جان هارسانی و میراث اقتصادی نظریه بازی‌های بیزی

جان هارسانی با توسعه بازی‌های بیزی و تحلیل اطلاعات ناقص، مسیر اقتصاد اطلاعات را تغییر داد و ابزار تازه‌ای برای بررسی بازارها، مزایده‌ها، قراردادها و تصمیم‌های راهبردی بنگاه‌ها فراهم کرد.

جان هارسانی چگونه اقتصاد اطلاعات را قابل تحلیل کرد

بیست و نهم ماه مه در تقویم اقتصاد، با زادروز جان هارسانی پیوند دارد؛ اقتصاددان مجارستانی آمریکایی که در سال ۱۹۲۰ در بوداپست متولد شد و بعدها با پژوهش درباره نظریه بازی‌ها، اقتصاد اطلاعات و تصمیم‌گیری در شرایط ابهام، به یکی از چهره‌های اثرگذار اقتصاد مدرن تبدیل شد. اهمیت نام او فقط به دریافت نوبل اقتصاد محدود نیست. سهم اصلی هارسانی در این بود که نشان داد بسیاری از تصمیم‌های اقتصادی، زمانی شکل می‌گیرند که بازیگران بازار، تصویر کاملی از نیت، اطلاعات و منافع طرف مقابل ندارند.

مسیر علمی هارسانی از ابتدا کاملا خطی نبود. او در فضای دانشگاهی بوداپست با فلسفه و علوم اجتماعی آشنا شد و پس از مهاجرت به استرالیا، اقتصاد را به طور جدی دنبال کرد. همین ترکیب فکری بعدها در آثار او دیده شد. هارسانی برخلاف اقتصاددانانی که فقط به قیمت، تولید یا درآمد می‌پرداختند، رفتار اقتصادی را در قالب انتخاب‌های راهبردی بررسی کرد؛ انتخاب‌هایی که در آنها تصمیم هر فرد، بنگاه یا نهاد، به انتظار او از رفتار دیگران وابسته است. این نگاه، اقتصاد را از مدل‌های ساده رقابت به سمت تحلیل پیچیده‌تر بازارها برد.

نظریه بازی‌ها و ورود ابهام به مدل‌های اقتصادی

نظریه بازی‌ها پیش از هارسانی نیز در اقتصاد مطرح بود، اما بخش مهمی از مدل‌های اولیه فرض می‌کردند بازیگران اطلاعات نسبتا کاملی درباره قواعد بازی، منافع طرف مقابل و پیامدهای تصمیم‌ها دارند. هارسانی این فرض را برای بسیاری از موقعیت‌های واقعی کافی نمی‌دانست. در بازارهای مالی، مزایده‌ها، مذاکرات تجاری، قراردادهای کاری، رقابت چند شرکت بزرگ و حتی تصمیم‌های پولی، بازیگران معمولا با اطلاعات ناقص روبه‌رو هستند. خریدار ممکن است ارزش واقعی دارایی را نداند، فروشنده ممکن است توان پرداخت مشتری را درست تشخیص ندهد و رقیب ممکن است برنامه تولید شرکت دیگر را فقط حدس بزند.

نوآوری اصلی جان هارسانی این بود که برای تحلیل چنین وضعیت‌هایی یک چارچوب منظم ارائه کرد. او در مقاله‌های مهم خود در سال‌های ۱۹۶۷ و ۱۹۶۸ توضیح داد که چگونه می‌توان بازی با اطلاعات ناقص را به مدلی تبدیل کرد که از نظر فنی قابل بررسی باشد. در این چارچوب، هر بازیگر می‌تواند چند نوع احتمالی داشته باشد؛ برای مثال یک خریدار ممکن است ارزش‌گذاری بالا یا پایین داشته باشد و فروشنده فقط احتمالی درباره نوع او در ذهن داشته باشد. این ایده بعدها با عنوان بازی بیزی در ادبیات اقتصاد شناخته شد.

کاربرد اقتصادی این نظریه بسیار گسترده است. در مزایده‌ها، شرکت‌کنندگان معمولا ارزش واقعی کالا یا اطلاعات دیگر پیشنهاددهندگان را کامل نمی‌دانند. در بازار بیمه، شرکت بیمه همه جزئیات ریسک مشتری را نمی‌بیند. در استخدام، کارفرما درباره بهره‌وری واقعی نیروی کار قطعیت ندارد. در بازار سرمایه، سرمایه‌گذاران درباره کیفیت دارایی‌ها و تصمیم مدیران فقط نشانه‌هایی محدود دریافت می‌کنند. چارچوب هارسانی کمک کرد این ابهام‌ها از سطح توصیف عمومی خارج شود و به زبان رسمی اقتصاد، احتمال و ریاضیات وارد شود.

نوبل اقتصاد و اثر ماندگار بر اقتصاد اطلاعات

در سال ۱۹۹۴، جایزه نوبل اقتصاد به طور مشترک به جان هارسانی، جان نش و راینهارد زلتن اهدا شد. انگیزه جایزه، تحلیل پیشگامانه تعادل در نظریه بازی‌های غیرهمکارانه اعلام شد. سهم هارسانی در این میان، توسعه تحلیل بازی‌هایی بود که در آنها اطلاعات بازیگران کامل نیست. این بخش از کار او به شکل‌گیری اقتصاد اطلاعات کمک کرد؛ شاخه‌ای که بررسی می‌کند چگونه تفاوت اطلاعات میان افراد و بنگاه‌ها، بر قیمت‌گذاری، قراردادها، رقابت، ریسک و تصمیم‌های سرمایه‌گذاری اثر می‌گذارد.

در اقتصاد کلاسیک، بسیاری از مدل‌ها با فرض شفافیت اطلاعاتی ساخته می‌شدند. اما دنیای واقعی کسب‌وکار، همیشه با عدم قطعیت همراه است. بانک هنگام اعطای وام، از آینده درآمد و رفتار بازپرداخت مشتری مطمئن نیست. سرمایه‌گذار هنگام خرید سهم، همه اطلاعات درونی شرکت را ندارد. سیاست‌گذار اقتصادی هنگام طراحی مقررات، واکنش کامل بنگاه‌ها را از قبل نمی‌داند. مدل‌های هارسانی امکان داد این موقعیت‌ها به عنوان بازی‌های راهبردی بررسی شوند؛ بازی‌هایی که در آنها باور، احتمال و اطلاعات خصوصی، بخشی از سازوکار تصمیم‌گیری است.

اهمیت هارسانی برای اقتصاد امروز از همین نقطه آغاز می‌شود. بسیاری از مدل‌های جدید درباره مزایده‌های آنلاین، قیمت‌گذاری پلتفرم‌ها، قراردادهای مالی، مذاکرات تجاری، طراحی سازوکار و رقابت شرکت‌های بزرگ، مستقیم یا غیرمستقیم از مسیر فکری او عبور می‌کنند. وقتی یک پلتفرم دیجیتال درباره رفتار فروشندگان و خریداران داده جمع‌آوری می‌کند، وقتی یک شرکت برای ورود به بازار تازه تصمیم می‌گیرد، یا وقتی یک سرمایه‌گذار میان چند دارایی نامطمئن انتخاب می‌کند، مسئله اصلی فقط قیمت نیست؛ مسئله، اطلاعات و انتظارات است.

هارسانی علاوه بر نظریه بازی‌ها، در اقتصاد رفاه و اخلاق فایده‌گرا نیز کار کرد. توجه او به انتخاب اجتماعی و ارزیابی رفاه نشان می‌داد که اقتصاد برای او فقط علم تخصیص منابع نبود، بلکه ابزاری برای فهم تصمیم‌های جمعی، رفتار عقلانی و پیامدهای نهادی به شمار می‌رفت. همین نگاه چندلایه باعث شد آثار او برای اقتصاددانان، نظریه‌پردازان تصمیم، پژوهشگران مدیریت و تحلیلگران بازار قابل استفاده باشد.

جان هارسانی در نهم اوت سال ۲۰۰۰ در برکلی درگذشت، اما مفاهیمی که وارد اقتصاد کرد همچنان در تحلیل بازارها زنده است. در تقویم تاریخ اقتصادی، زادروز او یادآور اقتصاددانی است که نشان داد ابهام و اطلاعات ناقص، حاشیه مدل‌های اقتصادی نیستند؛ بلکه در قلب تصمیم‌های واقعی بازار قرار دارند.

خبرهای مشابه

دکمه بازگشت به بالا