رود لوبرس معمار اقتصاد اجماعی هلند در قرن بیستم

رود لوبرس با پیشینه اقتصادی، از مدیریت صنعتی به وزارت اقتصاد و سپس نخست‌وزیری هلند رسید و در دهه ۱۹۸۰ با اصلاحات مالی، سیاست اشتغال، مدل توافق اجتماعی و نقش جهانی در امور پناهندگان شناخته شد.

رود لوبرس در تقویم تاریخ اقتصاد و حکمرانی هلند ماندگار شد

در تقویم تاریخ ۷ مه، نام رود لوبرس به عنوان یکی از چهره‌های اثرگذار هلند در نیمه دوم قرن بیستم ثبت شده است؛ سیاستمداری که مسیر زندگی او از یک خانواده صنعتی در روتردام آغاز شد و تا رهبری دولت هلند، حضور در نهادهای جهانی، تدریس درباره جهانی‌سازی و مدیریت یکی از مهم‌ترین سازمان‌های انسانی سازمان ملل ادامه یافت. او در ۷ مه ۱۹۳۹ در روتردام به دنیا آمد؛ شهری بندری که اقتصاد، تجارت، صنعت و بازسازی پس از جنگ جهانی دوم بخش مهمی از هویت آن بود. همین زمینه شهری و خانوادگی، بعدها در نگاه اقتصادی و مدیریتی لوبرس دیده شد؛ نگاهی که هم به تولید و بنگاه نزدیک بود و هم به سازوکارهای دولت و بازار کار توجه داشت.

نام کامل او رودولفوس فرانسیسکوس ماری لوبرس بود، اما در سیاست و رسانه با نام کوتاه رود لوبرس شناخته شد. او در خانواده‌ای کاتولیک و فعال در صنعت رشد کرد و تحصیلات خود را در اقتصاد ادامه داد. لوبرس در دانشگاه اراسموس روتردام اقتصاد خواند و پایان‌نامه‌اش درباره اثر تفاوت روندهای بهره‌وری کشورها بر حساب جاری تراز پرداخت‌ها بود؛ موضوعی که نشان می‌داد از همان آغاز، ذهن او به رابطه میان تولید، رقابت‌پذیری، تجارت خارجی و پایداری مالی توجه داشت. او ابتدا به مسیر دانشگاهی علاقه داشت، اما شرایط خانوادگی باعث شد به شرکت خانوادگی هولاندیا وارد شود و تجربه مستقیم مدیریت صنعتی را به دست آورد.

از اقتصاد صنعتی تا نخست‌وزیری در سال‌های بحران

پیش از ورود جدی به سیاست ملی، رود لوبرس در فضای صنعت، کارفرمایی و مدیریت بنگاه فعالیت کرد. حضور در شرکت خانوادگی و ارتباط با تشکل‌های صنعتی، به او تصویری نزدیک از مشکلات تولید، هزینه نیروی کار، سرمایه‌گذاری و رقابت در اقتصاد باز هلند داد. این سابقه باعث شد زمانی که به وزارت امور اقتصادی رسید، صرفا یک سیاستمدار حزبی نباشد؛ او با سازوکار بنگاه، تصمیم تولیدکننده و حساسیت بازار کار آشنا بود. لوبرس از ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۷ وزیر امور اقتصادی هلند بود و در همین دوره با پرونده‌هایی روبه‌رو شد که اقتصاد اروپا را در سال‌های پس از شوک نفتی تحت فشار قرار داده بود.

دهه ۱۹۷۰ برای بسیاری از اقتصادهای اروپایی دوره‌ای دشوار بود. افزایش هزینه انرژی، رکود، تورم، فشار بر بودجه عمومی و بیکاری، مدل‌های رفاهی پس از جنگ را با پرسش‌های تازه مواجه کرد. هلند نیز از این وضعیت جدا نبود. در چنین فضایی، لوبرس در جایگاه وزیر اقتصاد و سپس رهبر جریان دموکرات مسیحی، به تدریج به چهره‌ای شناخته شده در بحث اصلاح ساختار اقتصادی تبدیل شد. او پس از سال‌های وزارت، در پارلمان فعال ماند و جایگاه خود را در حزب دموکرات مسیحی تثبیت کرد؛ حزبی که بعدها با رهبری او سه دوره پیاپی دولت تشکیل داد.

رود لوبرس در سال ۱۹۸۲ و در ۴۳ سالگی نخست‌وزیر هلند شد. این زمان برای اقتصاد هلند مقطعی حساس بود؛ کسری بودجه، بیکاری، فشار بر نظام تامین اجتماعی و کاهش اعتماد اقتصادی به تصمیم‌های دشوار نیاز داشت. دولت او با هدف مهار هزینه‌های عمومی، اصلاح مزایا، کنترل دستمزدها، افزایش انضباط بودجه‌ای و بازگرداندن رقابت‌پذیری اقتصاد وارد عمل شد. این سیاست‌ها آسان و کم‌هزینه نبود، زیرا کاهش برخی هزینه‌های رفاهی و تعدیل حقوق کارکنان دولت با فشار اجتماعی همراه می‌شد، اما در روایت اقتصادی هلند، این دوره به عنوان مرحله بازسازی ثبات مالی و احیای توان تولیدی کشور شناخته می‌شود.

یکی از مفاهیمی که نام لوبرس را در تاریخ اقتصادی هلند برجسته کرد، تقویت فرهنگ توافق میان دولت، کارفرمایان و اتحادیه‌ها بود. توافق واسنار در سال ۱۹۸۲، که با محوریت تعدیل رشد دستمزدها و افزایش فرصت‌های کاری شناخته می‌شود، تنها یک سند کارگری نبود؛ این توافق به نمادی از مدل مشورت و سازش در اقتصاد هلند تبدیل شد. در این چارچوب، کارگران و اتحادیه‌ها تعدیل خواسته‌های دستمزدی را پذیرفتند و کارفرمایان نیز به کاهش ساعت کاری و حمایت از اشتغال تن دادند. دولت لوبرس با تکیه بر چنین فضایی، اصلاحات اقتصادی را از سطح تصمیم اداری به سطح توافق اجتماعی نزدیک‌تر کرد.

اهمیت این دوره در آن بود که هلند توانست از مسیر تنش دائمی میان دولت و گروه‌های اجتماعی فاصله بگیرد و به مدلی برسد که بعدها در ادبیات اقتصادی با عنوان مدل پلدر شناخته شد. در این مدل، تصمیم‌های دشوار اقتصادی نه فقط با فرمان دولت، بلکه با مذاکره میان ذی‌نفعان اصلی بازار کار پیش می‌رفت. لوبرس در این فرآیند نقش مدیری داشت که برای کاهش هزینه‌های دولت، افزایش اشتغال، مهار کسری بودجه و بازسازی اعتماد به تولید ملی به اجماع نیاز داشت. به همین دلیل، میراث او در اقتصاد هلند تنها به چند سیاست مالی محدود نمی‌شود، بلکه به تثبیت روشی از حکمرانی اقتصادی نیز مربوط است.

سه کابینه لوبرس از ۱۹۸۲ تا ۱۹۹۴ ادامه یافت و این تداوم، امکان اجرای سیاست‌های مرحله‌ای را فراهم کرد. دولت اول بیشتر با مهار بحران، کاهش مخارج و انضباط مالی شناخته شد. دولت دوم فرصت بیشتری برای ادامه اصلاحات و تثبیت رشد یافت. دولت سوم نیز در شرایطی شکل گرفت که اقتصاد هلند نسبت به آغاز دهه ۱۹۸۰ وضعیت منسجم‌تری داشت. در این سال‌ها موضوعاتی مانند اصلاح تامین اجتماعی، خصوصی‌سازی، بازنگری در نقش دولت، افزایش کار پاره‌وقت و سازگاری بازار کار با شرایط تازه، در دستور کار قرار گرفت و بر تصویر بعدی اقتصاد هلند اثر گذاشت.

لوبرس در داخل کشور فقط مدیر سیاست اقتصادی نبود. او به دلیل سابقه صنعتی، توانایی مذاکره و سبک عمل‌گرایانه، در مدیریت ائتلاف‌های سیاسی نیز نقش مهمی داشت. نظام سیاسی هلند معمولا بر ائتلاف، گفت‌وگو و توافق میان احزاب بنا شده است و نخست‌وزیر در چنین ساختاری باید بیش از آنکه فرمانده یک جناح باشد، هماهنگ‌کننده مجموعه‌ای از منافع متفاوت باشد. لوبرس در این محیط توانست سه دولت پیاپی را هدایت کند و همین موضوع باعث شد جایگاه او در تاریخ حکمرانی هلند فراتر از یک دوره انتخاباتی باقی بماند.

نقش جهانی در پناهندگان محیط زیست و حکمرانی اجماعی

پس از پایان نخست‌وزیری در سال ۱۹۹۴، رود لوبرس از عرصه عمومی کنار نرفت. او به تدریس و فعالیت فکری درباره جهانی‌سازی پرداخت و در دانشگاه تیلبورگ و مدرسه کندی دانشگاه هاروارد با موضوع جهانی‌شدن، توسعه و حکمرانی بین‌المللی فعالیت کرد. این دوره نشان داد نگاه او از اقتصاد ملی به پرسش‌های گسترده‌تر جهانی منتقل شده است؛ پرسش‌هایی مانند رابطه بازارهای جهانی با دولت ملی، مسئولیت اجتماعی بنگاه‌ها، محیط زیست، انرژی، فقر و جابه‌جایی جمعیت. برای سیاستمداری که از صنعت و بودجه عمومی آمده بود، جهانی‌سازی فقط یک مفهوم نظری نبود، بلکه موضوعی درباره رقابت‌پذیری، عدالت اجتماعی و توان سازگاری کشورها بود.

لوبرس در دهه ۱۹۹۰ و سال‌های بعد با موضوع پایداری نیز پیوند جدی پیدا کرد. عضویت در کمیسیون منشور زمین و ریاست بین‌المللی صندوق جهانی طبیعت، بخشی از چرخش او به سمت بحث‌های زیست‌محیطی و توسعه پایدار بود. او در این حوزه بر پیوند میان اقتصاد، مسئولیت انسانی و منابع طبیعی تاکید داشت. چنین رویکردی برای سیاستمداری که در دهه ۱۹۸۰ به کاهش هزینه‌ها و اصلاح ساختار رفاهی شهرت یافته بود، نشان می‌داد دغدغه حکمرانی نزد او فقط در محدود کردن بودجه خلاصه نمی‌شود و به کیفیت توسعه نیز مربوط است.

مهم‌ترین مسئولیت جهانی او از ژانویه ۲۰۰۱ آغاز شد؛ زمانی که به عنوان کمیسر عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان منصوب شد. او در این سمت جانشین ساداکو اوگاتا شد و مدیریت نهادی را برعهده گرفت که در ده‌ها کشور با آوارگان، پناهندگان و بحران‌های انسانی سروکار داشت. لوبرس در این جایگاه باید تجربه سیاسی و توان مذاکره خود را در سطحی متفاوت به کار می‌گرفت؛ سطحی که در آن دولت‌ها، سازمان‌های امدادی، منابع مالی، بحران‌های منطقه‌ای و حقوق انسان‌های بی‌پناه به هم گره می‌خوردند.

در دوره مدیریت لوبرس در کمیساریای عالی پناهندگان، گزارش‌های این نهاد از کاهش شمار افراد تحت نگرانی سازمان سخن گفتند. بر پایه آمار اعلام‌شده در سال ۲۰۰۴، تعداد پناهندگان و دیگر افراد مورد توجه این نهاد از ۲۱.۸ میلیون نفر در آغاز ۲۰۰۱ به ۱۷.۱ میلیون نفر در ابتدای ۲۰۰۴ رسید. این کاهش به معنای پایان بحران‌های پناهجویی نبود، اما نشان می‌داد بازگشت، اسکان دوباره و حل برخی بحران‌ها در آن دوره به بخش مهمی از دستور کار بین‌المللی تبدیل شده بود. لوبرس در همین مسیر تلاش کرد حمایت مالی و سیاسی دولت‌ها از برنامه‌های پناهجویی را تقویت کند.

دوره سازمان ملل برای او بدون حاشیه نبود و در سال ۲۰۰۵ با استعفا پایان یافت. با این حال، در ارزیابی زندگی عمومی رود لوبرس، این دوره همچنان بخشی از امتداد همان مهارت اصلی او بود؛ مذاکره میان نهادها، کشورها و گروه‌هایی که منافع و محدودیت‌های متفاوت داشتند. او پس از خروج از سازمان ملل نیز همچنان در بحث‌های عمومی، محیط زیست، انرژی، توسعه پایدار و اندیشه جهانی‌سازی حضور داشت و در پروژه‌هایی مانند مرکز پژوهش انرژی هلند و ابتکارهای اقلیمی روتردام فعال ماند.

تاثیر لوبرس در سطح ملی بیش از همه به بازسازی اقتصاد هلند پس از بحران‌های دهه ۱۹۸۰ ارتباط دارد. او به عنوان نخست‌وزیری شناخته می‌شود که با انضباط مالی، اصلاح نظام رفاه، گفت‌وگو با شرکای اجتماعی و توجه به رقابت‌پذیری، در شکل‌گیری تصویر تازه اقتصاد هلند نقش داشت. این تصویر بعدها با رشد اشتغال، افزایش کار پاره‌وقت، انعطاف بیشتر بازار کار و تقویت فرهنگ مذاکره اجتماعی همراه شد. موافقان او این دوره را نقطه بازگشت اقتصاد هلند می‌دانند و منتقدان، هزینه‌های اجتماعی سیاست‌های ریاضتی را برجسته می‌کنند؛ اما جایگاه او در تغییر مسیر اقتصاد هلند، در روایت‌های تاریخی این کشور پررنگ باقی مانده است.

در سطح جهانی نیز نام رود لوبرس با سه حوزه به یاد می‌ماند: پناهندگان، پایداری و حکمرانی بین‌المللی. او از سیاستمدار ملی به چهره‌ای تبدیل شد که درباره رابطه اقتصاد جهانی و مسئولیت انسانی سخن می‌گفت. این مسیر برای کسی که فعالیت خود را در صنعت آغاز کرده بود، نشان‌دهنده پیوند میان تجربه بنگاه، دولت و نهادهای جهانی بود. لوبرس باور داشت سیاست عمومی باید بتواند میان رشد اقتصادی، ثبات اجتماعی و مسئولیت بلندمدت تعادل برقرار کند؛ همین نگاه سبب شد پس از نخست‌وزیری نیز نقش او در محافل دانشگاهی، محیط زیستی و بین‌المللی ادامه داشته باشد.

رود لوبرس در ۱۴ فوریه ۲۰۱۸ در روتردام درگذشت. او هنگام مرگ ۷۸ سال داشت و در هلند به عنوان یکی از ماندگارترین نخست‌وزیران دوران پس از جنگ شناخته می‌شد. زادروز او در ۷ مه فرصتی برای مرور زندگی سیاستمداری است که از اقتصاد بنگاه به سیاست ملی رسید، یکی از دشوارترین دوره‌های مالی هلند را مدیریت کرد، بر مدل اجماعی بازار کار اثر گذاشت و پس از آن در عرصه جهانی به موضوع پناهندگان، محیط زیست و جهانی‌سازی پرداخت.

خبرهای مشابه

دکمه بازگشت به بالا