دستاوردهای اقتصادی جوزف استیگلیتز در اقتصاد اطلاعات

جوزف استیگلیتز اقتصاددان برنده نوبل با پژوهش درباره اطلاعات نامتقارن تحلیل بازارهای وام بیمه و کار را دگرگون کرد و با تجربه دانشگاهی و فعالیت در بانک جهانی درک سیاست گذاری اقتصادی را دقیق تر کرد.

جوزف ای استیگلیتز، روایت زندگی اقتصاددانی که اقتصاد را با مفهوم اطلاعات بازتعریف کرد

در تقویم میلادی، نهم فوریه برای بسیاری از دانشجویان و پژوهشگران اقتصاد یک نشانه ساده دارد؛ روز تولد جوزف ای استیگلیتز، اقتصاددانی که بخش بزرگی از کارنامه او به توضیح این پرسش گره خورده است که بازار وقتی اطلاعات کامل ندارد چگونه رفتار می کند. او در قلب حوزه ای قرار گرفت که امروز با عنوان اقتصاد اطلاعات شناخته می شود و نشان داد در بسیاری از مبادله ها، نه قیمت به تنهایی کافی است و نه رقابت ظاهری تضمین می کند نتیجه همیشه بهینه می شود. در نگاه او، آنچه مسیر بازار را تغییر می دهد تفاوت در دانستن است؛ تفاوتی که گاهی به نفع یک طرف معامله است و گاهی کل بازار را به سمت تصمیم های پرریسک تر یا کم کاراتر می برد.

جوزف یوجین استیگلیتز در نهم فوریه ۱۹۴۳ در شهر گری ایندیانا در آمریکا به دنیا آمد. مسیر آموزشی او با کالج امهرست آغاز شد و سپس با ورود به مؤسسه فناوری ماساچوست ادامه یافت؛ جایی که سرانجام در سال ۱۹۶۷ درجه دکتری اقتصاد را دریافت کرد. فضای علمی آن دوره به سرعت در حال توسعه ابزارهای ریاضی برای اقتصاد و هم زمان درگیر بحث های عمیق درباره محدودیت های مدل های ساده بازار بود. استیگلیتز در همین بستر، پرسش هایش را حول اطلاعات ناقص و پیامدهای آن جدی تر دنبال کرد.

دهه ۱۹۷۰ در تقویم حرفه ای او نقطه تثبیت جایگاه دانشگاهی است. او در سال ۱۹۷۰ استاد تمام دانشگاه ییل شد و به سرعت در میان پژوهشگران اقتصاد خرد و نظریه رفتار بنگاه ها شناخته شد. تمرکز او روی این بود که وقتی یک طرف معامله نسبت به طرف دیگر اطلاعات بیشتری دارد، انتخاب ها و انگیزه ها چگونه تغییر می کند. نتیجه این نگاه، شکل گیری مجموعه ای از چارچوب ها بود که بعدها در اقتصاد مالی، بیمه، بازار کار و اقتصاد توسعه به کار رفت.

سال ۱۹۷۹ برای استیگلیتز یک تاریخ برجسته است؛ انجمن اقتصادی آمریکا به او مدال جان بیتس کلارک را اهدا کرد. این جایزه معمولاً به اقتصاددانانی داده می شود که زیر ۴۰ سال سن دارند و سهمی تعیین کننده در پیشبرد دانش اقتصاد داشته اند. دریافت این مدال در عمل تایید کرد که ایده های او درباره اطلاعات، نه یک بحث حاشیه ای، بلکه بخشی از ستون های اقتصاد مدرن است. در همان سال ها، ادبیات اقتصاد به سمت پرسش های دقیق تری درباره انتخاب، قرارداد، انگیزه و ریسک حرکت می کرد و استیگلیتز یکی از چهره هایی بود که این تغییر مسیر را سرعت بخشید.

از بازارهای دارای اطلاعات نامتقارن تا جایزه نوبل اقتصاد

اصطلاح کلیدی در کارنامه استیگلیتز اطلاعات نامتقارن است. این مفهوم به زبان ساده می گوید در بسیاری از معاملات، یکی از طرفین نسبت به دیگری اطلاعات بیشتری درباره کیفیت، ریسک یا پیامدهای واقعی معامله دارد. در بازار بیمه، بیمه گذار ممکن است از وضعیت سلامت خود بیش از شرکت بیمه اطلاع داشته باشد. در بازار وام، وام گیرنده درباره کیفیت پروژه و احتمال بازپرداخت بیش از بانک می داند. در بازار کار نیز کارگر درباره میزان تلاش روزانه خود اطلاع بیشتری نسبت به کارفرما دارد. استیگلیتز این وضعیت را نه یک استثنا، بلکه یک ویژگی رایج اقتصاد واقعی می دانست و از همین جا نتیجه گرفت که بسیاری از بازارها در چنین شرایطی به صورت خودکار به تعادل های ساده و کارا نمی رسند.

یکی از آثار کلاسیک او به بازار اعتبار مربوط است. در مقاله مشهور «سهمیه بندی اعتباری در بازارهای دارای اطلاعات ناقص» که او همراه با اندرو وایس منتشر کرد، توضیح داده می شود چرا حتی در تعادل هم ممکن است سهمیه بندی اعتباری رخ دهد. ایده اصلی این است که افزایش نرخ بهره همیشه به معنی کاهش ریسک نیست؛ گاهی نرخ بالاتر باعث می شود گروهی از وام گیرندگان کم ریسک از بازار کنار بروند و ترکیب متقاضیان به سمت پروژه های پرریسک متمایل شود. در چنین وضعی بانک ممکن است به جای بالا بردن نرخ، مقدار وام را محدود کند و به همه متقاضیان پاسخ مثبت ندهد. این توضیح به زبان اقتصاد یعنی قیمت همیشه نقش پاک کننده بازار را بازی نمی کند و مکانیزم های انتخاب و انگیزه می توانند مسیر بازار را عوض کنند.

نمونه اثرگذار دیگر، مدل دستمزد کارایی در بازار کار است که استیگلیتز با کارل شاپیرو ارائه کرد. در این مدل، نظارت کامل بر تلاش نیروی کار هزینه بر است و کارفرما نمی تواند همواره تشخیص دهد چه کسی کم کاری می کند. در نتیجه، بنگاه ممکن است دستمزدی بالاتر از سطحی که در بازار رقابتی ساده پیش بینی می شود پرداخت کند تا هزینه از دست دادن شغل برای کارگر بالا برود و انگیزه بیشتری برای حفظ تلاش ایجاد شود. پیامد مهم این سازوکار این است که حتی در شرایط تعادل، امکان شکل گیری بیکاری غیرارادی وجود دارد، چون پایین آوردن دستمزد به سادگی در دستور کار بنگاه قرار نمی گیرد و از نظر انگیزشی ممکن است به کاهش بهره وری بینجامد. این مدل در اقتصاد کار به یکی از ابزارهای اصلی برای توضیح چسبندگی دستمزد و پایداری بیکاری تبدیل شد.

این دست ایده ها در کنار کارهای جرج اکرلاف و مایکل اسپنس، به یک جریان اصلی در اقتصاد تبدیل شد. در تقویم سال ۲۰۰۱، جایزه یادبود نوبل در اقتصاد به صورت مشترک به این سه اقتصاددان اهدا شد. در توضیح رسمی جایزه تاکید شده بود که تحلیل بازارها در شرایط اطلاعات نامتقارن، به درک بهتر پدیده هایی مانند قراردادها، بیمه، اعتبار، بازار کار و حتی طراحی مقررات کمک می کند. این جایزه در عمل نشان داد موضوع اطلاعات در اقتصاد، یک جزئیات فرعی نیست و می تواند مبنای فهم رفتار بازارها و طراحی سیاست های اقتصادی قرار بگیرد.

تقویم نقش آفرینی در نهادهای اقتصادی و اثرگذاری بر سیاست گذاری

کارنامه استیگلیتز تنها به دانشگاه محدود نماند. در دهه ۱۹۹۰ او وارد عرصه سیاست گذاری اقتصادی آمریکا شد و در سال های ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۵ عضو شورای مشاوران اقتصادی بود و سپس در فاصله ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۷ ریاست این شورا را بر عهده گرفت. این دوره برای یک اقتصاددان دانشگاهی اهمیت ویژه ای دارد، چون او را با محدودیت های تصمیم گیری واقعی، داده های اجرایی، و تعارض های میان اهداف اقتصادی مانند رشد، اشتغال و ثبات قیمت ها روبه رو می کند. در چنین موقعیت هایی، زبان نظریه باید به زبان توصیه سیاستی تبدیل شود و وزن دهی به داده ها و شواهد اهمیت بیشتری پیدا می کند.

پس از آن، او از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۰ به عنوان اقتصاددان ارشد و معاون ارشد بانک جهانی فعالیت کرد. در این نقش، موضوعاتی مانند اقتصاد توسعه، اصلاحات نهادی، کارایی هزینه های عمومی و کیفیت سیاست های مالی و پولی در کشورهای در حال توسعه در مرکز توجه قرار می گیرد. تجربه او در بانک جهانی باعث شد بیش از پیش روی این نکته مکث کند که توصیه های سیاستی اگر با ساختار نهادی، داده های قابل اتکا و ظرفیت اجرایی هماهنگ نباشد، ممکن است در عمل به نتایج متفاوتی برسد. این نگاه اقتصادی، بیش از آنکه به مناقشه های سیاسی متکی باشد، بر سنجش پذیری، طراحی ابزار و واقعیت های اجرایی تاکید دارد.

در تقویم سال ۲۰۰۰، استیگلیتز در دانشگاه کلمبیا ابتکار گفت و گوی سیاستی را پایه گذاری کرد؛ شبکه ای پژوهشی که هدف آن تقویت گفت و گو میان پژوهشگران و تصمیم گیران در حوزه توسعه است. او از سال ۲۰۰۱ عضو هیئت علمی دانشگاه کلمبیا شد و در سال های بعد به بالاترین مرتبه علمی این دانشگاه رسید. حضور هم زمان در دانشگاه و در شبکه های سیاستی، به او امکان داد تا یافته های نظری را به زبان قابل استفاده برای سیاست گذاران تبدیل کند و در عین حال، مسائل واقعی اقتصاد را به سوال های پژوهشی دقیق تری برگرداند.

یکی از نقاط مهم تقویم فعالیت های او در دهه ۲۰۰۰، تمرکز بر مسئله سنجش عملکرد اقتصادی بود. او ریاست کمیسیونی را بر عهده گرفت که هدف آن بررسی محدودیت های شاخص تولید ناخالص داخلی به عنوان معیار رایج موفقیت اقتصادی بود. در گزارش این کمیسیون بحث شد که تمرکز صرف بر تولید و رشد می تواند جنبه هایی مانند توزیع درآمد، امنیت اقتصادی خانوارها و کیفیت خدمات عمومی را کمتر منعکس کند. این رویکرد به زبان اقتصاد یعنی اگر داده های سیاست گذاری ناقص باشد، تصمیم های اقتصادی هم ممکن است به سمت اولویت های نادرست سوق پیدا کند و از این رو سنجه ها بخشی از زیرساخت تصمیم گیری اقتصادی محسوب می شوند.

استیگلیتز در آثار عمومی خود نیز بر موضوع نابرابری اقتصادی تاکید کرده است. او در قالب تحلیل های اقتصادی نشان می دهد که نابرابری شدید می تواند کانال های متعددی داشته باشد؛ از کاهش تحرک اجتماعی و ضعف سرمایه گذاری در آموزش گرفته تا افت بهره وری و آسیب پذیری مالی خانوارها. در این چارچوب، نابرابری فقط یک شاخص توزیعی نیست، بلکه می تواند روی تقاضای کل، رفتار پس انداز و حتی ثبات نظام مالی اثر بگذارد. این تاکید، ادامه همان دغدغه اصلی اوست که اقتصاد را باید با واقعیت های رفتاری و اطلاعاتی افراد فهم کرد، نه با فرض های ساده و کم هزینه.

اگر بخواهیم کارهای او را در قالب تقویم اندیشه اقتصادی توضیح دهیم، باید گفت استیگلیتز یکی از کسانی بود که نشان داد شکست بازار فقط به معنای انحصار یا نبود رقابت نیست. حتی در بازاری با بازیگران متعدد، اگر اطلاعات ناقص باشد یا هزینه های دسترسی به اطلاعات بالا باشد، نتیجه می تواند فاصله معناداری با پیش بینی های مدل های ساده داشته باشد. همین ایده بعدها در سیاست های تنظیم گری مالی، قواعد شفافیت اطلاعاتی و طراحی قراردادهای کارایی محور بازتاب پیدا کرد. بسیاری از ابزارهای جدید کنترل ریسک و افشای اطلاعات، در نهایت پاسخی اقتصادی به همان مسئله ای هستند که او در پژوهش های نظری خود برجسته کرده بود.

اثرگذاری استیگلیتز در کلاس های درس هم ادامه دارد. دانشجویان اقتصاد خرد پیشرفته، اقتصاد کار و اقتصاد مالی اغلب با نمونه های او از بازارهایی روبه رو می شوند که در آن ها تصمیم گیران با اطلاعات ناقص سروکار دارند. از بازار بیمه و وام گرفته تا قراردادهای مدیران و سهام داران، موضوع اصلی این است که چگونه می توان انگیزه ها را طوری طراحی کرد که رفتار مطلوب تقویت شود. این پرسش در اقتصاد عمومی هم مطرح است؛ دولت برای افزایش کارایی هزینه های عمومی و کاهش فرار مالیاتی، به سازوکارهایی نیاز دارد که اطلاعات را بهتر جمع آوری کند و عدم تقارن اطلاعاتی میان دولت و فعالان اقتصادی را کاهش دهد.

در اقتصاد دیجیتال نیز رد پای ایده های او دیده می شود، هرچند فناوری ها تغییر کرده اند. پلتفرم ها به داده های گسترده درباره رفتار کاربران دسترسی دارند و همین می تواند به عدم تقارن اطلاعاتی میان عرضه کننده و مصرف کننده دامن بزند. ابزارهایی مانند رتبه بندی، ضمانت بازگشت، استانداردهای کیفیت و افشای اطلاعات، در عمل تلاش هایی برای کاهش این شکاف هستند. زبان تحلیلی که اقتصاد اطلاعات فراهم کرده، به پژوهشگران اجازه می دهد این پدیده ها را با ابزارهای دقیق تر بررسی کنند و درباره پیامدهای اقتصادی آن ها در سطح بنگاه و کل اقتصاد صحبت کنند.

نهم فوریه در تقویم تاریخ، در کنار نام استیگلیتز یادآور این واقعیت است که اقتصاد مدرن تنها درباره نمودار عرضه و تقاضا نیست، بلکه درباره اطلاعات، انگیزه ها، نهادها و قواعد بازی است. مسیر زندگی او از یک شهر صنعتی در ایندیانا آغاز شد و به دانشگاه ها و نهادهای اقتصادی بین المللی رسید، اما نخ تسبیح این مسیر یک موضوع بود؛ فهم این که وقتی اطلاعات کامل نیست، چگونه باید بازار را توصیف کرد و چگونه می توان سیاست ها و مقررات را طوری طراحی کرد که تخصیص منابع، کارایی بیشتری داشته باشد و هزینه های خطا و ریسک کاهش یابد.

در تقویم اقتصادی امروز، نام او همچنان در کنار دانشگاه کلمبیا و شبکه های پژوهشی متعدد دیده می شود و آثارش در بحث های مربوط به بازار کار، بانکداری، بیمه، توسعه و سنجش عملکرد اقتصادی حضور دارد. هر بار که مسئله ای مانند سخت گیری اعتباری، افزایش ریسک در وام دهی، چسبندگی دستمزدها یا اختلاف میان رشد تولید و تجربه واقعی خانوارها مطرح می شود، بخشی از گفت و گو به همان محور بازمی گردد که استیگلیتز دهه ها روی آن کار کرد؛ نقش اطلاعات در شکل گیری رفتار اقتصادی و نتیجه بازارها.

خبرهای مشابه

دکمه بازگشت به بالا