احیای بورس از مسیر تعامل جهانی
بر اساس اظهارات یکی از کارشناسان بازار سرمایه، احیای پایدار بورس در شرایط کنونی بیش از هر عامل دیگری وابسته به ایجاد ثبات اقتصادی و برقراری تعامل سازنده با جهان است. این کارشناس تأکید کرده است که بازدهی اخیر بازار سرمایه در مقایسه با سایر بازارها قابلقبول بوده، اما ریشه اصلی چالشهای بازار سرمایه در سیاستهای کوتاه مدت نیست و بیشتر به بیثباتی اقتصادی و شرایط سیاست خارجی مرتبط است. بررسیهای انجام شده نشان میدهد که با وجود نوسانات سیاسی و اقتصادی، شاخصهای بازار سرمایه در ماههای اخیر بازدهی مثبتی داشتهاند، اما همچنان برخی فاصلهها با دوره اوج شاخصها در ابتدای سال مشاهده میشود.
فردین آقابزرگی، کارشناس و تحلیلگر بازار سرمایه، در گفتوگو با ایسنا با اشاره به بازدهی نسبی شاخصهای بورسی اعلام کرده است که بازدهی حدود ۱۸ درصدی شاخص کل و بازدهی حدود ۲۰ درصدی شاخص هموزن در مقایسه با پیک شاخص در اردیبهشتماه، عملکرد نامطلوبی محسوب نمیشود. او معتقد است با اینکه این شاخصها هنوز حدود ۲ تا ۳ درصد با سطح اوج خود فاصله دارند، اما با توجه به شرایط اقتصادی و تحولات سیاسی، وضعیت بورس در مقایسه با سایر بازارها در بازه اخیر قابلقبول بوده است.
این کارشناس با اشاره به فضای حاکم بر اقتصاد جهانی و شرایط منطقهای گفته است که تهدیدهای سیاسی، نااطمینانیهای بینالمللی و پیامهای تنشزا میان طرفهای مختلف، تأثیر مستقیم بر بازارهای مالی از جمله بازار سرمایه داشته است. او تأکید کرده است که وضعیت فعلی اقتصاد کشور زیر سایه مجموعهای از عوامل سیاسی خارجی قرار دارد و این شرایط موجب شده است تا ریسکهای بازار افزایش یابد و تصمیمگیری سرمایهگذاران با احتیاط بیشتری انجام شود.
آقابزرگی با اشاره به نقش سیاستگذاری اقتصادی در عملکرد بازار سرمایه اظهار کرده است که اگر انتظار بهبود پایدار در بازار سرمایه وجود دارد، لازم است سیاستهای متفاوتی نسبت به گذشته اتخاذ شود. او معتقد است به جای حمایتهای مقطعی همچون تزریق منابع پس از دورههای بحران، باید سیاستهایی اتخاذ شود که هدف آنها جذب سرمایهگذاران و ایجاد ثبات اقتصادی باشد. به گفته او، مهمترین عامل برای بهبود وضعیت بازار سرمایه، ایجاد ثبات اقتصادی و تعیین نرخ بهره مناسب در شرایطی است که اقتصاد با تورم مزمن مواجه است.
این تحلیلگر بازار سرمایه در ادامه به موضوع سیاست خارجی و تأثیر آن بر فضای اقتصادی اشاره کرده و گفته است که سیاستهای متناقض در حوزه روابط خارجی طی سالهای اخیر بر اقتصاد و بازار سرمایه اثر گذاشته است. او با بیان اینکه سالها درباره لزوم تعامل با جهان صحبت شده اما در عمل سیاستهای متناقض اتخاذ شده است، اظهار کرده است که بخشی از مشکلات کلان اقتصادی کشور خارج از حوزه اختیارات مدیران بازار سرمایه قرار دارد و ارتباط مستقیمی با تصمیمات سیاست خارجی دارد.
او همچنین با اشاره به تحول دیدگاهها در فضای سیاستگذاری بیان کرده است که برخی از مسئولان که در گذشته تأثیر تحریمها را کماهمیت میدانستند، امروز به این نتیجه رسیدهاند که عدم تعامل سازنده با جهان، از عوامل اصلی بیثباتی اقتصادی است. او تأکید کرده است که بزرگترین اقدامی که میتواند به اقتصاد و بازار سرمایه کمک کند، ایجاد مسیر تعامل مثبت با جهان است.
آقابزرگی در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع انضباط مالی و فساد اقتصادی اشاره کرده و گفته است که تحقق انضباط مالی فقط در حد شعار امکانپذیر نیست. او به نمونههایی مانند پرونده ارز ۴۲۰۰ تومانی، پرونده چای دبش و فسادهای بانکی از جمله پرونده خاوری اشاره کرده و گفته است که مجموع اختلاسها و سوءرفتارهای مالی در این پروندهها معادل بخش قابلتوجهی از تولید ناخالص داخلی کشور بوده است. او معتقد است که رفع این مشکلات در گرو اجرای دقیق انضباط مالی و مقابله مؤثر با فساد اقتصادی است.
این کارشناس بازار سرمایه با اشاره به تجربه کشورهای مختلف در زمینه روابط اقتصادی با جهان گفته است که تعامل اقتصادی با دنیا به معنای وابستگی یا پذیرش سلطه دیگر کشورها نیست. او مثالهایی از کشورهایی همچون ژاپن، کرهجنوبی، امارات متحده عربی، عربستان سعودی، ترکیه، عراق و افغانستان ارائه کرده است و گفته است که کشورهایی که در مسیر تعاملات اقتصادی قرار گرفتهاند، نسبت به کشورهایی که به سمت انزوا حرکت کردهاند، عملکرد اقتصادی بهتری داشتهاند. او بیان کرده است که حتی سوریه پس از سالها انزوا به این نتیجه رسیده که تعامل با جهان ضروری است و نمونههایی مانند کاهش تحریمها و افزایش ارزش پول ملی آن کشور پس از آغاز تعاملات، از آثار مثبت این روند بوده است.
آقابزرگی همچنین از سیاستهای حمایتی مورد استفاده در بورس انتقاد کرده و گفته است که اقداماتی مانند تغییر دامنه نوسان یا مداخله صندوق تثبیت بازار در شرایط بحران، به تنهایی توان حل مشکلات اصلی بازار را ندارند. او معتقد است که اقدامات اینچنینی بیشتر جنبه مسکن دارند و بدون اصلاح ساختاری در اقتصاد، نمیتوانند به بهبود پایدار بازار سرمایه منجر شوند.
این کارشناس در ادامه با ذکر نمونهای از مشکلات ساختاری در نظام مالی کشور به عملکرد بانک آینده اشاره کرده است. او گفته است که این بانک یکی از بزرگترین مصادیق تخلفات مالی در سالهای اخیر بوده و بخش قابلتوجهی از نقدینگی ایجاد شده در اقتصاد مربوط به عملکرد همین بانک بوده است. او افزود که با وجود حجم این تخلفات، مدیران و مالکان این مجموعه همچنان فعالاند و این مسئله نشانهای از ضعف جدی در مدیریت مالی و نظارتی کشور است. به گفته او، در چنین شرایطی نمیتوان انتظار داشت که سیاستهای حمایتی محدود بتوانند مشکلات بازار سرمایه را به شکل پایدار حل کنند.
در پایان، آقابزرگی تأکید کرده است که برای ایجاد رونق پایدار در بازار سرمایه لازم است مجموعهای از اقدامات هماهنگ در حوزههای سیاست خارجی، سیاست اقتصادی، انضباط مالی و مبارزه با فساد اجرا شود. به گفته او، احیای واقعی بورس تنها از مسیر تعامل سازنده با جهان و ایجاد ثبات اقتصادی امکانپذیر است و هرگونه اقدام کوتاهمدت بدون توجه به این اصول، نمیتواند اثر بلندمدت در بازار سرمایه داشته باشد.







