حقابه هیرمند در چاهنیمهها افزایش یافت اما بهرهوری آب همچنان مسئله اصلی است
ورود ۴۱۷ میلیون مترمکعب آب از مسیر رودخانه هیرمند به چاهنیمههای شمال سیستان و بلوچستان، ذخایر آبی این منطقه را نسبت به هفتههای گذشته تقویت کرده است، اما این رقم هنوز با سهم کامل ایران در سال آبی نرمال فاصله دارد. بر پایه معاهده هیرمند، در شرایط نرمال آبی، میزان آب قابل تحویل به ایران حدود ۸۵۰ میلیون مترمکعب در سال برآورد میشود؛ بنابراین حجم ثبتشده فعلی، کمتر از نصف این عدد است و همچنان بخش مهمی از نیاز آبی منطقه، به ادامه جریان ورودی و نحوه مدیریت مصرف وابسته میماند.
چاهنیمهها برای سیستان فقط یک ذخیره طبیعی آب نیستند، بلکه بخشی از زیرساخت تامین آب شرب، کشاورزی و فعالیتهای اقتصادی محلی محسوب میشوند. افزایش ورودی آب از ۲۲ فروردین تا ۹ خرداد، طبق گزارشهای منتشرشده حدود دو برابر شده و همین موضوع میتواند فشار کوتاهمدت بر منابع محدود منطقه را کاهش دهد. با این حال، کارشناسان آب میگویند دریافت حقابه، تنها یک سوی مسئله است و سمت دیگر آن، تبدیل هر مترمکعب آب ورودی به ارزش اقتصادی بیشتر در کشاورزی و خدمات محلی است.
فاصله ورودی فعلی با سهم سال نرمال آبی
در سالهای خشک، هر افزایش در ذخیره چاهنیمهها میتواند برای کشاورزان، دامداران، واحدهای خدماتی و خانوارهای منطقه اهمیت فوری داشته باشد. اما در سالی که انتظار میرود جریانهای مرزی با وضعیت بهتری همراه باشد، رقم ۴۱۷ میلیون مترمکعبی، مسئله وصول کامل حقابه هیرمند را دوباره در کانون توجه اقتصادی قرار داده است. احمد صالحی، کارشناس آب، بر این نکته تاکید کرده که پیگیری دریافت کامل حقابه باید در اولویت سیاست اجرایی وزارت نیرو باشد. این نگاه از منظر اقتصادی به معنای حفاظت از سرمایه آبی سیستان و کاهش هزینههای تامین جایگزین آب است.
در کنار این دیدگاه، نوید محمدی، کارشناس دیگر حوزه آب، بر بهرهبرداری حداکثری از آب رهاسازیشده تاکید دارد. این رویکرد به هزینه فرصت آب توجه میکند؛ یعنی اگر آب واردشده با روشهای کمبازده مصرف شود، بخشی از ارزش اقتصادی آن پیش از تبدیل شدن به محصول، درآمد یا پایداری معیشت از دست میرود. به همین دلیل، موضوع حقابه در سیستان فقط در عدد ورودی خلاصه نمیشود و کیفیت مصرف آن در شبکه کشاورزی و الگوی کشت نیز اهمیت پیدا میکند.
چاهنیمههای سیستان در سالهای کمآبی، نقش ضربهگیر را برای تامین نیازهای منطقه داشتهاند. ظرفیت این مخازن در منابع مختلف با ارقام متفاوتی ذکر شده، اما گزارشهای فنی نشان میدهد سه مخزن اصلی حدود ۶۶۰ میلیون مترمکعب ظرفیت کل و حدود ۳۴۰ میلیون مترمکعب ظرفیت مفید ثقلی دارند و مخزن چهارم نیز برای افزایش توان ذخیرهسازی ساخته شده است. این ارقام نشان میدهد که ورود ۴۱۷ میلیون مترمکعب آب، از نظر حجم، یک رخداد مهم برای مدیریت مخزن است، اما برای پایداری اقتصادی منطقه کافی نیست.
اهمیت اقتصادی بهرهوری آب در کشاورزی
بخش کشاورزی در ایران بزرگترین مصرفکننده آب است و به همین دلیل، هر واحد بهبود در بهرهوری آن میتواند اثر مستقیم بر امنیت غذایی، درآمد روستایی و هزینههای عمومی تامین آب بگذارد. طبق دادههای مورد اشاره وزارت جهاد کشاورزی، از هر ۱۰ لیتر آب مصرفی در کشاورزی، حدود ۷ لیتر هدر میرود و تنها ۳ لیتر به هدف اصلی میرسد. این نسبت، نشان میدهد حتی با افزایش ورودی آب، بدون اصلاح شیوه مصرف، بازده اقتصادی منابع آبی پایین میماند.
محمد حب وطن، رئیس گروه نظارت و توسعه حکمرانی آب، استفاده نکردن از تجهیزات و روشهای نوین آبیاری را از عوامل کاهش بهرهوری آب در کشاورزی دانسته است. این موضوع برای سیستان اهمیت مضاعف دارد، زیرا بخش مهمی از معیشت منطقه با کشاورزی پیوند دارد و هر افت در بهرهوری، به معنای افزایش هزینه تولید، کاهش سطح زیرکشت پایدار و وابستگی بیشتر به منابع محدود ذخیرهای است. در چنین شرایطی، سرمایهگذاری در آبیاری دقیق، فقط یک هزینه فنی نیست، بلکه اقدامی برای حفظ ارزش اقتصادی آب به شمار میرود.
گزارشهای پژوهشی درباره آبیاری زیرسطحی نشان میدهد این روش میتواند مصرف آب کشاورزی را به شکل معناداری کاهش دهد و همزمان بازده محصول را بالا ببرد. در گزارش مورد اشاره از موسسه تحقیقات دانشگاه امیرکبیر، توسعه آبیاری زیرسطحی با امکان کاهش حداقل ۲۰ درصدی مصرف آب و افزایش تولید تا ۵۰ درصد معرفی شده است. مطالعات بینالمللی نیز نشان میدهد آبیاری قطرهای زیرسطحی، در مقایسه با آبیاری سطحی، میتواند بهرهوری آب و عملکرد محصول را تقویت کند.
از منظر بودجه خانوار و اقتصاد محلی، آب ورودی به چاهنیمهها زمانی اثر گستردهتری خواهد داشت که در زنجیره تولید، با کمترین اتلاف به محصول قابل فروش تبدیل شود. کاهش تلفات آب در مزرعه میتواند هزینه پمپاژ، هزینه تامین نهاده، ریسک افت محصول و نیاز به برداشت از منابع زیرزمینی را کم کند. برای کشاورزان منطقه، چنین تغییری به معنای افزایش تابآوری درآمدی است و برای مدیریت عمومی آب نیز به کاهش فشار بر ذخایر راهبردی کمک میکند.
بر همین اساس، جریان ۴۱۷ میلیون مترمکعبی هیرمند به چاهنیمهها اگرچه نشانهای از بهبود ذخیره آبی سیستان است، اما ارزش اقتصادی آن در گرو دو مسیر همزمان قرار دارد؛ نخست، استمرار دریافت سهم آبی متناسب با سال نرمال و دوم، اصلاح مصرف در مزرعه، شبکه توزیع و الگوی تولید. دادههای فعلی نشان میدهد هنوز فاصله محسوسی تا حقابه کامل وجود دارد و همزمان بخش کشاورزی برای تبدیل آب موجود به محصول بیشتر، به فناوری و مدیریت دقیقتری نیاز دارد.







