ریچارد ان کوپر اقتصاددان وابستگی متقابل در اقتصاد جهانی
ریچارد ان کوپر، اقتصاددان آمریکایی و استاد برجسته اقتصاد بین الملل دانشگاه هاروارد، از چهره هایی بود که اقتصاد را نه فقط به عنوان مجموعه ای از مدل های نظری، بلکه به عنوان ابزاری برای فهم تصمیم های واقعی دولت ها، بازارها و نهادهای جهانی می دید. او در ۱۴ ژوئن ۱۹۳۴ در سیاتل آمریکا متولد شد و در ۲۳ دسامبر ۲۰۲۰ در ۸۶ سالگی درگذشت. نام کوپر برای بسیاری از پژوهشگران اقتصاد بین الملل با مفهوم وابستگی متقابل اقتصادی گره خورده است؛ مفهومی که توضیح می دهد چگونه تصمیم یک اقتصاد بزرگ، می تواند از مسیر تجارت، نرخ ارز، جریان سرمایه، بدهی، تورم و سیاست پولی بر اقتصادهای دیگر اثر بگذارد.
اهمیت کوپر در تاریخ اندیشه اقتصادی از آن جهت است که او زودتر از بسیاری از اقتصاددانان جریان اصلی، به محدودیت نگاه کاملا ملی به سیاست گذاری اقتصادی توجه کرد. در دهه هایی که اقتصادهای پیشرفته با نوسان نرخ ارز، شوک های نفتی، رکود، تورم و تغییر نظم مالی بین المللی روبه رو بودند، کوپر استدلال می کرد که سیاست اقتصادی در یک کشور نمی تواند بدون توجه به پیامدهای خارجی آن طراحی شود. از نگاه او، جهان اقتصادی به شبکه ای از تصمیم های به هم پیوسته تبدیل شده بود و همین شبکه، نیاز به هماهنگی میان دولت ها و نهادهای بین المللی را افزایش می داد.
از آموزش دانشگاهی تا ورود به اقتصاد بین الملل
کوپر تحصیلات دانشگاهی خود را در کالج اوبرلین آغاز کرد و در سال ۱۹۵۶ مدرک کارشناسی گرفت. سپس به عنوان دانشجوی مارشال وارد مدرسه اقتصاد لندن شد و در سال ۱۹۵۸ مدرک کارشناسی ارشد خود را دریافت کرد. او در ادامه در دانشگاه هاروارد اقتصاد خواند و در سال ۱۹۶۲ دکترای خود را گرفت. همین مسیر آموزشی، او را با سه فضای فکری متفاوت آشنا کرد: سنت اقتصاد آمریکایی، مباحث سیاست عمومی در بریتانیا و فضای پژوهشی هاروارد. ترکیب این سه تجربه بعدها در نوشته ها و تصمیم های اجرایی او دیده شد.
کوپر در دهه ۱۹۶۰ به دانشگاه ییل پیوست و در فاصله سال های ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۷ به عنوان استاد اقتصاد بین الملل فعالیت کرد. او همچنین از ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۴ سمت پرووست دانشگاه ییل را بر عهده داشت. در سال ۱۹۸۱ به دانشگاه هاروارد رفت و کرسی استادی اقتصاد بین الملل موریتس سی بواس را در اختیار گرفت. حضور طولانی او در هاروارد باعث شد چند نسل از دانشجویان اقتصاد با رویکردی آشنا شوند که در آن نظریه، تاریخ اقتصادی، شناخت نهادی و تجربه سیاست گذاری در کنار هم قرار می گرفتند.
کتاب «اقتصاد وابستگی متقابل؛ سیاست اقتصادی در جامعه آتلانتیک» که در سال ۱۹۶۸ منتشر شد، یکی از مهم ترین آثار کوپر به شمار می رود. این کتاب زمانی نوشته شد که بسیاری از اقتصاددانان هنوز سیاست اقتصادی را عمدتا در چارچوب مرزهای ملی تحلیل می کردند. کوپر در این اثر نشان داد که کشورها در حوزه هایی مانند تجارت خارجی، نرخ ارز، سیاست مالی و سیاست پولی، به شکل فزاینده ای از تصمیم های یکدیگر اثر می پذیرند. پیام اصلی کتاب این بود که استقلال کامل در سیاست گذاری اقتصادی، در اقتصاد جهانی مدرن بیش از پیش محدود شده است.
نقش کوپر در سیاست اقتصادی آمریکا
کوپر فقط استاد دانشگاه نبود و بخش مهمی از اعتبار او از رفت و آمد میان دانشگاه و سیاست گذاری می آمد. او در سال های ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۳ به عنوان اقتصاددان ارشد در شورای مشاوران اقتصادی رئیس جمهور آمریکا فعالیت کرد. سپس در سال های ۱۹۶۵ و ۱۹۶۶ در وزارت خارجه آمریکا مسئولیت مرتبط با امور پولی بین المللی داشت. این تجربه ها باعث شد او با مسائل عملی نظام مالی جهانی، از جمله هماهنگی ارزی، تراز پرداخت ها و روابط اقتصادی میان دولت ها از نزدیک درگیر شود.
مهم ترین دوره حضور اجرایی کوپر در دولت آمریکا به سال های ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۱ باز می گردد؛ زمانی که او معاون وزیر خارجه در امور اقتصادی بود. این دوره با فضای دشوار اقتصاد جهانی همراه بود. اقتصادهای بزرگ با پیامدهای رکود دهه ۱۹۷۰، تورم بالا، شوک انرژی و ضرورت بازتعریف همکاری های اقتصادی مواجه بودند. کوپر در این فضا از ایده هماهنگی اقتصادی میان قدرت های صنعتی دفاع می کرد. یکی از بحث های شناخته شده مرتبط با او، نظریه لوکوموتیو در هماهنگی مالی بین المللی بود؛ ایده ای که بر اساس آن اقتصادهای بزرگ می توانستند با سیاست های هماهنگ، تقاضای جهانی را تقویت و اقتصاد جهانی را از رکود خارج کنند.
کوپر معتقد بود اگر هر کشور فقط به منفعت کوتاه مدت داخلی خود نگاه کند، نتیجه نهایی می تواند برای کل اقتصاد جهانی ضعیف تر باشد. اما اگر اقتصادهای بزرگ در سیاست مالی، پولی و تجاری هماهنگ تر عمل کنند، هزینه بی ثباتی برای همه کشورها کاهش می یابد. چنین نگاهی امروز در بحث هایی مانند مدیریت بحران مالی، مقابله با رکود جهانی، هماهنگی بانک های مرکزی و اصلاح نهادهای مالی بین المللی همچنان قابل مشاهده است.
میراث پژوهشی در اقتصاد جهانی
حوزه علاقه کوپر محدود به وابستگی متقابل نبود. او درباره نظام پولی بین المللی، آینده دلار، اصلاح صندوق بین المللی پول، بدهی کشورهای در حال توسعه، سیاست های محیط زیست و منابع، عدم توازن های جهانی و نقش نهادهای بین المللی در ثبات اقتصادی نوشت. در آثار او یک خط مشترک دیده می شود: اقتصاد جهانی فقط با قیمت ها و اعداد توضیح داده نمی شود، بلکه به قواعد، نهادها، اعتماد و هماهنگی نیاز دارد. همین نگاه نهادی باعث شد نوشته های او برای اقتصاددانان، سیاست گذاران و پژوهشگران روابط اقتصادی بین الملل اهمیت داشته باشد.
کوپر از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۲ رئیس بانک فدرال رزرو بوستون بود و در سال های ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۷ ریاست شورای اطلاعات ملی آمریکا را بر عهده داشت. او همچنین با نهادهایی مانند شورای روابط خارجی، کمیسیون سه جانبه، بروکینگز و موسسه اقتصاد بین الملل پیترسون همکاری داشت. این گستره فعالیت نشان می دهد که اقتصاد برای او فقط یک رشته دانشگاهی نبود، بلکه بخشی از فهم حکمرانی اقتصادی، آینده بازارهای جهانی و روابط میان کشورها به شمار می رفت.
از منظر اقتصادی، میراث ریچارد ان کوپر را می توان در سه محور دید. نخست، تاکید بر این که سیاست اقتصادی داخلی در اقتصاد باز، پیامد خارجی دارد. دوم، دفاع از همکاری بین المللی برای کاهش هزینه بحران ها و بی ثباتی ها. سوم، پیوند دادن نظریه اقتصادی با تجربه تاریخی و ساختار نهادی. همین سه محور باعث شده نام او در تاریخ اقتصاد بین الملل، کنار اقتصاددانانی قرار گیرد که به جای نگاه صرفا فنی به اقتصاد، به اثر واقعی تصمیم های اقتصادی بر کشورها، بازارها و زندگی مردم توجه داشتند.
برای بخش تقویم تاریخ اقتصادی، کوپر نمونه اقتصاددانی است که زندگی علمی و اجرایی او نشان می دهد مرز میان دانشگاه و سیاست گذاری اقتصادی همیشه ثابت نیست. او از کلاس درس و مقاله پژوهشی تا وزارت خارجه، بانک مرکزی منطقه ای و نهادهای مشورتی حرکت کرد و در همه این فضاها یک پرسش اصلی را دنبال کرد: چگونه می توان در جهانی که اقتصادها به یکدیگر وابسته اند، سیاست هایی طراحی کرد که فقط برای یک کشور سودمند نباشد، بلکه ثبات و کارایی بیشتری برای اقتصاد جهانی ایجاد کند.







