پل استریتِن؛ اقتصاددانی که توسعه را انسان‌محور کرد

پل استریتِن با طرح رویکرد نیازهای اساسی، نگاه اقتصاد توسعه را از رشد صرف به بهبود واقعی زندگی انسان‌ها تغییر داد.

پل استریتِن؛ اقتصاددان توسعه و معمار رویکرد «نیازهای اساسی» در اقتصاد

پل استریتِن یکی از چهره‌های اثرگذار اقتصاد توسعه در قرن بیستم است؛ اقتصاددانی که با نقد نگاه صرفاً رشد‌محور به توسعه، مسیر تازه‌ای را در سیاست‌گذاری اقتصادی و اجتماعی کشورهای درحال‌توسعه گشود. نام او بیش از هر چیز با «رویکرد نیازهای اساسی» گره خورده است؛ رویکردی که توسعه را نه در افزایش صرف تولید ناخالص داخلی، بلکه در بهبود واقعی زندگی انسان‌ها تعریف می‌کند. این مقاله با نگاهی اقتصادی‌محور، اندیشه‌ها، آثار و میراث فکری پل استریتِن را بررسی می‌کند.

زمینه فکری و جایگاه پل استریتِن در اقتصاد توسعه

اقتصاد توسعه پس از جنگ جهانی دوم، عمدتاً تحت سیطره نظریه‌های رشد اقتصادی قرار داشت. در این چارچوب، شاخص‌هایی مانند نرخ رشد GDP، سرمایه‌گذاری و صنعتی‌شدن معیار اصلی پیشرفت محسوب می‌شدند. اما تجربه عملی بسیاری از کشورهای درحال‌توسعه نشان داد که رشد اقتصادی لزوماً به کاهش فقر، بهبود بهداشت یا افزایش سطح آموزش منجر نمی‌شود. در چنین فضایی، پل استریتِن با رویکردی انتقادی وارد میدان شد.

او استدلال می‌کرد که اگر توسعه نتواند حداقل نیازهای زندگی انسان را تأمین کند، حتی رشدهای بالای اقتصادی نیز از نظر اجتماعی و اخلاقی قابل دفاع نیستند. از دید او، اقتصاد باید در خدمت انسان باشد، نه انسان در خدمت ارقام و نمودارهای اقتصادی.

رویکرد نیازهای اساسی (Basic Needs Approach) چیست؟

رویکرد نیازهای اساسی که پل استریتِن از نظریه‌پردازان اصلی آن بود، بر این اصل ساده اما بنیادین استوار است: هدف توسعه، تأمین حداقل‌های زندگی شرافتمندانه برای همه افراد جامعه است. این حداقل‌ها شامل موارد زیر می‌شود:

  • دسترسی به غذای کافی و سالم
  • مسکن مناسب
  • خدمات بهداشتی اولیه
  • آموزش پایه
  • اشتغال و درآمد حداقلی
  • دسترسی به آب سالم و خدمات عمومی ضروری

از منظر اقتصادی، این رویکرد به‌جای تمرکز بر «میانگین‌ها»، بر وضعیت واقعی فقیرترین اقشار جامعه تأکید می‌کند. استریتِن معتقد بود سیاست‌هایی که صرفاً رشد را دنبال می‌کنند، اغلب نابرابری را تشدید کرده و بخش بزرگی از جامعه را از منافع توسعه محروم می‌سازند.

نقش پل استریتِن در نهادهای بین‌المللی

یکی از دلایل تأثیرگذاری بالای پل استریتِن، ارتباط نزدیک او با نهادهای بین‌المللی، به‌ویژه سازمان بین‌المللی کار (ILO) بود. در دهه ۱۹۷۰، گزارش‌ها و مطالعات این سازمان درباره فقر، اشتغال و استانداردهای زندگی، به‌شدت از ایده‌های استریتِن و همفکرانش تأثیر پذیرفت.

در همین دوره، رویکرد نیازهای اساسی به‌عنوان یک چارچوب سیاستی وارد ادبیات توسعه شد و بسیاری از دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی، آن را به‌عنوان مبنای برنامه‌های فقرزدایی و توسعه اجتماعی مورد توجه قرار دادند.

کتاب‌ها و آثار مهم پل استریتِن

از مهم‌ترین آثار پل استریتِن می‌توان به کتاب «First Things First: Meeting Basic Human Needs in Developing Countries» اشاره کرد. این کتاب به‌طور سیستماتیک نشان می‌دهد که چگونه می‌توان با بازطراحی اولویت‌های اقتصادی، منابع محدود را به‌گونه‌ای تخصیص داد که بیشترین تأثیر را بر رفاه انسانی داشته باشند.

در این اثر و دیگر نوشته‌هایش، استریتِن به‌طور مداوم بر چند نکته اقتصادی تأکید می‌کند:

  • کارایی اقتصادی و عدالت اجتماعی لزوماً در تضاد با یکدیگر نیستند.
  • سرمایه‌گذاری در آموزش و بهداشت، بازده اقتصادی بلندمدت دارد.
  • فقر شدید، خود مانعی برای رشد اقتصادی پایدار است.

پیوند اندیشه‌های پل استریتِن با توسعه انسانی

اندیشه‌های پل استریتِن را می‌توان پیش‌زمینه نظری مفهوم «توسعه انسانی» دانست. بعدها اقتصاددانانی مانند آمارتیا سن، این مسیر را ادامه دادند و شاخص‌هایی نظیر شاخص توسعه انسانی (HDI) شکل گرفت. هرچند رویکرد توسعه انسانی چارچوبی گسترده‌تر دارد، اما تأکید آن بر آموزش، سلامت و کیفیت زندگی، ریشه در همان نگاه نیازمحور است که استریتِن از آن دفاع می‌کرد.

از منظر اقتصادی، این تحول به معنای تغییر در ابزارهای سنجش عملکرد دولت‌ها و اقتصادها بود. به‌جای تمرکز صرف بر رشد، شاخص‌های ترکیبی وارد میدان شدند که تصویر واقعی‌تری از وضعیت جوامع ارائه می‌دادند.

نقدها و چالش‌های رویکرد نیازهای اساسی

با وجود اهمیت و نفوذ بالا، رویکرد نیازهای اساسی بدون نقد نماند. برخی اقتصاددانان معتقد بودند:

  • تعریف «نیازهای اساسی» می‌تواند ذهنی و وابسته به فرهنگ باشد.
  • تمرکز بیش از حد بر توزیع، ممکن است انگیزه‌های تولید و سرمایه‌گذاری را تضعیف کند.
  • اجرای این رویکرد نیازمند دولت‌های کارآمد و نظام‌های اداری قوی است که در بسیاری از کشورهای فقیر وجود ندارند.

پل استریتِن در پاسخ به این نقدها تأکید می‌کرد که بی‌توجهی به نیازهای اساسی، هزینه‌های اجتماعی و اقتصادی بسیار سنگین‌تری در بلندمدت ایجاد می‌کند؛ از ناآرامی‌های اجتماعی گرفته تا کاهش سرمایه انسانی.

اهمیت پل استریتِن در تقویم تاریخ اقتصاد

قرار دادن نام پل استریتِن در «تقویم تاریخ» یک سایت اقتصادی، صرفاً یادآوری یک اقتصاددان نیست؛ بلکه یادآوری یک چرخش فکری مهم در اقتصاد توسعه است. او نماینده نسلی از اقتصاددانان بود که جسارت پرسش از بدیهیات رایج را داشتند و نشان دادند که توسعه بدون انسان، مفهومی ناقص است.

در دورانی که همچنان بسیاری از کشورها با فقر، نابرابری و توسعه نامتوازن دست‌وپنجه نرم می‌کنند، بازخوانی اندیشه‌های استریتِن می‌تواند الهام‌بخش سیاست‌گذاران و پژوهشگران باشد؛ به‌ویژه در جوامعی که رشد اقتصادی رخ داده، اما کیفیت زندگی بخش بزرگی از مردم بهبود نیافته است.

جمع‌بندی

پل استریتِن را می‌توان اقتصاددانی دانست که اقتصاد را دوباره به انسان پیوند زد. او با طرح و ترویج رویکرد نیازهای اساسی، به اقتصاددانان و سیاست‌گذاران یادآوری کرد که توسعه، پیش از هر چیز، درباره زندگی واقعی مردم است. میراث فکری او همچنان در مباحث فقرزدایی، توسعه انسانی و عدالت اجتماعی زنده است و جایگاه او را به‌عنوان یکی از چهره‌های ماندگار اقتصاد توسعه تثبیت می‌کند.

خبرهای مشابه

دکمه بازگشت به بالا