کریستوفر پیساریدس؛ اقتصاددان برنده نوبل و نظریهپرداز بازار کار مدرن
کریستوفر پیساریدس از برجستهترین اقتصاددانان معاصر در حوزه اقتصاد بازار کار است که با نظریههای خود درباره بیکاری، اشتغال و اصطکاکهای بازار کار، تأثیر عمیقی بر سیاستگذاری اقتصادی و تحلیلهای کلان داشته است. او متولد ۲۰ فوریه ۱۹۴۸ است و در سال ۲۰۱۰ به دلیل تحقیقات بنیادین خود در زمینه بازارهای دارای اصطکاک جستوجو، جایزه نوبل اقتصاد را دریافت کرد.
تولد و مسیر علمی کریستوفر پیساریدس
کریستوفر پیساریدس در ۲۰ فوریه ۱۹۴۸ در قبرس متولد شد. او تحصیلات خود را در رشته اقتصاد آغاز کرد و سپس برای ادامه تحصیل به بریتانیا رفت. مسیر علمی او در یکی از معتبرترین دانشگاههای جهان، یعنی London School of Economics، شکل گرفت؛ جایی که بعدها به عنوان استاد اقتصاد مشغول به فعالیت شد.
پیساریدس در طول دهههای فعالیت علمی خود، تمرکز ویژهای بر مسائل مربوط به بازار کار، بیکاری و فرایند تطبیق میان کارگران و کارفرمایان داشت. همین تمرکز، او را به یکی از چهرههای اصلی اقتصاد کلان مدرن تبدیل کرد.
دریافت جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۱۰
در سال ۲۰۱۰، پیساریدس به همراه Peter A. Diamond و Dale T. Mortensen موفق به دریافت Nobel Memorial Prize in Economic Sciences شد. این جایزه به دلیل توسعه نظریهای اعطا شد که نحوه عملکرد بازارهایی با اصطکاک جستوجو را توضیح میدهد.
این نظریه نشان میدهد که حتی در شرایطی که فرصتهای شغلی و افراد بیکار همزمان وجود دارند، به دلیل هزینهها و زمان لازم برای جستوجو، بیکاری همچنان در اقتصاد باقی میماند. این نگاه، تحولی اساسی در درک اقتصاددانان از پدیده بیکاری ایجاد کرد.
نظریه جستوجو و تطبیق در بازار کار
مهمترین دستاورد علمی پیساریدس، توسعه نظریه «جستوجو و تطبیق» در بازار کار است؛ نظریهای که به مدل Diamond–Mortensen–Pissarides model یا به اختصار مدل DMP مشهور شده است.
در این چارچوب نظری، بازار کار مانند یک بازار ساده عرضه و تقاضا عمل نمیکند. کارگران برای یافتن شغل مناسب زمان صرف میکنند و بنگاهها نیز برای یافتن نیروی کار مناسب باید فرآیند جستوجو را طی کنند. این فرآیند باعث ایجاد اصطکاکهایی در بازار میشود که نتیجه آن، وجود بیکاری حتی در شرایط رشد اقتصادی است.
مدل DMP توضیح میدهد که:
- چرا بیکاری و فرصتهای شغلی خالی میتوانند همزمان وجود داشته باشند.
- چگونه دستمزدها در فرآیند مذاکره میان کارگر و کارفرما تعیین میشوند.
- چه عواملی باعث افزایش یا کاهش نرخ بیکاری میشوند.
- سیاستهای دولتی چگونه میتوانند بر اشتغال تأثیر بگذارند.
اهمیت نظریه پیساریدس برای سیاستگذاری اقتصادی
پیش از توسعه نظریه جستوجو و تطبیق، بسیاری از مدلهای اقتصادی بیکاری را بهصورت ایستا و ساده تحلیل میکردند. اما تحقیقات پیساریدس نشان داد که بازار کار یک سیستم پویا و پیچیده است که در آن زمان، اطلاعات ناقص و هزینههای جستوجو نقش تعیینکننده دارند.
این دیدگاه باعث شد سیاستگذاران اقتصادی در کشورهای مختلف، رویکردهای جدیدی در حوزه اشتغال اتخاذ کنند. برای مثال:
- طراحی نظامهای بیمه بیکاری با توجه به انگیزههای جستوجوی شغل
- سرمایهگذاری در آموزشهای مهارتی برای کاهش زمان تطبیق
- ایجاد سیاستهای تشویقی برای استخدام در دورههای رکود
- اصلاح قوانین کار برای افزایش انعطافپذیری بازار کار
به همین دلیل، نظریههای پیساریدس نهتنها در محافل دانشگاهی، بلکه در نهادهای سیاستگذاری و سازمانهای بینالمللی نیز کاربرد گستردهای پیدا کردهاند.
آثار علمی و کتابهای مهم
یکی از مهمترین آثار پیساریدس، کتاب Equilibrium Unemployment Theory است که بهعنوان یکی از منابع کلاسیک در اقتصاد بازار کار شناخته میشود. این کتاب بهطور گسترده در دورههای تحصیلات تکمیلی اقتصاد تدریس میشود و چارچوب نظری مدلهای جستوجو را بهصورت جامع توضیح میدهد.
او همچنین مقالات علمی متعددی در مجلات معتبر اقتصاد منتشر کرده که در آنها به موضوعاتی مانند پویایی اشتغال، دستمزدها، بیکاری ساختاری و سیاستهای بازار کار پرداخته است.
تأثیر جهانی و جایگاه علمی
کریستوفر پیساریدس یکی از اقتصاددانانی است که نظریههای او مستقیماً وارد مدلهای کلان اقتصادی شدهاند. امروزه بسیاری از بانکهای مرکزی، سازمانهای بینالمللی و دولتها در تحلیل بازار کار از مدلهای مبتنی بر نظریه او استفاده میکنند.
اهمیت کار او در این است که نشان داد بیکاری صرفاً نتیجه کمبود تقاضا نیست، بلکه میتواند حاصل فرآیندهای طبیعی جستوجو و تطبیق در اقتصاد باشد. این دیدگاه، فهم ما از رکودها، بحرانهای اقتصادی و سیاستهای اشتغال را متحول کرده است.
جمعبندی: چرا پیساریدس اقتصاددان مهمی است؟
کریستوفر پیساریدس را میتوان یکی از معماران نظریه مدرن بازار کار دانست. او با توسعه مدلهای جستوجو و تطبیق، نشان داد که بیکاری پدیدهای پیچیده و پویا است و برای کاهش آن باید ساختار بازار کار و انگیزههای اقتصادی را بهدقت تحلیل کرد.
دریافت جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۱۰، تأییدی بر اهمیت جهانی نظریههای او بود. امروزه آثار و مدلهای پیساریدس همچنان در قلب تحلیلهای اقتصادی و سیاستگذاری اشتغال قرار دارند و به عنوان یکی از ستونهای اقتصاد کلان مدرن شناخته میشوند.
به همین دلیل، نام او در تاریخ اقتصاد معاصر بهعنوان یکی از تأثیرگذارترین نظریهپردازان بازار کار ثبت شده است.







