اعتراضات دی ماه و موج لغو پروازها، بازار سفر را ناگهان متوقف کرد
دی ماه برای گردشگری ایران، ماهی بود که خبرها جلوتر از واقعیت دویدند و بازار، قبل از آنکه چیزی رخ بدهد، واکنش نشان داد. هم زمان با گسترده شدن اعتراضات و بالا گرفتن گمانه زنی ها درباره احتمال حمله آمریکا و اسرائیل، رشته ای از کنسلی های پیاپی در پروازهای داخلی و خارجی شکل گرفت. در بسیاری از مسیرها، مسافرها نه فقط به خاطر بلیت، بلکه به خاطر یک پرسش ساده دست نگه داشتند: آیا مقصد امن است و آیا امکان برگشت وجود دارد؟ همین تردید کوتاه، برای صنعت سفر کافی بود تا ضربه بخورد، چون گردشگری با تردید کنار نمی آید و با اعتماد نفس می کشد.
در ۲۴ دی خبرهای رسمی درباره محدودیت های پروازی و سخت تر شدن روند پروازها منتشر شد و همان روزها بسیاری از شرکت های هواپیمایی و آژانس ها، با موج تغییر مسیر و تعلیق مواجه شدند. اثر این اتفاق فقط در سالن های انتظار فرودگاه نماند. زنجیره سفر، از بلیت تا اقامت و تور و حمل و نقل شهری، یک جا قفل شد. آژانس هایی که تا چند روز قبل برای تعطیلات و سفرهای زمستانی بسته می فروختند، ناگهان وارد فاز پاسخگویی به کنسلی ها و بازپرداخت ها شدند؛ همان نقطه ای که نقدینگی بنگاه ها به سرعت آب می رود.
از فرودگاه تا هتل، موج کنسلی چگونه دیده شد
نشانه های رکود را می شد در مقاصد اصلی هم دید. رئیس جامعه هتلداران فارس، در توصیف تغییر ناگهانی تقاضا جمله ای گفت که برای خبرنگارها مثل یک تیتر آماده بود: «در دی ضریب اشغال هتل ها زیر صد درصد نبود، اما در بهمن به زیر بیست و پنج درصد رسید.» او در ادامه از افت حدود چهل درصدی نسبت به دوره مشابه هم گفت و به یک نکته کلیدی اشاره کرد: «گردشگری کالایی نیست که ذخیره سازی شود؛ عدم فروش در زمان مشخص به سادگی جبران نمی شود.» این حرف ساده، معنای اقتصادی مهمی دارد؛ یعنی خدمات اقامتی اگر امروز فروخته نشود، فردا تبدیل به انبار نمی شود که بعدا عرضه اش کنند.
گزارش های صنفی دیگر هم تصویر مشابهی می دهند. در برخی مقاصد، از ضریب اشغال زیر ده درصد صحبت شد و درباره کیش رقم زیر سی درصد مطرح بود. حتی اگر این ارقام در مقصدهای مختلف نوسان داشته باشد، پیام مشترک آن روشن است: بازار به شکل هم زمان در چند نقطه خاموش شده و این خاموشی، از جنس رکود فصلی یا کاهش معمولی نیست.
داده های رسمی از رشد تا افت، قبل و بعد از شوک
نکته اینجاست که صنعت گردشگری پیش از این شوک، در مسیر رشد حرکت می کرد و برای همین، ضربه دی ماه بیشتر دیده شد. طبق آمارهای رسمی، تعداد گردشگران ورودی در سال ۱۴۰۲ برابر با ۶,۳۸۲,۷۵۵ نفر اعلام شد و برای سال ۱۴۰۳ عدد ۷,۳۹۹,۰۰۰ نفر گزارش شد. وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی هم در یک اظهارنظر رسمی تاکید کرد: «سال گذشته ۷ میلیون و ۳۹۹ هزار گردشگر وارد ایران شدند.» همین افزایش، نشان می دهد بازار بالقوه وجود داشته، اما با شوک سیاسی و امنیتی، موتور تقاضا از کار افتاده است.
وقتی روایت میدانی هتلداران و آژانس ها کنار این آمارها قرار می گیرد، خبری که روی زمین دیده شد معنا پیدا می کند: رکودی که در ظاهر با کنسلی پرواز شروع شد، در عمل به کاهش اشغال، افت فروش تور، و انجماد درآمدی تبدیل شد که در حساب و کتاب بنگاه ها خیلی سریع خودش را نشان می دهد.
شوک اطمینان سفر و سقوط تقاضا، از نگاه تحلیل اقتصادی
در اقتصاد گردشگری، چیزی به نام اعتماد سفر وجود دارد که دقیقا شبیه یک دارایی نامشهود عمل می کند. وقتی ریسک ژئوپلیتیک بالا می رود، این دارایی نامشهود ناگهان ارزشش را از دست می دهد و تقاضا، بدون اینکه قیمت ها فرصت تعدیل پیدا کنند، عقب می نشیند. در چنین وضعی، مسافر خارجی فقط به کیفیت خدمات نگاه نمی کند؛ به احتمال لغو پرواز، بیمه، پوشش رسانه ای، و هشدارهای امنیتی هم نگاه می کند. بازار داخلی هم از این شوک مصون نیست، چون همان تردید، سفرهای کاری و تفریحی را عقب می اندازد و جای آن را به انتظار می دهد.
یکی از نشانه های کلاسیک این وضعیت، افزایش ناگهانی هزینه ریسک است. هزینه ریسک یعنی همان چیزی که مسافر و شرکت هواپیمایی و بیمه برای مواجهه با عدم قطعیت مطالبه می کنند. وقتی احتمال درگیری نظامی مطرح می شود، شرکت های هواپیمایی محتاط تر می شوند، مسیرها تغییر می کند، و برنامه های پروازی ثبات خود را از دست می دهد. نتیجه برای بازار گردشگری روشن است: ظرفیت کمتر، قیمت بالاتر، و مهم تر از همه، میل کمتر به خرید.
آمار ورود گردشگر، چرا برای تحلیل رکود مهم است
برای اینکه شدت شوک دی ماه دقیق فهمیده شود، باید روند قبل از آن دیده شود. در سه ماهه اول سال ۱۴۰۳ تعداد گردشگران ورودی ۱,۳۰۰,۰۰۰ نفر اعلام شده، در حالی که در سه ماهه اول سال ۱۴۰۲ رقم ۶۸۸,۰۰۰ نفر بود. این اختلاف، فقط یک عدد نیست؛ نشان می دهد بازار، در حال بازیابی و افزایش ظرفیت بوده است. در همین چارچوب، معاون گردشگری کشور هم اعلام کرد: «در نیمه نخست امسال ۳.۵۵ میلیون گردشگر وارد شدند و این رقم ۱۴ درصد کمتر از دوره مشابه است.» همین جمله کوتاه، یک پیام اقتصادی دارد: وقتی ورودی کاهش می یابد، ارزآوری، درآمد خدماتی، و اشتغال وابسته به آن هم به سرعت حساس می شود.
اقتصاد گردشگری از جنس اقتصاد جریان است، نه اقتصاد انبار. حتی اگر بعدا شرایط آرام شود، بخشی از تقاضا به صورت دائمی از دست می رود، چون برنامه سفر، زمان مشخص دارد و جایگزینش معمولا مقصد دیگری است. به همین دلیل است که در بازار گردشگری، تعویق اغلب معادل حذف است، نه انتقال به ماه های بعد.
تراز گردشگری و کانال خروج ارز
یک لایه کمتر دیده شده ماجرا، تراز گردشگری است. در سال ۱۴۰۲ تعداد گردشگران خروجی ۱۴,۶۴۶,۷۷۶ نفر اعلام شد، در حالی که ورودی ۶,۳۸۲,۷۵۵ نفر بود؛ یعنی تراز منفی حدود ۸.۳ میلیون نفر. وقتی چنین تراز منفی ای وجود دارد، هر شوک امنیتی که ورودی را کاهش دهد، از دو جهت فشار می آورد: هم فرصت ارزآوری را کم می کند و هم میل به خروج، در برخی گروه ها به دلیل نااطمینانی افزایش پیدا می کند. در اقتصاد کلان، این روند می تواند روی انتظارات ارزی، قیمت خدمات گردشگری، و حتی برنامه ریزی سرمایه گذاری در هتل و حمل و نقل اثر بگذارد.
فشار رکود بر بنگاه ها و بازار کار گردشگری، از هتل تا آژانس
اگر از سطح تقاضا پایین بیاییم و به بنگاه برسیم، داستان شکل ملموس تری پیدا می کند. هتل، تور، آژانس، راهنمای گردشگری و حمل و نقل شهری همگی با یک ویژگی مشترک زندگی می کنند: هزینه ثابت بالا و نقدینگی حساس. وقتی فروش ناگهان قطع می شود، اجاره، حقوق، هزینه انرژی و نگهداری همچنان پابرجاست، اما پول تازه وارد صندوق نمی شود. به همین دلیل رکود گردشگری، از آن رکودهایی است که خیلی زود خودش را در تعطیلی، تعدیل نیرو، و بدهی های معوق نشان می دهد.
در گزارش های رسمی، برآورد خسارت هتلداران حدود ۱۷ همت مطرح شده است. از سمت دفاتر خدمات مسافرتی نیز رقم ۲ همت به عنوان خسارت اعلام شده و همچنین عنوان شده که ۹۰ درصد دفاتر فعال دچار خسارات جدی شده اند. این ارقام، فقط عددهای بزرگ نیستند؛ به زبان اقتصادی یعنی کاهش توان بازپرداخت، افزایش ریسک نکول، و عقب افتادن سرمایه گذاری های جدید در بازاری که تازه داشت جان می گرفت.
چرا بازگشت بازار زمان بر می شود
یکی از واقعیت های این صنعت، کند بودن بازگشت است. رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی فارس با صراحت گفت: «حتی با بهبود فوری، بازگشت به وضعیت پیشین حداقل یک سال زمان نیاز دارد.» این جمله از نگاه اقتصادی به این معناست که شوک، فقط فروش امروز را کم نمی کند؛ اعتبار مقصد، قراردادهای خارجی، شبکه بازاریابی و حتی عادت های خرید را هم تغییر می دهد. برای همین است که وقتی پروازها دوباره برقرار می شود، همه چیز به حالت قبل برنمی گردد. بسیاری از توراپراتورها از ماه ها قبل بسته می بندند و اگر یک فصل از دست برود، جای خالی آن به آسانی پر نمی شود.
از سوی دیگر، زنجیره فروش گردشگری به شدت دیجیتال شده است. هر اختلال جدی در اینترنت یا سخت شدن پرداخت و رزرو، هم سمت عرضه را مختل می کند و هم سمت تقاضا را. در بازارهایی که رقابت منطقه ای جدی است، همین وقفه های کوتاه می تواند مشتری را به مقصدهای جایگزین هل بدهد. وقتی مشتری رفت، هزینه بازگرداندنش چند برابر هزینه نگه داشتنش است.
ریسک مقرراتی و سیگنال های سیاست گذاری
در کنار شوک امنیتی و اجتماعی، سیگنال های مقرراتی هم برای بازار مهم است. یکی از نمونه ها، بازنگری مجلس در مصوبه مربوط به عوارض گردشگران خارجی پس از اعتراض فعالان این حوزه بود. در اقتصاد گردشگری، هر هزینه اضافی که به قیمت تمام شده سفر اضافه شود، مخصوصا در دوره رکود، می تواند تقاضا را بیشتر جمع کند. بازار خارجی به شدت به قیمت حساس است و وقتی ریسک هم بالا باشد، حساسیت قیمتی دو برابر می شود.
در همین فضای نااطمینانی، اطلاعیه های نهادهای بین المللی نیز اثر مستقیم دارد. آژانس ایمنی هوانوردی اروپا، به عنوان نهاد ناظر ایمنی پرواز در اروپا، در یک اطلاعیه هشدار داد که «ترکیب سلاح ها و پدافند و واکنش های غیرقابل پیش بینی می تواند ریسک بالایی برای پروازهای غیرنظامی در همه ارتفاع ها ایجاد کند» و به همین دلیل توصیه کرد از پرواز در آسمان ایران تا پایان اسفند و اوایل فروردین پرهیز شود. پیام اقتصادی چنین هشدارهایی روشن است: کاهش تقاضای پرواز، کاهش ظرفیت ورودی، افزایش هزینه بیمه و در نهایت، تشدید رکود در بخشی که به ثبات برنامه های پروازی وابسته است.
- – وقتی پرواز بی ثبات می شود، تورهای ورودی با نرخ بالاتری کنسل می شوند و آژانس ها ناچار به بازپرداخت می شوند.
- – وقتی ضریب اشغال سقوط می کند، هتل برای تامین هزینه ثابت به تخفیف های سنگین می رود و حاشیه سود از بین می رود.
- – وقتی اطمینان سفر پایین می آید، سرمایه گذاری جدید متوقف می شود و پروژه های توسعه ای در همان مرحله پیش فروش می مانند.







