بدهی آبهای زیرزمینی ایران به مرز ۱۵۰ میلیارد مترمکعب رسیده است
تازهترین ارزیابی سخنگوی صنعت آب نشان میدهد برداشت انباشته از آبهای زیرزمینی ایران، کسری مخازن زیرزمینی کشور را به حدود ۱۵۰ میلیارد مترمکعب رسانده است. این حجم از آب طی چند دهه و همزمان با گسترش کشاورزی، افزایش تقاضای شهری و استفاده گسترده از چاههای مجهز به پمپ برداشت شده؛ در حالی که تغذیه طبیعی آبخوانها نتوانسته با سرعت برداشت هماهنگ شود.
عیسی بزرگزاده، سخنگوی صنعت آب کشور، با تشریح این وضعیت گفت ایران اکنون به اندازه ۱۵۰ میلیارد مترمکعب به ذخایر زیرزمینی خود بدهکار است. این رقم فقط مصرف یک سال را نشان نمیدهد، بلکه حاصل انباشت کسری در دورهای طولانی است. آمار اعلامشده از سوی وزیر نیرو نیز نشان میدهد سالانه حدود چهار میلیارد مترمکعب دیگر به کسری تراز آبهای زیرزمینی افزوده میشود؛ بنابراین توقف رشد این بدهی به کاهش برداشت و تقویت تغذیه آبخوانها نیاز دارد.
قیمت یارانهای برق و گازوئیل در سالهای گذشته، هزینه پمپاژ آب از چاههای کشاورزی را پایین نگه داشته است. در چنین شرایطی، توسعه سطح زیر کشت و افزایش شمار پمپهای برقی و دیزلی، فشار اقتصادی ناشی از برداشت آب را برای بهرهبردار محدود کرده، اما هزینه آن به شکل افت سطح سفرهها، کاهش آبدهی چاهها، افزایش عمق حفاری و بالا رفتن هزینه تامین آب در سالهای بعد نمایان شده است.
مطالعات ماهوارهای منتشرشده در سال ۲۰۲۴ نیز ابعاد فیزیکی این برداشت را نشان میدهد. بر پایه این پژوهش، افت سالانه آب در آبخوانهای محصور و نیمهمحصور ایران حدود ۱.۷ میلیارد مترمکعب برآورد شده و در بخشهایی از فلات مرکزی، نرخ فرونشست از ۳۵ سانتیمتر در سال عبور کرده است. فشردهشدن لایههای خاک میتواند بخشی از ظرفیت ذخیره آبخوان را برای همیشه از بین ببرد و به زیرساختهای شهری، راهها و زمینهای کشاورزی خسارت وارد کند.
بارش نرمال کشوری کمبود منطقهای را پنهان کرده است
از ابتدای سال آبی جاری که در اول مهر ۱۴۰۴ آغاز شد، متوسط بارش کشور به حدود ۲۳۶ میلیمتر رسیده و فاصله آن با میانگین بلندمدت تقریبا صفر اعلام شده است. با وجود این، توزیع بارندگی در کشور یکسان نبوده و رسیدن شاخص ملی به محدوده نرمال به معنای برطرفشدن کمآبی در همه حوضهها نیست. تهران، قم، مرکزی، یزد، سمنان، اصفهان، سیستان و بلوچستان، قزوین، البرز، مازندران، خراسان رضوی و چهارمحال و بختیاری همچنان بارشی کمتر از مقدار نرمال دریافت کردهاند.
برآورد صنعت آب حاکی از آن است که حدود ۳۵ میلیون نفر در این ۱۲ استان تحت تاثیر کمبارشی قرار دارند. تهران، البرز، مشهد و همچنین شهرهای اراک و ساوه در میان نقاط دارای تنش بالاتر آب شرب معرفی شدهاند. سال گذشته حدود ۶۵ میلیون نفر در مناطق دارای خشکبارشی یا کمبارشی زندگی میکردند؛ امسال شرایط بارندگی برای نزدیک به دو سوم کشور بهتر شده، اما یک سوم کشور هنوز با محدودیت روبهرو است.
میانگین پرشدگی سدهای کشور در زمان انتشار آمار به حدود ۶۳ درصد و حجم آب موجود در مخازن به ۳۲.۵ میلیارد مترمکعب رسیده است. این میانگین نیز اختلاف شدید میان حوضهها را پوشش میدهد. در تهران، سد امیرکبیر با ۹۱ درصد پرشدگی وضعیت بهتری دارد، اما میزان پرشدگی سد لار ۷ درصد، طالقان ۵۴ درصد، لتیان ۶۵ درصد و ماملو ۱۴ درصد گزارش شده است. در خراسان رضوی، سد دوستی تنها ۳ درصد آب دارد و در استان مرکزی نیز پرشدگی سد ساوه ۸ درصد و سد کمال صالح ۲۳ درصد اعلام شده است.
بارندگی کوتاهمدت جایگزین ذخیره ازدسترفته نمیشود
سخنگوی صنعت آب تاکید کرده است که حتی یک یا دو سال پربارش نمیتواند کسری ایجادشده طی چند دهه را جبران کند. بارش ابتدا باید نیاز جاری رودخانهها، خاک، پوشش گیاهی و مخازن سطحی را تامین کند و تنها بخشی از آن، بسته به محل و زمان بارندگی، فرصت نفوذ به لایههای زیرزمینی را پیدا میکند. به همین دلیل، بارش نرمال سال جاری را نمیتوان معادل بازگشت ۱۵۰ میلیارد مترمکعب آب به سفرههای زیرزمینی دانست.
پیشبینیهای فصلی از احتمال تقویت پدیده ال نینو و بهبود بارش پاییز در بخشهایی از کشور، بهویژه نواحی غربی و جنوب غربی، حکایت دارد. با این حال کارشناسان هواشناسی تاکید دارند ارتباط ال نینو با بارش ایران قطعی نیست و نتیجه نهایی به مجموعهای از الگوهای اقلیمی وابسته است. برای منابع آب، بارش زمستانی به شکل برف اهمیت بیشتری دارد، زیرا ذوب تدریجی برف میتواند جریان رودخانهها و فرصت نفوذ آب به زمین را در دوره طولانیتری حفظ کند.
در بخش مصرف شهری، بزرگزاده سرانه آب در اختیار هر شهروند تهرانی را بیش از ۲۰۰ لیتر در شبانهروز اعلام کرده است؛ رقمی که به گفته او در کشورهای اروپایی حدود ۱۵۰ تا ۱۶۰ لیتر است. کاهش مصرف مازاد میتواند فشار بر سدها و چاههای تامین آب شرب را در ماههای گرم محدود کند، اما بخش اصلی بازگرداندن تعادل به آبخوانها به اصلاح برداشتهای بزرگ، مدیریت چاهها، افزایش بهرهوری آبیاری و هماهنگشدن برنامه تولید کشاورزی با ظرفیت واقعی هر حوضه وابسته است.
کسری آبخوانها برای اقتصاد تنها یک شاخص محیطی نیست. پایینرفتن سطح آب، برق بیشتری برای پمپاژ میطلبد، هزینه تولید محصولات کشاورزی را افزایش میدهد و کیفیت آب استحصالی را کاهش میدهد. همزمان، فرونشست میتواند مخارج نگهداری جاده، راهآهن، ساختمان و شبکههای انتقال را بالا ببرد. از این رو، رقم ۱۵۰ میلیارد مترمکعب بیانگر تعهدی انباشته در برابر زیرساخت طبیعی تولید و تامین آب کشور است.









