قفل ترانزیت ایران با کلیدهای گمشده در داخل؛ فرصت طلایی حملونقل منطقه در سایه بروکراسی
با افزایش همکاریهای اقتصادی میان امارات متحده عربی و جمهوری آذربایجان و امضای اسناد متعدد تجاری و حملونقلی، رقابت برای جذب جریان ترانزیت منطقه وارد مرحله جدیدی شده است. در حالیکه سرعت توسعه همکاریهای دو کشور روندی صعودی یافته، ایران که میتوانست مسیر اصلی حمل این حجم تجارت باشد، به دلیل مشکلات داخلی و گلوگاههای اداری در معرض از دست دادن یکی از مهمترین فرصتهای ترانزیتی منطقه قرار گرفته است.
توافقهای جدید امارات و آذربایجان و پیام آن برای منطقه
بر اساس گزارشهای منتشرشده، امارات و جمهوری آذربایجان در جریان دیدار رؤسایجمهور دو کشور در شهر شوشا، ۱۴ سند اقتصادی و راهبردی در حوزههای حملونقل، انرژی، گردشگری، توسعه دیجیتال و اشتغال امضا کردهاند.
این توافقها که از آن به عنوان «گام بزرگ در توسعه همکاری منطقهای» یاد شده، عملاً پیام روشنی درباره گسترش مسیرهای تجاری در قفقاز و خلیج فارس ارسال کرده است.
همزمان با امضای این اسناد، گروه بنادر AD امارات نیز قراردادی برای ساخت دو کشتی کانتینری با ظرفیت ۷۸۰ TEU در کارخانه کشتیسازی آذربایجان منعقد کرده است؛ کشتیهایی که قرار است از سال ۲۰۲۷ وارد ناوگان حملونقل دریای خزر شوند و توان حملونقل دریایی آذربایجان را افزایش دهند. این اقدام نشاندهنده برنامهریزی بلندمدت دو کشور برای افزایش نقش خود در کریدورهای بینالمللی است.
افزایش شتاب مبادلات غیرنفتی میان امارات و آذربایجان
تجارت غیرنفتی امارات و آذربایجان در سال ۲۰۲۴ با رشد ۴۳ درصدی مواجه شده و حجم مبادلات از ۲.۴ میلیارد دلار عبور کرده است.
به گفته کارشناسان، با افزایش ظرفیت ناوگان دریایی و توسعه مسیرهای ریلی و جادهای آذربایجان، نقش این کشور در کریدورهای منطقهای تقویت خواهد شد.
در چنین شرایطی، بهترین مسیر جابهجایی کالا میان امارات و جمهوری آذربایجان همچنان از طریق ایران تعریف میشود؛ مسیری که از بنادر جنوبی کشور آغاز شده و تا مرزهای آستارا و بیلهسوار ادامه دارد. این مسیر از نظر زمان و هزینه نسبت به سایر مسیرها مزیت قابلتوجهی دارد و میتوانست ایران را به بازیگر اصلی ترانزیت جنوب خلیج فارس به قفقاز تبدیل کند.
گلوگاههای داخلی و چالشهای ترانزیت از مسیر ایران
با وجود این ظرفیتها، مجموعهای از مشکلات ساختاری و بروکراتیک، بهرهگیری از این فرصت را با موانع جدی مواجه کرده است.
ترافیک سنگین در پایانههای مرزی آستارا و بیلهسوار، تعدد سازمانهای تصمیمگیر در فرآیند عبور محمولهها، فکپلمبهای غیرضروری در طول مسیر و نبود مدیریت یکپارچه ترانزیت از مهمترین مشکلاتی هستند که فعالان حملونقل به آن اشاره میکنند.
طبق اظهارات فعالان حوزه ترانزیت، توقفهای مکرر ناوگان، بررسیهای تکراری، نبود هماهنگی میان دستگاهها و محدودیتهای بانکی ناشی از تحریمها، برنامهریزی دقیق برای استفاده از مسیر ایران را دشوار کرده است.
این وضعیت باعث شده بسیاری از شرکتهای حملونقل اماراتی و آذربایجانی مسیرهای جایگزینی مانند بنادر پوتی و باتومی در گرجستان یا بندر مرسین در ترکیه را انتخاب کنند؛ مسیرهایی که هرچند طولانیتر و پرهزینهتر هستند، اما با ثبات بیشتری همراهاند.
نظر کارشناسان درباره آینده ترانزیت ایران
حسن کریمنیا، کارشناس حملونقل و ترانزیت، معتقد است که ایران هنوز فرصت بازگشت به جایگاه اصلی خود در مسیرهای منطقهای را از دست نداده است.
او در گفتوگوهای خود تأکید میکند: «ایران با اصلاح چند گلوگاه اساسی میتواند دوباره مسیر اصلی ترانزیت جنوب خلیج فارس به قفقاز شود. تسهیل فرآیندهای اداری، کاهش توقفهای غیرضروری و یکپارچهسازی مدیریت مرزی، سه اقدام فوری و کلیدی هستند که میتوانند وضعیت را تغییر دهند.»
کریمنیا همچنین توقف باز شدنهای مکرر پلمب محمولهها را یکی از مهمترین مطالبههای تجار خارجی عنوان میکند و میگوید: «تا زمانی که امنیت و ثبات مسیر حملونقل برای طرف خارجی تضمین نشود، اعتماد لازم برای استفاده از ظرفیتهای ایران شکل نخواهد گرفت.»
افزایش اهمیت مسیرهای ترانزیتی در دریای خزر
سرمایهگذاری امارات در ناوگان دریایی آذربایجان و تقویت حملونقل در دریای خزر، اهمیت مسیرهای زمینی و دریایی منطقه را بیش از گذشته افزایش داده است.
با ورود کشتیهای جدید به ناوگان آذربایجان، ظرفیت حملونقل ترکیبی (دریایی–زمینی) رشد خواهد کرد و این موضوع میتواند جریان تجارت را به مسیرهایی هدایت کند که ثبات و سرعت بیشتری ارائه میدهند.
کارشناسان هشدار میدهند که اگر ایران نتواند در کوتاهمدت اصلاحات لازم را انجام دهد، احتمال واگذاری کامل سهم خود از بازار ترانزیت منطقه وجود دارد؛ بازاری که رقابت در آن روزبهروز شدیدتر میشود و کشورهایی مانند ترکیه، گرجستان و قزاقستان در حال توسعه زیرساختهای خود برای جذب آن هستند.
لزوم اقدام فوری برای حفظ سهم ایران در بازار ترانزیت
با توجه به روند رو به رشد همکاریهای امارات و آذربایجان، و افزایش سرمایهگذاریها در مسیرهای جایگزین، کارشناسان معتقدند تصمیمگیریهای ایران در این دوره زمانی نقش تعیینکننده خواهد داشت.
تسریع در هماهنگی بین دستگاهی، ایجاد مدیریت یکپارچه ترانزیت، حذف فکپلمبهای غیرضروری، تجهیز پایانههای مرزی و ایجاد تضمینهای حملونقلی برای شرکتهای خارجی از جمله اقداماتی است که در گزارشها بهعنوان «راهکارهای فوری» برای حفظ سهم ایران مطرح شده است.
به اعتقاد کارشناسان، ظرفیت جغرافیایی ایران همچنان یک مزیت بزرگ است، اما این مزیت بدون اصلاح ساختاری و کاهش موانع داخلی، نمیتواند به بازده اقتصادی تبدیل شود.
آنان هشدار میدهند که فرصتهای فعلی ممکن است در صورت تعلل، جای خود را به مسیرهای جایگزین بدهند؛ مسیرهایی که با وجود هزینه بیشتر، از نظر ثبات و سرعت برای تجار جذابتر شدهاند.
در پایان، گزارش تأکید میکند که رقابت ترانزیتی منطقه وارد مرحله حساسی شده و زمان برای استفاده از این فرصتها محدود است. ایران میتواند همچنان نقش کلیدی در این رقابت ایفا کند، اما شرط اصلی آن، رفع فوری موانع داخلی و بازگشت به مسیرهای مطمئن و قابلپیشبینی برای فعالان اقتصادی منطقه است.







