ویلیام شارپ چگونه سنجش ریسک و بازده را دگرگون کرد
ویلیام شارپ، اقتصاددان آمریکایی و از چهرههای بنیانگذار اقتصاد مالی نوین، در ۱۶ ژوئن ۱۹۳۴ در بوستون متولد شد. نام او بیش از هر چیز با مدل قیمتگذاری داراییهای سرمایهای و نسبت شارپ پیوند خورده است؛ این دو دستاورد، سنجش رابطه میان ریسک و بازده را برای سرمایهگذاران و مدیران مالی منظمتر کردند.
شارپ تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه کالیفرنیا در لسآنجلس دنبال کرد و مدارک کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری اقتصاد را از همین دانشگاه گرفت. دکتری او در سال ۱۹۶۱ تکمیل شد. حضور وی در موسسه رند بین سالهای ۱۹۵۷ تا ۱۹۶۱ و آشنایی با هری مارکویتز، مسیر پژوهشی او را به سمت تصمیمگیری مالی در شرایط عدم اطمینان هدایت کرد. مارکویتز پیشتر اهمیت بررسی کل سبد و تنوعبخشی را نشان داده بود.
فعالیت دانشگاهی شارپ از دانشگاه واشنگتن آغاز شد. او از سال ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۸ در این دانشگاه تدریس کرد و مدتی نیز در دانشگاه کالیفرنیا در ارواین حضور داشت. شارپ در سال ۱۹۷۰ به دانشکده تحصیلات تکمیلی کسبوکار دانشگاه استنفورد پیوست. این مسیر دانشگاهی به پیوند میان نظریه مالی و نیازهای واقعی بازار انجامید.
مدل قیمتگذاری داراییهای سرمایهای و مفهوم بتا
مهمترین دستاورد نظری ویلیام شارپ، مشارکت در شکلگیری مدل قیمتگذاری داراییهای سرمایهای است. مقاله بنیادین او با عنوان قیمت داراییهای سرمایهای در سال ۱۹۶۴ در مجله مالی منتشر شد. این مدل بر پایه نظریه سبد مارکویتز توضیح میدهد که بازده مورد انتظار یک دارایی باید با میزان ریسک غیرقابل حذف آن متناسب باشد. سرمایهگذار برای پذیرش ریسکی که از طریق تنوعبخشی حذف نمیشود، بازده بیشتری مطالبه میکند.
مفهوم بتا در مرکز این مدل قرار دارد. بتا حساسیت بازده یک سهم یا سبد را نسبت به حرکت کل بازار اندازهگیری میکند. بتای یک از حرکت همسو با بازار حکایت دارد؛ اعداد بالاتر یا پایینتر نیز حساسیت بیشتر یا کمتر دارایی را نشان میدهند. مدیران مالی از این سنجه برای برآورد نرخ بازده مورد انتظار سهامداران و محاسبه هزینه حقوق صاحبان سهام استفاده میکنند.
کاربرد اقتصادی مدل تنها به انتخاب سهم محدود نیست. شرکتها برای ارزیابی طرحهای سرمایهگذاری، تعیین نرخ تنزیل جریانهای نقدی و مقایسه پروژهها به برآورد هزینه سرمایه نیاز دارند. صندوقها نیز میتوانند عملکرد خود را با سطح ریسک بازار بسنجند. مدل شارپ با وجود فرضهای سادهکننده، رابطه قیمت دارایی، ریسک و بازده را در قالبی منظم قرار داد.
پژوهشهای بعدی نشان دادند که بتا به تنهایی تمام تفاوت بازده میان داراییها را توضیح نمیدهد و عواملی مانند اندازه شرکت، ارزشگذاری و سودآوری نیز اهمیت دارند. با این حال، این چارچوب هنوز مبنایی برای برآورد بازده مورد انتظار و هزینه سرمایه است.
نسبت شارپ و پیوند نظریه مالی با مدیریت سرمایه
دستاورد شناختهشده دیگر او نسبت شارپ است؛ شاخصی که بازده مازاد یک سرمایهگذاری نسبت به نرخ بدون ریسک را با نوسان بازده آن مقایسه میکند. این نسبت نشان میدهد در برابر هر واحد ریسک، چه میزان بازده اضافی دریافت شده است. هرچه مقدار آن بالاتر باشد، عملکرد تعدیلشده با ریسک بهتر ارزیابی میشود. این معیار امکان مقایسه صندوقهایی را فراهم میکند که بازده اسمی مشابه اما نوسانهای متفاوت دارند.
نسبت شارپ در گزارشهای صندوقهای مشترک، صندوقهای بازنشستگی، سبدهای اختصاصی و راهبردهای معاملاتی کاربرد گسترده دارد. با این حال، تفسیر آن باید با توجه به دوره زمانی، نوع دارایی و شکل توزیع بازده انجام شود. نوسان تاریخی همه ابعاد ریسک، از جمله زیان شدید یا کمبود نقدشوندگی را نشان نمیدهد؛ بنابراین این نسبت باید در کنار سنجههای دیگر بررسی شود.
دامنه فعالیت شارپ به این دو مفهوم محدود نماند. او در توسعه روش دو جملهای ارزشگذاری اختیار معامله، الگوریتمهای تخصیص دارایی و تحلیل سبک مبتنی بر بازده نقش داشت. تحلیل سبک، ترکیب احتمالی داراییهای یک صندوق را از روی رفتار بازده آن تخمین میزند. وی همچنین درباره سیاست سرمایهگذاری صندوقهای بازنشستگی و درآمد دوران بازنشستگی پژوهش کرد.
شارپ در کنار فعالیت دانشگاهی با نهادهای مالی نیز همکاری داشت. تجربه مشاوره برای مریل لینچ و ولز فارگو به انتقال نظریههای اقتصاد مالی به سنجش بتا، ارزیابی عملکرد تعدیلشده با ریسک، انتخاب سبد و توسعه سرمایهگذاری شاخصی کمک کرد. او در سال ۱۹۹۶ شرکت فایننشال انجینز را برای ارائه خدمات برنامهریزی و مشاوره سرمایهگذاری تاسیس کرد.
آکادمی سلطنتی علوم سوئد در سال ۱۹۹۰ جایزه علوم اقتصادی را به ویلیام شارپ، هری مارکویتز و مرتون میلر اعطا کرد. انگیزه اعلامشده جایزه، پژوهشهای پیشگامانه آنان در نظریه اقتصاد مالی بود. مارکویتز مبانی انتخاب سبد را توسعه داد، میلر بر ساختار سرمایه شرکتها تمرکز کرد و شارپ رابطه تعادلی میان ریسک بازار و بازده مورد انتظار را صورتبندی کرد. این پژوهشها اقتصاد مالی را به حوزهای مستقل تبدیل کردند.
کتاب نظریه سبد و بازارهای سرمایه که در سال ۱۹۷۰ منتشر شد، از آثار اصلی شارپ به شمار میرود. کتاب سرمایهگذاریها و اثر سرمایهگذاران و بازارها نیز مفاهیم نظری و کاربردی تصمیمگیری مالی را گسترش دادند. او ریاست انجمن مالی آمریکا را بر عهده داشت و در دانشگاه استنفورد به مقام استاد ممتاز بازنشسته رسید. میراث اقتصادی ویلیام شارپ در ابزارهایی دیده میشود که برای قیمتگذاری دارایی، کنترل ریسک، سنجش مدیران سرمایهگذاری و تخصیص منابع مالی استفاده میشوند.







