پارتا داسگوپتا؛ اقتصاددان برجسته رفاه و محیط‌زیست

پارتا داسگوپتا با ارائه رویکردی نوین به اقتصاد رفاه و محیط‌زیست، نقش مهمی در تعریف سرمایه طبیعی و درک پایداری بین‌نسلی ایفا کرد.

پارتا داسگوپتا؛ اقتصاددان برجسته رفاه و محیط‌زیست

مقاله: پارتا داسگوپتا؛ اقتصاددان برجسته رفاه و محیط‌زیست (زاده ۱۷ نوامبر ۱۹۴۲)

پارتا داسگوپتا، اقتصاددان بنگلادشی–بریتانیایی و یکی از چهره‌های برجسته اقتصاد رفاه، محیط‌زیست و توسعه، در ۱۷ نوامبر ۱۹۴۲ به دنیا آمد. نام او در دهه‌های اخیر با مباحثی گره خورده است که پیوند نزدیکی با آینده اقتصاد جهانی دارند؛ از ارزش‌گذاری سرمایه طبیعی گرفته تا ارزیابی هزینه‌ها و منافع تغییرات اقلیمی، نابرابری بین‌نسلی و سنجش پایداری اقتصادی جوامع. داسگوپتا از نسل اقتصاددان‌هایی است که نقش طبیعت را نه یک عامل جانبی، بلکه بخشی اصلی از ثروت و رفاه ملت‌ها معرفی کردند. این نگاه او را به یکی از اثرگذارترین چهره‌ها در اقتصاد محیط‌زیست تبدیل کرده است.

داسگوپتا تحصیلات دانشگاهی خود را در بریتانیا ادامه داد و سال‌های طولانی به‌عنوان استاد اقتصاد در دانشگاه کمبریج فعالیت کرد. او علاوه بر تدریس، در کمیته‌ها و نهادهای اقتصادی بین‌المللی نقش مشورتی داشت و آثار متعدد او در حوزه اقتصاد رفاه و تحلیل پایداری توسعه، بسیاری از سیاست‌های جهانی را تحت تأثیر قرار داده است. نام او همواره با پرسش‌های بنیادی همراه است: رفاه واقعی چه تعریفی دارد؟ منابع طبیعی چه سهمی در محاسبه ثروت یک کشور دارند؟ و اقتصاد چگونه باید هزینه تخریب محیط‌زیست را در محاسبات رسمی لحاظ کند؟

یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های داسگوپتا، «سرمایه طبیعی» است؛ مفهومی که نشان می‌دهد جنگل‌ها، خاک، آب شیرین، هوا، تنوع زیستی و اکوسیستم‌ها نه دارایی‌های مبهم، بلکه منابع اقتصادی قابل‌ارزش‌گذاری هستند. داسگوپتا معتقد است توسعه اقتصادی بدون سنجش دقیق ظرفیت طبیعت، به کاهش ثروت نسل‌های آینده منجر می‌شود؛ زیرا اقتصاد نمی‌تواند در بلندمدت جدا از ظرفیت زیست‌محیطی حرکت کند. این نگاه سبب شد او در طول چند دهه به یکی از بنیان‌گذاران اقتصاد محیط‌زیست در جهان تبدیل شود.

در سال ۲۰۲۱، گزارش گسترده و مهمی با عنوان «The Dasgupta Review» به سفارش دولت بریتانیا منتشر شد؛ گزارشی جامع درباره اقتصاد تنوع زیستی و نقش آن در سیاست‌گذاری اقتصادی. این گزارش تأکید می‌کند که نظام‌های اقتصادی جهان باید مصرف منابع طبیعی را با سرعت بازسازی طبیعت هماهنگ کنند، زیرا ادامه روند فعلی باعث کاهش شدید رفاه، کاهش ظرفیت تولید اقتصادی و افزایش نابرابری بین نسل‌ها خواهد شد. این گزارش بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها، دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی داشت و بسیاری آن را یکی از مهم‌ترین اسناد آغاز قرن بیست‌ویکم در حوزه اقتصاد محیط‌زیست دانستند.

یکی از محورهای اساسی کار داسگوپتا، بررسی «پیامدهای توسعه ناپایدار» است. او بارها نشان داده است که رشد اقتصادی بدون توجه به کیفیت منابع طبیعی، رشد واقعی محسوب نمی‌شود. به اعتقاد او، کشورها باید شاخص‌های اقتصادی خود را بازتعریف کنند. در مدل‌های پیشنهادی داسگوپتا، سرمایه طبیعی در کنار سرمایه انسانی و سرمایه فیزیکی قرار می‌گیرد و مجموع این سه عامل، تصویر واقعی ثروت یک کشور را مشخص می‌کند. این نگاه باعث شده بحث‌های اقتصادی درباره رشد، از چارچوب‌های سنتی فراتر رود و پیامدهای زیست‌محیطی و اجتماعی در معادلات رسمی قرار بگیرد.

داسگوپتا علاوه بر حوزه محیط‌زیست، در زمینه اقتصاد رفاه و نظریه انتخاب اجتماعی نیز آثار مهمی منتشر کرده است. او یکی از اقتصاددانانی است که رابطه میان نابرابری، فقر، ظرفیت منابع، و رشد اقتصادی را در سطح بین‌المللی مورد بررسی قرار داده است. داسگوپتا نشان داده است که فقر و تخریب منابع طبیعی یک چرخه متقابل ایجاد می‌کنند. در بسیاری از کشورهای درحال‌توسعه، فشار اقتصادی باعث برداشت بیش‌ازحد از منابع طبیعی می‌شود و این برداشت، خود موجب کاهش فرصت‌های اقتصادی در بلندمدت خواهد شد.

نام داسگوپتا همچنین در کنار مباحث مرتبط با «پایداری بین‌نسلی» دیده می‌شود. او از نخستین اقتصاددان‌هایی بود که پرسش «حق نسل‌های آینده» را وارد مباحث توسعه کرد. این رویکرد اکنون در بسیاری از سیاست‌های اقلیمی، برنامه‌ریزی شهری، قوانین انرژی و مدل‌های سرمایه‌گذاری مشاهده می‌شود. به بیان دیگر، اهمیت مطالعات او امروزه فراتر از دنیای دانشگاهی است و در سیاست‌گذاری جهانی نیز نقش مستقیم دارد.

آثار متعدد داسگوپتا، از جمله کتاب‌ها، مقالات و گزارش‌های ارزیابی محیط‌زیستی، در دانشگاه‌های سراسر جهان تدریس می‌شوند. بخش مهمی از پژوهش‌های او به تحلیل مدل‌های رشد اقتصادی در شرایط کمبود منابع اختصاص دارد. او نشان داده است که الگوهای مصرف و تولید در جهان، اگر به‌صورت فعلی ادامه یابد، به افزایش آسیب‌پذیری اقتصادی، تشدید بحران‌های زیست‌محیطی و بی‌ثباتی اجتماعی منجر خواهد شد. همین پژوهش‌ها باعث شد بسیاری از کشورها به سمت سیاست‌های «اقتصاد سبز» حرکت کنند و تلاش کنند توسعه اقتصادی را با حفظ سرمایه طبیعی هماهنگ سازند.

در کنار فعالیت‌های علمی، داسگوپتا در نهادهایی مانند بانک جهانی، سازمان ملل، اتحادیه اروپا و کمیسیون‌های بین‌المللی محیط‌زیست نیز نقش مشورتی داشته است. اقتصاددانان برجسته، از جمله آمارتیا سن و جوزف استیگلیتز، آثار او را یکی از پایه‌های اصلی اقتصاد پایداری در دوره معاصر دانسته‌اند. نگاه او به اقتصاد، نگاه قراردادی به «رشد عددی GDP» را زیر سؤال می‌برد و نشان می‌دهد که رفاه واقعی تنها زمانی محقق می‌شود که طبیعت نیز در وضعیت پایداری قرار داشته باشد.

تأثیر داسگوپتا در دهه‌های اخیر در حوزه تصمیم‌گیری اقتصادی به‌وضوح دیده می‌شود. امروزه عبارت‌هایی مثل «سرمایه طبیعی»، «حسابداری زیست‌محیطی»، «توسعه پایدار» و «رفاه بین‌نسلی» مفاهیمی کلیدی در سیاست‌گذاری اقتصاد جهانی هستند و بسیاری از این مفاهیم، مستقیماً با پژوهش‌های او ارتباط دارند. اهمیت تاریخی داسگوپتا از این جهت است که او اقتصاد را تنها یک علم محاسباتی نمی‌داند، بلکه آن را علمی می‌بیند که باید ارتباط تنگاتنگی با آینده منابع طبیعی داشته باشد.

زادروز داسگوپتا در ۱۷ نوامبر در تقویم تاریخ اقتصادی، یادآور ظهور اقتصاددانی است که ارتباط میان طبیعت و رفاه را بازتعریف کرد. آثار و نظریه‌های او همچنان در تحلیل سیاست‌های اقتصادی، برنامه‌ریزی منابع، مقابله با تغییرات اقلیمی و ارزیابی توسعه پایدار مورد استفاده قرار می‌گیرد. نقش او در شکل‌گیری مفهوم ثروت واقعی ملت‌ها، این اقتصاددان را به یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های اقتصاد معاصر تبدیل کرده است.

خبرهای مشابه

دکمه بازگشت به بالا