جون ای اونیل و نقش اقتصاد کار در سنجش دستمزد و بودجه
در تقویم تاریخ اقتصاد، نام جون ای اونیل برای کسانی که تحولات اقتصاد کار، سیاست بودجه و سنجش نابرابری درآمدی را دنبال میکنند، نامی شناخته شده است. او در ۱۴ ژوئن ۱۹۳۴ در نیویورک به دنیا آمد و مسیر علمی خود را از کالج سارا لارنس آغاز کرد. دریافت دکتری اقتصاد از دانشگاه کلمبیا، پایه ورود او به حوزههایی شد که بعدها در مرکز بحثهای اقتصادی آمریکا قرار گرفتند؛ از سرمایه انسانی و شکاف دستمزد تا فقر کودکان، اصلاح نظام رفاه و برآورد هزینههای بودجه عمومی.
اهمیت اونیل فقط به جایگاه دانشگاهی او محدود نبود. او اقتصاددانی بود که میان پژوهش نظری، دادههای بازار کار و نهادهای تصمیمساز اقتصادی ارتباط برقرار کرد. در کارنامه او تدریس، پژوهش و مدیریت دیده میشود، اما محور مشترک بسیاری از فعالیتهایش یک پرسش اقتصادی روشن بود: تفاوت درآمد و فرصت شغلی تا چه اندازه از آموزش، تجربه، مهارت، انتخاب شغل، ساختار بازار و سیاست عمومی اثر میگیرد؟ همین پرسش باعث شد آثار او برای مدیران، پژوهشگران و تحلیلگران بازار کار کاربردی باقی بماند.
از دانشگاه تا دفتر بودجه کنگره آمریکا
اونیل پس از تحصیل در اقتصاد، در نهادهایی فعالیت کرد که هرکدام بخشی از زنجیره سیاستگذاری اقتصادی آمریکا را تشکیل میدهند. او در شورای مشاوران اقتصادی ریاست جمهوری به عنوان اقتصاددان ارشد فعالیت داشت، در موسسه اربن و موسسه بروکینگز پژوهش کرد و در کمیسیون حقوق مدنی آمریکا مسئولیت دفتر سیاست و پژوهش را بر عهده گرفت. این تجربهها او را با دادههای اشتغال، درآمد خانوار، فقر و آثار اقتصادی مقررات آشنا کرد و به پژوهشهای بعدی او عمق نهادی بیشتری داد.
نقطه برجسته کارنامه اجرایی او ریاست دفتر بودجه کنگره آمریکا بود. جون ای اونیل از اول مارس ۱۹۹۵ تا ۲۹ ژانویه ۱۹۹۹ مدیر این نهاد بود؛ نهادی که وظیفه آن تهیه برآوردهای مستقل درباره بودجه، هزینه طرحها و چشمانداز مالی اقتصاد آمریکا است. حضور یک اقتصاددان کار در راس چنین نهادی نشان میداد که تحلیل بودجه فقط به محاسبه اعداد مالی محدود نیست و بدون شناخت بازار کار، درآمد، جمعیت و رفتار خانوار نمیتوان تصویر دقیقی از آینده مالی دولت ارائه کرد.
پژوهش درباره دستمزد، سرمایه انسانی و فقر
شهرت علمی جون ای اونیل بیش از همه با اقتصاد کار و اقتصاد سرمایه انسانی پیوند دارد. مقاله او درباره نقش سرمایه انسانی در تفاوت درآمدی میان مردان سیاه پوست و سفید پوست که در نشریه چشماندازهای اقتصادی آمریکا منتشر شد، به بررسی عواملی مانند آموزش، کیفیت مدرسه، مهاجرت داخلی و تجربه کاری پرداخت. او در این تحلیل نشان داد که برای فهم شکاف درآمدی، باید هم دادههای بازار کار و هم مسیر انباشت مهارت در دورههای طولانی بررسی شود.
اونیل در پژوهشهای مربوط به شکاف دستمزد زنان و مردان نیز بر تفکیک عوامل توضیح دهنده تاکید داشت. او همراه با دیو اونیل در مطالعهای درباره تفاوت دستمزدها و تبعیض در بازار کار، نقش عواملی مانند سابقه شغلی، ساعت کار، رشته فعالیت، آموزش و ویژگیهای بهرهوری را بررسی کرد. این رویکرد به معنای نفی وجود تبعیض نبود، بلکه تاکید میکرد که سیاستگذار برای کاهش شکاف دستمزد باید بداند چه بخشی از اختلاف درآمد از ساختار شغل، چه بخشی از مهارت و چه بخشی از رفتار کارفرما یا مقررات بازار ناشی میشود.
یکی دیگر از زمینههای مهم کار او موضوع ارزشگذاری مشاغل و مفهوم پرداخت برابر برای کارهای قابل مقایسه بود. اونیل در نوشتههای خود توضیح میداد که تعیین دستمزد فقط با ارزیابی اداری ارزش شغل، بدون توجه به عرضه و تقاضای نیروی کار، میتواند پیامدهای ناخواسته برای اشتغال و کارایی داشته باشد. این نگاه، بخشی از سنت اقتصاد کار بود که دستمزد را نتیجه تعامل مهارت، کمیابی نیروی کار، ترجیحات شغلی و بهرهوری بنگاه میداند.
در حوزه رفاه اجتماعی نیز اونیل به همراه پژوهشگران دیگر، آثار اصلاحات رفاهی بر فقر کودکان، اشتغال مادران تنها و مشارکت نیروی کار را مطالعه کرد. در گزارشهایی که نام او در کنار آنها دیده میشود، کاهش فقر فقط با پرداخت نقدی توضیح داده نمیشود، بلکه عواملی مانند افزایش مشارکت کاری، رشد دستمزد، تحصیلات والدین، اندازه خانوار و ترکیب خانواده نیز وارد تحلیل میشود. این نوع نگاه برای اقتصاددانان توسعه و طراحان سیاست اجتماعی اهمیت دارد، زیرا نشان میدهد سیاست رفاهی زمانی قابل ارزیابی است که اثر آن بر انگیزه کار، درآمد پایدار و وضعیت کودکان همزمان سنجیده شود.
اونیل در کالج باروخ و مدرسه کسب و کار زیکلین نیز چهرهای دانشگاهی و مدیریتی بود. او مدیریت مرکز مطالعه کسب و کار و دولت را بر عهده داشت و در کنار آموزش، درباره رابطه میان مقررات، بازار و عملکرد اقتصادی پژوهش میکرد. انتخاب او به عنوان نایب رئیس انجمن اقتصاد آمریکا در سال ۱۹۹۸ نیز نشان دهنده جایگاه حرفهای او در جامعه اقتصاددانان بود؛ جایگاهی که از ترکیب پژوهش دانشگاهی، تجربه نهادی و حضور در مباحث عمومی اقتصاد به دست آمد.
برای بخش تقویم تاریخ، اهمیت جون ای اونیل در این است که زندگی حرفهای او یک نمونه از پیوند اقتصاد کاربردی با سیاستگذاری مالی و اجتماعی را نشان میدهد. او به جای تکیه بر شعارهای عمومی درباره نابرابری یا رفاه، به سراغ داده، روشسنجی و تفکیک عوامل اقتصادی رفت. میراث فکری او در اقتصاد کار، به ویژه برای بررسی دستمزد، فقر، تبعیض، سرمایه انسانی و بودجه عمومی، همچنان برای تحلیلگران اقتصادی قابل استفاده است.







