ارزبری خودرو در زنجیره تولید داخلی چه مسیری را نشان میدهد
بررسی تازه از هزینه ارزی تولید در دو خودروساز بزرگ کشور نشان میدهد که مسیر تولید خودرو در ایران، با وجود تاکید چند ساله بر افزایش ساخت داخل، هنوز به واردات قطعه و مجموعههای فنی وابسته است. بر پایه دادههای منتشر شده از مرکز پژوهشهای مجلس، میانگین ارزبری خودرو در محصولات ایران خودرو حداقل حدود ۳ هزار دلار و در محصولات سایپا حداقل حدود ۲۵۰۰ دلار برآورد شده است. این ارقام نشان میدهد بخشی از بهای تمام شده تولید، به جای اتکای کامل به زنجیره داخلی، همچنان با تامین ارز و خرید قطعات خارجی پیوند دارد.
اهمیت این موضوع فقط به هزینه تولید محدود نیست. در صنعتی که تیراژ، قیمت تمام شده، توان عرضه و کیفیت محصول به شبکه قطعهسازی وابسته است، هر تغییر در دسترسی به ارز میتواند روی برنامه تولید اثر بگذارد. به همین دلیل، میزان ارزبری هر دستگاه خودرو برای شرکتهای خودروساز، قطعهسازان و نهادهای ناظر صنعتی یک شاخص عملیاتی محسوب میشود؛ شاخصی که نشان میدهد تولید داخلی تا چه اندازه به زنجیره تامین بیرونی متکی مانده و چه بخشی از ارزش افزوده در داخل کشور شکل میگیرد.
اختلاف ارزبری در محصولات داخلی و مونتاژی
جزئیات منتشر شده درباره محصولات سایپا نشان میدهد سطح نیاز ارزی در مدلهای مختلف یکسان نیست. شاهین پلاس حدود ۵ هزار دلار ارزبری دارد، در حالی که ارزبری اطلس جی بیش از ۲ هزار دلار اعلام شده است. ساینا جی ایکس و کوئیک جی ایکس نیز در گروه خودروهایی قرار میگیرند که ارزبری آنها کمتر از ۲ هزار دلار برآورد میشود. تفاوت این ارقام نشان میدهد نوع پلتفرم، سطح داخلی سازی قطعات، میزان استفاده از سامانههای وارداتی و ترکیب قطعات الکترونیکی، در هزینه ارزی هر محصول نقش مستقیم دارد.
در ایران خودرو نیز رانا پلاس با ارزبری حدود ۲ هزار دلار در سطح پایینتری از وابستگی ارزی قرار دارد، اما ری را حدود ۶ هزار دلار ارزبری دارد. این فاصله عددی نشان میدهد هرچه خودرو به سمت پلتفرم جدیدتر، امکانات بیشتر و مجموعههای فنی پیچیدهتر حرکت کند، فشار بیشتری بر تامین قطعات وارداتی ایجاد میشود. در بخش خودروهای مونتاژی و وابسته به پلتفرم خارجی، فاصله بسیار بیشتر است؛ هایما ایکس ۷ حدود ۱۶ هزار دلار، هایما اس ۸ حدود ۱۴ هزار دلار و هایما اس ۷ حدود ۱۲ هزار دلار ارزبری دارد. این فاصله، شکاف میان تولید متکی بر قطعات داخلی و تولید مبتنی بر مونتاژ را روشنتر میکند.
گزارشهای مرتبط با صنعت خودرو همچنین نشان میدهد در نیمه نخست سال ۱۴۰۴، تولید خودرو نسبت به مدت مشابه سال قبل کاهش داشته و هم زمان واردات خودرو رشد کرده است. آمارهای گمرکی از ورود بیش از ۲۵ هزار و ۷۰۰ دستگاه خودرو در شش ماه نخست سال ۱۴۰۴ حکایت دارد که از نظر تعداد ۱۶ درصد و از نظر ارزش بیش از ۲۷ درصد بیشتر از دوره مشابه سال قبل بوده است. این هم زمانی، تصویر روشنتری از فشار ارزی بخش حمل و نقل ارائه میکند؛ زیرا ارز مورد نیاز فقط به واردات خودرو کامل محدود نیست و واردات قطعات، مجموعههای نیمه ساخته و تجهیزات فنی نیز در همین مسیر قرار دارد.
قطعهسازی داخلی در مرکز معادله هزینه ارزی
کارشناسان صنعت خودرو، کاهش ارزبری را بدون توسعه واقعی قطعهسازی داخلی قابل تحقق نمیدانند. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که صرف اعلام داخلی سازی، تا زمانی که طراحی، قالب سازی، آزمون کیفی، تامین مواد اولیه و تولید قطعات حساس در داخل شکل نگیرد، اثر پایداری بر کاهش نیاز ارزی ندارد. در بسیاری از محصولات، قطعات سادهتر در داخل تامین میشود، اما بخشهایی مانند سامانههای الکترونیکی، قطعات موتور، گیربکس، سنسورها، واحدهای کنترلی و برخی تجهیزات ایمنی وابستگی بیشتری به واردات دارند.
این وضعیت برای شرکتهای قطعهساز نیز پیام اقتصادی مشخصی دارد. اگر خودروسازان برنامه تولید پایدار و سفارش قابل پیش بینی نداشته باشند، سرمایهگذاری قطعهسازان در خطوط جدید، ماشینآلات دقیق و تحقیق و توسعه دشوارتر میشود. از سوی دیگر، هنگامی که تولید خودروهای جدید بر پایه قطعات آماده وارداتی آغاز میشود، زنجیره تامین داخلی فرصت کافی برای ورود به طراحی و ساخت قطعه پیدا نمیکند و ارزبری خودرو در سطح بالاتری تثبیت میشود.
در گزارشهای تحلیلی مرتبط با تجارت خارجی صنعت خودرو نیز بر سهم قابل توجه قطعات در مصرف ارزی تاکید شده است. بخشی از این مصرف به خودروهای مونتاژی مربوط است؛ محصولاتی که در آنها ارزش افزوده داخلی عمدتا به عملیات مونتاژ، رنگ، کنترل کیفیت و خدمات پس از فروش محدود میشود. در چنین ساختاری، افزایش تیراژ لزوما به معنای تعمیق تولید نیست و ممکن است با رشد هم زمان نیاز ارزی همراه شود. این موضوع برای دو خودروساز بزرگ، به ویژه در زمان عرضه محصولات جدید، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
بررسی ارقام ایران خودرو و سایپا نشان میدهد تفاوت میان خودروهای کم آپشن و محصولات جدیدتر، برای مدیریت منابع ارزی اهمیت زیادی دارد. محصولاتی که ارزبری کمتر از ۲ هزار دلار دارند، در صورت حفظ کیفیت و تیراژ اقتصادی، میتوانند فشار کمتری بر تامین ارز وارد کنند. در مقابل، محصولاتی با ارزبری چند برابری، به ویژه خودروهای مونتاژی، در زمان محدودیت منابع ارزی هزینه فرصت بالاتری ایجاد میکنند و برنامه ریزی تولید آنها به هماهنگی دقیقتر میان واردات قطعه، تامین نقدینگی و ظرفیت بازار نیاز دارد.
در این چارچوب، تمرکز بر قطعات راهبردی، قراردادهای بلندمدت با قطعهسازان داخلی، انتقال دانش فنی، استانداردسازی کیفیت و کاهش وابستگی به قطعات آماده وارداتی، به عنوان مسیرهای اصلی کاهش هزینه ارزی صنعت خودرو مطرح است. دادههای موجود نشان میدهد مسئله ارزبری خودرو همچنان یکی از متغیرهای مهم در قیمت تمام شده، عرضه پایدار و برنامه توسعه محصول در دو خودروساز بزرگ کشور باقی مانده است.







