تأسیس یونسکو و اثرات بلندمدت آن بر اقتصاد جهانی
یونسکو چگونه و چرا در ۱۹۴۵ تأسیس شد؟
تأسیس یونسکو در ۱۶ نوامبر ۱۹۴۵ را باید در متن ویرانیهای جنگ جهانی دوم و تلاش کشورها برای بازطراحی نظم جهانی جدید فهم کرد. هدف اصلی این سازمان، که نام کامل آن «سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (UNESCO)» است، جلوگیری از تکرار فاجعه جنگ از مسیر سرمایهگذاری بر آموزش، علم و فرهنگ بود. در نگاه طراحان یونسکو، صلح پایدار فقط با قراردادهای سیاسی و توافقهای نظامی ایجاد نمیشود، بلکه باید «در ذهن انسانها» ساخته شود؛ جایی که نگرشها، ارزشها و مهارتهای جوامع شکل میگیرد. همین نقطه اتصال، جایی است که اقتصاددانان، یونسکو را نه فقط یک نهاد فرهنگی، بلکه به عنوان نهادی با آثار بلندمدت اقتصادی تحلیل میکنند.
از فرهنگ تا سرمایه انسانی؛ پیوند پنهان با اقتصاد
در ظاهر، مأموریت یونسکو فرهنگی و آموزشی است، اما در سطح عمیقتر، این مأموریت به طور مستقیم به مفهوم «سرمایه انسانی» گره میخورد. اقتصاددانان توسعه، سالها است نشان دادهاند که کیفیت آموزش، سطح مهارت نیروی کار، فرهنگ کار جمعی، اعتماد اجتماعی و ظرفیت نوآوری، از مهمترین عوامل تعیینکننده رشد اقتصادی بلندمدت هستند. اقدامات یونسکو در حوزههایی مانند ارتقای سواد، آموزش پایه، ترویج علوم، استانداردسازی دادههای آموزشی، حمایت از پژوهش و حفاظت از میراث فرهنگی، همگی بهتدریج ساختار اقتصاد کشورها را تحت تأثیر قرار میدهد. این تأثیرات معمولاً در کوتاهمدت در آمار تولید ناخالص داخلی دیده نمیشود، اما در افق زمانی چند دهه، خود را در بهرهوری، ترکیب نیروی کار و الگوی رشد نشان میدهد.
یونسکو و ارتقای کیفیت آموزش؛ موتور رشد بهرهوری
یکی از مهمترین محورهای فعالیت یونسکو، ارتقای دسترسی و کیفیت آموزش در کشورهای مختلف است. این سازمان با تدوین شاخصها، ارائه توصیههای سیاستی، کمکهای فنی و اجرای برنامههای مشترک، به دولتها کمک میکند تا نظام آموزشی خود را گسترش و اصلاح کنند. هر ارتقای معنیدار در سواد پایه، مهارتهای شناختی، مهارتهای دیجیتال و توانایی حل مسئله، در نهایت به افزایش بهرهوری نیروی کار منجر میشود. بهرهوری بالاتر یعنی تولید بیشتر با همان میزان نهاده، که خود یکی از ستونهای اصلی رشد اقتصادی پایدار است. در بسیاری از کشورها، برنامههای سوادآموزی، آموزش معلمان، توسعه آموزش دختران و گسترش آموزش فنی و حرفهای، با چارچوبها و گزارشهای یونسکو همسو شده و از این سازمان الگو گرفته است. همین تغییرات آرام، اما انباشتی، ترکیب مهارتهای بازار کار را دگرگون کرده و مسیر توسعه را تغییر داده است.
نقش یونسکو در علم، نوآوری و اقتصاد دانشبنیان
یونسکو علاوه بر آموزش، در حوزه علم و فناوری نیز نقشی ساختاری بازی میکند. گزارشهای منظم این سازمان درباره وضعیت علم، فناوری و نوآوری، تصویر نسبتاً دقیقی از شکاف علمی بین کشورها ارائه میدهد و به سیاستگذاران کمک میکند تا اولویتگذاری بهتری در سرمایهگذاری پژوهشی داشته باشند. اقتصاد دانشبنیان بر توان تولید و جذب دانش استوار است و این دقیقاً همان حوزهای است که یونسکو زیرساخت نرم آن را تقویت میکند. از ایجاد شبکههای همکاری بین دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی گرفته تا حمایت از علوم پایه و علوم انسانی، همه اینها در بلندمدت به افزایش توان خلق فناوری، ارتقای زنجیره ارزش تولید و حرکت از اقتصاد مبتنی بر منابع به اقتصاد مبتنی بر دانش کمک میکند. در نهایت، کشورهایی که با کمک چنین چارچوبهایی، ظرفیت علمی خود را توسعه میدهند، در جذب سرمایهگذاری، صادرات خدمات دانشبنیان و شکلدهی به صنایع جدید، مزیت بیشتری پیدا میکنند.
میراث فرهنگی، گردشگری و اقتصاد خلاق
شاید آشکارترین پیوند یونسکو با اقتصاد، در حوزه میراث فرهنگی و گردشگری دیده شود. فهرست «میراث جهانی یونسکو» به مرور زمان به یک برند جهانی تبدیل شده است که ارزش اقتصادی قابل توجهی ایجاد میکند. ثبت یک شهر تاریخی، سایت باستانشناسی، چشمانداز طبیعی یا آیین فرهنگی در این فهرست، در بسیاری از موارد باعث جهش گردشگری، ایجاد اشتغال محلی و تقویت صنایع مرتبط با اقتصاد خلاق میشود. در کنار آن، حفاظت از میراث ناملموس فرهنگی مانند موسیقی، هنرهای سنتی، صنایع دستی و آیینها، به تنوع تولیدات فرهنگی و ایجاد بازارهای جدید کمک میکند. از منظر اقتصادی، این فرآیند یعنی تبدیل سرمایه فرهنگی یک جامعه به بخشی از داراییهای مولد آن، به شرط آنکه این بهرهبرداری در چارچوب توسعه پایدار و با احترام به جوامع محلی انجام شود. برای کشورهایی که وابستگی بالایی به صادرات خام دارند، این حوزه میتواند یکی از مسیرهای تنوعبخشی به اقتصاد باشد.
توسعه پایدار، نابرابری و سیاستگذاری اقتصادی
در دهههای اخیر، یونسکو نقش مهمی در شکلگیری گفتمان «توسعه پایدار» و پیوند آن با آموزش، علم و فرهنگ داشته است. این سازمان در کنار سایر نهادهای بینالمللی، بر این ایده تأکید میکند که رشد اقتصادی بدون توجه به ابعاد اجتماعی و محیطزیستی، نه پایدار است و نه عادلانه. برنامههای آموزشی مرتبط با محیطزیست، مدیریت آب، تغییرات اقلیمی، اخلاق علم، برابری جنسیتی و کاهش نابرابریها، بخشی از سازوکارهایی هستند که در نهایت بر انتخابهای اقتصادی دولتها و بنگاهها اثر میگذارند. وقتی آموزش شهروندان، مدیران و سیاستگذاران بر مبنای چنین رویکردی شکل میگیرد، احتمال اتخاذ سیاستهایی که صرفاً بر رشد کوتاهمدت تمرکز دارند و هزینههای بلندمدت اجتماعی و زیستمحیطی را نادیده میگیرند، کاهش مییابد. به زبان ساده، یونسکو به بازتعریف «موفقیت اقتصادی» کمک میکند؛ از موفقیت کوتاهمدت و عددی به موفقیت چندبعدی و بیننسلی.
مکانیسمهای کلیدی اثرگذاری یونسکو بر متغیرهای اقتصادی
برای جمعبندی تحلیلی، میتوان چند مکانیسم اصلی را که از طریق آنها یونسکو بر متغیرهای اقتصادی اثر میگذارد، به صورت روشنتر فهرست کرد. این مکانیسمها بیشتر بلندمدت، غیرمستقیم و انباشتی هستند، اما در مجموع میتوانند مسیر توسعه یک کشور را تغییر دهند.
- ارتقای سرمایه انسانی از طریق حمایت از آموزش باکیفیت، سواد پایه، آموزش معلمان و گسترش آموزش برای گروههای بهحاشیهراندهشده، که در بلندمدت به افزایش بهرهوری و رشد اقتصادی منجر میشود.
- تقویت ظرفیت علمی و نوآوری از طریق گزارشها، شبکهها و برنامههای علمی، که به توسعه اقتصاد دانشبنیان، ارتقای فناوری و حضور در زنجیرههای ارزش جهانی کمک میکند.
- تبدیل میراث فرهنگی به فرصت اقتصادی از طریق ثبت میراث جهانی، تقویت گردشگری و حمایت از صنایع فرهنگی و خلاق، که تنوعبخشی به اقتصاد و ایجاد اشتغال محلی را تسهیل میکند.
- تأثیرگذاری بر سیاستگذاری از طریق چارچوبهای مفهومی مانند آموزش برای توسعه پایدار، برابری جنسیتی، اخلاق علم و مدیریت منابع، که الگوی تصمیمگیری اقتصادی را در سطح ملی و محلی تغییر میدهد.
- کاهش نابرابریهای آموزشی و فرهنگی، که در بلندمدت به کاهش نابرابریهای درآمدی و افزایش انسجام اجتماعی کمک کرده و ثبات اقتصادی را تقویت میکند.
چرا این رویداد در تقویم تاریخ اقتصادی مهم است؟
ثبت ۱۶ نوامبر ۱۹۴۵ به عنوان روز تأسیس یونسکو در تقویم تاریخ، برای یک وبسایت با رویکرد اقتصادی، تنها اشاره به تولد یک نهاد فرهنگی نیست؛ بلکه یادآوری این نکته است که اقتصاد، جدا از بستر فرهنگی، آموزشی و علمی جامعه قابل فهم نیست. اگر بخواهیم رشد اقتصادی را فقط با آمار تولید، صادرات و سرمایهگذاری ببینیم، آسان است که نقش نهادهایی مثل یونسکو را دستکم بگیریم. اما وقتی به افق بلندمدت توسعه نگاه میکنیم، میبینیم که کیفیت مدرسهها، نگاه جامعه به علم، شیوه مواجهه با تنوع فرهنگی، نوع رابطه با میراث تاریخی و میزان توجه به عدالت آموزشی، همه به شکلی پیچیده اما واقعی، در مدل رشد اقتصادی کشورها وارد میشوند. به همین دلیل، تأسیس یونسکو را میتوان نقطه عطفی در نهادینهکردن این ایده دانست که صلح، فرهنگ، آموزش و علم، نه فقط ارزشهای اخلاقی، بلکه اجزای زیرساختی یک اقتصاد پایدار و مقاوم هستند. یادآوری این رویداد در تقویم تاریخ اقتصادی، فرصتی است برای بازنگری در این پرسش که تا چه حد سیاستگذاریهای آموزشی و فرهنگی ما، با اهداف توسعه بلندمدت اقتصادی هماهنگ شدهاند و چه جایگاهی برای سرمایه انسانی و فرهنگی در روایت رسمی از پیشرفت قائل هستیم.







