جیمز مید نظریه پرداز تجارت و اقتصاد کلان بین المللی

جیمز مید با توسعه نظریه تجارت بین الملل و تراز پرداخت‌ها، راه هماهنگی سیاست مالی، پولی و ارزی را در اقتصادهای باز نشان داد و به یکی از پایه گذاران اقتصاد کلان بین المللی نوین تبدیل شد.

جیمز مید اقتصاد بین الملل را به ابزار سیاست گذاری تبدیل کرد

جیمز مید اقتصاددان بریتانیایی و از چهره‌های اثرگذار اقتصاد قرن بیستم بود که در ۲۳ ژوئن ۱۹۰۷ در سوانیج بریتانیا متولد شد. او فعالیت علمی خود را بر تجارت خارجی، جریان سرمایه، اشتغال، تراز پرداخت‌ها و سیاست گذاری در اقتصادهای باز متمرکز کرد. مید در سال ۱۹۷۷ همراه با برتیل اوهلین جایزه نوبل اقتصاد را دریافت کرد. بنیاد نوبل علت اعطای این جایزه را مشارکت بنیادین آنها در نظریه تجارت بین الملل و جابه جایی بین المللی سرمایه اعلام کرد.

علاقه مید به اقتصاد در دوره‌ای شکل گرفت که بریتانیا با بیکاری گسترده و پیامدهای رکود میان دو جنگ جهانی روبه رو بود. او ابتدا در دانشگاه آکسفورد ادبیات کلاسیک خواند، اما نگرانی درباره بیکاری او را به سوی اقتصاد کشاند. سپس به کمبریج رفت و با اقتصاددانانی مانند جان مینارد کینز و ریچارد کان ارتباط علمی پیدا کرد.

مید در بحث‌های مربوط به درآمد، پس انداز، سرمایه گذاری و اشتغال مشارکت داشت. بررسی‌های او در کنار کار ریچارد کان به روشن شدن سازوکار ضریب فزاینده کمک کرد. مسیر فکری او به تقاضای داخلی محدود نماند و تجارت خارجی و روابط مالی میان کشورها را نیز وارد چارچوب اقتصاد کلان کرد.

از تجربه دولتی تا نظریه تراز پرداخت‌ها

جیمز مید از سال ۱۹۳۷ در جامعه ملل در ژنو فعالیت کرد و در تهیه گزارش‌های اقتصادی مرتبط با رکود بزرگ نقش داشت. این تجربه به او امکان داد فاصله میان مدل‌های نظری و مسائل واقعی دولت‌ها را مشاهده کند. در جریان جنگ جهانی دوم نیز به بخش اقتصادی کابینه بریتانیا پیوست و در مدیریت تولید، اشتغال و منابع محدود مشارکت داشت.

یکی از دستاوردهای مهم این دوره، همکاری مید و ریچارد استون برای توسعه نظام جدید حساب‌های ملی بود. حساب‌های ملی اطلاعات منظم درباره تولید، درآمد، مصرف، سرمایه گذاری و هزینه‌های دولت فراهم می‌کنند و بدون آنها سنجش وضعیت اقتصاد و تنظیم سیاست مالی دشوار است. این فعالیت نشان می‌دهد که مید بر ساخت ابزارهای آماری برای تصمیم گیری اقتصادی تاکید داشت.

او همچنین در طراحی نظم اقتصادی پس از جنگ و شکل گیری چارچوب‌های همکاری تجاری حضور داشت. توجه مید به ایجاد نظامی بود که تجارت چندجانبه را جایگزین محدودیت‌های دوجانبه و سیاست‌های بسته دهه ۱۹۳۰ کند. بخشی از اصول مورد نظر او بعدا در موافقت نامه عمومی تعرفه و تجارت جای گرفت.

مید در سال ۱۹۴۷ کرسی استادی مدرسه اقتصاد لندن را پذیرفت و مهم‌ترین اثر خود با عنوان نظریه سیاست اقتصادی بین المللی را تدوین کرد. جلد نخست این مجموعه با عنوان تراز پرداخت‌ها در سال ۱۹۵۱ و جلد دوم با عنوان تجارت و رفاه در سال ۱۹۵۵ منتشر شد. جلد نخست روابط میان اقتصادهای ملی را با چارچوب اقتصاد کلان کینزی بررسی می‌کرد و جلد دوم نظریه رفاه را برای تحلیل تعرفه و تجارت به کار می‌گرفت.

در مرکز تحلیل مید، تفاوت میان تعادل داخلی و تعادل خارجی قرار داشت. تعادل داخلی به اشتغال بالا و ثبات نسبی قیمت‌ها مربوط بود و تعادل خارجی به ادامه پرداخت‌های بین المللی بدون کسری یا مازاد ناپایدار اشاره داشت. مید نشان داد یک ابزار اقتصادی نمی‌تواند همیشه هر دو هدف را تامین کند و دولت‌ها باید سیاست مالی، سیاست پولی، نرخ ارز و ابزارهای موثر بر قیمت و هزینه را هماهنگ سازند.

میراث جیمز مید در تجارت و اقتصاد رفاه

اهمیت دیدگاه مید در این بود که تجارت خارجی را به بخشی از سیاست کلان اقتصادی تبدیل کرد. در چارچوب او، تغییر نرخ بهره بر تقاضای داخلی، جریان سرمایه و نرخ ارز اثر می‌گذاشت و سیاست مالی نیز تولید، واردات و تراز پرداخت‌ها را تغییر می‌داد. بنابراین تصمیم گیران باید پیامد هر سیاست را در چند بازار به صورت همزمان بررسی کنند.

تحلیل مید درباره اتحادیه‌های گمرکی و مناطق تجارت آزاد نیز بر اقتصاد بین الملل اثر گذاشت. او توضیح داد حذف تعرفه میان اعضای یک توافق همیشه رفاه را افزایش نمی‌دهد، زیرا ممکن است خرید از تولیدکننده کم هزینه خارج از توافق به تولیدکننده پرهزینه داخل توافق منتقل شود. این رویکرد امکان ارزیابی توافق‌های تجاری بر پایه تخصیص منابع، قیمت‌ها و رفاه مصرف کننده را فراهم کرد.

جیمز مید در سال ۱۹۵۷ به دانشگاه کمبریج بازگشت و تا سال ۱۹۶۷ کرسی اقتصاد سیاسی را در اختیار داشت. پژوهش‌های بعدی او رشد اقتصادی، توزیع درآمد، مالیات، مالکیت دارایی و اشتغال کامل را در بر گرفت. او معتقد بود سازوکار بازار برای تخصیص منابع اهمیت دارد، اما بدون طراحی نهادی مناسب می‌تواند نابرابری و بیکاری ایجاد کند.

مید در آثار مربوط به توزیع ثروت، به پیامدهای تمرکز مالکیت و پیشرفت فناوری توجه داشت. او گسترش مالکیت دارایی، مشارکت کارکنان در سود و استفاده از درآمد عمومی برای کاهش نابرابری را بررسی کرد. این دیدگاه‌ها نشان می‌داد نظریه تجارت تنها بخشی از برنامه پژوهشی او برای سازگار کردن رشد، اشتغال و عدالت اقتصادی بوده است.

بنیاد نوبل، جیمز مید را از پیشگامان اقتصاد کلان بین المللی و سیاست اقتصادی بین المللی معرفی می‌کند. آثار او زمینه‌ای فراهم کرد تا رابطه میان تقاضای داخلی، نرخ ارز، تجارت، سرمایه و تراز پرداخت‌ها در چارچوبی منسجم بررسی شود. این چارچوب برای اقتصادهای درگیر کسری خارجی، تورم، بیکاری یا نوسان جریان سرمایه همچنان اهمیت آموزشی و سیاستی دارد.

مید تا سال‌های پایانی عمر به پژوهش درباره اشتغال و اصلاح سیاست اقتصادی ادامه داد و در ۲۲ دسامبر ۱۹۹۵ در کمبریج درگذشت. جایگاه او در تاریخ اندیشه اقتصادی به پیوند میان نظریه و سیاست عملی بازمی‌گردد؛ پیوندی که تجارت خارجی، ثبات اقتصاد داخلی و جابه جایی سرمایه را اجزای مرتبط یک نظام واحد می‌دانست.

خبرهای مشابه

دکمه بازگشت به بالا