فرصتسوزی در چابهار و تأکید بر ضرورت تصمیمگیری درباره جایگاه ایران در کریدورهای منطقهای
گزارشهای رسمی نشان میدهد ایران با وجود برخورداری از موقعیت جغرافیایی ویژه و دسترسی به تنها بندر اقیانوسی منطقه، هنوز نتوانسته از ظرفیتهای ترانزیتی خود بهرهبرداری مؤثر کند. این وضعیت در حالی مطرح شده است که کشورهای همسایه با سرعت در حال توسعه مسیرهای تجاری و کریدورهای بینالمللی هستند و تلاش دارند سهم بیشتری از بازار ترانزیت جهانی را کسب کنند.
به گزارش منابع داخلی، منطقه غرب آسیا طی سالهای اخیر به عرصه رقابت در حوزه ترانزیت و ایجاد کریدورهای حملونقل کالا تبدیل شده است. کشورهایی مانند عراق، پاکستان، امارات و ترکیه در این مسیر اقدام به برنامهریزی و اجرای پروژههای زیرساختی کردهاند. این روند بهویژه در سطح بندرسازی، خطوط ریلی و ساخت مسیرهای ترانزیتی جدید قابل مشاهده است.
در همین چارچوب، پروژه «جاده توسعه» در عراق، بخشی از برنامههای این کشور برای ایفای نقش پررنگتر در تجارت منطقه عنوان شده است. این مسیر بهمنظور اتصال خلیج فارس به بخشهای شمالی منطقه طراحی شده است. در ادامه این روند، توسعه بندر گوادر در پاکستان بهعنوان بخش مهمی از کریدور اقتصادی چین-پاکستان مطرح است که ارزش آن حدود ۶۰ میلیارد دلار اعلام شده است. همچنین توسعه بنادر امارات متحده عربی طی سالهای اخیر سرعت گرفته و این کشور جایگاه قابلتوجهی در صنعت حملونقل دریایی و ترانزیت منطقهای کسب کرده است.
از سوی دیگر، ترکیه نیز برنامههایی برای گسترش کریدور ترانسکاسپین اجرا میکند. در ادامه همین مسیر، شورای ترک ترکیه استراتژی ویژهای برای پیشبرد کریدورهای مرتبط تدوین کرده و در حال پیگیری پروژههای تکمیلی است. این اقدامات نشان میدهد کشورهایی که در منطقه حضور دارند، اهمیت ترانزیت و نقش آن در اقتصاد را درک کردهاند و در تلاشاند از این فرصت برای افزایش سهم خود از تجارت جهانی استفاده کنند.
در مقابل، ایران با وجود برخورداری از مرزهای گسترده و مسیرهای متنوع زمینی، دریایی و ریلی، هنوز نتوانسته است سهم بالایی در ترانزیت منطقه به خود اختصاص دهد. آمارها نشان میدهد ظرفیت بالقوه عبور کالا از خاک ایران بیش از ۴۰۰ میلیون تن در سال برآورد میشود، اما در عمل، میزان عبور کالا از مسیر ایران کمتر از ۲۲ میلیون تن عنوان شده است. فاصله قابلتوجه میان ظرفیت بالقوه و استفاده واقعی از این ظرفیت، بهعنوان یکی از چالشهای اصلی حوزه ترانزیت کشور مطرح میشود.
بر اساس اظهارات فریبرز محمدی، از مقامات مرکز ارزیابی مجمع تشخیص مصلحت نظام، ایران با وجود شرایط ممتاز جغرافیایی، نتوانسته از این مزیت استفاده کامل کند. او اشاره کرده است که در حال حاضر کشورهایی مانند عراق و ترکیه با سرعت در حال پر کردن خلأ ناشی از عملکرد ضعیف ایران در حوزه ترانزیت هستند. همچنین مطرح شده است که صاحبان بار به دنبال مسیرهایی هستند که پاسخگویی سریع و خدمات مناسب داشته باشند و در صورت عدم دسترسی به چنین شرایطی، مسیرهای جایگزین را انتخاب میکنند.
در همین حال سید طه حسین مدنی، رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند، بر نبود «سند جامع حملونقل» بهعنوان یکی از چالشهای مهم این حوزه تأکید کرده است. طبق این اظهارات، تا زمانی که چنین سندی تدوین نشود، برنامهها در حوزه حملونقل و ترانزیت پراکنده خواهند بود و پشتوانه علمی و اجرایی لازم را نخواهند داشت. او همچنین اشاره کرده است که ساخت برخی مسیرها و خطوط ریلی در کشور بدون توجه به بهرهوری انجام شده و این اقدام باعث شده بخشی از زیرساختها بدون استفاده باقی بماند.
بر اساس گزارشها، حدود پنج هزار کیلومتر خط ریلی در کشور ساخته شده که در حال حاضر بهرهوری لازم را ندارد. این موضوع بهعنوان یکی از پیامدهای نبود برنامهریزی جامع در حوزه حملونقل و ترانزیت عنوان شده است. همزمان تأخیر در توسعه زیرساختهای ریلی و بندری ایران موجب شده کشورهای منطقه از مسیرهای جایگزین برای صادرات و واردات کالا استفاده کنند. این کشورها حتی اگر مسیرهای جایگزین طولانیتر باشد، از نظر پایداری و ثبات عملیاتی ترجیح میدهند از مسیرهای دیگر استفاده کنند.
در ادامه گزارشها مطرح شده است که چنانچه چابهار و شبکه ریلی جنوب–شمال در ایران فعال میشد، کشور میتوانست سهم قابلتوجهی از تجارت بینالمللی را جذب کند. در حال حاضر پروژههای مرتبط با این مسیرها تکمیل نشده و در برخی موارد در مراحل اولیه باقی ماندهاند. این وضعیت موجب شده تصمیمگیری در این حوزه طولانی شود و اجرای پروژهها با تأخیر مواجه شود.
به گفته کارشناسان، مسیرهای جهانی ترانزیت منتظر تصمیمگیریهای داخلی نمیمانند و با توجه به سرعت اقدامات کشورهای رقیب، هرگونه تأخیر در توسعه زیرساختها میتواند موجب کاهش سهم ایران از تجارت منطقه شود. آنها معتقدند در شرایط فعلی لازم است با تدوین سند جامع ترانزیت و ایجاد ساختار واحد در مدیریت حوزه حملونقل، زمینه برای بهرهبرداری از ظرفیتهای موجود فراهم شود.
همچنین تأکید شده است که چنانچه روند کنونی ادامه یابد و تصمیمگیری در حوزه ترانزیت با تأخیر انجام شود، احتمال کنار گذاشته شدن ایران از مسیرهای اصلی تجارت بینالمللی وجود دارد. این موضوع میتواند منجر به از دست رفتن فرصتهای اقتصادی و کاهش نقش ایران در تجارت منطقهای شود. بر همین اساس، ضرورت ایجاد حکمرانی واحد در حوزه حملونقل، تدوین سند جامع ترانزیت و پیگیری تکمیل پروژههای زیرساختی بهعنوان راهکارهای اصلی مطرح شدهاند.
گزارشها حاکی از آن است که تصمیمگیری در این حوزه اکنون در نقطهای قرار دارد که میتواند مسیر آینده ترانزیت در ایران را تعیین کند. این موضوع در شرایطی مورد توجه قرار گرفته است که رقابت میان کشورهای منطقه برای کسب سهم بیشتر از تجارت جهانی در حال افزایش است.







