امروز دلار پایین آمد، اما دلار فردایی انتظارات را بالا برد
بازار ارز در شروع هفته با دو تصویر هم زمان روبه رو شد. از یک سو نرخ دلار نقدی در بازار آزاد پس از چند روز هیجان، عقب نشست و دوباره در کانال ۱۵۷ هزار تومان نوسان کرد. از سوی دیگر، در فضای آنلاین و شبکههای غیررسمی، عددهایی برای نرخ فردا و پس فردا منتشر شد که فاصله محسوسی با نرخ لحظه ای داشت و تلاش میکرد مسیر ذهنی بازار را صعودی نگه دارد.
فعالان بازار میگویند کاهش امروز بیشتر از جنس واکنش کف بازار بود؛ یعنی جایی که عرضههای خرد، فروشهای احتیاطی و کم شدن خریدهای هیجانی، فشار خرید را سبک کرد. با این حال، هم زمان موج دیگری از پیام رسانی در کانالهای ارزی شکل گرفت که با برجسته کردن سناریوی افزایش، افت قیمت را کم اثر نشان داد.
همراهی بازار طلا با ارز نیز به این فضای دوگانه دامن زده است. در روزهای اخیر سکه و طلای داخلی در سقفهای جدید معامله شد و در بعضی گزارشها از عبور سکه از مرز ۲۰۰ میلیون تومان صحبت شد. وقتی قیمت طلا و دلار هم زمان پرنوسان میشود، بخشی از تقاضا برای حفظ ارزش دارایی از بازار کالا به سمت داراییهای مالی حرکت میکند و حساسیت نسبت به سیگنالهای کوتاه مدت بیشتر میشود.
دلار فردایی و معاملات انتظاری، بازار بدون اسکناس
آنچه در ادبیات بازار با عنوان دلار فردایی شناخته میشود، بیشتر به قراردادهای غیررسمی میان معامله گران شبانه شباهت دارد تا خرید و فروش واقعی اسکناس. در این قراردادها، طرفین روی یک عدد برای روز بعد توافق میکنند و تسویه معمولا ریالی است. در بسیاری از موارد، اسکناسی جابه جا نمیشود و سود یا زیان فقط از اختلاف نرخ توافق شده با نرخ تحقق یافته به دست میآید.
نکته اثرگذار در این معاملات، سرعت شکل گیری یک نرخ مرجع ذهنی است. وقتی عددی به عنوان نرخ فردا دست به دست میشود، بخشی از فروشندگان عرضه را عقب میاندازند و بخشی از خریداران برای جا نماندن از افزایش احتمالی، خرید را جلو میکشند. این تغییر زمان تصمیم گیری میتواند حتی بدون رشد پرقدرت در تقاضای واقعی، نوسان را تشدید کند.
این فضا وابستگی مستقیم به اینترنت دارد. در دورههای اختلال یا کندی اینترنت، هماهنگی برای معامله و تسویه کندتر میشود و موتور انتشار نرخهای انتظاری افت میکند. با بهتر شدن دسترسی، کانالها فعالتر میشوند و بخشی از سفارشهای معوق یا هیجان انباشته شده، به صورت موج پیام رسانی و درخواست خرید وارد بازار میشود؛ موجی که میتواند روی تابلوهای غیررسمی و قیمتهای لحظه ای اثر بگذارد.
در چنین وضعی، انتشار نرخهای پس فردایی بالاتر از کف بازار به یک ابزار جهت دهی تبدیل میشود. این نرخها بیشتر نقش سیگنال دارند تا گزارش معامله. به همین دلیل، معامله گران باتجربهتر معمولا اختلاف میان نرخ اعلامی و حجم واقعی معامله را معیار قرار میدهند و بازارسازها نیز روی مدیریت انتظارات تمرکز میکنند.
نرخهای رسمی، بازار تجاری و شکاف با بازار آزاد
در کنار فضای غیررسمی، دادههای بازار رسمی هم برای بازیگران اهمیت دارد. گزارشهای منتشر شده از مرکز مبادله ارز و طلای ایران نشان میدهد در بازار ارز تجاری این مرکز، ارزش دادوستدهای روزانه در بعضی روزها به بیش از ۱۲۰ میلیون دلار رسیده است. همچنین در همین چارچوب، نرخهای حواله و اسکناس برای ارزهای پرمصرف اعلام میشود و برای شرکتها، واردکنندگان و صادرکنندگان نقش معیار مقایسه دارد.
هم زمان، برخی گزارشهای بازار آزاد از فاصله میان نرخهای رسمی و نرخهای نقدی خبر میدهند. در روزهای پرتنش، این شکاف میتواند انگیزه سفته بازی را افزایش دهد و زمینه را برای نرخ سازی در فضای آنلاین فراهم کند. اعلام عددهای بالاتر برای فردا، وقتی با این شکاف همراه میشود، به برخی بازیگران علامت میدهد که میتوانند کاهش امروز را موقت جلوه دهند.
از سوی دیگر، نشانههای پولی نیز در فضای عمومی دیده میشود. انتشار خبرهایی درباره چاپ اسکناس با رقمهای بالاتر و رشد ارزش اسمی اسکناسها، توجه افکار عمومی را به فرسایش قدرت خرید جلب کرده است. در چنین شرایطی، حتی خبرهای مربوط به ابزارهای پرداخت و اسکناس، میتواند روی انتظارات تورمی اثر بگذارد و حساسیت به نوسان ارز را بالا ببرد.
فعالان بازار میگویند بخشی از رفتار امروز، نتیجه وزن گرفتن تصمیمهای ریسک گریز است. برخی خانوارها و کسب و کارها پس از جهشهای اخیر، خریدهای ارزی را متوقف کرده اند تا تصویر روشنتری از کف قیمت پیدا کنند. در مقابل، گروهی دیگر با تکیه بر نرخهای فردایی، تلاش میکنند روند کوتاه مدت را صعودی نشان دهند و معاملات را به سمت قیمتهای بالاتر هل دهند.
به این ترتیب، در حالی که کاهش نرخ نقدی از فعال شدن نیروهای تعدیل در کف بازار خبر میدهد، بازار انتظارات با ابزارهایی مانند نرخ سازی فردایی میتواند دوباره التهاب را زنده نگه دارد. نتیجه این وضعیت، رفت و برگشت سریع قیمتها و افزایش هزینه تصمیم گیری برای بنگاهها، واردکنندگان و مصرف کنندگان است؛ به ویژه وقتی نوسان ارز به سرعت به قیمت کالاها، طلا و خدمات منتقل میشود.







