خامفروشی بلای جان مس ایران
خامفروشی بلای جان مس ایران
به گزارش بخش اقتصادی، سید روحالله لطیفی، سخنگوی کمیسیون توسعه تجارت خانه صنعت، معدن و تجارت ایران اعلام کرد خامفروشی کنسانتره مس در شرایط کمبود خوراک داخلی، صنعت فرآوری مس کشور را با چالش جدی روبهرو کرده است. وی با اشاره به ظرفیتهای قابل توجه ایران در حوزه معادن تأکید کرد که با وجود در اختیار داشتن بیش از ۷ درصد ذخایر معدنی جهان، کشور هنوز در بهرهبرداری از این ظرفیتها با مشکلاتی مانند خامفروشی و نبود برنامهریزی منسجم در زنجیره ارزش مواجه است.
لطیفی بیان داشت که فعالسازی کامل زنجیره ارزش در حوزه مس میتواند موجب جهش تولید، افزایش اشتغال، رشد صادرات و کاهش خامفروشی شود، اما تحقق این هدف مستلزم تکمیل زیرساختهایی همچون تجهیزات حفاری، سیستمهای حملونقل سنگین، ماشینآلات، انرژی، جاده، انبار و باطلهگاه است. او افزود بدون تأمین این زیرساختها، حتی پروژههای کلان ملی نیز به نتیجه مطلوب نخواهند رسید.
وی به پروژه کلان «کیمیا» به عنوان طرحی ملی در حوزه صنایع معدنی اشاره کرد که میتواند جایگاه ایران را در بازار جهانی کاتد مس ارتقا دهد، اما یادآور شد که در صورت عدم تأمین زیرساختهای ضروری، اجرای این طرح نیز با مشکلات جدی مواجه خواهد شد.
سخنگوی کمیسیون توسعه تجارت خانه صمت ادامه داد: در حال حاضر بخشی از ظرفیت تولید داخلی به دلیل نبود خوراک کافی به حالت نیمهفعال یا تعطیل درآمده است، این در حالی است که سالانه حدود ۱۴۰ هزار تن کنسانتره مس با عوارض پایین از کشور صادر میشود. او این وضعیت را غیرمنطقی دانست و تصریح کرد در شرایط کمبود خوراک داخلی، صادرات مواد خام نباید تسهیل شود.
لطیفی با انتقاد از سیاستهای تجاری فعلی کشور گفت: به جای تسهیل صادرات مواد خام، باید با افزایش عوارض صادرات کنسانتره و کاهش تعرفه واردات آن، تعادل در بازار داخلی ایجاد کرد و مسیر را به سمت تولید نهایی سوق داد. او تأکید کرد که این اقدام میتواند از خامفروشی جلوگیری کرده و ارزشافزوده بالاتری برای کشور ایجاد کند.
وی همچنین به افزایش تقاضای جهانی برای مس در پی رشد صنایع خودروسازی و انرژیهای نو اشاره کرد و گفت: در حال حاضر قیمت جهانی کاتد مس به حدود ۱۰ هزار دلار در هر تن رسیده است. به اعتقاد او، اگر ایران بتواند هزینههای تولید را کاهش داده و ظرفیتهای تولیدی خود را به طور کامل فعال کند، میتواند جایگاهی سودآور و رقابتی در بازار جهانی به دست آورد.
لطیفی در ادامه سخنان خود به اهداف برنامه هفتم توسعه در حوزه مس اشاره کرد و اظهار داشت: طبق این برنامه، ظرفیت تولید کنسانتره باید به ۴.۳ میلیون تن و ظرفیت تولید کاتد به یک میلیون تن در سال برسد. این در حالی است که ارقام فعلی به ترتیب ۱.۳ میلیون تن و ۳۰۰ هزار تن هستند که نشاندهنده شکاف بزرگی در تحقق اهداف برنامه است.
او افزود: برای دستیابی به این اهداف، میزان استخراج سنگ سولفیدی باید از ۵۵ میلیون تن به ۱۷۷ میلیون تن افزایش یابد و عملیات خاکبرداری نیز از ۲۸۰ میلیون تن به ۶۳۰ میلیون تن برسد. به گفته او، تحقق این ارقام نیازمند سرمایهگذاری گسترده، تجهیز معادن و توسعه زیرساختهاست.
لطیفی همچنین اظهار داشت که صادرات فعلی کاتد ایران بیش از یک میلیارد دلار است، اما با اصلاح سیاستهای موجود، جلوگیری از خامفروشی و هدایت منابع به سمت تولید داخلی، این رقم میتواند تا دو میلیارد دلار افزایش یابد. او این رشد را عاملی مهم در تقویت رشد اقتصادی کشور و تأمین ارز مورد نیاز دانست.
سخنگوی کمیسیون توسعه تجارت خانه صنعت، معدن و تجارت ایران تأکید کرد که در شرایط کنونی، سیاستگذاری درست در حوزه مس میتواند هم به رونق تولید داخلی کمک کند و هم سهم ایران را در بازارهای جهانی افزایش دهد. به گفته او، افزایش ارزشافزوده از طریق فرآوری کامل مواد معدنی به جای صادرات خام، کلید اصلی موفقیت در این حوزه است.
وی یادآور شد که رشد تقاضای جهانی برای مس به دلیل گسترش صنایع مرتبط با انرژیهای تجدیدپذیر و خودروهای برقی فرصتی است که نباید از دست برود. او گفت: در صورت استفاده بهینه از این فرصت و برنامهریزی دقیق، ایران میتواند در زنجیره جهانی مس جایگاه بالاتری کسب کند و از این طریق درآمدهای ارزی قابل توجهی به دست آورد.
لطیفی در پایان تأکید کرد که تحقق این اهداف تنها در صورتی امکانپذیر است که سیاستهای صادراتی و تعرفهای به نفع تأمین نیاز داخل و توسعه صنایع پاییندستی اصلاح شود. او افزود که همزمان باید سرمایهگذاری در بخش زیرساختها و فناوریهای نوین فرآوری افزایش یابد تا کشور بتواند به صورت پایدار از مزایای معادن خود بهرهبرداری کند.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که کارشناسان صنعت معدن و فلزات نیز بارها نسبت به ادامه روند خامفروشی و پیامدهای منفی آن برای اقتصاد ملی هشدار دادهاند. آنها معتقدند که بدون ایجاد زنجیره کامل ارزش، بخش بزرگی از منافع بالقوه معادن ایران از دست خواهد رفت و فرصتهای شغلی گستردهای نیز از بین خواهد رفت.









