کریدورهای تجاری ایران با محوریت عراق گستردهتر میشوند
اختلالهای اخیر در مسیرهای دریایی و افزایش هزینه و ریسک انتقال کالا، بار دیگر اهمیت کریدورهای تجاری ایران را در حفظ جریان صادرات و واردات برجسته کرده است. تکیه بر یک بندر، مسیر دریایی یا مرکز واسطهای، زنجیره تامین را در برابر توقفهای ناگهانی آسیب پذیر میکند. از این رو، تجارت خارجی به شبکهای از مسیرهای زمینی، ریلی و دریایی، مراکز توزیع و خدمات گمرکی نیاز دارد.
در این الگو، تجارت دیگر فقط انتقال یک محموله از مبدا به مقصد نیست. ارزش افزوده در بخشهایی مانند بسته بندی، انبارداری، بیمه، ترخیص، رهگیری، تامین مالی، حمل و نقل ترکیبی و توزیع منطقهای ایجاد میشود. سهم بیشتر از این خدمات میتواند بدون جهش بزرگ در مقدار صادرات، درآمد تجارت را افزایش دهد. این تغییر، حرکت ایران از فروش صرف کالا به مدیریت شبکه تجارت منطقهای را ضروری کرده است.
مهرزاد لیموچی، رئیس کمیته مشترک بازرگانی ایران و سریلانکا، معتقد است راهبرد آینده نباید فقط به پیدا کردن یک مسیر جایگزین محدود شود. از نگاه او، بنادر، پایانههای مرزی، خطوط ریلی، ناوگان جادهای، مناطق آزاد و سامانههای گمرکی باید یکپارچه عمل کنند. این ساختار امکان تغییر مسیر محمولهها را هنگام اختلال فراهم میکند.
عراق از بازار صادراتی به حلقه توزیع منطقهای نزدیک میشود
آمارهای گمرکی جایگاه عراق را در تجارت غیرنفتی ایران نشان میدهد. در ده ماهه سال ۱۴۰۴، ارزش صادرات ایران به عراق به ۷ میلیارد و ۹۱۷ میلیون دلار رسید و این کشور ۱۷.۵۹ درصد از ارزش کل صادرات را به خود اختصاص داد. در سال ۱۴۰۴ نیز فقط از گمرکات خوزستان حدود ۶ میلیون و ۱۶۸ هزار تن کالا به ارزش نزدیک به یک میلیارد و ۳۶۳ میلیون دلار به عراق صادر شد. این حجم مبادله، نیاز به زیرساخت لجستیکی مشترک را افزایش داده است.
عراق علاوه بر بازار مصرف، میتواند بخشی از خدمات تجمیع، پردازش، بسته بندی و توزیع دوباره کالاهای ایرانی را در اختیار بگیرد. ایجاد انبارهای راهبردی، مراکز لجستیکی مشترک و شهرکهای تخصصی در نزدیکی مرزها، امکان ارسال منظم کالا به شهرهای عراق و سپس بازارهای پیرامونی را بیشتر میکند. این حضور میتواند زمان تحویل، توقف کامیون و استفاده از واسطهها را کاهش دهد.
اجرای سامانه بین المللی حمل جادهای تیر در عراق از آوریل ۲۰۲۵، ظرفیت تازهای برای این مسیر ایجاد کرده است. استفاده از این سازوکار از نوامبر همان سال برای ترانزیت زمینی کالا در عراق الزامی شد و امکان ارائه اطلاعات محموله پیش از رسیدن به مرز را فراهم کرد. برخی سفرهای میان اروپا و خلیج فارس از مسیر عراق، نسبت به مسیرهای ترکیبی دریایی زمان کمتری نیاز داشتهاند. بهره برداری ایران از این ظرفیت به هماهنگی اسناد و سامانههای مرزی نیاز دارد.
خط ریلی شلمچه بصره نیز یکی از حلقههای مورد توجه در این شبکه است. این اتصال فقط برای انتقال مسافر تعریف نشده و در صورت تکمیل زیرساختهای باری، میتواند ارتباط ریلی ایران با جنوب عراق را تقویت کند. گزارشهای اجرایی وزارت راه و شهرسازی در سال ۱۴۰۴ از ادامه ساخت پل و تاسیسات مرتبط در خاک عراق خبر دادهاند. کارایی تجاری این خط به آماده بودن پایانه بار، تجهیزات تخلیه و بارگیری، هماهنگی تعرفهها و برنامه منظم حرکت قطار وابسته خواهد بود.
هابهای مکمل هزینه مبادله را کاهش میدهند
ایجاد نقش لجستیکی برای عراق به معنای کنار گذاشتن بنادر جنوبی ایران، مسیر شمال جنوب یا مراکز تجاری موجود در خلیج فارس نیست. هدف، افزودن یک هاب مکمل به شبکه تجارت است تا شرکتها بر اساس نوع کالا، مقصد، زمان تحویل و هزینه حمل، مسیر مناسب را انتخاب کنند. کالاهای مصرفی میتوانند از مسیرهای کوتاه زمینی استفاده کنند و محمولههای حجیم همچنان از بنادر عبور کنند.
طرح جاده توسعه عراق نیز نشان میدهد بغداد در پی گسترش نقش خود در ترانزیت منطقهای است. برآورد بانک جهانی برای این طرح، جذب تا ۱۴ میلیون تن بار بین المللی و ۲۰ میلیون تن بار منطقهای تا سال ۲۰۴۰ است. این نهاد همچنین نوسازی یک هزار و ۴۷ کیلومتر خط آهن میان بندر ام قصر و موصل را بخشی از زیرساخت لازم برای پیوند بنادر جنوبی عراق با شبکه زمینی این کشور معرفی کرده است. اتصال مرزهای ایران به این شبکه، مسیرهای دسترسی صادرکنندگان را متنوعتر میکند.
با این حال، مزیت کریدور تنها با ساخت جاده و ریل ایجاد نمیشود. توقف طولانی در مرز، تفاوت مقررات، نبود تبادل برخط اطلاعات، کمبود محوطه تخلیه و بارگیری و تغییرات پیش بینی ناپذیر در رویههای تجاری، میتواند صرفه اقتصادی هر مسیر را کاهش دهد. کریدور زمانی کارآمد است که حمل و نقل، گمرک، بیمه، بانک، انبار و توزیع در یک زنجیره هماهنگ قرار گیرند و فعال اقتصادی بتواند زمان و هزینه انتقال کالا را پیش از ارسال برآورد کند.
در مرزهای غربی، توسعه پایانههای چندمنظوره و افزایش ساعت فعالیت گمرکها میتواند ظرفیت موجود را بهتر به کار گیرد. استانداردسازی اسناد، ایجاد پنجره واحد تجاری، پذیرش اطلاعات پیش اظهاری و تعیین مسیرهای ویژه برای کالاهای فسادپذیر نیز سرعت عبور را افزایش میدهد. مراکز توزیع مشترک باید به خدمات کنترل کیفیت، برچسب گذاری، بسته بندی متناسب با بازار مقصد و مدیریت موجودی مجهز باشند تا کالا پس از عبور از مرز، بدون توقف پرهزینه وارد شبکه فروش شود.
توسعه این شبکه برای بنگاههای کوچک و متوسط نیز اهمیت دارد؛ زیرا بسیاری از این واحدها توان ایجاد انبار، ناوگان یا دفتر فروش مستقل در چند کشور را ندارند. هابهای مشترک میتوانند خدمات تجمیع بار و توزیع را میان چند صادرکننده تقسیم کنند و هزینه ورود به بازار را پایین بیاورند. در چنین مدلی، عراق میتواند هم مقصد کالاهای ایرانی و هم محل ارائه خدمات لجستیکی و تجارت مجدد باشد و مسیرهای شمال جنوب، شرق غرب، بنادر جنوبی و مرزهای زمینی ایران در کنار یکدیگر فعالیت کنند.









