راهکارهای حرکت به توسعه پایدار

اقتصاد مشارکتی ، زنجیره سازی کسب و کار و برندسازی خوشه ای – قسمت ۱

در دوران صنعتی شدن ، انقلابی در نظام اقتصادی پدید آمد که در آن جوامع به سمت ساخت کسب و کارهای بزرگ و تمامیت خواه (توتالیتر) حرکت نمودند که ماحصل آن ظهور نظام های اقتصادی و سیاسی لیبرالیسم و در مدل دیگر آن لیبرالیسم دولتی در عمل یا آرمان نامی متفاوت یعنی کمونیسم بود، در این نظام های اقتصادی یک مجموعه ، ارگان شخص یا نهاد وظیفه ایجاد کار و استخدام دیگران را داشت و انقلاب های صنعتی و اقتصادی بزرگی از همین دیدگاه به وجود آمد اما در ادامه بعد از رسیدن به تعادل و گذراندن این دوران متفاوت بشر دوباره به سمت مدل اقتصادی گذشته خود نیز وارد نگاه گردید، در دوران گذشته اقتصاد بشر بیشتر مشارکتی بود و از اجزای کوچک به وجود می آمد که با هم صنف یا گیلد بزرگی را می ساختند که به واسطه آن توان اقتصادی بیشتری را نیز پیدا می نمودند و تجارت بر این منوال شکل میگرفت که این روش هم مزایای تولید انبوه و بسیاری از روال های پیشرفت را نداشت و به همین دلیل تا قبل از دوران انقلاب صنعتی بسیاری از پدیده های جهش را شاهد نبودیم.

در حال حاضر اقتصاد دنیا بعد از عبور از دوران فراز و نشیب های قرن بیستم برای رسیدن به مفهومی به نام پایداری و حرکت به سمت باوری به نام توسعه پایدار، اقتصاد رو با ترکیب دو مقوله اقتصاد صنعتی بزرگ و اقتصاد مشارکتی خرد شکل داده است که یکی از نمودها و پرچمداران این تحول استارت آپ ها یا ایجاد کسب و کارهای کارآفرینانه کوچکی هستند که در مشارکت با دیگران بزرگ می شوند تا بتوانند با استفاده از توان جمعی بدون نفی مالکیت یا کارمند سازی دیگران زنجیره های اقتصادی را تکمیل سازند، این موضوع منجر به انقلاب پلتفرم ها یا بسترهای عمومی مشارکتی گردید که بسیاری از کسب و کارهای خرد کوچک را به سامان بیشتر و سوددهی رسانید.

براساس این مدل میتوان فرآیندهای اقتصادی را به ۶ گروه تقسیم نمود که در بعضی از آنها مدل های اقتصادی مشاکتی قابل تعریف است ، به علت حفظ اقلیم روستایی و عدم تمرکز بیش از حد شهری و بقای تقسیم بندی دوران کهن بسیاری از کشورهای اروپایی امروزه به سمت این مدل حرکت نموده اند و شکل دهندگی این مدل اقتصاد را میتوان به خوبی در آنها دید ، کشورهای اسکاندیناوری ، ایتالیا ، چک و لهستان جزء کشورهایی هستند که به خوبی با سیستم اقتصاد مشارکتی بهره وری را ایجاد نموده اند.

با بررسی ۶ گروه فوق میتوان زیرساخت های پیاده سازی شده این حوزه را به خوبی به تصویر کشید که تا چقدر و در چه زمینه هایی می توان به سمت توسعه پایدار با مشارکت جامعه حرکت نمود ، یادمان باشد که در جوامع مخصوصا در حال توسعه همه از یک سطح دانش و توانمندی بهره مند نیستند و اگر این موضوع لحاظ نگردد و تنها بخواهیم به مدل اقتصاد لیبرالی یا کمونیستی همه را به سمت یک مدل کارآیی حرکت دهیم در بسیاری موارد اگر هم بهره وری داشته باشیم سطح رضایت بالایی را نخواهیم داشت و شکوفایی های فکری و خلاقیت کمتری اتفاق میفتد ، یکی از مهمترین ارکان توسعه پایدار فقر زدایی است و این مهم نیازمند بهره ورسازی همه اقشار است تا آنها بتوانند از مساله فقر عبور نمایند.

مسیر بسیار مهمی که در بسیاری از صنایعی که قابل مشارکت نیست را می توان مطرح نمود هم افزایی افراد و ایجاد شخصیت سرمایه ای ، مدیریت گروهی به جای فردی است که در سازوکار قانونی تعاونی ها به خوبی متبلور می گردد ، توزیع و مشارکت در ثروت ، مسئولیت ، تولید و اجرا می تواند راهگشای توسعه جدی زیرساخت ها باشد ، بسیاری از کشورهایی که نام برده شد از این مدل به عنوان مدل اقتصاد سیاسی یا زیر ساخت توسعه خود استفاده می نمایند.

حال در تک به تک این گروه ها به صورت سلسله مقاله به بررسی راهکارهای ایجاد زنجیره های مشارکتی تحت ساختارهای بین المللی توسعه و نگرش سازمان یونیدو برای ایجاد رفاه و سلامت زندگی ، پایان فقر و رشد تثبیت شده در جوامع می پردازیم.

در گروه اول صنایع مادر ، صنعتی بزرگ ، کارخانه جات تکنولوژیکال و فرآوری کننده های مواد خام وجود دارند ، بنا به ماهیت و ساختار این صنایع ، میزان آلایندگی و نیازمندی به یکپارچگی و مجتمع بودن آن دور هم ذاتا این گروه نیازمندی سرمایه گذاری بزرگ و کار ساختاری دارد و معمولا به صورت مجتمع و گروهی فعالیت می نماید این صنایع ذاتا سرمایه بر هستند و در مالکیت سازمان های دولتی ، سرمایه داران بزرگ یا هلدینگ های اقتصادی بزرگ هستند، در این صنایع همان نظام بزرگ ساختاری انقلاب صنعتی بیشتر حاکم است و بنا به ذات بزرگ این صنایع سرمایه داری است. اما در کنار همین صنایع بزرگ با ذات سرمایه داری بسیاری کوچک و مکمل به عنوان زنجیره های بالا و پایین دستی صورت می پذیرد ، بسیاری از زنجیره های مکمل یا تامین کننده که در بعضی از آمارها ۶۰ % این صنایع بزرگ هستند به صورت کارگاه های کوچک ومجموعه های کارگاهی فعالیت دارند، این مدل کاری در بسیاری از کشورهای صنعتی نیز شایع است، شاید بهترین راهکار برای این زنجیره سازی ارزشی بین سیستم ها و تامین کنندگان خرد هم افزایی آن ها در سه مدل رایج این حوزه است ، بعضی از این راهکارها برای سایر تولیدات و خدمات نیز قابل توسعه است .

 

 

کنسرسیوم سازی مدل اولی است که شرکت ها بدون مشارکت حقوقی اضافه و وابسته  به صورت یک گروه کاری با حفظ استقلال خود در پروژه ها ، کارها و برنامه های کاری شرکت می نمایند، در قرارداد ها و مناقصات شرکت می کنند و عملا ایجاد یک شرکت بزرگ را به صورت ظاهری بدون نیاز به درگیری های حقوقی ثبت یک شرکت بزرگ با اشتراک سهام خود و شرایط خود ایجاد نمایند. در این روش شرکت ها با حفظ شرایط قبلی خود برای کسب موقعیت ها بزرگتر و بهتر با یکدیگر کنسرسیوم سازی می کنند. این مهم می تواند باعث رشد این مجموعه ها برای دریافت پروژه بیشتر در بازار داخلی و یا خارجی گردد.

مدل دوم برندسازی خوشه ای است . در این مدل چندین تولید کننده با یک استاندارد برابر و یکسان کالاهای یکسانی را تولید می نمایند و در نهایت با یک برند به بازار عرضه می نمایند ، این مدل ساختاری و کاری در بسیاری از صنایع مخصوصا برای بازارهای صادراتی را پوشش می دهد ، در برندسازی خوشه ای کارگاه های متعدد که ممکن است حتی از لحاظ جغرافیایی منطقه یکسانی را نداشته باشند یا حتی از لحاظ حجم تولید و تعداد نیرو یکسان نباشند تصمیم می گیرند تا با هم افزایی و تعیین یک ظاهر و استاندارد محصول به دلیل کاهش هزینه های بازاریابی ، برندسازی و فروش این برند خوشه ای را شکل دهی نمایند. در این روش در بسیاری از نمونه های انجام شده یک گروه ، نهاد یا تشکل وظیفه کلیه امور بازاریابی، برندسازی و فروش را صورت می دهند تا چند دستگی در بازار نیز ایجاد نگردد و تنها تولید را به صورت خوشه ای صورت می دهند. این مدل قابلیت تعمیم به دسته های دیگر خدمات و تولید محصول را نیز داراست.

گروه سوم تقسیم بندی تولیدی است بدین صورت که مثلا یک محصول نهایی به ۱۰ قسمت تقسیم می شود  و هرکارگاه یا گروه کاری یکی از این ۱۰ قسمت را تولید می نماید و در نهایت یکی از اعضای گروه مونتاژ نهایی این قطعات را صورت می دهد و محصول نهایی قابل ارائه به بازار با یک برند توسط این گروه تولید و به بازار ارائه می گردد، این روش باعث درآمد ثابت و دائمی و کم دغدغه تری برای این تولید کنندگان می گردد و از همه مهمتر باعث تخصصی تر شدن و حرفه ای تر بودن تولید بدون هزینه های اضافی می گردد.

در نهایت میتوان گفت در بازار صنایع تولیدی ، مادر و صنعتی نیز با استفاده از متدهای هم افزایی که در دنیا موجود است با حفظ مالکیت و شرایط کاری مجموعه توسعه پایدار و تکمیل تری را دارا باشد.

ادامه دارد….

خبرهای مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا