موج جدید مسدودی تتر و دارایی‌های دیجیتال کاربران ایرانی

مسدودی بیش از 10 میلیون دلار تتر در موج جدید بایننس و بنیاد تتر، ریسک نگهداری دارایی‌های دیجیتال کاربران ایرانی را افزایش داده و ضعف امنیت دلار دیجیتال را آشکار کرده است.

موج جدید مسدودی دارایی های دیجیتال ایرانیان؛ جزئیات بلوکه شدن بیش از ده میلیون دلار تتر

در روزهایی که بسیاری از خانوارها و فعالان اقتصادی برای حفظ ارزش پس انداز خود به دارایی های دیجیتال پناه برده اند، خبر تازه ای از مسدودی گسترده تتر، دوباره نگاه ها را به ریسک های پنهان این بازار برگرداند. بر اساس گزارش های منتشر شده توسط رسانه های اقتصادی داخلی، در یک اقدام هماهنگ میان صرافی بایننس و بنیاد تتر، موج جدیدی از مسدودسازی کیف پول های رمزارزی مرتبط با کاربران ایرانی شکل گرفته است که در آن، بیش از ده میلیون دلار تتر در آدرس هایی که مشکوک تشخیص داده شده اند، فریز شده است.

در این گزارش ها تأکید شده است که آدرس های هدف، کیف پول هایی بوده اند که با صرافی های داخلی در ارتباط بوده و در نقش خروجی از این صرافی ها عمل می کردند. این کیف پول ها به صورت مستقیم از بایننس برای مبهم سازی منبع و مبدأ دارایی استفاده می کردند؛ یعنی دارایی ابتدا از صرافی داخلی به بایننس منتقل می شد، آن جا جابه جا و در هم آمیخته می شد و سپس به آدرس های دیگری در شبکه منتقل می شد تا پیگیری منشأ آن سخت تر شود.

این اقدام در ادامه روندی است که از مدت ها قبل آغاز شده بود. پیش از این، در خبرهای اواخر شهریور، از مسدود شدن حدود صد و هشتاد و هفت کیف پول تتر مرتبط با کاربران ایرانی سخن گفته شده بود؛ کیف پول هایی که در طول زمان سابقه گردش حدود یک و نیم میلیارد دلار تتر داشته اند، اما در لحظه مسدودی، موجودی آنها در حد تقریبی یک و نیم میلیون دلار گزارش شد. گفته شد که این اقدام به درخواست نهادهای امنیتی رژیم صهیونیستی انجام شده و بخشی از فشار مالی در امتداد تنش های منطقه ای بوده است.

رسانه های اقتصادی داخلی در ادامه این اخبار، به برآوردی گسترده تر اشاره کرده اند. بر اساس این برآوردها، مجموع دارایی های دیجیتال کاربران ایرانی که در سال های اخیر در صرافی ها و کیف پول های خارج از کشور مسدود شده یا در معرض ریسک مسدود شدن قرار گرفته، حدود سیصد میلیون دلار تخمین زده می شود. این عدد قطعی و رسمی نیست، اما بر پایه تحلیل گردش مالی در صرافی های خارجی و بررسی الگوهای تراکنش در کیف پول های مبهم سازی شده به دست آمده است.

در سطح بین المللی نیز فشارها پیش از این افزایش یافته بود. در گزارش های تخصصی، به اقدام گسترده ای در اواخر خرداد اشاره شده که در آن، بنیاد تتر چند ده آدرس بر بستر شبکه های پرکاربرد را که مجموعا صدها میلیون دلار تتر در آنها جابه جا شده بود، مسدود کرده است. این اقدام در تحلیل ها به طور مستقیم با تنش های مرتبط با ایران و تشدید فضای تحریم پیوند داده شده است.

تتر به عنوان ابزار اجرای تحریم و روایت رسمی مسدودی ها

برای درک فضای این تصمیم ها، کافی است به سخنان مدیران تتر نگاه شود. پائولو آردوئینو، مدیرعامل تتر، در یکی از اظهارنظرهای خود تأکید کرده بود که تتر از نظر فنی این توانایی را دارد که سرمایه های ناسالم و مجرمانه را شناسایی و در صورت نیاز مسدود کند و در این مسیر، با نهادهای قضایی و نظارتی در سراسر جهان همکاری نزدیک دارد. به گفته او، قابلیت ردیابی تراکنش ها و مسدود کردن توکن های مرتبط با فعالیت های غیرقانونی، تفاوت مهمی میان این استیبل کوین و پول نقد یا دارایی های کاملا غیرمتمرکز به وجود آورده است.

در یکی از بیانیه های رسمی تتر نیز اعلام شده است که تاکنون بیش از دو و نیم میلیارد دلار تتر در بیش از دو هزار کیف پول که به فعالیت های غیرقانونی یا پرونده های حساس مالی نسبت داده شده اند، مسدود شده و صدها درخواست رسمی از سوی دستگاه های قضایی و نهادهای نظارتی در کشورهای مختلف پاسخ داده شده است. این آمار نشان می دهد که مسدودی مربوط به کاربران ایرانی، نه یک تصمیم موردی، بلکه بخشی از یک رویکرد گسترده تر برای استفاده از تتر به عنوان ابزار اجرایی در حوزه تحریم و مبارزه با جرایم مالی است.

در داخل کشور، انجمن های صنفی فعال در حوزه فناوری مالی و رمزارز، بارها نسبت به ریسک متمرکز بودن تتر هشدار داده اند. انجمن بلاکچین ایران در یکی از گزارش های خود، به عددی اشاره کرده که حساسیت افکار عمومی را برانگیخته است. این انجمن مدعی شده که در دوره تنش های شدید منطقه ای و جنگ چند روزه، حدود هفتصد میلیون تتر در بیش از دو هزار و هفتصد کیف پول منتسب به کاربران ایرانی در معرض مسدودی قرار گرفته یا عملا فریز شده است. در متن این گزارش تأکید شده بود که این عدد، زنگ خطری جدی درباره نگهداری دارایی در استیبل کوین های متمرکز است.

در کنار این آمارها، یک لایه دیگر ماجرا نیز اهمیت دارد. شرکت های تحلیل داده های زنجیره بلوکی مانند تی آر ام لبز و الیپتیک در گزارش های خود، به نقش ایران در استفاده از دارایی های دیجیتال برای دور زدن محدودیت های مالی اشاره کرده اند. در یکی از این گزارش ها، تأکید شده است که یک صرافی داخلی پرمخاطب، بیش از هشتاد و هفت درصد حجم تراکنش های مرتبط با کاربران ایرانی را پوشش می دهد و بخش بزرگی از این جریان روی تتر و شبکه هایی انجام می شود که کارمزد پایین و سرعت بالا دارند.

گزارش های داخلی از ریسک برای میلیون ها کاربر

در سطح داخلی، تصویر ریسک تنها به مسدودی های بیرونی محدود نمی شود. در اوایل دی، مسدود شدن ناگهانی درگاه های پرداخت ریالی صرافی های رمزارزی، شوک دیگری به این بازار وارد کرد. انجمن فین تک ایران در بیانیه ای رسمی اعلام کرد که با این تصمیم، بیش از پانزده میلیون کاربر که از خدمات پلتفرم های داخلی استفاده می کردند، دچار اختلال جدی در مدیریت و برداشت دارایی های خود شده اند. در این بیانیه، سیاست های بانک مرکزی در برخورد با صرافی های رمزارزی «مخرب برای صنعت» توصیف شده و هشدار داده شده بود که ادامه این روند، نه تنها مشکل را حل نمی کند، بلکه به رشد بازارهای زیرزمینی و مهاجرت نیروهای متخصص دامن می زند.

به این ترتیب، تصویری که از دل این خبرها بیرون می آید، تصویری چند لایه است؛ از یک طرف فریز مستقیم تتر در سطح بین المللی و همکاری بایننس و بنیاد تتر با نهادهای خارجی، و از سوی دیگر سیاست های محدودکننده داخلی که روی همان کاربران اثر می گذارد. این لایه ها در کنار هم، زمینه لازم برای یک تحلیل اقتصادی عمیق درباره موقعیت دارایی های دیجیتال در اقتصاد تحریم زده امروز را فراهم می کنند.

استیبل کوین متمرکز در اقتصاد تحریم زده؛ تتر میان نقش نجات دهنده و ابزار فشار

در سال های اخیر، برای بسیاری از خانوارهای ایرانی، تتر نه فقط یک ابزار سرمایه گذاری، بلکه نوعی نسخه دیجیتال اسکناس دلار بوده است. فردی که درآمد خود را به ریال دریافت می کند و هر روز با افزایش قیمت کالاها روبه رو است، وقتی می بیند با چند کلیک می تواند پس اندازش را به توکنی تبدیل کند که به دلار وابسته است، این ابزار را یک سپر تورمی می بیند. همین نگاه باعث شده که تتر به یکی از محبوب ترین دارایی ها در کیف پول های ایرانی تبدیل شود، از کارمند و فریلنسر گرفته تا واردکننده و معامله گر خرد.

اما همین نقطه قوت، یعنی اتصال تتر به نظام دلاری جهانی، همان جایی است که این دارایی را به ابزار مناسب برای اعمال فشار و تحریم نیز تبدیل می کند. برخلاف تصوری که در سال های ابتدایی رواج رمزارز وجود داشت، تتر یک دارایی کاملا بی نام و نشان و خارج از دسترس سیاست گذاران نیست. این توکن توسط نهادی مشخص منتشر می شود، در حساب های بانکی مشخصی پشتوانه دارد و قرارداد هوشمندی که آن را در شبکه های مختلف مدیریت می کند، امکان مسدود کردن آدرس ها را در خود دارد. همین ساختار متمرکز است که به بنیاد تتر اجازه می دهد تا در پاسخ به فشار سیاسی، آدرس های خاص را در فهرست سیاه قرار دهد و دارایی موجود در آنها را غیرقابل انتقال کند.

تصویری که شرکت های تحلیل داده های زنجیره بلوکی ترسیم کرده اند، نشان می دهد که بخش بزرگی از استفاده ایرانیان از رمزارز، با انگیزه های دفاع در برابر تورم و جابه جایی بین المللی پول پیوند خورده است. در یکی از این گزارش ها، تخمین زده شده که در یک دوره یک ساله، خروج دارایی های دیجیتال از کشور به سمت صرافی ها و کیف پول های خارجی، به حدود چند میلیارد دلار رسیده است و بخش قابل توجهی از این جریان، در قالب تتر و روی شبکه هایی مانند ترون انجام شده است. این حجم بالا، در کنار تمرکز شدید روی یک یا دو صرافی داخلی، یک وابستگی ساختاری ایجاد کرده است که از نگاه ناظران خارجی، به سادگی قابل ردیابی است.

وابستگی خانوارها و کسب و کارها به دلار دیجیتال

وقتی تورم بالا و نوسان ارزی مزمن می شود، خانوارها و شرکت های کوچک ناگزیر به جستجوی راه های غیررسمی برای حفظ ارزش دارایی خود هستند. در چنین فضایی، تتر برای بسیاری از افراد، نقش صندوقی را بازی می کند که هر لحظه قابل نقد شدن است. کسب و کارهای آنلاین، فریلنسرها و فعالان حوزه فناوری، پرداخت های خود را به تتر دریافت می کنند تا از کاهش ارزش ریال در فاصله بین دریافت و خرج کردن پول در امان بمانند. واردکنندگان خرد از این توکن برای تسویه حساب با تأمین کنندگان در کشورهای دیگر استفاده می کنند. حتی برخی از خانواده ها، برای خرید مسکن یا خودرو در آینده، بخشی از پس اندازشان را در قالب تتر نگه می دارند.

این رفتار در ظاهر، منطقی و واکنشی طبیعی به شرایط اقتصاد کلان است، اما وقتی در مقیاس میلیون ها کاربر اتفاق می افتد، ابعاد دیگری پیدا می کند. از یک سو، تقاضا برای تتر، به شکل مستقیم روی بازار ارز داخلی اثر می گذارد، چون بخشی از ریال به صورت غیررسمی به دلار دیجیتال تبدیل می شود. از سوی دیگر، جمع شدن بخش بزرگی از پس اندازها در توکنی که تحت کنترل نهادی خارجی است، به معنی انتقال ریسک به بیرون از مرزهای حقوقی کشور است. وقتی بنیاد تتر تصمیم می گیرد به درخواست یک نهاد بین المللی یا به استناد سیاست های داخلی خود، آدرسی را مسدود کند، صاحبان آن توکن ها عملا حق اعتراض اجرایی در مراجع داخلی ندارند و راهی برای بازگرداندن دارایی خود پیش رو نمی بینند.

در گزارش های تحلیلی مرتبط با ایران، به این نکته اشاره شده که یک صرافی داخلی پرکاربر، بیش از هشتاد درصد حجم تراکنش های رمزارزی مرتبط با کاربران ایرانی را پوشش می دهد و در این میان، سهم تتر بسیار بالاست. همین تمرکز، کار ردیابی و هدف قرار دادن جریان های بزرگ را برای نهادهای خارجی ساده تر می کند. کافی است چند کیف پول اصلی که نقش خروجی از این صرافی را دارند، زیر ذره بین قرار گیرند تا در صورت لزوم، با یک دستور حقوقی، مسیر حرکت بخش قابل توجهی از سرمایه ها مختل شود.

ریسک متمرکز بودن و سازوکار مسدودی در تتر

برای فهم بهتر ریسک متمرکز بودن تتر، لازم است به سازوکاری که این توکن بر اساس آن اداره می شود نگاه شود. هر واحد تتر در اصل، نماینده یک دلار یا دارایی معادل در حساب های بانکی یا اوراق بهادار کوتاه مدت است که تحت مدیریت شرکت منتشرکننده قرار دارد. قرارداد هوشمندی که در شبکه های مختلف مسئول جابه جایی این توکن است، دکمه ای در اختیار ناشر می گذارد تا در صورت نیاز، انتقال یک آدرس خاص را متوقف کند. زمانی که آدرسی در فهرست سیاه قرار می گیرد، دارایی داخل آن آدرس در بلاک چین قابل مشاهده است، اما دیگر نمی تواند به آدرس دیگری منتقل شود و در عمل، منجمد می شود.

پائولو آردوئینو در توضیح همین توانایی گفته بود که قابلیت ردیابی و مسدود کردن سرمایه های مشکوک، تتر را از پول نقد و حتی برخی دارایی های غیرمتمرکز متمایز می کند و به نهادهای نظارتی امکان می دهد که علیه شبکه های پول شویی، تأمین مالی تروریسم و دور زدن گسترده تحریم ها اقدام کنند. این سخن، از دید سیاست گذاران بین المللی، یک امتیاز است، اما از نگاه کاربران عادی در کشورهایی که در معرض تحریم اند، به معنای آن است که توکنی که به آن پناه برده اند، می تواند در یک روز عادی، به قطع شدن جریان مالی و مسدود شدن پس اندازشان منجر شود.

یک نکته دیگر هم به این ریسک اضافه می شود. در حالی که بنیاد تتر آمار مسدودی های خود را اعلام می کند، برای بسیاری از کیف پول هایی که با صرافی های خارجی و پل های بین شبکه ای در ارتباطند و تراکنش دیگری ندارند، هیچ سازوکار عمومی مانند «اثبات ذخیره» وجود ندارد که مشخص کند چه مقدار دارایی ایرانی دقیقا در معرض خطر است. به همین دلیل است که برآوردهایی مانند عدد سیصد میلیون دلار یا هفتصد میلیون تتر، همواره با عدم قطعیت همراه است و تنها تصویری کلی از ابعاد ریسک ارائه می دهد، نه یک حساب دقیق.

از سوی دیگر، شرکت های تحلیل داده مانند تی آر ام لبز در گزارش های خود تأکید کرده اند که با هر موج تنش منطقه ای، خروج سرمایه از صرافی های داخلی به سمت صرافی های خارجی و پلتفرم های بدون احراز هویت جهش می کند. در یکی از این گزارش ها اشاره شده که در هفته منتهی به اوج گیری یکی از درگیری های اخیر، خروجی از یک صرافی بزرگ داخلی، بیش از صد و پنجاه درصد نسبت به هفته قبل افزایش یافته است. این الگو نشان می دهد که فعالان بازار، پیش از هر چیز، از احتمال مسدودی وحشت دارند و بلافاصله در پی یافتن راهی برای خارج کردن سرمایه از دسترس نهادهای شناخته شده برمی آیند.

پیامدهای مسدودی تتر برای بازار رمزارز و اقتصاد ایران؛ ریسک اعتماد، خروج سرمایه و چالش سیاست گذاری

موج جدید مسدودی تتر، فقط یک خبر فناورانه یا امنیتی نیست؛ این اتفاق در دل خود، پیامدهای مهمی برای اقتصاد ایران و رفتار سرمایه گذاران خرد و کلان دارد. وقتی خبر بلوکه شدن بیش از ده میلیون دلار تتر در کیف پول های مرتبط با کاربران ایرانی منتشر می شود، اولین واکنش بسیاری از افراد، نه تحلیل فنی، بلکه یک حس ناامنی است. فردی که ماه ها یا سال ها دارایی خود را در قالب تتر نگه داشته، ناگهان با این سؤال روبه رو می شود که اگر فردا آدرس او هم در فهرست سیاه قرار گیرد، چه خواهد شد.

این احساس ناامنی، به طور مستقیم بر اعتماد اثر می گذارد و اعتماد، مهم ترین سرمایه هر بازار مالی است. از دست رفتن اعتماد، می تواند به شکل های مختلفی خود را نشان دهد. گروهی ممکن است ترجیح دهند دارایی خود را از تتر به سایر رمزارزها یا حتی به طلا و اسکناس فیزیکی تبدیل کنند. گروهی دیگر شاید به سمت استیبل کوین های کمتر شناخته شده بروند که پشتوانه حقوقی ضعیف تری دارند، اما فعلا در تیررس نهادهای تحریم کننده نیستند. گروهی نیز ممکن است در تلاش برای حفظ ناشناس بودن، از کیف پول ها و پلتفرم هایی استفاده کنند که کمتر قانونمند هستند و همین مسیر، آنها را به سمت ریسک های کلاهبرداری و از دست رفتن سرمایه سوق می دهد.

تغییر رفتار سرمایه گذاران و تشدید خروج سرمایه

در گزارش های تحلیل داده، بارها اشاره شده که با هر موج فشار یا خبر تحریمی، خروج سرمایه از صرافی های داخلی شدت می گیرد. وقتی کاربران می شنوند که کیف پول های مرتبط با صرافی های داخلی زیر ذره بین قرار گرفته اند، بسیاری از آنها با این منطق عمل می کنند که هر چه زودتر دارایی خود را به کیف پول های شخصی یا صرافی های ناشناس منتقل کنند، احتمال مسدودی کمتر می شود. اما واقعیت این است که اگر دارایی در قالب تتر باقی بماند، حتی در کیف پول شخصی نیز در نهایت تحت سلطه همان قرارداد هوشمند و همان ناشر متمرکز خواهد بود؛ تنها تفاوت این است که مسیر ردیابی پیچیده تر می شود.

شرکت های تحلیل زنجیره در گزارش های خود نشان داده اند که بخشی از دارایی هایی که از صرافی های داخلی خارج می شود، به سمت صرافی های خارجی می رود که در گذشته رکورد های بالایی از تراکنش با کاربران ایرانی داشته اند. در یکی از تحقیق ها که پیش تر بازتاب زیادی پیدا کرد، نشان داده شد که در یک دوره چند ساله، میلیاردها دلار رمزارز از طریق این صرافی ها با طرف های ایرانی جابه جا شده است. همین سوابق باعث شده که نهادهای تحریم کننده، با حساسیت بیشتری به رفتار این پلتفرم ها نگاه کنند و در صورت لزوم، از اهرم فشار قضایی و مالی استفاده کنند.

در کنار خروج سرمایه، تغییر ترکیب دارایی نیز قابل توجه است. بخشی از سرمایه گذاران خرد، بعد از شنیدن خبر مسدودی ها، ممکن است تصمیم بگیرند از تتر فاصله بگیرند و به سراغ دارایی های کاملا غیرمتمرکز بروند؛ دارایی هایی که ناشری مشخص برای آنها وجود ندارد و هیچ شرکت واحدی نمی تواند با یک دستور، آنها را بلوکه کند. اما این دارایی ها نیز ریسک های خود را دارند؛ از نوسان شدید قیمت گرفته تا نبود بازار نقدشونده در زمان های بحران. در نتیجه، جامعه سرمایه گذاران میان دو نوع ریسک دست به انتخاب می زند؛ ریسک نوسان و بی ثباتی، یا ریسک مداخله و مسدودی.

لایه دیگری از ماجرا، به خروج سرمایه انسانی و تخصصی مربوط می شود. وقتی فضا برای فعالیت رسمی در حوزه رمزارز تیره می شود، بسیاری از فعالان حرفه ای این حوزه ترجیح می دهند کسب و کار خود را به کشور دیگری منتقل کنند؛ جایی که دسترسی به نظام بانکی بین المللی و تعامل با صرافی های بزرگ آسان تر باشد. این مهاجرت، در بلندمدت می تواند باعث شود که بازار رمزارز در ایران به جای آنکه حول بازیگران شفاف و قانونمند شکل بگیرد، در اختیار شبکه های غیرشفاف و غیررسمی قرار گیرد که کمتر در دسترس نظارت داخلی هستند و بیش از پیش، در معرض بازی تحریم و مقابله قرار می گیرند.

چالش سیاست گذاری داخلی در سایه فشار خارجی

در داخل کشور، سیاست گذار پولی با دو دغدغه هم زمان روبه رو است. از یک سو، نگران است که گسترش استفاده از تتر و سایر دارایی های دیجیتال، کنترل او بر نقدینگی و بازار ارز را تضعیف کند و کانالی جدید برای خروج سرمایه در اختیار افراد قرار دهد. از سوی دیگر، می داند که میلیون ها کاربر، بخشی از دارایی خود را در این ابزارها نگه می دارند و هر تصمیم ناگهانی، می تواند به از بین رفتن اعتماد عمومی و تشدید التهاب منجر شود. مسدود شدن درگاه های پرداخت ریالی صرافی های رمزارزی در اوایل دی، نمونه ای از تصمیمی بود که به گفته انجمن فین تک، به صورت ناگهانی زندگی مالی میلیون ها نفر را تحت تأثیر قرار داد.

در بیانیه این انجمن تأکید شده بود که بدون تدوین یک چارچوب روشن برای تنظیم گری، برخوردهای موردی با صرافی ها و درگاه ها، تنها به ناامنی بیشتر منجر می شود. از نگاه فعالان این حوزه، اگر سیاست گذار داخلی نتواند بین مدیریت ریسک و حفظ دسترسی امن مردم به ابزارهای جدید تعادل برقرار کند، نتیجه آن خواهد بود که کاربر به سمت مسیرهای غیررسمی و پرخطر سوق داده می شود. در واقع، خلأ سیاست گذاری شفاف، فضای مانور را برای شبکه هایی باز می کند که هم در داخل از چشم ناظر دور می مانند و هم در خارج، آسان تر به عنوان هدف مسدودی و تحریم شناسایی می شوند.

از منظر اقتصادی، پرسش مهم این است که چگونه می توان میان نیاز واقعی جامعه به دارایی های دلاری و ابزارهای پرداخت فرامرزی، و ضرورت کاهش ریسک تحریم و مسدودی توازن ایجاد کرد. برخی کارشناسان پیشنهاد می کنند که تنوع در سبد استیبل کوین ها، توسعه ابزارهای داخلی مبتنی بر ارزهای منطقه ای و ایجاد چارچوب های شفاف برای فعالیت صرافی های رمزارزی، می تواند بخشی از فشار را کاهش دهد. گروهی دیگر بر این باورند که بدون اتصال رسمی و مذاکره پذیر به نظام مالی جهان، هیچ راه حل فناورانه ای به تنهایی نمی تواند ریسک تحریم را از میان بردارد و تتر و ابزارهای مشابه، هرچند به ظاهر راهی برای نفس کشیدن اقتصاد باشند، در نهایت زیر سقف همان محدودیت های بین المللی عمل می کنند.

در کنار این دیدگاه ها، تحلیلگران حوزه تطبیق رمزارز نیز به بعد انسانی ماجرا اشاره می کنند. یکی از تحلیلگران یک شرکت بین المللی فعال در حوزه پایش تراکنش های رمزارزی، در گفت و گو با رسانه های تخصصی گفته بود که استفاده از رمزارز در کشورهایی مانند ایران، به همان اندازه که هدف سیاست های تحریمی و مقابله با شبکه های غیرقانونی است، زندگی شهروندان عادی را نیز تحت فشار قرار می دهد. او توضیح داده بود که بسیاری از تراکنش هایی که در آمارهای تحریمی به چشم می آید، در واقع پرداخت های روزمره، پس اندازهای خانوادگی یا انتقال های کوچک برای کار و تحصیل است و مسدودی های گسترده، این افراد را به همان اندازه شبکه های بزرگ، گرفتار می کند.

در نهایت، موج جدید مسدودی تتر، نه تنها یک پرونده فنی در حوزه بلاک چین، بلکه آینه ای است که شکاف میان نیازهای اقتصاد واقعی و منطق نظام تحریم و نظارت جهانی را نشان می دهد. هر عددی که در گزارش ها درباره حجم مسدودی ها مطرح می شود، چه ده میلیون دلار، چه سیصد میلیون دلار و چه برآوردهای بزرگ تر، پشت سر خود هزاران داستان فردی از پس انداز، اضطراب و تلاش برای حفظ حداقلی از امنیت مالی را پنهان کرده است؛ داستان هایی که بدون درک آنها، هیچ تصمیمی در سطح سیاست گذاری، نمی تواند تصویری دقیق از تبعات این موج های مسدودی ارائه دهد.

خبرهای مشابه

دکمه بازگشت به بالا