زادروز خاویر سالا ای مارتین و میراث او در اقتصاد رشد
هفدهم ژوئن، سالروز تولد خاویر سالا ای مارتین، اقتصاددان برجسته حوزه رشد و توسعه معاصر است؛ پژوهشگری که بخش مهمی از فعالیت دانشگاهی خود را به پاسخ دادن به یک پرسش بنیادی اختصاص داده است: چرا بعضی اقتصادها برای دورهای طولانی رشد میکنند، در حالی که گروهی دیگر با درآمد پایین، فقر گسترده و بهرهوری محدود روبهرو میمانند؟
سالا ای مارتین در ۱۷ ژوئن ۱۹۶۲ در کابررا د مار، در نزدیکی بارسلون، متولد شد. او در سال ۱۹۸۵ مدرک اقتصاد خود را از دانشگاه خودمختار بارسلون دریافت کرد، سپس به دانشگاه هاروارد رفت و در سال ۱۹۸۷ مدرک کارشناسی ارشد و در سال ۱۹۹۰ دکترای اقتصاد گرفت. رساله دکتری او با عنوان «درباره رشد و ایالتها» مسیر اصلی پژوهشهای بعدیاش را مشخص کرد؛ مسیری متمرکز بر تفاوت سرعت رشد مناطق، همگرایی درآمدی و عوامل ماندگار توسعه اقتصادی.
او فعالیت دانشگاهی خود را در دانشگاه ییل آغاز کرد و از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۶ در این دانشگاه تدریس داشت. سالا ای مارتین از سال ۱۹۹۶ به دانشگاه کلمبیا پیوست و از سال ۲۰۰۸ کرسی جروم اچ و متیو اس گروسمن در اقتصاد توسعه را بر عهده دارد. دانشگاه کلمبیا حوزههای تخصصی او را اقتصاد توسعه و اقتصاد کلان معرفی میکند. سابقه پژوهش در دفتر ملی پژوهش اقتصادی آمریکا نیز ارتباط او را با شبکه گسترده مطالعات رشد تقویت کرده است.
پژوهش درباره رشد اقتصادی و همگرایی درآمدی
یکی از مهمترین محورهای علمی خاویر سالا ای مارتین، مفهوم همگرایی اقتصادی است. این مفهوم بررسی میکند که آیا مناطق یا کشورهایی با درآمد سرانه پایینتر، در صورت برخورداری از شرایط مناسب میتوانند سریعتر از اقتصادهای ثروتمند رشد کنند و فاصله درآمدی را کاهش دهند. پژوهش مشترک او با رابرت بارو درباره ایالتهای آمریکا نشان داد که درآمد سرانه مناطق کم درآمد با سرعتی نزدیک به دو درصد در سال به سطح مناطق ثروتمندتر نزدیک میشود. این نتیجه به یکی از نقاط مرجع مطالعات تجربی رشد تبدیل شد.
اهمیت کار او فقط به ارائه یک عدد برای سرعت همگرایی محدود نبود. سالا ای مارتین تلاش کرد نظریههای رشد را با دادههای واقعی کشورها و مناطق پیوند دهد. او در مقاله مشهور «چهار میلیون رگرسیون اجرا کردم» مجموعه بزرگی از متغیرهای احتمالی موثر بر رشد را آزمود تا مشخص شود کدام روابط در برابر تغییر مدل و ترکیب متغیرها پایدار میمانند. این رویکرد، توجه اقتصاددانان را به استحکام نتایج آماری جلب کرد و زمینه استفاده بیشتر از روشهای بیزی را فراهم ساخت.
کتاب «رشد اقتصادی» که سالا ای مارتین همراه با رابرت بارو نوشته است، از آثار آموزشی شناخته شده این حوزه به شمار میرود. این کتاب مدلهای رشد نئوکلاسیک، نظریههای رشد درونزا، پیشرفت فناوری، عرضه نیروی کار، حسابداری رشد و شواهد تجربی کشورهای مختلف را در چارچوبی منسجم بررسی میکند. تاکید نویسندگان بر ارتباط میان نظریه، داده و آزمون تجربی سبب شده است این اثر در دورههای تحصیلات تکمیلی اقتصاد مورد استفاده قرار گیرد.
در نگاه او، انباشت سرمایه به تنهایی توضیح کاملی برای تفاوت درآمد کشورها فراهم نمیکند. کیفیت آموزش، سلامت نیروی انسانی، نوآوری، دسترسی به فناوری، کارایی نهادها و توان اقتصاد در تخصیص منابع، همگی بر بهرهوری و رشد بلندمدت اثر میگذارند. این چارچوب یادآوری میکند که افزایش سرمایهگذاری زمانی به رشد پایدار منجر میشود که با ارتقای مهارت، رقابت، زیرساخت و ظرفیت نوآوری همراه باشد.
فقر جهانی رقابتپذیری و اقتصاد آفریقا
بخش دیگری از پژوهشهای سالا ای مارتین به توزیع جهانی درآمد، فقر و نابرابری اختصاص دارد. او با ترکیب دادههای حسابهای ملی و اطلاعات توزیع درآمد، برآوردهایی از وضعیت درآمد افراد در کشورهای مختلف ارائه کرد. نتایج مطالعاتش نشان میداد که در دورههای بررسی شده، نرخ فقر جهانی و شمار افراد زیر بعضی خطوط درآمدی کاهش یافته است. این یافتهها بحث دانشگاهی گستردهای ایجاد کرد، زیرا اندازهگیری فقر جهانی به کیفیت آمار خانوار، نرخ تبدیل درآمد و روش برآورد توزیع وابسته است.
پژوهش مشترک او و ماکسیم پینکوفسکی درباره آفریقا، توزیع درآمد، نرخ فقر و شاخصهای رفاهی کشورهای این قاره را در فاصله سالهای ۱۹۷۰ تا ۲۰۰۶ بررسی کرد. برآورد آنان حاکی از آن بود که موج رشد آغاز شده از میانه دهه ۱۹۹۰ با کاهش فقر و نابرابری در بخش بزرگی از آفریقا همراه شده است. نویسندگان تاکید کردند که این روند به یک کشور بزرگ، یک منطقه ساحلی یا اقتصادهای برخوردار از منابع معدنی محدود نبوده است.
فعالیت سالا ای مارتین در زمینه آفریقا تنها دانشگاهی نماند. او در سال ۲۰۰۴ بنیاد غیرانتفاعی اومبله را برای حمایت از شهروندان و طرحهای توسعهای در آفریقا بنیان گذاشت. پیوند میان پژوهش و فعالیت اجرایی در این بخش از کارنامه او نشان میدهد که اقتصاد توسعه برای وی صرفا مطالعه شاخصهای کلان نیست و به دسترسی مردم به آموزش، سلامت، فرصت اقتصادی و ابزارهای بهبود معیشت نیز مربوط میشود.
نام خاویر سالا ای مارتین با شاخص رقابتپذیری جهانی مجمع جهانی اقتصاد نیز گره خورده است. او همراه با السا آرتادی در طراحی این شاخص نقش داشت و این ابزار از سال ۲۰۰۴ در گزارشهای رقابتپذیری به کار گرفته شد. هدف شاخص، سنجش عواملی بود که ظرفیت تولید و بهرهوری اقتصادها را شکل میدهند. نهادها، زیرساخت، ثبات اقتصاد کلان، آموزش، سلامت، کارایی بازارها، اندازه بازار، پویایی کسب و کار و توان نوآوری از اجزای نسخههای مختلف آن بودهاند.
جایزه اقتصاد خوان کارلوس در سال ۲۰۰۴، جایزه کنت ارو برای پژوهش اقتصاد سلامت در سال ۲۰۰۰ و جایزه لنفست دانشگاه کلمبیا در سال ۲۰۰۶ از جمله افتخارات ثبت شده در کارنامه او هستند. دریافت چند عنوان مرتبط با کیفیت تدریس نیز نشان میدهد انتقال مفاهیم پیچیده رشد و توسعه به دانشجویان، در کنار تولید مقاله و کتاب، بخش مهمی از فعالیت حرفهای او بوده است.
در سخنرانیهای اقتصادی جدیدتر، سالا ای مارتین بر آزمایش، یادگیری و سازگاری در سیاستگذاری توسعه تاکید کرده است. از دیدگاه او نسخه واحدی برای رشد همه کشورها وجود ندارد و برنامههای اقتصادی باید امکان ارزیابی، اصلاح و توقف سیاستهای ناکارآمد را فراهم کنند. این رویکرد با بخش اصلی کار علمی او هماهنگ است؛ یعنی سنجش ادعاها با داده، مقایسه تجربه اقتصادها و تمرکز بر عواملی که بهرهوری، رقابتپذیری و فرصت درآمدی را در بلندمدت افزایش میدهند.







