به دنبال افزایش بیش از ۲۰۰ درصدی قیمت، جستجوی روغن در گوگل انفجاری شد
قفسه های خالی و برچسب در حال تامین در خرید آنلاین
در چند روز اخیر، روغن خوراکی از یک کالای همیشگی و کم دردسر به یکی از پرتنش ترین اقلام سبد خانوار تبدیل شد. کافی بود سری به چند فروشگاه زنجیره ای بزنید یا چند پلتفرم خرید آنلاین را بالا و پایین کنید تا یک تصویر مشترک ببینید: بسیاری از برندهای پرمصرف مثل اویلا، لادن، فامیلا و غنچه یا از قفسه ها ناپدید شده اند، یا کنار نامشان عبارت در حال تامین نشسته است. همین وضعیت، عملا خرید را برای بخشی از مردم ناممکن کرده و تجربه ای آشنا از کمبودهای مقطعی را زنده کرده است؛ تجربه ای که حتی اگر کمبود فیزیکی هم پشتش نباشد، با سرعت تبدیل به نگرانی عمومی می شود.
در همین فضا، بازار آنلاین هم نشانه های تازه ای از فشار معیشتی نشان داد. گزارش های میدانی و روایت های منتشر شده می گویند در کنار نایاب شدن کالا، فروش قسطی روغن هم فعال تر شده است. این اتفاق برای کالایی که تا همین اواخر جزو اقلام کم هزینه تر و در دسترس تر محسوب می شد، یک پیام روشن دارد: خانواده ها فقط با گرانی روبه رو نیستند، با مسئله نقدینگی روزمره هم درگیرند و تلاش می کنند خریدهای ضروری را با هر روشی قابل انجام کنند.
از ۱۵ دی تا جهش های سه برابری، وقتی خبر قیمت جدید رسید
هم زمان با بالا گرفتن خبرها درباره تغییر سیاست ارزی و تک نرخی شدن ارز در ۱۵ دی، نگاه ها به چند قلم حساس دوخته شد؛ به ویژه روغن، مرغ و تخم مرغ. فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت در گفتگوی تلویزیونی با تایید اثرگذاری آزادسازی نرخ ارز گفته بود: «با آزاد شدن نرخ ارز، سه قلم روغن، مرغ و تخم مرغ نسبت به سایر کالاها افزایش قیمت چشمگیرتری خواهند داشت.» او در همان فضا از این گفت که قیمت کالاهای اساسی در حد ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش می یابد، اما آنچه در بازار و فهرست های منتشر شده دیده شد، فاصله قابل توجهی با این برآورد داشت.
اعداد منتشرشده از افزایش های بالای ۲۰۰ درصد حکایت می کردند. برای ملموس شدن ماجرا، کافی است به یک نمونه پرتکرار اشاره شود: روغن ۱۳۵۰ گرمی که تا چند روز قبل حدود ۱۵۰ هزار تومان فروخته می شد، در روایت های جدید با قیمت حدود ۴۶۸ هزار تومان دیده شد. هم زمان، اطلاعاتی که به افشای شرکت های بورسی در سامانه کدال نسبت داده می شود، از افزایش میانگین ۲۲۰ درصدی برای روغن خانوار و ۲۶۰ درصدی برای روغن صنف و صنعت خبر داد. فعالان بازار هم توضیح دادند که توقف عرضه فعلی در بسیاری از نقاط، الزاما به معنای نبود کالا نیست و بیشتر به روند به روزرسانی قیمت و انتظار برای اعلام رسمی فهرست های جدید مربوط است.
چرا جهش ۲۰۰ درصدی از نظر اقتصادی قابل توضیح شد
وقتی مبنای ارز از ۲۸ هزار و ۵۰۰ به ۱۱۲ هزار و ۵۰۰ می رسد
در قلب این شوک، یک عدد کلیدی نشسته است: تغییر مبنای تامین ارز برای زنجیره روغن. روایت غالب این است که ارز ترجیحی ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی که پیش تر برای تامین بخشی از نهاده های وارداتی استفاده می شد، جای خود را به تامین ارز در تالار دوم با نرخ توافقی حدود ۱۱۲ هزار و ۵۰۰ تومان داده است. اگر فقط نسبت این دو عدد را کنار هم بگذاریم، به رقمی نزدیک به ۳.۹۵ برابر می رسیم. همین نسبت ساده توضیح می دهد که چرا بازار با موجی از قیمت های چند برابری روبه رو شده است، حتی اگر همه هزینه های تولید ارزی نباشند.
در تولید روغن خوراکی، بخش مهمی از هزینه ها به واردات روغن خام یا دانه های روغنی و همچنین حمل و بیمه و تامین مالی مربوط است. در کنار آن هزینه های ریالی مثل دستمزد، بسته بندی، انرژی و توزیع هم وجود دارد. وقتی بخش ارزی هزینه ناگهان چند برابر می شود، قیمت نهایی ناچار به جهش است، چون کارخانه و شبکه توزیع نمی تواند با قیمت قبلی کالایی را بفروشد که مواد اولیه اش با نرخ جدید تامین شده یا قرار است تامین شود. اینجاست که حتی اگر سهم هزینه های ریالی بالا باشد، باز هم افزایش سه برابری یا بالاتر، در چارچوب حسابداری هزینه قابل فهم می شود.
کمبود واقعی یا کمبود انتظاری، نقش توقف عرضه برای قیمت جدید
چیزی که در این میان وضعیت را تندتر کرد، رفتار احتیاطی در حلقه های میانی زنجیره بود. وقتی بازار حس می کند قیمت های رسمی در حال تغییر است، بخشی از توزیع و حتی خرده فروشی ممکن است عرضه را کند کند تا با برچسب های جدید متضرر نشود. همین وقفه کوتاه، در کالایی که مصرف روزانه دارد، سریع به حس کمبود تبدیل می شود. برای مصرف کننده هم تفاوتی ندارد که پشت قفسه خالی، کمبود فیزیکی باشد یا کمبود ناشی از انتظار برای فهرست قیمت؛ نتیجه در تجربه خرید یکی است.
در همین فضا، رئیس هیات مدیره انجمن صنفی صنایع روغن نباتی ایران بر مبنای نرخ جدید گفته است: «قیمت روغن بر اساس نرخ ۱۱۲ هزار و ۵۰۰ تومان بین ۴ تا ۴.۵ برابر افزایش داشته است.» او همچنین از برنامه توزیع گسترده خبر داده و گفته است: «با توزیع ۱۰۰ هزار تن روغن، بازار تنظیم می شود و کمبود نخواهیم داشت.» این دو گزاره کنار هم یک تصویر اقتصادی می سازند: شوک هزینه رخ داده، بازار مدتی در حالت مکث و انتظار بوده، و حالا سیاست گذار و تولیدکننده تلاش می کنند با تزریق کالا، از طولانی شدن التهاب جلوگیری کنند.
در چنین شرایطی، اختلاف میان وعده افزایش محدود و واقعیت افزایش شدید، معمولا از جنس تفاوت در تعریف شاخص نیست، از جنس تفاوت در فرض نرخ نهاده است. وقتی هزینه اصلی با نرخ جدید محاسبه می شود، انتظار افزایش های کوچک واقع بینانه نیست. به همین دلیل هم اعداد کدال مثل ۲۲۰ و ۲۶۰ درصد برای بسیاری از فعالان بازار غافلگیرکننده نبود، هرچند برای خانوارها بسیار سنگین بود.
اثر این شوک بر تورم و معیشت، از قفسه تا شاخص قیمت مصرف کننده
روغن در سبد تورم چه وزنی دارد و چرا فشارش بیشتر از وزنش حس می شود
در محاسبه شاخص قیمت مصرف کننده، زیرگروه روغن ها و چربی ها وزن محدودی دارد و در برخی داده های منتشر شده، این وزن حدود ۱.۲۹ گزارش شده است. این عدد به زبان ساده می گوید که حتی اگر قیمت روغن چند برابر شود، اثر مستقیمش روی تورم کل، به اندازه همان سهم در سبد رسمی است. اما تجربه زندگی همیشه دقیقا با جدول شاخص یکی نیست. چون روغن در آشپزخانه فقط یک کالا نیست، پایه بسیاری از پخت و پزهاست و جایگزینی سریع و کامل برایش ساده نیست. بنابراین فشار روانی و معیشتی آن، معمولا بیشتر از وزن آماری اش احساس می شود.
از سوی دیگر، شوک روغن فقط روی مصرف خانگی اثر نمی گذارد. بسیاری از خوراکی های آماده، شیرینی، فست فود، رستوران ها و حتی تولیدکنندگان مواد غذایی هم با روغن سروکار دارند. وقتی روغن صنف و صنعت افزایش حدود ۲۶۰ درصدی را تجربه می کند، هزینه تولید در بخش هایی از صنعت غذا هم بالا می رود و این افزایش می تواند به شکل موج های بعدی قیمت، وارد سبد مصرفی شود. بنابراین حتی با وزن ظاهرا کم در شاخص، حلقه های اثرگذاری می توانند گسترده تر شوند.
- نمونه های قیمت مصرف کننده که در فهرست های منتشر شده دیده شد شامل روغن مایع آفتابگردان ۶۷۵ گرمی حدود ۱۸۴ هزار تومان و ۲۲۵۰ گرمی حدود ۵۹۸ هزار تومان است.
- برای روغن مایع سرخ کردنی معمولی، نمونه ۶۷۵ گرمی حدود ۱۸۲ هزار و ۱۰۰ تومان و نمونه ۲۷۰۰ گرمی حدود ۷۲۶ هزار و ۴۰۰ تومان گزارش شده است.
این اعداد از نظر مصرف کننده فقط رقم نیستند، معیار تصمیم گیری روزانه اند. وقتی هزینه یک بطری روغن به سطحی می رسد که تا چند وقت پیش معادل چند قلم خرید خانه بود، الگوی خرید تغییر می کند؛ از خرید ماهانه به خرید کوچک تر، از برند ثابت به برندهای جایگزین، و از پرداخت نقدی به روش های اعتباری. همین جاست که روایت فروش قسطی معنا پیدا می کند و با داده های جستجوی مردم هم هم جهت می شود.
کالابرگ و تنظیم بازار، جایی که عددها با تجربه خرید روبه رو می شوند
دولت می گوید حذف ارز ترجیحی به معنای حذف حمایت نیست و یارانه از ابتدای زنجیره به انتهای زنجیره منتقل می شود. در همین چارچوب، احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفته است: «مجموع افزایش قیمت سبد مصرفی خانوار ناشی از سیاست های جدید حدود ۵۰۰ هزار تومان برآورد شده است.» او همچنین تاکید کرده است: «اعتبار یک میلیون تومانی کالابرگ، بیش از این مبلغ بوده و قدرت خرید جامعه را در سطحی بالاتر از متوسط مصرف کالاهای اساسی حفظ می کند.» این دو جمله، از نگاه سیاست گذاری یعنی تلاش برای جبران شوک قیمت با ابزار اعتباری، اما اعتبار اجتماعی این ابزار، به یک چیز وابسته است: اینکه مردم در لحظه خرید، آن را حس کنند.
در سمت عرضه هم پیام ها بر تنظیم بازار تاکید دارد. راد، مدیرعامل شرکت بازرگانی دولتی ایران گفته است: «از امروز یک هزار و ۱۰۰ تن روغن روانه بازار سراسر کشور شده است.» اگر این تزریق کالا منظم و فراگیر باشد، اثرش می تواند زودتر از هر سیاست دیگری در کاهش التهاب دیده شود، چون مصرف کننده اول از همه دنبال موجودی و دسترسی است، بعد سراغ ارزیابی سیاست های حمایتی می رود.
در چنین فضایی، انفجار جستجوی روغن در گوگل را هم می شود مثل یک دماسنج دید. مردم وقتی قفسه خالی می بینند یا برچسب های تازه و سنگین را تجربه می کنند، قبل از هر واکنش دیگری سراغ جستجو می روند تا بفهمند قیمت واقعی چیست، کجا موجود است و آیا این وضعیت ماندگار است یا نه. این رفتار، در کنار تغییرات بازار اعتباری و فروش قسطی، یک نشانه از افزایش عدم اطمینان و تلاش برای مدیریت هزینه های روزمره است؛ نشانه ای که از دل داده های رفتاری بیرون می آید و با واقعیت کف بازار هم گره می خورد.







