، درباره همین کارکرد حرفهای تاکید کرده است که «شبکه سازی، همکاری و اتصال به سرمایه و بازار» نباید یک هزینه اضافی تلقی شود و باید بخشی از تاب آوری کسب و کار باشد. این نگاه اقتصادی قابل دفاع است، اما ارزش شبکه سازی زمانی برای بنگاه معنادار خواهد بود که بتوان آن را در شاخصهای قابل اندازه گیری مشاهده کرد. تعداد مشتری جدید، تعداد سرنخ تجاری باکیفیت، سرمایه جذب شده، قرارداد اجرا شده، میزان فروش بعد از نمایشگاه و نرخ بازگشت غرفه داران در دوره بعد شاخصهایی هستند که تصویر دقیقتری از ارزش اقتصادی رویداد ارائه میدهند.
- – تعداد سرنخهای تجاری باکیفیت و نرخ تبدیل آنها به مشتری واقعی
- – تعداد قراردادهای قطعی و ارزش قراردادهایی که واقعا اجرا شدهاند
- – میزان سرمایه جذب شده توسط استارتاپها و شرکتهای دانش بنیان
- – تعداد مشتریان جدید و حجم فروش ایجاد شده پس از نمایشگاه
- – میزان صادرات یا ارتباط تجاری بین المللی شکل گرفته از دل رویداد
- – نرخ بازگشت غرفه داران و شرکتهایی که حاضرند بار دیگر هزینه حضور را بپردازند
- – رضایت غرفه داران، سرمایه گذاران و بازدیدکنندگان حرفهای به جای اتکا به تعداد ورود افراد
این نوع سنجش زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که اقتصاد دیجیتال ایران برای رسیدن به سهم ۱۰ درصدی از اقتصاد به سرمایه گذاری ۲۵ تا ۳۰ میلیارد دلاری نیاز دارد، در حالی که سرمایه گذاری مجموع اپراتورها در دوره مورد اشاره وزیر ارتباطات کمتر از ۲ میلیارد دلار بوده است. در چنین بازاری هر ریال هزینه بازاریابی و هر روز زمان مدیران شرکتها باید توجیه اقتصادی داشته باشد. نمایشگاه نیز از این قاعده مستثنا نیست.
اینوتکس با بیش از ۹ هزار بازدیدکننده، ۲۷۰ مشارکت کننده، ۱۸۰ استارتاپ و شرکت نوپا، ۵۰ شرکت دانش بنیان، ۲۰ رویداد تخصصی، ۱۶۰ سخنران و پنلیست و ۱۰۰ سرمایه گذار همچنان ظرفیت قابل توجهی برای ایجاد ارتباط دارد. الکامپ نیز با بیش از ۳۵۰ مشارکت کننده و دهها هزار مترمربع فضای نمایشگاهی هنوز یکی از بزرگترین گردهماییهای صنعت فناوری اطلاعات کشور است. آنچه زیر فشار قرار گرفته، صرفا تعداد آدمهای حاضر در سالن نیست؛ نسبت میان هزینه حضور، کیفیت تجربه، میزان توجه و ارزش اقتصادی ایجاد شده است.
دادههای دوره ۱۴۰۴ نیز نشان میدهد تغییر این نسبت غیرممکن نیست. زمانی که یک غرفه مانند بلوبانک تجربهای متفاوت و ملموس ایجاد کرد، سهم بازخورد مثبت الکامپ بالا رفت. زمانی که اینونایت، ارائههای تخصصی و فرصتهای شبکه سازی در اینوتکس عملکرد بهتری داشتند، سهم محتوای مثبت این رویداد به ۵۵ درصد رسید. مخاطب همچنان به تجربهای که ارزش مشخصی ارائه کند واکنش نشان میدهد؛ حساسیت او بیشتر به فاصله میان ادعای «نمایش آینده» و چیزی مربوط میشود که واقعا در سالنها، محصولات، زیرساخت و تعاملات تجاری میبیند.









