شارلوت پرکینز گیلمن چگونه اقتصاد خانه را به مسئلهای عمومی تبدیل کرد
در سوم ژوئیه ۱۸۶۰، شارلوت آنا پرکینز در هارتفورد ایالت کنتیکت آمریکا متولد شد؛ زنی که بعدها با نام شارلوت پرکینز گیلمن به یکی از مهمترین نویسندگان و نظریهپردازان اجتماعی اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم تبدیل شد. گیلمن اقتصاددان دانشگاهی به معنای رایج نبود، اما پرسشی را وارد بحث عمومی کرد که همچنان در اقتصاد کار، اقتصاد خانواده و مطالعات رفاه اهمیت دارد: چرا بخش بزرگی از کاری که در خانه انجام میشود، با وجود نقش مستقیم آن در بازتولید نیروی کار و حفظ رفاه خانوار، درآمد و جایگاه اقتصادی مستقلی ایجاد نمیکند؟
کودکی گیلمن با تنگنای مالی و بیثباتی خانوادگی همراه بود. پدرش خانواده را ترک کرد و مادر او ناچار شد با منابع محدود، زندگی فرزندانش را اداره کند. گیلمن آموزش رسمی پیوستهای نداشت و مدتی در مدرسه طراحی رود آیلند تحصیل کرد. او برای تامین هزینههای زندگی به طراحی تجاری، تدریس و سخنرانی روی آورد. همین تجربه شخصی از ناامنی مالی، کار مزدی و محدودیت فرصتهای زنان، بعدها به بخش مهمی از نگاه او درباره استقلال اقتصادی زنان تبدیل شد.
زنان و اقتصاد و نقد وابستگی مالی
مهمترین اثر اقتصادی گیلمن کتاب زنان و اقتصاد با عنوان انگلیسی Women and Economics است که در سال ۱۸۹۸ با عنوان کامل پژوهشی درباره رابطه اقتصادی زن و مرد به عنوان عاملی در تکامل اجتماعی منتشر شد. او در این کتاب استدلال کرد که وابستگی درآمدی زنان به مردان، صرفا یک رابطه خصوصی درون خانواده نیست، بلکه ساختاری اقتصادی است که بر تقسیم کار، قدرت تصمیمگیری، آموزش، انتخاب شغل و کیفیت زندگی اثر میگذارد. کتاب در مدت کوتاهی شهرت گستردهای پیدا کرد، در کشورهای مختلف منتشر شد و گیلمن را به چهرهای شناختهشده در مباحث اجتماعی تبدیل کرد.
گیلمن میان انجام کار و دریافت درآمد تمایز میگذاشت. از نظر او، زنان در خانه حجم بزرگی از خدمات ضروری مانند پختوپز، نظافت، مراقبت از کودکان و مدیریت امور روزمره را انجام میدادند، اما چون این فعالیتها در بازار مبادله نمیشد، برای آنان دستمزد، مالکیت یا امنیت مالی مستقل ایجاد نمیکرد. در نتیجه، ارزش اقتصادی کار خانگی بدون مزد در زندگی واقعی وجود داشت، ولی در مناسبات درآمدی و سنجشهای رسمی اقتصاد کمتر دیده میشد.
این برداشت، دههها پیش از شکلگیری گسترده حسابهای اقماری خانوار و آمارهای استفاده از زمان مطرح شد. امروزه سازمان بینالمللی کار اعلام میکند هر روز بیش از ۱۶ میلیارد ساعت صرف کار خانگی و مراقبتی بدون مزد میشود. برآورد دیگری از همین سازمان نشان میدهد در سال ۲۰۲۳ حدود ۷۰۸ میلیون زن به دلیل مسئولیتهای مراقبتی خارج از بازار کار باقی ماندهاند. این دادهها نشان میدهند پرسشی که گیلمن بیش از یک قرن پیش مطرح کرد، هنوز با مشارکت اقتصادی زنان، درآمد خانوار و ظرفیت تولیدی اقتصاد ارتباط دارد.
راهحل پیشنهادی او صرفا پرداخت دستمزد به زنان خانهدار نبود. گیلمن معتقد بود بخشی از فعالیتهای خانه باید تخصصی، جمعی و حرفهای شود. آشپزخانههای مشترک، خدمات عمومی نگهداری از کودک، نیروی آموزشدیده برای کارهای خانگی و طراحی مسکن متناسب با زندگی جدید، از پیشنهادهای او بودند. در نگاه گیلمن، اجتماعی شدن این خدمات میتوانست بهرهوری را افزایش دهد، اتلاف منابع را کاهش دهد و زمان بیشتری برای آموزش، اشتغال و فعالیت حرفهای زنان فراهم کند.
از دید اقتصادی، این ایده به رابطه میان زیرساخت مراقبتی و عرضه نیروی کار مربوط میشود. هنگامی که مراقبت از کودک، سالمند یا فرد بیمار فقط بر دوش یک عضو خانواده قرار میگیرد، امکان حضور او در بازار کار محدود میشود و درآمد، سابقه بیمه، پسانداز و مستمری آینده کاهش مییابد. در مقابل، دسترسی به خدمات مراقبتی باکیفیت میتواند نرخ مشارکت اقتصادی را افزایش دهد و استفاده از مهارتهای نیروی انسانی را بهبود بخشد.
گیلمن همچنین خانواده را یک واحد مصرفی و تولیدی میدید که در آن قدرت اقتصادی به طور برابر توزیع نشده است. کسی که درآمد نقدی را در اختیار دارد، معمولا در تصمیمهای مربوط به مسکن، آموزش، درمان و پسانداز نفوذ بیشتری پیدا میکند. به همین دلیل، او استقلال مالی زنان را فقط مسئله اشتغال نمیدانست، بلکه آن را شرطی برای تغییر کیفیت روابط خانوادگی و افزایش اختیار فردی تلقی میکرد.
میراث گیلمن در اقتصاد کار و مراقبت
آثار بعدی او، از جمله کتاب The Home درباره کار و تاثیر خانه و کتاب Human Work، همین موضوعات را گسترش دادند. گیلمن از طریق کتاب، مقاله، داستان و سخنرانی تلاش کرد مرز میان اقتصاد رسمی و زندگی روزمره را از میان بردارد. داستان مشهور The Yellow Wallpaper که در فارسی با عنوان کاغذدیواری زرد شناخته میشود، بیشتر اثری ادبی و روانشناختی است، اما آن نیز محدود شدن زن در فضای خانه و محرومیت او از فعالیت فکری و حرفهای را بازتاب میدهد.
با این حال، همه دیدگاههای گیلمن با معیارهای امروز پذیرفتنی نیستند. بخشی از نوشتههای او تحت تاثیر نظریههای تکاملی و اصلاح نژادی رایج در زمان خود بود که اکنون از نظر علمی و اخلاقی رد شدهاند. بنابراین میراث او باید به صورت انتقادی خوانده شود؛ یعنی نوآوری او در تحلیل وابستگی اقتصادی و کار بدون مزد شناخته شود، بدون آنکه فرضهای مسئلهدار دیگر آثارش نادیده گرفته شوند.
اهمیت شارلوت پرکینز گیلمن برای تقویم تاریخ اقتصادی در همین پیوند میان خانه و اقتصاد نهفته است. او نشان داد تولید فقط در کارخانه، مزرعه یا اداره رخ نمیدهد و بخشی از توان بازار کار در خانه ساخته و نگهداری میشود. بحث امروز درباره اقتصاد مراقبت، مرخصی خانوادگی، خدمات مهدکودک، سنجش کار بدون مزد و شکاف درآمدی زنان، ادامه همان پرسش بنیادی است که گیلمن در پایان قرن نوزدهم به زبان اقتصاد اجتماعی مطرح کرد.







