عضو هیئت رئیسه انجمن داروسازان: ذخایر دارویی و شیر خشک، کمتر از دو ماه است
هشدار درباره کوتاه شدن ذخایر دارو و شیر خشک، این روزها از سطح زمزمه های صنفی عبور کرده و به یک بحث جدی در فضای سیاستگذاری سلامت رسیده است. بابک مصباحی عضو هیئت رئیسه انجمن داروسازان در گفت وگو با یک رسانه داخلی در تاریخ ۲۳ آذر اعلام کرده است که بر پایه اظهارات اخیر مسئولان، ذخایر دارویی کشور به طور متوسط کمتر از دو ماه است و درباره شیر خشک نیز وضعیت مشابهی دیده می شود. او در همین گفت وگو هشدار داده که حدود ۸۰۰ قلم دارو ممکن است در بازه زمانی سه ماه آینده با کمبود جدی روبه رو شوند.
مصباحی در توضیح چرایی این شرایط، مسئله را فقط به گران شدن ارز تقلیل نداده و روی چند حلقه کلیدی دست گذاشته است. نقل قول او روشن است: بابک مصباحی عضو هیئت رئیسه انجمن داروسازان گفته است وقتی اقتصاد دارو مناسب نباشد، نه بخش خصوصی و نه بخش دولتی انگیزه کافی برای سرمایه گذاری جدید، تولید شکل های نوین دارویی یا به کارگیری تجهیزات مدرن نخواهند داشت. او در ادامه به یکی از ریشه های عملیاتی کمبود اشاره کرده و گفته است پروفرماها چهار تا پنج ماه در صف تخصیص و انتقال ارز مانده اند؛ گزاره ای که برای فعالان زنجیره تامین، معنایی بسیار ساده دارد: زمانی که مواد اولیه و کالای آماده به موقع وارد چرخه نشود، موجودی انبارها به سرعت آب می رود و فشار کمبود به سطح داروخانه منتقل می شود.
هم زمان با این هشدار صنفی، گزارش هایی از نشست های رسمی نیز تصویر جزئی تری از وضعیت اقلام حساس ارائه کرده اند. اکبر عبداللهی اصل مدیرکل داروی سازمان غذا و دارو در یک نشست خبری گفته است در داروهای بیمارستانی ۲۱ قلم موجودی نداریم و همچنین از ۱۹۵ قلم دارو با ذخایر زیر یک ماه سخن گفته است. او در همان چارچوب آماری تاکید کرده که ۳۶۰ قلم دارو ذخیره زیر دو ماه و ۲۷۰ قلم دارو ذخیره زیر سه ماه دارند. این اعداد برای افکار عمومی شاید صرفا یک فهرست خشک باشند، اما برای یک بازار حیاتی به معنای نزدیک شدن بخشی از اقلام به مرز تصمیم های فوری است.
آمارهای رسمی از حلقه های تولید تا داروخانه
همین تصویر وقتی به تفکیک حلقه های زنجیره بیان می شود، قابل لمس تر است. در گزارش دیگری از وضعیت ذخایر، اشاره شده که در حالت استاندارد باید ذخیره چند ماهه وجود داشته باشد، اما اکنون ذخیره در کارخانه زیر یک ماه، در شرکت های پخش زیر دو ماه و در داروخانه ها زیر سه ماه گزارش شده است. این یعنی فشار ابتدا از بالا دست شروع می شود و بعد به صورت موجی به نقطه تماس با مردم می رسد. در چنین شرایطی حتی اگر میانگین کل ذخایر عددی نزدیک به دو ماه باشد، اقلامی که مصرف بالاتر یا مسیر تامین پیچیده تر دارند، زودتر وارد وضعیت هشدار می شوند.
شیر خشک زیر فشار ارز و بدهی ارزی
در موضوع شیر خشک نیز داده های تکمیلی نشان می دهد مسئله فقط کمبود فیزیکی نیست، بلکه یک گره ارزی پشت ماجرا قرار دارد. هانی تحویل زاده رئیس انجمن تولیدکنندگان شیر خشک نوزاد گفته است که تولید آبان حدود چهار تا چهار و نیم میلیون قوطی بوده، در حالی که نیاز ماهانه شش تا شش و نیم میلیون قوطی برآورد می شود و شکافی نزدیک به یک و نیم میلیون قوطی ایجاد می کند. او همچنین درباره ریشه تامین مالی این صنعت گفته است ارز سالانه مواد اولیه حدود دویست و پنجاه میلیون دلار است اما از ابتدای سال فقط سه میلیون دلار تخصیص داده شده و شرکت ها صد و بیست میلیون دلار بدهی ارزی دارند؛ همچنین تاکید کرده که در سه ماه و نیم اخیر بانک مرکزی ارزی تخصیص نداده. این مجموعه ارقام، دلیل حساسیت بازار شیر خشک را روشن می کند: هر وقفه ارزی خیلی سریع به قفسه فروشگاه و داروخانه منتقل می شود.
اقتصاد کمبود دارو و شیر خشک؛ جایی که پول از زنجیره جا می ماند
کمبود در بازار دارو معمولا با تصویر قفسه خالی روایت می شود، اما ریشه آن اغلب در جایی دورتر از قفسه است: در نقطه ای که پول باید بچرخد و نمی چرخد. وقتی دارو تحت سیاست های حمایتی و قیمتگذاری عرضه می شود، زنجیره تامین با یک شرط ساده زنده می ماند؛ اینکه سرمایه در گردش به موقع برگردد. اگر تولیدکننده نتواند مواد اولیه بخرد، اگر شرکت پخش نتواند محموله بعدی را تسویه کند، و اگر داروخانه نتواند با حساب های معوق ادامه دهد، کمبود تبدیل به یک رفتار تکرارشونده می شود؛ نه یک اتفاق مقطعی.
همین جاست که سه گلوگاه هم زمان به هم قفل می شوند: ارز و انتقال پول، نقدینگی ریالی و تنظیم گری قیمت و پوشش بیمه. مصباحی عضو هیئت رئیسه انجمن داروسازان دقیقا روی همین زنجیره علت و معلولی تاکید کرده است؛ از شفاف بودن نرخ ارز و تخصیص به موقع آن تا تزریق نقدینگی. نکته کلیدی در این روایت آن است که حتی اگر قیمت ها اصلاح شوند، تا زمانی که بیمه ها افزایش هزینه را پوشش ندهند یا پرداخت ها عقب بیفتد، فشار از دوش زنجیره برداشته نمی شود و فقط از یک حلقه به حلقه دیگر منتقل می شود.
وقتی پروفرما دیر می رسد، موجودی زود تمام می شود
در اقتصاد تامین، زمان خودش یک هزینه است. اگر تامین کننده می گوید پروفرماها چهار تا پنج ماه در صف تخصیص و انتقال ارز مانده اند، یعنی کالا و مواد اولیه در بهترین حالت دیر وارد می شود و در بدترین حالت اصلا وارد چرخه نمی شود. نتیجه آن در داده های موجودی خودش را نشان می دهد: فهرست صدها قلم با ذخایر زیر یک تا سه ماه. برای داروهای بیمارستانی هم اعداد صریح تر است؛ اکبر عبداللهی اصل مدیرکل داروی سازمان غذا و دارو از ۲۱ قلم بدون موجودی صحبت کرده و عدد ۱۹۵ قلم زیر یک ماه را مطرح کرده است. در فضای واقعی بازار، چنین آماری یعنی مدیران بیمارستانی و شرکت های پخش باید هر روز تصمیم های سخت بگیرند؛ اینکه کدام مسیر تامین را جلو بیندازند، کدام قلم را سهمیه بندی کنند، و کدام درخواست را به تعویق بیندازند.
این نقطه، دقیقا جایی است که اقتصاددان به جای واژه کمبود، از واژه ریسک سیستماتیک استفاده می کند. چون هر تکانه کوچک می تواند چند حلقه را هم زمان تحت تاثیر قرار دهد: تاخیر در انتقال ارز، توقف کوتاه تولید، افزایش هزینه حمل، یا حتی یک اختلاف حساب بین بیمه و ارائه دهنده خدمت. وقتی سطح ذخایر در کارخانه زیر یک ماه گزارش می شود و در پخش زیر دو ماه، یعنی شبکه تامین برای جبران شوک، فرصت زیادی ندارد و به سرعت به سطح تماس با مردم می رسد.
نقدینگی ریالی و بدهی های انباشته؛ داستانی که روی چک نوشته می شود
اگر ارز را موتور ورود کالا بدانیم، نقدینگی ریالی روغن کاری حرکت زنجیره است. اما گزارش های متعدد از عقب افتادن مطالبات، نشان می دهد این روغن کاری در حال خشک شدن است. در یک روایت صنفی، گفته شده تامین اجتماعی فقط مطالبات فروردین و اردیبهشت را پرداخت کرده و هنوز شش ماه عقب است و حتی از پنج همت چک برگشتی داروخانه ها سخن گفته شده است. معنای عملی این رقم ساده است: داروخانه ای که پولش دیر می رسد، نمی تواند به موقع از پخش خرید کند و پخش هم نمی تواند به موقع تسویه تولیدکننده را انجام دهد. کمبود در چنین شرایطی لزوما از نبود تولید نمی آید، از نبود گردش پول می آید.
در سطح سیاستگذار، وعده هایی برای تسویه مطرح شده است. مدیرعامل تامین اجتماعی اعلام کرده مطالبات دو ماه ابتدای سال پرداخت می شود و از محل نقد شدن هفتاد هزار میلیارد تومان اوراق، پرداخت ماه های بعد هم در اولویت قرار می گیرد. اثر این تصمیم اگر به موقع و پیوسته اجرا شود، می تواند ضرباهنگ زنجیره را بهتر کند؛ چون تامین مالی کوتاه مدت زنجیره را از بانک و چک به سمت نقد شدن مطالبات می برد. با این حال، اقتصاد زنجیره دارو فقط با یک تزریق کوتاه مدت آرام نمی گیرد؛ نیاز به نظم پرداخت دارد، چون هزینه تامین مالی برای بنگاه ها هر روز بالا می رود و در نهایت یا به کاهش عرضه تبدیل می شود یا به فشار برای افزایش قیمت.
- – اگر پرداخت مطالبات با وقفه چندماهه ادامه پیدا کند، داروخانه ها به سمت خرید محتاطانه می روند و موجودی تنوع خود را از دست می دهد.
- – اگر تامین کننده برای پوشش هزینه مالی مجبور به کاهش توزیع شود، اقلام کم مصرف اما حیاتی زودتر حذف می شوند.
- – اگر ابزارهای جبران مثل اوراق یا تسهیلات بانکی جای پرداخت منظم را بگیرد، هزینه مالی به تدریج در قیمت تمام شده رسوب می کند.
اعداد بزرگ، تصمیم های روزمره؛ بازار دارو چگونه به نقطه حساس می رسد
وقتی درباره دارو صحبت می شود، ذهن بسیاری از مردم به چند قلم خاص می رود، اما بازار دارویی یک اکوسیستم بسیار بزرگ است. در آمارهای منتشرشده از نیمه اول سال، از ارزش بازار دارویی حدود ۱۵۶ همت سخن گفته شده و اعلام شده ۲۸ میلیارد واحد دارو توسط ۲۹۹ شرکت تامین کننده تامین و با شبکه ۹۰ شرکت پخش توزیع شده است. این تصویر نشان می دهد زنجیره از نظر اندازه، شبیه یک صنعت کامل است؛ صنعتی که اگر جریان نقد و ارز در آن مکث کند، اثرش در سطح جامعه چند برابر دیده می شود.
همین بزرگی بازار، یک ویژگی مهم دارد: تصمیم های کلان، در نهایت به تصمیم های روزمره در پخش و داروخانه تبدیل می شود. وقتی دارو با ارز ترجیحی تامین می شود و نرخ ۲۸۵۰۰ برای بخش دارو و تجهیزات پزشکی تداوم دارد، از یک طرف می تواند فشار قیمت را کنترل کند، اما از طرف دیگر اگر تخصیص و انتقال ارز دچار تاخیر شود، بنگاه با دوگانه دشواری روبه رو می شود: هزینه ها رشد می کند اما امکان جبران سریع در قیمت فروش وجود ندارد. در چنین فضایی، حتی مدیران خوش حساب هم مجبور می شوند خرید را محدود کنند، به ویژه برای اقلامی که فروش آنها کندتر است.
شیر خشک؛ کمبود به زبان تراز تولید و نیاز
بازار شیر خشک یک شاخص دقیق برای دیدن اثر سیاست ارزی است، چون مصرفش قابل پیش بینی و حساسیت اجتماعی آن بالاست. وقتی نیاز ماهانه شش تا شش و نیم میلیون قوطی برآورد می شود و تولید به حدود چهار تا چهار و نیم میلیون قوطی می رسد، شکاف یک و نیم میلیون قوطی فقط یک عدد نیست؛ یعنی خانوارها در خرید با سهمیه و جست وجو مواجه می شوند و شبکه توزیع وارد وضعیت مدیریت کمبود می شود. هانی تحویل زاده رئیس انجمن تولیدکنندگان شیر خشک نوزاد درباره ریشه این شکاف، اعداد ارزی را وسط می گذارد: نیاز سالانه دویست و پنجاه میلیون دلار، تخصیص فقط سه میلیون دلار و بدهی ارزی صد و بیست میلیون دلار. در چنین شرایطی، تولیدکننده برای تامین مواد اولیه نه فقط به تخصیص جدید، بلکه به امکان تسویه بدهی های قبلی هم نیاز دارد. این همان نقطه ای است که اقتصاددان می گوید کمبود، یک پیامد طبیعی از ترازنامه است، نه صرفا خطای توزیع.
قاچاق معکوس و اختلاف قیمت؛ خروج دارو از مسیر رسمی
در کنار مشکلات تامین، یک عامل دیگر هم فشار را بالا می برد: خروج دارو از مسیر رسمی. معاون سازمان غذا و دارو هشدار داده که اختلاف قیمت دارو با کشورهای همسایه، به دلیل تامین با ارز ترجیحی، زمینه قاچاق معکوس را تقویت کرده است. این پدیده دو اثر مستقیم دارد: یکی اینکه عرضه داخل کاهش می یابد و دیگری اینکه فشار بر ذخایر و خریدهای جبرانی بیشتر می شود. در عمل، هرچه اختلاف قیمت بیشتر باشد، انگیزه خروج از شبکه رسمی بیشتر می شود و شبکه نظارت باید هزینه بیشتری برای کنترل بپردازد. اینجاست که سیاستگذار با یک انتخاب سخت روبه روست: اگر قیمت داخلی را ناگهان بالا ببرد، فشار روی خانوار و بیمه زیاد می شود و اگر همان سیاست حمایتی را بدون کنترل مسیر توزیع ادامه دهد، بخشی از یارانه عملا از کشور خارج می شود.
از طرف دیگر، خود نظام پرداخت درون کشور هم باید تاب بیاورد. وقتی از مطالبات بزرگ در زنجیره پخش صحبت می شود و عددهایی در حد ده ها هزار میلیارد تومان مطرح می شود، کافی است چند ماه وقفه رخ دهد تا شرکت پخش یا داروخانه برای ادامه کار به تامین مالی گران پناه ببرد. این تامین مالی گران، آرام آرام مثل یک هزینه پنهان وارد قیمت تمام شده می شود و اگر جایی اجازه افزایش قیمت نباشد، خودش را به شکل کاهش موجودی و کمبود نشان می دهد. مهدی پیرصالحی رئیس سازمان غذا و دارو نیز در توضیح وضعیت ذخایر تاکید کرده که به دلیل تنوع بالای اقلام، ذخیره سازی یکسان ممکن نیست و میانگین ذخایر بیش از دو ماه برآورد می شود. همین جمله اگر دقیق خوانده شود، به یک نکته اقتصادی اشاره دارد: حتی با میانگین مناسب، اگر چند قلم حیاتی در پایین ترین سطح ذخیره باشند، ادراک عمومی کمبود شکل می گیرد و بازار وارد رفتارهای احتیاطی می شود.
- – وقتی پرداخت بیمه ها منظم نباشد، داروخانه به سمت کاهش تنوع موجودی می رود و اقلام کم مصرف زودتر حذف می شوند.
- – وقتی تخصیص ارز با وقفه طولانی همراه شود، تولیدکننده از برنامه تولید بلندمدت به سمت تولید حداقلی و مدیریت بقا حرکت می کند.
- – وقتی اختلاف قیمت منطقه ای بالا باشد، هر ضعف نظارتی می تواند بخشی از دارو را از شبکه رسمی خارج کند و فشار کمبود را بیشتر نشان دهد.







