ذخایر طلای ایران زیر فشار برداشت از کانسنگ اکسیدی قرار دارد
بررسی دادههای تازه از وضعیت معادن طلا نشان میدهد بخش قابل توجهی از تولید فعلی کشور همچنان بر پایه کانسنگ اکسیدی طلا انجام میشود؛ بخشی که دسترسی و فراوری آسانتری دارد، اما در مقایسه با ذخایر سولفیدی عمر اقتصادی کوتاهتری برای آن برآورد شده است. این ترکیب تولید، از منظر اقتصادی اهمیت دارد، زیرا ادامه برداشت از ذخایر آسانتر میتواند ظرفیت قابل بهرهبرداری کوتاهمدت را کاهش دهد و نیاز صنعت به فناوریهای فراوری پیشرفتهتر را پررنگتر کند.
بر اساس دادههای منتشر شده، ذخیره باقیمانده کانسنگ اکسیدی طلا در کشور ۱۰۹.۹ میلیون تن اعلام شده و استخراج اسمی این بخش ۹.۸۴ میلیون تن است. روند استخراج واقعی نیز طی سه سال افزایشی بوده است؛ به طوری که این رقم از ۵.۹۹ میلیون تن در سال ۱۴۰۰ به ۶.۷۵ میلیون تن در سال ۱۴۰۱ و ۷.۳۰ میلیون تن در سال ۱۴۰۲ رسیده است. میانگین استخراج این بخش ۶.۶۸ میلیون تن ذکر شده و شاخص عمر پایانپذیری آن ۱۶.۴۵ سال برآورد شده است.
ضریب بهرهبرداری از معادن اکسیدی ۶۷.۸۸ درصد گزارش شده است؛ عددی که نشان میدهد بخش مهمی از ظرفیت موجود این گروه از کانسنگها در مدار مصرف قرار دارد. اهمیت این شاخص زمانی بیشتر میشود که ساختار فعلی بخشی از واحدهای فراوری طلا در کشور نیز عمدتا با تکیه بر خوراک اکسیدی شکل گرفته است. کانسنگ اکسیدی به دلیل نفوذپذیری بالاتر در فرایندهای لیچینگ، معمولا بازیابی سادهتری نسبت به کانسنگ سولفیدی دارد و همین ویژگی، فشار تولید را به سمت منابع سهلالوصول هدایت کرده است.
سهم پایینتر ذخایر سولفیدی در تولید جاری
در بخش کانسنگ سولفیدی طلا، تصویر متفاوتی دیده میشود. ذخیره باقیمانده این بخش ۱۱۷.۴۲ میلیون تن برآورد شده و استخراج اسمی آن ۵.۴۸ میلیون تن است. استخراج واقعی سولفیدیها در سال ۱۴۰۰ معادل ۱.۲۱ میلیون تن، در سال ۱۴۰۱ معادل ۱.۳۹ میلیون تن و در سال ۱۴۰۲ معادل ۱.۶۳ میلیون تن بوده است. میانگین استخراج این گروه ۱.۴۱ میلیون تن گزارش شده که فاصله آن با حجم ذخیره باقیمانده، نشاندهنده ورود محدودتر این ظرفیت به چرخه تولید است.
شاخص عمر پایانپذیری کانسنگ سولفیدی ۸۳.۲۷ سال محاسبه شده است؛ رقمی که نسبت به کانسنگ اکسیدی فاصله قابل توجهی دارد. با این حال، ضریب بهرهبرداری از معادن سولفیدی ۲۵.۷۲ درصد عنوان شده و از فعال نبودن بخش بزرگی از ظرفیت این ذخایر حکایت میکند. دشواری فنی فراوری، نیاز به روشهای مناسب برای کانسنگهای دیرگداز و هزینه سرمایهگذاری در فناوری، از عوامل اقتصادی اثرگذار بر کندی ورود این ذخایر به تولید صنعتی شمش طلا به شمار میرود.
مرکز پژوهشهای مجلس در گزارش زنجیره طلا تاکید کرده است که بیشتر ذخایر موجود کشور از نوع سولفیدی است و بهرهبرداری از این بخش به دلیل کاهش ذخایر اکسیدی اهمیت بیشتری پیدا میکند. در این گزارش همچنین توضیح داده شده که استفاده از روشهای اکسیداسیون برای ذخایر سولفیدی میتواند بخشی از طلای محتوا را به سد باطله منتقل کند و زمان تولید محصول را افزایش دهد. به همین دلیل، توسعه واحدهای فراوری متناسب با کانسنگ سولفیدی به عنوان یکی از محورهای صنعتی این زنجیره مطرح شده است.
جایگاه طلا در زنجیره معدن و بازار جهانی
در شاخص محتوای فلز موجود در کانسنگهای اکسیدی و سولفیدی، ذخیره باقیمانده ۲۶۹ تن اعلام شده و استخراج اسمی ۲۰.۱۸ تن ثبت شده است. استخراج واقعی طلا نیز در سال ۱۴۰۰ برابر ۱۲ تن، در سال ۱۴۰۱ برابر ۱۳.۵۷ تن و در سال ۱۴۰۲ برابر ۱۳.۵۴ تن بوده است. شاخص عمر پایانپذیری در این بخش ۲۰.۸۶ سال و ضریب بهرهبرداری از معادن ۶۷.۰۹ درصد گزارش شده است؛ ترکیبی که فشار برداشت بر ظرفیت قابل دسترس فعلی را نشان میدهد.
در گزارشهای رسمی و رسانهای مرتبط با زنجیره طلا، ذخایر شناسایی شده کشور حدود ۸۰۰ تن برآورد شده و ایران به دلیل قرار گرفتن روی کمربند کانیسازی طلا، ظرفیت افزایش اکتشاف و تولید را دارد. همچنین تا پایان سال ۱۴۰۲، ذخایر کشف شده شامل ۲۲۷ میلیون تن کانسنگ و ۲۶۹ تن محتوای قطعی طلای باقیمانده عنوان شده است. در همین چارچوب، صدور گواهی کشف برای بخشی از ذخایر جدید، از جمله معدن تخت در سیستان و بلوچستان، به عنوان نشانهای از تداوم ظرفیت اکتشافی کشور گزارش شده است.
اهمیت این دادهها با مقایسه جهانی روشنتر میشود. سازمان زمینشناسی آمریکا تولید معدنی طلا در جهان را در سال ۲۰۲۴ حدود ۳۳۰۰ تن برآورد کرده و ذخایر جهانی را ۶۴ هزار تن اعلام کرده است. شورای جهانی طلا نیز آمار عرضه و تقاضای این فلز را به صورت فصلی منتشر میکند و دادههای آن نشان میدهد طلا همچنان در زنجیره عرضه معدنی، بازیافت، سرمایهگذاری و مصرف صنعتی نقش چندوجهی دارد. در چنین بازاری، فاصله میان ذخایر معدنی و تولید قابل عرضه، به فناوری فراوری، مقیاس تولید و استمرار اکتشاف وابسته است.
بخش دیگری از مسئله به محدودیتهای زیستمحیطی و ثبت دقیق آمار بازمیگردد. در دادههای مرتبط با طلا اشاره شده که بخشی از اطلاعات ذخایر و استخراج ممکن است به دلیل ثبت نشدن کامل محصولات جانبی معادن در آمار رسمی منعکس نشده باشد. از سوی دیگر، استفاده از سیانور در زنجیره فراوری طلا، حساسیتهای زیستمحیطی ایجاد میکند و همین موضوع میتواند مسیر صدور مجوزها و توسعه اکتشاف را کندتر کند. در سطح اقتصادی، نتیجه این وضعیت تمرکز برداشت بر خوراک اکسیدی، کاهش عمر منابع در دسترس و باقی ماندن ظرفیت سولفیدی در جایگاهی پایینتر از وزن واقعی آن در ذخایر کشور است.







