نقدشوندگی در تورم بالا و رقابت طلا، ارز و دارایی دیجیتال

تورم بالا و افت ارزش ریال، مردم را از سودآوری به حفظ ارزش رسانده و انتخاب طلا، ارز و دارایی دیجیتال را به نقدشوندگی سقف برداشت و اعتماد به پلتفرم ها گره زده است.

وقتی پول دوام نمی آورد و مردم به نقدشوندگی پناه می برند

در هفته های اخیر، هم زمان با تداوم تورم بالا و تندتر شدن انتظارات تورمی، رفتار مالی خانوارها و حتی بخشی از کسب و کارهای خرد تغییر محسوسی کرده است. نگه داشتن پول نقد برای بسیاری از مردم دیگر یک انتخاب خنثی نیست؛ به چشم یک تصمیم پرهزینه دیده می شود، چون هر روز بخشی از قدرت خرید را می بلعد. داده های رسمی تورم نشان می دهد در آبان تورم نقطه به نقطه حدود ۴۹.۴ درصد ثبت شده و تورم سالانه نیز حدود ۴۰.۴ درصد گزارش شده است. همین عددها کافی است تا «حفظ ارزش» از یک دغدغه عمومی، به اولویت اول تبدیل شود.

در چنین فضایی، انتخاب دارایی برای بسیاری از افراد دیگر با پرسش سودآوری شروع نمی شود؛ با پرسش «چقدر سریع می توانم از آن خارج شوم» آغاز می شود. سرعت تبدیل دارایی به پول قابل استفاده، یعنی همان نقدشوندگی، به شاخص اصلی تصمیم گیری تبدیل شده است. این تغییر را می شود در رشد توجه به طلا، ارز و در سال های اخیر رمزارزها دید؛ اما شکل خرید هم تغییر کرده است. بخشی از تقاضا از بازارهای فیزیکی فاصله گرفته و به سمت خریدهای آنلاین طلا و رمزارز حرکت کرده؛ جایی که دسترسی پیوسته، خرید خرد و امکان معامله سریع، تجربه ای شبیه نقدشوندگی لحظه ای می سازد.

در همین مسیر، سیاست گذار نیز بی واکنش نمانده است. از یک سو، بانک مرکزی و مرکز مبادله درباره تامین و عرضه ارز و مدیریت بازار اسکناس اطلاع رسانی های پررنگ تری داشته اند. طبق اعلام رسمی، تا ۲۵ آذر بیش از ۴۲.۶۱۳ میلیارد دلار ارز برای واردات تامین شده و ۲۱.۲ میلیارد دلار آن در تالارهای ارزی مرکز مبادله معامله شده است؛ همچنین حدود ۹ میلیارد دلار با نرخ ترجیحی به کالاهای اساسی و دارو اختصاص یافته است. از سوی دیگر، سیاست های تازه تامین مالی ارزی نیز مطرح شده است.

محمدرضا فرزین، رئیس کل بانک مرکزی، در توضیح یکی از مسیرهای جدید تامین مالی گفته است: «برنامه انتشار ۱.۵ میلیارد دلار اوراق ارزی برای تامین مالی پروژه ها است.» این نوع اظهارنظرها نشان می دهد سیاست گذار در کنار مدیریت بازار ارز، به دنبال ساختن ابزارهایی است که بخشی از نیاز نقدشوندگی و پوشش ریسک را در مسیرهای رسمی تر پاسخ دهد.

هم زمان، محمد شیریجیان، سخنگوی بانک مرکزی، درباره نحوه حضور بانک مرکزی در بازار اسکناس چنین توصیف کرده است: «بانک مرکزی به صورت گسترده، مستمر و سنگین در بازار اسکناس ارز مداخله می کند.» این گزاره در خبرها وقتی معنا پیدا می کند که بدانیم نقطه حساس امروز فقط قیمت نیست؛ «اعتماد به امکان تبدیل» است. هرجا مردم احساس کنند تبدیل دارایی به پول قابل استفاده کند یا محدود می شود، موج جابه جایی دارایی ها تندتر می شود و اضطراب بازار بالا می رود.

در بازار طلا هم سازوکارهای رسمی، رد پای محدودیت را نشان می دهند. در اطلاع رسانی های مرتبط با حراج سکه، سقف خرید برای هر متقاضی در یک نوبت پنج قطعه سکه اعلام شده و سقف مجاز خرید برای هر کد ملی در یک دوره ۳۶۵ روزه بیست قطعه عنوان شده است. همچنین به کارمزد و زمان بازگشت وجه نیز اشاره شده؛ مواردی که از نگاه مردم، ترجمه ساده ای دارد: نقدشوندگی فقط اسم دارایی نیست، به مسیر دسترسی و تسویه هم وابسته است.

حفظ ارزش جای سودآوری و نقدشوندگی جای رویاپردازی

وقتی تورم بالا می ماند، اقتصاد خانوار مجبور است افق تصمیم گیری را کوتاه کند. در شرایط عادی، فرد می تواند با صبر و برنامه ریزی بلندمدت، به دنبال بازدهی بالاتر برود؛ اما در تورم بالا، صبر هزینه دارد. پول سه نقش شناخته شده دارد: واحد سنجش، وسیله مبادله و ذخیره ارزش. آنچه در دوره تورمی ضربه می خورد نقش سوم است. وقتی ریال به عنوان ذخیره ارزش کارایی خود را از دست می دهد، مردم به سمت دارایی هایی می روند که دست کم «کمتر آب می روند». اینجا نقطه چرخش از سودآوری به حفظ ارزش است.

اما حفظ ارزش به تنهایی کافی نیست. بحران های سیاسی و اقتصادی، به ویژه زمانی که سرعت اخبار و شایعه ها بالاست، یک ویژگی مشترک دارند: تصمیم گیری ناگهانی را زیاد می کنند. فردی که تا دیروز فقط می خواست ارزش دارایی اش حفظ شود، امروز می خواهد اگر لازم شد در چند دقیقه یا چند ساعت دارایی اش را تبدیل کند. همین جاست که نقدشوندگی به زبان ساده یعنی «امکان خروج سریع» تبدیل به معیار اصلی می شود. بسیاری از مردم حتی وقتی به سود فکر نمی کنند، به دنبال دارایی ای هستند که اگر حادثه ای رخ داد، بتوانند بی دردسر تبدیل کنند.

امیرحسین خالقی، اقتصاددان، نقدشوندگی را به عنوان شاخص جذابیت دارایی توضیح می دهد و می گوید: «هرچه یک دارایی نقدشونده تر باشد، فاصله میان عرضه و تقاضای آن ساده تر و سریع تر پوشش داده می شود، هزینه مبادله کمتر است و می توان آن را شاخصی برای جذابیت دارایی دانست.» این نگاه، توضیح می دهد چرا دارایی های دیجیتال در ذهن بخش قابل توجهی از جامعه جذاب تر شده اند. مردم بیش از آنکه دنبال معامله گری حرفه ای باشند، دنبال کاهش اصطکاک هستند؛ اصطکاکی که در خرید و فروش فیزیکی طلا و دلار با ریسک نگهداری، حمل و نقل، اختلاف قیمت خرید و فروش و نگرانی های دسترسی در روزهای بحرانی بیشتر می شود.

اینجا تفاوت مهمی شکل می گیرد: دارایی فیزیکی ممکن است از نظر تاریخی حافظ ارزش باشد، اما از نظر عملی همیشه نقدشوندگی مطلوب ندارد. در برابر آن، نسخه های دیجیتال این دارایی ها، به دلیل امکان خرید خرد، دسترسی پیوسته و سرعت معامله، برای بسیاری از مردم شبیه یک «راه میان بر» عمل می کند. با این حال باید دقیق بود؛ نقدشوندگی در اقتصاد دیجیتال فقط به فناوری مربوط نیست، به نظم بازار و سیاست گذاری هم گره خورده است.

از طرف دیگر، خود سیاست گذار نیز تلاش می کند کانال های رسمی را پررنگ تر کند. اعلام تامین ارز واردات و معاملات انجام شده در مرکز مبادله، و همچنین تاکید بر مداخله بانک مرکزی در بازار اسکناس، نشان می دهد سیاست های پولی و ارزی می خواهند پیام ثبات بدهند. اما در سطح خرد، مردم ثبات را با یک سوال می سنجند: آیا در روز نیاز، دسترسی واقعی من برقرار می ماند یا نه؟ همین سوال، اقتصاد انتظارات را می سازد و به رفتار دارایی ها جهت می دهد.

نقدشوندگی پلتفرمی و ریسک دسترسی؛ جایی که اعتماد ساخته یا خراب می شود

در بازار امروز، تجربه نقدشوندگی برای بسیاری از کاربران، دیگر صرفا به خود دارایی وابسته نیست؛ به عملکرد جایی وابسته است که دارایی در آن نگهداری می شود. همین است که یک نفر ممکن است «طلا» داشته باشد اما احساس کند در عمل نقدشوندگی اش پایین است، چون مسیر فروش و دریافت پول طولانی می شود. یا رمزارز داشته باشد اما در لحظه نیاز، به دلیل سقف برداشت، محدودیت بانکی یا کندی تسویه، نتواند دارایی را تبدیل کند. اینجا ریسک اصلی از نوسان قیمت جدا می شود و تبدیل به ریسک دسترسی می شود.

سقف برداشت و فاصله تصمیم تا دسترسی

سقف برداشت به ظاهر یک قانون اجرایی است، اما اثر اقتصادی آن عمیق تر است. وقتی کاربر احساس کند برای برداشت پول باید در صف زمان بندی بایستد یا دارایی اش به صورت تکه تکه آزاد می شود، فاصله میان تصمیم اقتصادی و دسترسی واقعی افزایش می یابد. در شرایط عادی شاید این فاصله چندان دیده نشود، اما در روزهای نوسانی، همان فاصله تبدیل به هزینه روانی و هزینه مالی می شود. نمونه روشن این منطق را می توان هم در پلتفرم های رمزارز و هم در سازوکارهای رسمی طلا دید. در حراج های سکه، سقف خرید و زمان بازگشت وجه وجود دارد. این یعنی حتی وقتی دارایی از جنس طلاست، نقدشوندگی تابع مقررات، ظرفیت اجرایی و زمان تسویه است.

در فضای رمزارز هم تجربه کاربران معمولا با سقف برداشت و سطح بندی گره می خورد. هر پلتفرم بر اساس سیاست های مدیریت ریسک، الزامات بانکی و ظرفیت نقدینگی خود، قواعد متفاوتی برای برداشت می گذارد. برای مخاطب عمومی، تفاوت ها به یک برداشت ساده ختم می شود: کدام پلتفرم در روز شلوغ، سریع تر پول را می رساند. همین برداشت است که سهم بازار را جابه جا می کند، حتی اگر تبلیغات چیز دیگری بگوید.

بحران های سیاسی و آزمون واقعی نقدشوندگی

بحران ها لحظه ای هستند که کیفیت زیرساخت نمایان می شود. در شوک های سیاسی و امنیتی، فشار برداشت بالا می رود و رفتار کاربران شبیه یک موج جمعی می شود. بسیاری از مردم در چنین لحظه هایی نمی خواهند معامله کنند، فقط می خواهند مطمئن شوند دارایی شان در دسترس است. تجربه دوره هایی که در افکار عمومی با عنوان جنگ دوازده روزه شناخته می شود، به همین دلیل برای کاربران مهم شد؛ چون در چنین موقعیت هایی واکنش پلتفرم ها یکسان نبود. برخی برای مدیریت نقدینگی و کاهش ریسک، دسترسی را محدود کردند و برخی تلاش کردند سرویس های حیاتی را فعال نگه دارند و امکان دسترسی حداقلی را حفظ کنند. آنچه در ذهن کاربران می ماند نه وعده های روزهای آرام، بلکه رفتار واقعی در لحظه فشار است.

از نگاه اقتصاد سیاسی، اینجا یک دوگانه شکل می گیرد. سیاست گذار نگران اثرات پولی و ثبات مالی است و پلتفرم ها را زیر فشار قرار می دهد تا از شوک های بزرگ جلوگیری کند. کاربران اما از زاویه دیگری نگاه می کنند و معیارشان حق دسترسی است. وقتی این دو زاویه به هم نزدیک نشود، هزینه اش به شکل بی اعتمادی و مهاجرت سریع دارایی ها بروز می کند؛ مهاجرتی که می تواند از بازار فیزیکی به دیجیتال، یا از یک پلتفرم به پلتفرم دیگر اتفاق بیفتد.

برای سنجش نقدشوندگی واقعی، مردم معمولا به چند نشانه عملی تکیه می کنند و کمتر به ادعاها توجه دارند. این نشانه ها در گفت و گوهای روزمره هم شنیده می شود و برای گزارش تحلیلی، قابل تبدیل به شاخص های قابل اندازه گیری است.

  • – سرعت تسویه و زمان رسیدن پول به حساب بانکی در روزهای شلوغ
  • – شفافیت سقف برداشت و میزان تغییرپذیری آن در دوره های نوسانی
  • – میزان اختلاف قیمت خرید و فروش و اینکه در بحران چقدر باز می شود
  • – کیفیت پاسخگویی و اطلاع رسانی هنگام اختلال یا محدودیت
  • – سابقه رفتار پلتفرم در روزهای پرریسک و میزان پایبندی به دسترسی حداقلی

در نهایت، وقتی پول دوام نمی آورد، مردم دنبال قهرمان سازی از یک دارایی خاص نیستند. انتخاب ها بیشتر شبیه مدیریت اضطرار است: دارایی ای که هم کمتر آب برود و هم اگر لازم شد، در زمان نیاز قابل تبدیل باشد. اینجاست که نقدشوندگی از یک مفهوم کتابی، به یک تجربه روزمره تبدیل می شود و هر محدودیت کوچک، اثر بزرگ روی اعتماد می گذارد.

خبرهای مشابه

دکمه بازگشت به بالا