دیوید لایبسون و اقتصاد کشش لذت فوری در پس انداز

دیوید لایبسون، اقتصاددان هاروارد، با پژوهش درباره سوگیری حال و تنزیل هذلولی نشان داد چرا خانوارها پس انداز را به تعویق می‌اندازند و چگونه ابزارهای تعهد و ثبت نام خودکار رفتار مالی را تغییر می‌دهند.

دیوید لایبسون چگونه تصمیم امروز را به آینده مالی پیوند زد

بیست و ششم ژوئن، سالروز تولد دیوید لایبسون، اقتصاددان آمریکایی و از چهره‌های اثرگذار اقتصاد رفتاری است. او که در ۲۶ ژوئن ۱۹۶۶ متولد شد، در سال ۲۰۲۶ به ۶۰سالگی رسید. جایگاه لایبسون در اقتصاد معاصر بیش از هر چیز به پژوهش‌هایی مربوط است که فاصله میان تصمیم منطقی در نظریه و رفتار واقعی خانوارها را بررسی می‌کنند؛ فاصله‌ای که در پس انداز ناکافی، خرید فوری، بدهی مصرف کننده و تعلل در ثبت نام برنامه‌های بازنشستگی دیده می‌شود.

لایبسون استاد اقتصاد رابرت گلدمن در دانشگاه هاروارد و از مدیران علمی ابتکار مبانی رفتار انسانی این دانشگاه است. حوزه فعالیت او انتخاب بین دوره ای، خود تنظیمی، تغییر رفتار، مالیه خانوار، مالیه عمومی، اقتصاد کلان، قیمت گذاری دارایی‌ها و اقتصاد سالمندی را در بر می‌گیرد. او همچنین پژوهشگر وابسته دفتر ملی پژوهش اقتصادی آمریکا در برنامه‌های سالمندی، قیمت گذاری دارایی‌ها و نوسان‌های اقتصادی است و یک مرکز پژوهشی تغییر رفتار در سلامت و پس انداز را هدایت می‌کند.

مسیر دانشگاهی او از هاروارد آغاز شد؛ جایی که مدرک کارشناسی اقتصاد را با بالاترین افتخار دریافت کرد. پس از آن در مدرسه اقتصاد لندن، اقتصادسنجی و اقتصاد ریاضی خواند و در سال ۱۹۹۴ دوره دکتری اقتصاد را در موسسه فناوری ماساچوست به پایان رساند. لایبسون از همان سال تدریس در هاروارد را آغاز کرد. دریافت بورسیه مارشال، عضویت در انجمن اقتصادسنجی، آکادمی علوم و هنرهای آمریکا و آکادمی ملی علوم نیز در کارنامه او ثبت شده است.

از انتخاب بین دوره ای تا تخم مرغ‌های طلایی

پژوهش محوری لایبسون به این پرسش می‌پردازد که چرا افراد با وجود آگاهی از منافع پس انداز، درمان یا کاهش بدهی، اجرای تصمیم خود را به تعویق می‌اندازند. الگوی متعارف اقتصاد فرض می‌کند ارزش آینده با نرخ نسبتا ثابتی تنزیل می‌شود. لایبسون نشان داد بسیاری از تصمیم‌ها با تنزیل هذلولی سازگارترند؛ یعنی پاداش نزدیک وزنی بسیار بیشتر از پاداش دور می‌گیرد، اما با دور شدن هر دو گزینه، ترجیح فرد می‌تواند تغییر کند.

مقاله مشهور او با عنوان «تخم مرغ‌های طلایی و تنزیل هذلولی» در سال ۱۹۹۷ در مجله فصلنامه اقتصاد منتشر شد. مدل مقاله مصرف کننده‌ای را بررسی می‌کند که می‌داند در آینده ممکن است از برنامه امروز خود فاصله بگیرد. چنین فردی به ابزارهایی نیاز دارد که دسترسی فوری به منابع را محدود کنند. دارایی غیرنقدشونده در این چارچوب فقط محل سرمایه گذاری نیست، بلکه ابزار تعهد مالی است؛ زیرا برداشت از آن زمان یا هزینه بیشتری می‌طلبد و مانع خرج ناگهانی می‌شود.

این نگاه، توضیح تازه‌ای برای نگهداری هم زمان دارایی و بدهی ارائه کرد. ممکن است خانوار در حساب بازنشستگی یا مسکن ثروت داشته باشد، اما برای هزینه جاری از کارت اعتباری استفاده کند. بخشی از ثروت عمدا در قالبی کم نقدشونده نگهداری می‌شود تا از مصرف فوری در امان بماند. مقاله لایبسون همچنین هشدار می‌دهد که نوآوری مالی همیشه رفاه را افزایش نمی‌دهد؛ دسترسی بیش از اندازه آسان به نقدینگی می‌تواند سازوکارهای تعهد را تضعیف و نرخ پس انداز را کاهش دهد.

مفهوم سوگیری حال در آثار بعدی او به یکی از پایه‌های اقتصاد رفتاری تبدیل شد. فرد ممکن است امروز تصمیم بگیرد از ماه آینده بیشتر پس انداز کند، اما با رسیدن ماه آینده همان وعده را دوباره عقب بیندازد. این ناسازگاری زمانی به معنای ناآگاهی کامل نیست؛ فرد گاهی ضعف خودکنترلی را می‌شناسد و به دنبال جریمه برداشت، حساب غیرقابل دسترس یا انتقال خودکار درآمد می‌رود تا اختیار آینده خود را محدود کند.

اثر پژوهش‌ها بر پس انداز و طراحی خدمات مالی

یکی از کاربردهای مهم این دیدگاه در برنامه‌های بازنشستگی محل کار دیده می‌شود. پژوهش مشترک لایبسون و همکارانش درباره ثبت نام خودکار نشان داد تغییر گزینه پیش فرض می‌تواند مشارکت کارکنان را به شکل چشمگیری افزایش دهد. در سه شرکت بررسی شده، نرخ مشارکت پس از ثبت نام خودکار از ۸۵ درصد فراتر رفت. با این حال، بسیاری از کارکنان همان نرخ پس انداز و ترکیب سرمایه گذاری پیش فرض را حفظ کردند؛ موضوعی که قدرت سکون و هزینه روانی تصمیم گیری را نشان می‌دهد.

این یافته برای طراحی مالی پیامی دوگانه دارد. پیش فرض مناسب می‌تواند فرد را بدون اجبار به سمت پس انداز سوق دهد، اما انتخاب نرخ پایین یا سبد بیش از حد محافظه کارانه ممکن است سال‌ها بر انباشت دارایی اثر بگذارد. پژوهش‌های جدیدتر لایبسون نیز نشان می‌دهند اثر ثبت نام خودکار در بلندمدت همیشه به اندازه افزایش اولیه مشارکت نیست؛ زیرا برداشت پس از تغییر شغل، افزایش بدهی بدون وثیقه یا خروج از برنامه می‌تواند بخشی از پس انداز ایجاد شده را خنثی کند.

لایبسون در پژوهش‌های اقتصاد کلان نیز نشان داده است که سوگیری حال بر واکنش خانوار به سیاست‌های پولی و مالی اثر می‌گذارد. مقاله‌ای که او با پیتر مکستد و بنجامین مول منتشر کرد، نشان می‌دهد خانوارهای دارای ترجیح شدید برای مصرف جاری، میل نهایی بالاتری به مصرف دارند. در نتیجه انتقال نقدی، تغییر درآمد یا دسترسی به اعتبار می‌تواند واکنش مصرفی بزرگ‌تری ایجاد کند و کانال ترازنامه خانوار را در انتقال سیاست‌های اقتصادی تقویت کند.

اقتصاد سالمندی بخش دیگری از فعالیت‌های اوست. افزایش طول عمر، نااطمینانی درباره هزینه درمان و دشواری مدیریت دارایی در سنین بالا، تصمیم بازنشستگی را پیچیده می‌کند. پژوهش‌های لایبسون به بررسی کفایت درآمد دوران سالمندی، برداشت از حساب‌های بازنشستگی و رفتار پس انداز در چرخه زندگی می‌پردازد. این موضوع برای صندوق‌های بازنشستگی، بانک‌ها، شرکت‌های بیمه و کارفرمایانی که برنامه مزایای کارکنان را طراحی می‌کنند اهمیت مستقیم دارد.

پیوند نظریه و داده در کارنامه لایبسون جایگاه ویژه‌ای دارد. او مدل‌های ترجیح زمانی را با داده‌های حساب‌های بازنشستگی، ترازنامه خانوار و آزمایش‌های رفتاری می‌سنجد؛ روشی که سوگیری حال، گزینه پیش فرض و ابزار تعهد را وارد طراحی محصولات مالی و برنامه‌های پس انداز کرده است.

خبرهای مشابه

دکمه بازگشت به بالا