انسداد تنگه هرمز و شوک تازه به صنعت تراشه

انسداد تنگه هرمز با فشار بر گاز طبیعی مایع و هلیوم و نفتا و مواد شیمیایی فوق خالص هزینه تولید تراشه را بالا برده و زنجیره جهانی فناوری را آسیب پذیر کرده است.

از خلیج فارس تا کارخانه‌های تراشه؛ هرمز دوباره به نقطه حساس اقتصاد جهان تبدیل شد

اختلال در عبور انرژی و کالاهای پایه از تنگه هرمز بار دیگر نشان داده است که اقتصاد دیجیتال جهان، برخلاف ظاهر نرم‌افزاری و ابری خود، هنوز به مسیرهای سنتی انرژی، گاز، نفتا، هلیوم و مواد شیمیایی وابسته است. تازه‌ترین گزارش‌های بین‌المللی درباره وضعیت زنجیره تأمین نیمه‌هادی‌ها نشان می‌دهد شرکت‌های بزرگ تراشه‌ساز آسیایی، از جمله TSMC، سامسونگ، SK Hynix و دیگر بازیگران اصلی بازار، برای سناریوی تداوم بحران در خاورمیانه و دشوار شدن حمل‌ونقل از مسیر خلیج فارس، برنامه‌های اضطراری را فعال کرده‌اند.

اهمیت این مسیر فقط به صادرات نفت محدود نمی‌شود. بر پایه داده‌های انرژی، حدود یک پنجم تجارت جهانی LNG از تنگه هرمز عبور می‌کند و بخش عمده این جریان به مقصد آسیا حرکت می‌کند؛ همان جغرافیایی که قلب تولید تراشه‌های جهان در آن قرار دارد. در کنار آن، حدود یک پنجم مصرف جهانی نفت و فرآورده‌های نفتی نیز به عبور امن از این مسیر وابسته است. همین اعداد کافی است تا روشن شود چرا بسته شدن یا حتی پرریسک شدن هرمز، برای بازار تراشه صرفاً یک خبر سیاسی یا نظامی نیست، بلکه یک شوک مستقیم به هزینه تولید، قیمت مواد اولیه و امنیت انرژی کارخانه‌های فوق پیشرفته محسوب می‌شود.

در صنعت نیمه‌هادی، توقف کامل تولید معمولاً آخرین حلقه بحران است. پیش از آن، بازار با افزایش هزینه بیمه کشتی‌ها، بالا رفتن قیمت انرژی، سخت‌تر شدن خرید مواد فوق خالص، طولانی شدن زمان تحویل و شکل‌گیری رقابت میان خریداران بزرگ روبه‌رو می‌شود. شرکت‌های بزرگ به دلیل موجودی انبار، قراردادهای بلندمدت و قدرت خرید بالا، در هفته‌های نخست بحران مقاومت بیشتری دارند؛ اما شرکت‌های پایین‌دستی در حوزه خودرو، موبایل اقتصادی، کنسول بازی، تجهیزات پزشکی، لوازم خانگی و قطعات الکترونیکی عمومی زودتر اثر افزایش قیمت و تأخیر در تحویل را حس می‌کنند.

هشدارها از بازار انرژی به بازار تراشه منتقل شده است

داده‌های موجود نشان می‌دهد که مسیر بحران از نفت آغاز می‌شود، اما در نفت متوقف نمی‌ماند. تایوان، کره جنوبی و ژاپن، سه ضلع اصلی تولید تراشه، حافظه، فتورزیست و تجهیزات حساس، همگی واردکننده بزرگ انرژی و مواد اولیه هستند. تایوان بیش از نود و پنج درصد انرژی خود را وارد می‌کند و TSMC، به عنوان مهم‌ترین تولیدکننده قراردادی تراشه‌های پیشرفته جهان، به برق پایدار، آب صنعتی و زنجیره تأمین بدون وقفه نیاز دارد. در چنین شرایطی، هر اختلال در LNG یا افزایش قیمت برق، مستقیماً به هزینه تولید تراشه‌های مورد استفاده در گوشی‌های هوشمند، خودروهای برقی، مراکز داده و پردازنده‌های هوش مصنوعی منتقل می‌شود.

سی سی وی، مدیرعامل TSMC، پیش از تشدید بحران نیز نگرانی خود را درباره برق تایوان پنهان نکرده بود. او گفته بود: «بزرگ‌ترین نگرانی من برق تایوان است. من به برق کافی نیاز دارم تا بتوانم ظرفیت تولیدم را بدون محدودیت گسترش دهم.» این جمله برای بازار نیمه‌هادی معنای روشنی دارد؛ ظرفیت تولید فقط با خرید دستگاه‌های گران قیمت لیتوگرافی افزایش نمی‌یابد، بلکه به شبکه برق مطمئن، انرژی وارداتی پایدار، آب کافی و مواد مصرفی دقیق نیاز دارد.

در کره جنوبی نیز وضعیت مشابهی دیده می‌شود. این کشور میزبان سامسونگ و SK Hynix است؛ دو شرکت حیاتی در تولید حافظه‌های DRAM، NAND و HBM که برای سرورها و سامانه‌های هوش مصنوعی نقش کلیدی دارند. حدود هفتاد درصد نفت خام و نزدیک به یک پنجم LNG وارداتی کره جنوبی از خاورمیانه تأمین می‌شود. همین وابستگی باعث شده مقام‌های دولتی و مدیران صنعتی این کشور، علاوه بر نفت و گاز، نسبت به تأمین هلیوم، برم و مواد شیمیایی مورد نیاز تراشه‌سازی نیز حساس شوند.

زنجیره پنهان بحران؛ چرا کمبود هلیوم و نفتا می‌تواند از گرانی نفت خطرناک‌تر باشد؟

در نگاه عمومی، انسداد هرمز معمولاً با افزایش قیمت نفت توضیح داده می‌شود؛ اما در صنعت تراشه، گاهی یک ماده کم‌حجم و کمتر شناخته‌شده می‌تواند از میلیون‌ها بشکه نفت خام مهم‌تر باشد. هلیوم نمونه روشن این واقعیت است. این گاز در فرآیندهای خنک‌سازی، نشتی‌یابی، کنترل محیط تولید، حکاکی و بهبود بازده تولید ویفر نقش دارد. قطر یکی از تولیدکنندگان بزرگ هلیوم جهان است و از آنجا که هلیوم به عنوان محصول جانبی فرآوری گاز طبیعی به دست می‌آید، اختلال در تأسیسات LNG قطر یا مسیر صادرات آن، می‌تواند به سرعت بازار هلیوم را تحت فشار قرار دهد.

طبق داده‌های منتشرشده، قطر نزدیک به یک سوم عرضه جهانی هلیوم را در اختیار دارد. برآوردهای صنعتی نشان می‌دهد تولید جهانی هلیوم در سال گذشته حدود صد و نود میلیون مترمکعب بوده و قطر سهمی نزدیک به شصت و سه میلیون مترمکعب داشته است. این عدد برای صنعت تراشه بسیار مهم است، چون تراشه‌سازان حافظه، به ویژه تولیدکنندگان کره‌ای و چینی، در برخی فرآیندها مصرف هلیوم بالاتری نسبت به تولیدکنندگان تراشه‌های منطقی دارند. به همین دلیل، کمبود هلیوم می‌تواند ابتدا در بازار حافظه و سپس در قیمت قطعات ذخیره‌سازی و سرورها خود را نشان دهد.

کامرون جانسون، مشاور زنجیره تأمین در شرکت Tidal Wave Solutions، درباره همین ریسک هشدار داده و گفته است: «کمبود هلیوم یک نگرانی جدی است و اگر این کمبود ادامه پیدا کند، شرکت‌ها ممکن است ناچار شوند تولید را کند یا حتی متوقف کنند.» اهمیت این نقل قول در آن است که از زاویه عملیاتی به بحران نگاه می‌کند؛ یعنی مسئله فقط گران‌تر شدن ماده اولیه نیست، بلکه رسیدن به نقطه‌ای است که خط تولید، با وجود سفارش و تقاضا، امکان کارکرد عادی نداشته باشد.

نفتا، تینر و فتورزیست؛ حلقه‌هایی که دیده نمی‌شوند اما خط تولید را نگه می‌دارند

در کنار هلیوم، نفتا نیز یکی از حلقه‌های حساس زنجیره تأمین تراشه است. نفتا خوراک مهمی برای تولید مواد پتروشیمی، حلال‌ها، تینرها و ترکیباتی است که در فرآیند لیتوگرافی و ساخت فتورزیست به کار می‌روند. ژاپن که یکی از بازیگران کلیدی در تولید فتورزیست، ویفرهای سیلیکونی و مواد شیمیایی فوق خالص است، بخشی قابل توجه از نفتای خود را از خاورمیانه تأمین می‌کند. فشار بر نفتا می‌تواند به کمبود یا افزایش قیمت PGME، PGMEA، اتیل لاکتات، تینرها، BARC، spin on hard mask و چسب‌های موقت مورد استفاده در تولید حافظه‌های پیشرفته منجر شود.

اهمیت این مواد به ظاهر فرعی در آن است که هیچ کارخانه تراشه‌ای نمی‌تواند به سادگی تأمین‌کننده آن‌ها را عوض کند. مواد مصرفی در تولید نیمه‌هادی باید با فرایند تولید، کیفیت ویفر، دستگاه‌های لیتوگرافی و استانداردهای بازدهی هماهنگ باشند. تغییر منبع PGME یا PGMEA، در بسیاری از موارد به تأیید فنی، آزمون مجدد، اعتبارسنجی و پذیرش مشتری نیاز دارد. برای سامسونگ و SK Hynix، این فرایند در بخش‌های پیشرفته می‌تواند ماه‌ها طول بکشد. بنابراین حتی اگر بازار جایگزین روی کاغذ وجود داشته باشد، جایگزینی واقعی در کارخانه یک کار فوری نیست.

در ژاپن، برخی شرکت‌های وابسته به نفتا از اختلال در تحویل یا افزایش قیمت خبر داده‌اند. گزارش‌های صنعتی نشان می‌دهد در یک پیمایش از فعالان رنگ و پوشش، فقط بخش بسیار کوچکی از شرکت‌ها اعلام کرده‌اند تینر را مثل شرایط عادی دریافت می‌کنند. این نشانه مهمی است، زیرا بحران معمولاً ابتدا در صنایع پایین‌دستی و تأمین‌کنندگان میانی ظاهر می‌شود؛ سپس با فاصله زمانی به تولیدکنندگان بزرگ‌تر منتقل می‌شود.

آنیس کاپادیا، مدیرعامل AKAP Energy، درباره بازار هلیوم گفته است که نشانه‌های اولیه از افزایش قابل توجه قیمت لحظه‌ای این گاز حکایت دارد و اگر اختلال پایدار بماند، قیمت‌ها می‌تواند به اوج‌های قبلی نزدیک شود. کریس باکر، مدیرعامل Avanti، نیز به نکته‌ای اشاره کرده که برای تحلیل اقتصادی بسیار مهم است: هلیوم مایع عملاً عمر حمل دارد و برای رسیدن به مصرف‌کننده، زمان مؤثر محدودی مطرح است. به بیان ساده، ذخیره و جابه‌جایی هلیوم مثل نگهداری نفت خام در مخزن نیست؛ همین ویژگی، شکنندگی بازار را بیشتر می‌کند.

اثر اقتصادی بحران؛ از هزینه تولید تراشه تا قیمت خودرو، موبایل و هوش مصنوعی

بازار جهانی نیمه‌هادی در نقطه‌ای وارد این بحران شده که تقاضا برای تراشه‌های هوش مصنوعی، حافظه‌های پرسرعت و تجهیزات دیتاسنتر به شدت بالا رفته است. فروش جهانی نیمه‌هادی‌ها در سال گذشته به حدود هفتصد و نود و یک میلیارد دلار رسید و پیش‌بینی‌ها از نزدیک شدن اندازه این بازار به مرز یک تریلیون دلار حکایت دارد. هم‌زمان، سرمایه‌گذاری در تجهیزات کارخانه‌های سیصد میلی‌متری نیز با شتاب ادامه دارد و اعداد پیش‌بینی شده برای سال‌های پیش رو، از هزینه‌های بالای صد میلیارد دلاری در توسعه ظرفیت تولید خبر می‌دهد.

این رشد سریع، چهره دیگری هم دارد. وقتی ظرفیت تولید به سمت تراشه‌های گران قیمت هوش مصنوعی و حافظه‌های پیشرفته حرکت می‌کند، بخش‌هایی مانند خودرو، لوازم خانگی، موبایل اقتصادی، تجهیزات پزشکی و قطعات صنعتی عمومی در رقابت بر سر ظرفیت تولید، قدرت چانه‌زنی کمتری دارند. در چنین بازاری، شوک هرمز می‌تواند نقش یک فشار مضاعف را بازی کند؛ یعنی ابتدا هزینه انرژی و مواد را بالا ببرد، سپس تولیدکنندگان را وادار کند مواد کمیاب و ظرفیت محدود خود را به سفارش‌های سودآورتر اختصاص دهند.

جان نافر، رئیس انجمن صنعت نیمه‌هادی آمریکا، گفته است نیمه‌هادی‌ها زیربنای تقریباً همه فناوری‌های مدرن هستند و حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، نسل ششم ارتباطات و خودروهای خودران تقاضا را بالا نگه می‌دارند. این نگاه نشان می‌دهد که تراشه دیگر یک قطعه صنعتی معمولی نیست؛ هر اختلال در آن می‌تواند از بازار موبایل تا شبکه برق، از خودرو تا تجهیزات دفاعی و از دیتاسنتر تا خدمات مالی را تحت تأثیر قرار دهد.

چرا شرکت‌های بزرگ فعلاً دوام می‌آورند اما بازار مصرف آسیب می‌بیند؟

در کوتاه‌مدت، شرکت‌های بزرگی مانند TSMC، سامسونگ، SK Hynix و Micron به دلیل موجودی انبار و قراردادهای بلندمدت، معمولاً از بحران عبور می‌کنند. در کره جنوبی اعلام شده که تراشه‌سازان برای چند ماه هلیوم ذخیره دارند. کیم جونگ کوان، وزیر صنعت کره جنوبی، نیز اختلال در عرضه هلیوم در نیمه نخست سال را بعید دانسته است. این موضع از نظر خبری اهمیت دارد، چون مانع از بزرگ‌نمایی بحران فوری می‌شود. با این حال، همین گزارش‌ها نشان می‌دهد شرکت‌ها برای دریافت هلیوم از آمریکا و کانادا، حق‌پریمیوم پرداخت می‌کنند و اولویت فعلی آن‌ها حفظ موجودی است، نه کاهش هزینه.

الکساندر روماننکو، مدیرعامل IndexBox، هشدار داده است که اگر اختلال ادامه پیدا کند، بازار ممکن است ماهانه حدود پنج میلیون و دویست هزار مترمکعب هلیوم کم داشته باشد. چنین عددی برای صنعتی که بر دقت، خلوص و زمان‌بندی استوار است، کوچک نیست. حتی اگر خطوط تولید بلافاصله متوقف نشوند، افزایش هزینه و رقابت برای دسترسی به مواد، در قیمت قراردادها، زمان تحویل و حاشیه سود شرکت‌ها منعکس می‌شود.

اثر بعدی در بازار مصرفی ظاهر می‌شود. شرکت‌هایی که کنسول بازی، گوشی‌های اقتصادی، خودروهای میان‌قیمت، لوازم خانگی هوشمند و تجهیزات پزشکی تولید می‌کنند، برخلاف مشتریان بزرگ هوش مصنوعی، امکان پرداخت قیمت‌های بسیار بالا برای دریافت خارج از نوبت قطعات را ندارند. اگر حافظه، ذخیره‌ساز یا تراشه‌های کنترلر گران‌تر شود، این شرکت‌ها یا باید قیمت نهایی را بالا ببرند، یا حاشیه سود خود را کاهش دهند، یا تولید را محدود کنند. در هر سه حالت، مصرف‌کننده نهایی اثر بحران را در قالب قیمت بالاتر، کمبود مدل‌های ارزان‌تر یا تأخیر در عرضه تجربه می‌کند.

آجیت مانوچا، مدیرعامل SEMI، گفته است هوش مصنوعی مقیاس سرمایه‌گذاری در تولید نیمه‌هادی را بازتعریف کرده است. این جمله در بستر بحران هرمز معنای تازه‌ای پیدا می‌کند. هرچه کارخانه‌های بیشتری برای پاسخ به تقاضای هوش مصنوعی ساخته شوند، مصرف برق، گاز، آب، مواد شیمیایی و تجهیزات فوق تخصصی نیز بیشتر می‌شود. به همین دلیل، گلوگاه‌های انرژی و مواد اولیه می‌توانند سرعت بازگشت سرمایه در کارخانه‌های جدید را کند کنند.

توموئیچیرو کوبوتا، تحلیلگر ارشد Matsui Securities، به ریسک دیگری اشاره کرده است: اگر تولیدکنندگان بدون توجه به هزینه، تولید را بالا ببرند، در صورت افت قیمت‌ها ممکن است با موجودی گران‌قیمت گرفتار شوند. این همان دوگانگی دشوار در شوک‌های عرضه است؛ شرکت‌ها از یک طرف باید موجودی ایمنی بسازند، از طرف دیگر نمی‌دانند بحران تا چه زمانی ادامه دارد و قیمت مواد در چه نقطه‌ای تثبیت می‌شود.

در چنین فضایی، انسداد تنگه هرمز بیش از آنکه یک تهدید تک‌مرحله‌ای باشد، یک زنجیره فشار اقتصادی است. ابتدا قیمت انرژی و حمل بالا می‌رود، سپس مواد کمیاب‌تر می‌شوند، بعد قراردادهای تأمین بازنویسی می‌شوند و در نهایت صنایع پایین‌دستی با قیمت بالاتر و زمان تحویل طولانی‌تر روبه‌رو می‌شوند. این همان نقطه‌ای است که یک بحران در خلیج فارس می‌تواند از مسیر کارخانه‌های تراشه در تایوان، کره جنوبی و ژاپن، به سیلیکون‌ولی، دیتاسنترهای هوش مصنوعی و بازار مصرف جهانی برسد.

خبرهای مشابه

دکمه بازگشت به بالا