رابرت هیلبرونر؛ اقتصاددان تاریخنگر و راوی اندیشه اقتصادی مدرن
یکی از تأثیرگذارترین اقتصاددانان قرن بیستم است که نقش او در فهم عمومی اقتصاد، فراتر از مرزهای دانشگاهی ارزیابی میشود. هیلبرونر نه بهعنوان نظریهپردازی ریاضیمحور، بلکه بهعنوان مورخ اندیشه اقتصادی و اقتصاددانِ روایتمحور شناخته میشود؛ کسی که اقتصاد را در بستر تاریخ، سیاست، قدرت و تحولات اجتماعی تحلیل میکرد. قرار دادن نام او در «تقویم تاریخ اقتصاد» بهمعنای اشاره به نقطهای است که اقتصاد از یک علم خشک و تکنیکی، به دانشی انسانی و قابل فهم برای عموم تبدیل شد.
اقتصاد بهمثابه یک روایت تاریخی
در نگاه هیلبرونر، اقتصاد صرفاً مجموعهای از نمودارها، فرمولها و مدلهای انتزاعی نیست. او باور داشت که نظامهای اقتصادی، بازتاب مستقیم شرایط تاریخی، ساختارهای قدرت و جهانبینی انسانها هستند. از دید او، سرمایهداری، سوسیالیسم یا اقتصادهای مختلط، هرکدام محصول یک مسیر تاریخی خاصاند و بدون درک آن مسیر، فهم عمیق اقتصاد ممکن نیست. همین رویکرد تاریخی سبب شد نوشتههای او برای مخاطبان غیرمتخصص نیز جذاب و قابل فهم باشد.
شهرت جهانی با «فیلسوفان دنیوی»
مهمترین و ماندگارترین اثر هیلبرونر کتاب است؛ اثری که نخستین بار در سال ۱۹۵۳ منتشر شد و بهسرعت به یکی از پرفروشترین کتابهای تاریخ اقتصاد تبدیل گردید. این کتاب، زندگی و اندیشه اقتصاددانان بزرگی چون آدام اسمیت، دیوید ریکاردو، کارل مارکس، جان مینارد کینز و دیگر متفکران کلیدی را بهصورت روایی و تحلیلی روایت میکند.
اهمیت این کتاب در آن است که اقتصاددانان را نه صرفاً بهعنوان نظریهپرداز، بلکه بهعنوان فیلسوفانِ درگیر با مسائل واقعی زمانه خود معرفی میکند. هیلبرونر نشان میدهد که هر نظریه اقتصادی، پاسخی است به بحرانها، نابرابریها و پرسشهای اجتماعی دوران خود.
جایگاه فکری و گرایشهای نظری
از نظر فکری، هیلبرونر را میتوان در سنت اقتصاد سیاسی کلاسیک و نزدیک به دیدگاههای انتقادی دانست. او نسبت به نئوکلاسیکها که اقتصاد را علمی خنثی و مستقل از سیاست معرفی میکنند، موضعی انتقادی داشت. به باور او، اقتصاد همواره با قدرت، ایدئولوژی و منافع گروههای اجتماعی گره خورده است.
هیلبرونر در آثار متأخر خود، نسبت به آینده سرمایهداری جهانی دیدگاهی محتاطانه و گاه بدبینانه ارائه میدهد. او رشد نامحدود، مصرفگرایی افراطی و تشدید نابرابری اقتصادی را چالشهایی ساختاری میدانست که بدون بازاندیشی جدی در نظام اقتصادی، حل نخواهند شد.
سرمایهداری از نگاه هیلبرونر
یکی از محورهای اصلی اندیشه هیلبرونر، تحلیل تاریخی سرمایهداری است. او سرمایهداری را نظامی پویا اما ناپایدار میدانست که توان بالایی در خلق ثروت دارد، اما همزمان مستعد بحرانهای عمیق اقتصادی و اجتماعی است. برخلاف برخی اقتصاددانان خوشبین، هیلبرونر معتقد بود که بازار آزاد بهتنهایی قادر به حل مسائل بنیادینی مانند فقر، بیکاری ساختاری و تخریب محیطزیست نیست.
او نقش دولت، سیاستگذاری عمومی و نهادهای اجتماعی را در مهار پیامدهای منفی سرمایهداری ضروری میدانست، هرچند همزمان به محدودیتها و ناکارآمدیهای نظامهای کاملاً دولتی نیز واقف بود.
دانشگاه و فعالیت آکادمیک
هیلبرونر سالها در تدریس کرد؛ دانشگاهی که به تفکر انتقادی، بینرشتهای و فاصله گرفتن از جریان اصلی اقتصاد نئوکلاسیک شهرت دارد. حضور او در این فضا، به شکلگیری نسلی از دانشجویان و پژوهشگران کمک کرد که اقتصاد را نهفقط یک علم فنی، بلکه دانشی اجتماعی و انسانی میدانستند.
چرا هیلبرونر هنوز مهم است؟
با گذشت دههها از اوج فعالیت هیلبرونر، اندیشههایش همچنان موضوعیت دارند. در جهانی که با بحرانهای مالی، نابرابری فزاینده، بیثباتی سیاسی و تردید نسبت به آینده سرمایهداری مواجه است، رویکرد تاریخی و انتقادی او بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است. هیلبرونر به ما یادآوری میکند که برای فهم اقتصاد امروز، باید گذشته آن را شناخت و اقتصاد را در پیوند با جامعه، سیاست و فرهنگ تحلیل کرد.
جمعبندی
رابرت هیلبرونر را میتوان اقتصاددانی دانست که اقتصاد را انسانی کرد. او با زبان روایت، تاریخ و فلسفه، اقتصاد را از انحصار متخصصان خارج و به گفتوگویی عمومی تبدیل کرد. حضور نام او در تقویم تاریخ اقتصاد، یادآور این نکته است که اقتصاد صرفاً درباره اعداد و رشد نیست، بلکه درباره انسانها، انتخابها و سرنوشت جوامع است. مطالعه آثار هیلبرونر، بهویژه The Worldly Philosophers، همچنان یکی از بهترین مسیرها برای ورود عمیق و معنادار به دنیای اندیشه اقتصادی بهشمار میرود.







