لوید شپلی معمار نظریه بازی‌ها و طراحی بازار نوین

لوید شپلی با نظریه بازی‌ها، ارزش شپلی و الگوریتم تطبیق پایدار، مسیر طراحی بازار را در اقتصاد مدرن تغییر داد و نشان داد تخصیص منابع کمیاب بدون اتکا به قیمت نیز قابل ساماندهی است.

لوید شپلی چگونه ریاضیات را به زبان تخصیص اقتصادی تبدیل کرد

دوم ژوئن در تقویم تاریخ اقتصاد، یادآور زادروز لوید شپلی است؛ ریاضی‌دان آمریکایی که نام او با نظریه بازی‌ها، طراحی بازار و یکی از مهم‌ترین ایده‌های اقتصاد مدرن یعنی تخصیص پایدار گره خورده است. شپلی در سال ۱۹۲۳ در کمبریج ماساچوست به دنیا آمد و در سال ۲۰۱۶ در ۹۲ سالگی درگذشت. او از آن چهره‌هایی بود که مسیر دانشگاهی‌اش از ریاضیات آغاز شد، اما اثر پژوهش‌هایش در قلب اقتصاد کاربردی، سیاست‌گذاری عمومی، بازار کار، آموزش و تخصیص خدمات کمیاب دیده می‌شود.

اهمیت لوید شپلی فقط در دریافت جایزه علوم اقتصادی یادبود آلفرد نوبل در سال ۲۰۱۲ نبود. او همراه با آلوین راث به دلیل کار بر نظریه تخصیص‌های پایدار و عمل طراحی بازار برنده این جایزه شد. ارزش اقتصادی این دستاورد از آنجا روشن می‌شود که بسیاری از بازارها، برخلاف بازارهای معمول کالا، با قیمت به تنهایی تنظیم نمی‌شوند. در چنین بازارهایی باید افراد، فرصت‌ها یا منابع کمیاب به شکلی به هم وصل شوند که نتیجه هم کارآمد باشد و هم ناپایدار باقی نماند.

از نظریه بازی‌ها تا طراحی بازار

نظریه بازی‌ها شاخه‌ای از ریاضیات و اقتصاد است که رفتار تصمیم گیرندگان را در شرایط وابستگی متقابل بررسی می‌کند. لوید شپلی از دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ یکی از چهره‌های اصلی این حوزه بود. او نشان داد وقتی افراد یا سازمان‌ها برای رسیدن به منفعت مشترک با یکدیگر تعامل می‌کنند، می‌توان قواعدی طراحی کرد که نتیجه همکاری عادلانه‌تر و قابل دفاع‌تر باشد. این نگاه برای اقتصاد اهمیت زیادی داشت، زیرا بسیاری از مسائل اقتصادی فقط به خرید و فروش ساده محدود نمی‌شوند.

یکی از مشهورترین کارهای شپلی، الگوریتم گیل شپلی است که او در سال ۱۹۶۲ همراه با دیوید گیل ارائه کرد. این الگوریتم برای حل مسئله تطبیق میان دو گروه طراحی شد؛ برای نمونه، تطبیق دانشجویان با دانشگاه‌ها، پزشکان جوان با بیمارستان‌ها یا متقاضیان با موقعیت‌های آموزشی. نکته کلیدی در این مدل، مفهوم پایداری است. یک تطبیق زمانی پایدار است که دو طرف نتوانند بیرون از سازوکار موجود، یکدیگر را ترجیح دهند و با جابه جایی، نتیجه فعلی را بی اعتبار کنند.

اهمیت اقتصادی این موضوع در بازارهایی آشکار می‌شود که استفاده از قیمت یا ممنوع است یا به تنهایی کافی نیست. در پذیرش دانش آموزان در مدارس، تخصیص پزشکان به بیمارستان‌ها یا اهدای عضو، نمی‌توان همه چیز را به پیشنهاد قیمت سپرد. در چنین مواردی، طراحی بازار به دنبال ساختن قواعدی است که ترجیحات طرفین، محدودیت منابع و انصاف نسبی را همزمان در نظر بگیرد. لوید شپلی پایه نظری این مسیر را فراهم کرد و آلوین راث بعدها نشان داد این ایده‌ها چگونه می‌توانند در نهادهای واقعی به کار گرفته شوند.

ارزش شپلی و اقتصاد همکاری

دستاورد دیگر لوید شپلی مفهومی است که امروز با عنوان ارزش شپلی شناخته می‌شود. این مفهوم در بازی‌های همکارانه توضیح می‌دهد اگر چند بازیگر با هم ارزشی ایجاد کنند، سهم منصفانه هر بازیگر از آن ارزش چگونه باید محاسبه شود. برای اقتصاد، این ایده فقط یک فرمول نظری نیست. ارزش شپلی در فهم تقسیم سود، توزیع هزینه، سنجش قدرت چانه زنی و تحلیل نقش اعضای یک ائتلاف اقتصادی کاربرد دارد.

فرض کنید چند شرکت برای اجرای یک پروژه زیرساختی همکاری می‌کنند، یا چند بخش از یک سازمان در ایجاد درآمد نهایی نقش دارند. پرسش مهم این است که سهم هر بازیگر از ارزش ایجاد شده چقدر است. ارزش شپلی تلاش می‌کند پاسخ را بر اساس مشارکت نهایی هر عضو در ائتلاف‌های مختلف محاسبه کند. همین نگاه باعث شد نام شپلی در اقتصاد سازمانی، اقتصاد صنعتی، پژوهش عملیاتی و حتی تحلیل سازوکارهای تصمیم گیری جمعی باقی بماند.

مسیر علمی شپلی نیز نشان می‌دهد پیوند اقتصاد و ریاضیات چگونه می‌تواند به حل مسائل واقعی کمک کند. او پس از تحصیل در هاروارد و پرینستون، سال‌های طولانی در موسسه رند به عنوان ریاضی‌دان پژوهشی کار کرد و سپس در دانشگاه کالیفرنیا لس آنجلس استاد اقتصاد و ریاضیات شد. حوزه‌های کاری او از بازی‌های تصادفی و بازی‌های رأی گیری تا مدل‌های بازار، شاخص‌های قدرت، نظریه هزینه و سازماندهی اقتصادی گسترده بود.

برای مخاطب اقتصادی امروز، نام لوید شپلی یادآور این نکته است که اقتصاد فقط مطالعه پول، تورم یا تولید ناخالص داخلی نیست. اقتصاد همچنین علم تخصیص منابع کمیاب، طراحی قواعد مبادله و ساختن سازوکارهایی است که تصمیم‌های فردی را به نتیجه‌ای قابل قبول برای کل سیستم نزدیک می‌کند. در این معنا، نظریه بازی‌ها به اقتصاد کمک می‌کند بفهمد چرا بعضی بازارها شکست می‌خورند و چگونه می‌توان ساختار آن‌ها را اصلاح کرد.

جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۱۲ برای شپلی و راث، توجه عمومی را به همین بخش کمتر دیده شده از اقتصاد جلب کرد. در پشت بسیاری از فرایندهای روزمره مانند پذیرش دانشگاهی، انتخاب محل کار، تخصیص خدمات عمومی یا تنظیم همکاری میان بنگاه‌ها، مسئله‌ای مشترک وجود دارد؛ اینکه چه کسی با چه کسی یا چه منبعی تطبیق پیدا کند و این تطبیق تا چه اندازه پایدار بماند. سهم لوید شپلی در پاسخ به این پرسش، او را به یکی از معماران اصلی اقتصاد ریاضی در قرن بیستم تبدیل کرد.

خبرهای مشابه

دکمه بازگشت به بالا