قطعی اینترنت و خسارت میلیون دلاری بر اقتصاد دیجیتال

قطع کامل و ناپایداری اینترنت از ۱۸ دی، فروش خیلی از کسب و کارها را متوقف کرد و پای تعدیل نیرو را وسط کشید؛ همزمان با گران شدن فیلترشکن، بالا رفتن ریسک امنیتی و افت سئو سایت‌ها، فشار مستقیم روی درآمد اکثر شرکت‌ها، استارتاپ‌ها و خانوارها نشست.

هزینه پنهان قطعی و اختلال شدید اینترنت؛ اقتصاد با نااطمینانی تغذیه نمی شود!

از ۱۸ دی که دسترسی به اینترنت بین الملل در بسیاری از نقاط کشور قطع یا به شدت محدود شد، یک تجربه مشترک میان مردم شکل گرفت: کارها در میانه راه می ماند. بعضی روزها اتصال چند دقیقه ای برقرار می شد و دوباره قطع می شد؛ بعضی ساعت ها چند سرویس باز می شد و ناگهان همه چیز از دسترس خارج می شد. همین رفت و برگشت ها باعث شد «بازگشت اینترنت» برای بسیاری از کاربران بیشتر شبیه یک خبر روی کاغذ باشد تا یک واقعیت در گوشی و لپ تاپ.

در همین مدت، عبارت هایی مثل اینترنت داخلی و اینترانت زیاد شنیده شد. اما تجربه عملی بسیاری از کسب و کارها نشان داد که اینترنت داخلی، جای اینترنت بین الملل را برای کار و تجارت نمی گیرد. حتی اگر چند سرویس داخلی در دسترس باشد، مسیرهای مهمی مثل دسترسی به ابزارهای کاری، ارتباط با مشتریان خارج از کشور، به روزرسانی نرم افزارها، یا حتی دسترسی پایدار به سرویس های عمومی جهان، همچنان با مشکل روبه رو می ماند. کاربر وقتی برای یک کار ساده مجبور می شود چند بار تلاش کند، از همان جا هزینه واقعی شروع می شود؛ هزینه ای که در حساب و کتاب رسمی دیده نمی شود، اما روی اعصاب و زمان و درآمد مردم می نشیند.

یکی از نشانه های این وضعیت، وابستگی اجباری کاربران به فیلترشکن بود. فیلترشکن ها هم برای همه یکسان عمل نمی کردند. یک نفر چند دقیقه وصل می شد و ناگهان قطع می شد، دیگری وسط بارگذاری فایل یا پرداخت اینترنتی ارتباط را از دست می داد و وقتی دوباره برمی گشت، می دید تغییرات ذخیره نشده است. این تجربه، فقط یک ناراحتی ساده نیست؛ برای کسی که کارش آنلاین است، یعنی دوباره کاری، یعنی از دست رفتن فرصت، یعنی کاهش اعتماد مشتری و در نهایت یعنی افت درآمد.

در میانه همین رفت و برگشت ها، گزارش های رصد اتصال هم نشان می داد که دیده شدن شبکه در نقشه جهانی، به معنای دسترسی پایدار کاربران نیست. «نت بلاکس، نهاد رصد اینترنت» در یک ارزیابی صریح گفته بود: «اینترنت پس از ۲۲ روز از زمان قطع سراسری همچنان به شدت فیلتر مانده و سازوکار لیست سفید همراه با اتصال های مقطعی، ارتباط کاربران با جهان را محدود کرده است.» این جمله، دقیقاً به همان شکافی اشاره می کند که کاربران حس می کردند: زیرساخت ممکن است در سطح کلان قابل مشاهده باشد، اما تجربه روزمره مردم چیز دیگری است.

پیچیدگی فنی یا تغییر الگوی کنترل؛ روایت رسمی و برداشت کارشناسان شبکه

روایت رسمی معمولاً روی «پیچیده و زمان بر بودن اتصال مجدد» تاکید داشت، اما کارشناسان شبکه از زاویه دیگری به ماجرا نگاه کردند و گفتند آنچه رخ داده، فقط یک قطع و وصل ساده نیست. در تحلیل های منتشر شده، موضوع «تغییر معماری تصمیم گیری و اعمال محدودیت» بارها تکرار شد. صالح سوزنچی، پژوهشگر مستقل اینترنت، درباره تغییر نقشه شبکه توضیح داده بود: «صالح سوزنچی، پژوهشگر مستقل اینترنت: هم قطع کردن و هم وصل کردن، پروتکل دارد. اما پروتکل های قبلی دیگر به کار نمی آیند، چون نقشه و معماری شبکه عوض شده است.» این نگاه، همان چیزی را روشن می کند که مردم در عمل دیدند: اینترنت در بعضی نقاط و زمان ها برقرار می شد و در نقاط دیگر یا دقایق دیگر قطع می شد، طوری که هیچ الگوی قابل اتکایی برای زندگی و کار باقی نمی گذاشت.

در همین چارچوب، برخی کارشناسان گفتند وصل کردن ذاتاً از قطع کردن سخت تر است، چون باید مسیرها پایدار شود و همزمان کنترل دسترسی هم مطابق سیاست های جدید اجرا شود. محمد خوش نوا، برنامه نویس و محقق اینترنت، ضمن پذیرفتن بخشی از پیچیدگی فنی، یک خط روشن کشیده بود: «محمد خوش نوا، برنامه نویس و محقق اینترنت: با در نظر گرفتن تمام پیچیدگی های وصل کردن اینترنت، زمانی بیش از یک هفته برای این اتصال مجدد توجیه پذیر نیست.» این جمله به زبان ساده یعنی اگر هدف فقط بازگشت به حالت قبل بود، طولانی شدن ماجرا باید دلیل دیگری هم داشته باشد؛ دلیلی که مردم نتیجه اش را در همان اینترنت ناپایدار می بینند.

شوک ارتباطی به اقتصاد کشور؛ توقف کسب و کارها، افت فروش و هزینه های جاری بی وقفه

اما آنچه در این ماه به اقتصاد کشور ضربه زد، فقط قطع اینترنت نبود؛ توقف جریان درآمد در کنار ادامه داشتن هزینه ها بود. از همان ۱۸ دی، بسیاری از کسب و کارها وارد وضعیت توقف شدند. فروشگاهی که سفارش آنلاین می گرفت، ناگهان راه ارتباطش با مشتری کند یا قطع شد. شرکتی که پشتیبانی آنلاین داشت، با موجی از پیام های بی پاسخ و تماس های ناموفق روبه رو شد. تیم هایی که روی پروژه های مشتری کار می کردند، به خاطر ناپایداری ابزارها و قطع ارتباط با سرویس های ضروری، خروجی شان کند شد یا متوقف شد. در اقتصاد، این یعنی افت بهره وری، یعنی کاهش تولید خدمت، یعنی کم شدن پولی که باید در جامعه بچرخد.

زیان، فقط مربوط به کسب و کارهای بزرگ نبود. ضربه اصلی به کسانی خورد که درآمدشان دقیقاً به اتصال پایدار وابسته است. برنامه نویس ها، گرافیست ها، طراحان تجربه کاربری، ادمین های شبکه های اجتماعی، پشتیبان های آنلاین، عکاس های تولید محتوا برای برندها و آنلاین شاپ ها، فروشندگان خرد، مدرس های آنلاین و حتی برخی کسب و کارهای خانگی، عملاً با یک مانع مشترک مواجه شدند: ابزار کارشان قطع یا بی ثبات شد. وقتی ابزار کار بی ثبات باشد، قرارداد عقب می افتد، پرداخت عقب می افتد و فشار مالی مستقیم روی خانواده می نشیند.

در همین فضا، تعدیل نیرو برای بسیاری از کسب و کارها به یک تصمیم تلخ تبدیل شد. بعضی مدیران صریح گفتند «چاره ای نیست»، بعضی هم آرام و بی سر و صدا قراردادها را تمدید نکردند. این تعدیل خاموش، از بیرون شاید دیده نشود، اما در بازار کار دیجیتال موج می اندازد. وقتی یک تیم کوچک دو نفرش را از دست می دهد، بار کار روی بقیه می افتد، کیفیت پایین می آید، مشتری ناراضی می شود و همین چرخه ادامه پیدا می کند.

  • – افت فروش به دلیل قطع یا ناپایداری کانال ارتباط با مشتریان
  • – هزینه های جاری مثل اجاره، بیمه و مالیات در حالی که درآمد کاهش یافته است
  • – افزایش دوباره کاری به دلیل قطع شدن ارتباط و ذخیره نشدن تغییرات
  • – از دست رفتن پروژه های خارجی به دلیل نرسیدن خروجی در زمان توافق شده
  • – افزایش هزینه پشتیبانی و مدیریت بحران برای پاسخ به مشتریان ناراضی

در سطح کلان هم عددهایی مطرح شد که نشان می داد ضربه فقط در حد یک صنف یا یک شهر نیست. ستار هاشمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، درباره خسارت روزانه گفته بود: «ستار هاشمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات: ادامه این وضعیت روزانه حدود ۵ هزار میلیارد تومان به اقتصاد کلان کشور و حدود ۵۰۰ میلیارد تومان به هسته اقتصاد دیجیتال خسارت وارد می کند.» این نوع برآوردها، حتی اگر دقیق ترین عدد ممکن نباشد، پیام روشن دارد: قطع و اختلال اینترنت، یک هزینه ملی است که در نهایت روی معیشت مردم و تصمیم های کسب و کارها اثر می گذارد.

عددی مثل «ساعتی سه میلیون دلار» هم در بعضی روایت ها مطرح شد. اگر کسی بخواهد آن را تبدیل کند، می شود حدود هفتاد و دو میلیون دلار در روز. اما نکته مهم تر از خود عدد این است که زیان اینترنت فقط فروش از دست رفته نیست؛ هزینه فرصت است. قراردادی که بسته نمی شود، سفارشی که لغو می شود، جلسه ای که برگزار نمی شود و اعتمادی که از بین می رود، همگی زیان هستند و جمع شدنشان در مقیاس ملی می تواند بسیار بزرگ باشد.

چرا اختلال رفت و برگشتی از قطع کامل پرهزینه تر است

در نگاه اقتصادی، قطع کامل دردناک است اما تکلیف را روشن می کند. اختلال رفت و برگشتی اما هزینه پنهان بیشتری تولید می کند، چون هیچ کس نمی تواند برنامه ریزی کند. مدیر نمی داند هفته بعد چه می شود، کارمند نمی داند حقوق به موقع می آید یا نه، مشتری نمی داند سفارش را باید به چه کسی بسپارد. این بی ثباتی، مستقیماً هزینه مبادله را بالا می برد؛ یعنی انجام هر معامله و هر همکاری، زمان و انرژی بیشتری می خواهد. همین اصطکاک، اقتصاد را کند می کند.

اینجاست که حرف محمد کشوری، مدیرعامل شرکت طیف، معنا پیدا می کند. او گفته بود: «محمد کشوری، مدیرعامل شرکت طیف: این که بگوییم اینترنت با یک دکمه وصل می شود، ساده سازی بیش از حد است؛ اما این که ۱۸ روز طول بکشد هم بدون در نظر گرفتن تغییرات پشت پرده قابل توضیح نیست.» در زبان اقتصاد، تغییرات پشت پرده یعنی تغییر قواعد بازی. وقتی قواعد بازی عوض می شود و کسی هم دقیق نمی داند چگونه، سرمایه گذاری و استخدام و توسعه محصول عقب می نشیند.

نااطمینانی، فیلترشکن و مالیات پنهان؛ وقتی بازار مجبور به مسیرهای پرخطر می شود

وقتی اینترنت استاندارد و پایدار در دسترس نباشد، مردم و کسب و کارها به ابزارهای جانبی پناه می برند. اینجا فیلترشکن فقط یک ابزار فنی نیست؛ تبدیل می شود به یک مالیات پنهان. هزینه اشتراک، هزینه زمان از دست رفته، هزینه قطع شدن های ناگهانی و هزینه دوباره کاری، همه پرداخت می شود بی آنکه در جایی ثبت شود. در این ماه، بسیاری از کاربران این تجربه را داشتند که فیلترشکن‌ها چند دقیقه کار می کنند، اتصال قطع می شود، برمی گردند و می بینند تغییرات ذخیره نشده است. این اتفاق برای یک کاربر عادی آزاردهنده است، اما برای کسی که از راه اینترنت درآمد دارد، یک ضربه مستقیم به معاش است.

ریسک دیگر، امنیت است. وقتی میلیون ها نفر مجبور می شوند نرم افزارهایی نصب کنند که منبعشان معلوم نیست، سطح حمله بالا می رود. در همین روزها، بحث «آپدیت های از دست رفته» هم جدی شد. اینترنت که قطع یا محدود می شود، به روزرسانی سیستم عامل ها و نرم افزارها عقب می افتد و حفره های امنیتی روی هم جمع می شود. بعد، درست در لحظه ای که اتصال کمی بهتر می شود، مهاجم ها می دانند چه نسخه هایی وصله نشده اند. این یعنی افزایش احتمال باج افزار، سرقت اطلاعات، نفوذ به حساب های کاربری و خرابکاری دیجیتال. در اقتصاد، هر رخداد امنیتی یعنی هزینه جدید: هزینه بازیابی، هزینه توقف فروش، هزینه بی اعتمادی مشتری و گاهی هزینه حقوقی.

در سطح بنگاه، استفاده اجباری از فیلترشکن یک مشکل دیگر هم دارد: نمی توان روی آن به عنوان زیرساخت رسمی حساب کرد. شرکت ها نمی توانند به مشتری بگویند «امروز با فلان ابزار وصل شوید تا خدمات بگیرید» و انتظار داشته باشند اعتماد پایدار بسازند. اعتماد، با تجربه خوب ساخته می شود، نه با توصیه های اضطراری. به همین دلیل است که حتی وقتی اینترنت تا حدی برمی گردد، اثر شوک تمام نمی شود؛ چون بازگشت استاندارد نیست.

ثبات، نیاز اول اکوسیستم؛ بدون آن سرمایه گذاری عقب می نشیند

در روایت فعالان اکوسیستم اقتصاد دیجیتال، یک واژه بیشتر از همه تکرار شد: ثبات. ثبات یعنی امکان برنامه ریزی، یعنی امکان تعهد دادن به مشتری، یعنی امکان قرارداد بستن با شریک. مهدی اسکویی، قائم مقام مدیرعامل تریگاپ، این را روشن بیان کرده بود: «مهدی اسکویی، قائم مقام مدیرعامل تریگاپ: مهم ترین جای خالی فعلی اکوسیستم، ثبات است.» وقتی ثبات نیست، سرمایه گذار صبر می کند، مدیر محتاط می شود و نیروی متخصص به فکر خروج از بازار می افتد.

محسن صدری، مدیرعامل برسام تک، هم روی همین نقطه دست گذاشته بود و گفته بود: «محسن صدری، مدیرعامل برسام تک: اگر قرار است گشایشی صورت بگیرد باید حداقل تضمین اجرایی داشته باشد که این نوسان ها به فکر و دغدغه کسب و کارها اضافه نشود.» تضمین اجرایی در اقتصاد یعنی کاهش ریسک. وقتی ریسک پایین بیاید، بنگاه دوباره حاضر می شود هزینه کند، استخدام کند و محصول جدید بسازد. وقتی ریسک بالا بماند، بنگاه ها فقط برای زنده ماندن تلاش می کنند.

اقتصاد وب زیر فشار؛ سئو، دیده نشدن در موتورهای جستجو و فرصت طلایی برای حمله های سایبری

قطع اینترنت بین الملل، برای وب سایت ها یک پیامد ویژه دارد که خیلی ها دیر متوجه آن شدند: وقتی سایت در دیتاسنتر داخلی میزبانی می شود و مسیرهای بین المللی دچار اختلال شدید است، موتورهای جستجو از بیرون کشور ممکن است سایت را خاموش ببینند. خاموش دیده شدن یعنی خزیدن کمتر، یعنی به روز نشدن محتوا در نتایج، یعنی افت رتبه. این افت، تنها یک عدد روی نمودار نیست؛ برای کسب و کار یعنی کمتر دیده شدن، یعنی کمتر کلیک خوردن، یعنی کمتر فروش رفتن. بدتر اینکه بازگرداندن رتبه سئو، زمان می خواهد و نیاز به ثبات دارد. وقتی اینترنت هنوز استاندارد و پایدار نیست، همان تلاش برای بازسازی هم دشوار می شود.

این مشکل فقط برای سایت های داخلی نیست. سایت هایی که روی سرور خارج میزبانی می شوند هم در یک سناریوی دیگر آسیب می بینند: قطع دسترسی تیم فنی داخل کشور. اگر سایتی درگیر هک، مسمومیت سئو یا نفوذهای مشابه باشد، مدیریت بحران نیاز به دسترسی لحظه ای دارد. اما وقتی دسترسی قطع می شود یا فقط با اتصال ناپایدار ممکن است، مهاجم زمان می خرد. زمان یعنی فرصت برای تثبیت در، افزودن دسترسی پنهان، تزریق صفحات اسپم، تغییر مسیرها و حتی پاک کردن ردپا. نتیجه می تواند نابودی اعتبار دامنه، از دست رفتن ترافیک و هزینه سنگین بازیابی باشد.

در این ماه، ترکیب اختلال اینترنت با عقب افتادن آپدیت ها هم خطر را بیشتر کرد. وب سایت های وردپرسی و فروشگاه های آنلاین، اگر به روزرسانی های امنیتی را از دست بدهند، در برابر موج های نفوذ آسیب پذیرتر می شوند. وقتی اینترنت قطع است، حتی دانلود یک وصله یا نصب یک افزونه امنیتی معتبر هم ممکن است سخت یا غیرممکن شود. بعد، وقتی اتصال برای چند ساعت بهتر می شود، هجوم اسکن ها و تلاش های نفوذ بالا می رود، چون مهاجم ها می دانند بسیاری از سیستم ها در این مدت عقب مانده اند.

سکته سئو یعنی کاهش فروش؛ کاهش فروش یعنی فشار روی اشتغال

افت رتبه سئو، در ظاهر یک مسئله فنی است، اما در اقتصاد نتیجه اش اجتماعی می شود. فروشگاهی که روزی بخش بزرگی از مشتریانش را از جستجو می گرفت، وقتی دیده نشود، مجبور می شود هزینه تبلیغ را بالا ببرد یا فعالیتش را کوچک کند. هزینه تبلیغ بالا برود یعنی حاشیه سود کمتر. حاشیه سود کمتر یعنی یا قیمت بالاتر می رود یا نیروی انسانی کمتر می شود. در نهایت، همان ضربه سئو می تواند به تعدیل نیرو هم ختم شود. این زنجیره، به شکلی آرام اما واقعی عمل می کند.

در کنار همه اینها، یک مسئله بنیادین باقی می ماند: بازگشت اینترنت زمانی اثر مثبت می گذارد که پایدار باشد. اینترنتی که برای چند دقیقه باز می شود و دوباره قطع می شود، نه کسب و کار را نجات می دهد، نه اعتماد را برمی گرداند، نه امنیت را تقویت می کند. فقط هزینه را طولانی تر می کند و مردم را خسته تر.

خبرهای مشابه

دکمه بازگشت به بالا