تثبیت قیمت نفت در سایه انتظار بازار برای خبرهای عمان
بازار نفت در روز ۱۷ بهمن بیشتر از آنکه دنبال عددهای تازه باشد، دنبال خبرهای تازه بود. معامله گران از صبح تا میانه روز، قیمت ها را با احتیاط جلو بردند و دست به عصاتر معامله کردند؛ چون نگاه ها به مذاکرات ایران و آمریکا در عمان گره خورده بود و هر تیتر می توانست جهت بازار را عوض کند. در همین فضای انتظار، نفت خام برنت تا حوالی ظهر به وقت گرینویچ نزدیک ۶۷ دلار و ۵۰ سنت ایستاد و نفت خام آمریکا هم نزدیک ۶۳ دلار و ۱۸ سنت معامله شد. در همان ساعات، برنت در مسیر افت هفتگی حدود ۴٫۶ درصد و نفت آمریکا در مسیر کاهش هفتگی حدود ۳٫۲ درصد قرار داشت؛ یعنی بازار از قبل هم با موج فروش و نگرانی های بنیادی درگیر بود و این مذاکرات فقط وزن نااطمینانی را بیشتر کرد.
در میانه همین رفت و برگشت ها، تاماس وارگا تحلیلگر بازار نفت در کارگزاری پی وی ام با صراحت گفت: «سرمایه گذاران نتایج مذاکرات را سبک و سنگین می کنند و احساسات بازار تحت تاثیر نتیجه آن است.» این جمله ساده، همان چیزی است که روی صفحه معاملات دیده می شد؛ بازار نه جهش می کرد و نه سقوط آزاد داشت، چون هنوز مطمئن نبود باید ریسک را گران تر قیمت گذاری کند یا آن را از روی تابلو پاک کند.
هم زمان اختلاف نظر درباره دستور کار مذاکرات هم به فضای بازار فشار می آورد. روایت غالب این بود که تهران می خواهد گفت و گوها محدود به موضوع هسته ای باشد، اما واشنگتن دنبال بسته گسترده تری از موضوعات است. همین اختلاف، از نگاه معامله گران یعنی احتمال طولانی شدن چانه زنی و بالا رفتن ریسک تیترهای تند. در چنین فضایی، حتی کسانی که از دور فقط نمودار قیمت را نگاه می کنند، می دانند چرا نفت روی یک محدوده ثابت می ایستد؛ چون آنچه خرید و فروش می شود فقط نفت نیست، بلکه پیش بینی آینده است.
نکته ای که حساسیت بازار را توجیه می کند، مسیرهای حمل و نقل در منطقه است. حجم بزرگی از تجارت نفت جهان از یک گلوگاه عبور می کند و در روزهای خبر محور، همان گلوگاه تبدیل به موتور روانی قیمت می شود. بسیاری از محموله های عربستان، امارات، کویت، عراق و ایران از تنگه هرمز راهی بازار می شود و در محاسبه ریسک، معامله گرها این مسیر را مثل یک نقطه حیاتی می بینند. همین نگرانی باعث شد حتی وقتی قیمت ها در ظاهر آرام بودند، زیرپوست بازار التهاب خاموش باقی بماند.
چرا «ثابت ماندن» قیمت نفت خودش پیام اقتصادی دارد
وقتی قیمت نفت در روزی پرخبر تقریبا ثابت می ماند، این سکون به معنی بی اهمیتی خبر نیست؛ اتفاقا معنی اش این است که بازار به مرحله ای رسیده که می خواهد قبل از تصمیم های بزرگ، داده های سیاسی را تثبیت کند. بازیگران بزرگ مثل پالایشگاه ها، شرکت های حمل و نقل، صندوق های پوشش ریسک و حتی تولیدکنندگان، در چنین روزهایی کمتر دنبال قهرمان بازی هستند و بیشتر دنبال مدیریت ریسک اند. نتیجه این رفتار جمعی، حرکت قیمت در یک محدوده محدود است؛ نه از سر آرامش، بلکه از سر احتیاط.
پرمیوم ریسک تنگه هرمز و اثر روانی آن
بازار نفت برای تنگه هرمز یک عدد در ذهن دارد: حدود یک پنجم مصرف جهانی از این مسیر عبور می کند. وقتی تنش بالا می رود، معامله گرها پیش از آنکه اختلال واقعی رخ دهد، هزینه احتمالی اختلال را روی قیمت می نشانند. این همان چیزی است که به آن پرمیوم ریسک می گویند؛ پولی که خریدار می دهد تا «اگر اتفاق بد افتاد» غافلگیر نشود. در روزهایی که مذاکرات به نقطه حساس می رسد، این پرمیوم می تواند فقط با یک تیتر کم و زیاد شود و همین دلیل کافی است که بازار در حالت انتظار بماند.
از سوی دیگر، اگر فضای گفت و گوها طوری پیش برود که احتمال درگیری را پایین بیاورد، همان پرمیوم ریسک می تواند آرام آرام تخلیه شود. بعضی تحلیلگران معتقدند در چنین حالتی، قیمت ها بیشتر به سمت عوامل بنیادی برمی گردد. در همین چارچوب، گروه کپیتال اکونومیکس در یادداشتی تاکید کرده که «ترس های ژئوپلیتیک جای خود را به عوامل بنیادی ضعیف خواهد داد» و حتی از منظر سناریوهای قیمتی، امکان افت تا حوالی ۵۰ دلار را مطرح کرده است. این نگاه، به زبان ساده می گوید اگر سایه جنگ کنار برود، بازار با واقعیت عرضه و تقاضا تنها می ماند؛ و آن واقعیت فعلا آن قدرها دلگرم کننده نیست.
فشار هم زمان بنیادها؛ از عربستان تا آمریکا
هم زمان با داستان عمان، چند علامت بنیادی هم روی میز بود که نمی شد نادیده گرفت. عربستان در روز ۱۶ بهمن قیمت رسمی فروش نفت خام سبک خود به آسیا برای ماه بعد را پایین آورد و چهارمین کاهش پیاپی را ثبت کرد. کاهش قیمت رسمی فروش معمولا برای بازار یک پیام روشن دارد: فروشنده بزرگ دارد شرایط رقابتی یا نگرانی نسبت به تقاضا را جدی می گیرد و نمی خواهد سهم بازارش را از دست بدهد.
در آمریکا هم داده های رسمی نشان داد ذخیره سازی های نفت خام بعد از یک طوفان زمستانی کاهش یافته است. کاهش موجودی در نگاه اول می تواند خبر حمایتی برای قیمت باشد، اما بازار وقتی هم زمان نشانه های مازاد عرضه و فروش گسترده در بازارهای مالی را می بیند، این نوع داده ها را بیشتر به چشم یک نوسان کوتاه مدت نگاه می کند. خود وارگا هم با لحنی محتاطانه گفته بود: «بنیان های بازار نفت دلگرم کننده نیست و نشانه بازاری با مازاد عرضه است.» این جمله، دقیقا همان نقطه ای است که خبر سیاسی و اقتصاد واقعی به هم می رسند؛ سیاست می تواند موج بسازد، اما اگر زمین زیر پای بازار نرم باشد، موج دوام نمی آورد.
برای اینکه تصویر کامل تر شود، چند عامل مکمل هم در سمت عرضه دیده می شود. برخی تحلیل ها به بهبود تولید قزاقستان اشاره می کنند؛ عاملی که به خودی خود می تواند به احساس وفور عرضه دامن بزند. در کنار آن، خبرهایی از افزایش صادرات ونزوئلا هم مطرح شده و حتی گفته شده صادرات یک شرکت بزرگ آمریکایی در این مسیر به حدود ۲۲۰ هزار بشکه در روز رسیده است. وقتی بازار در کوتاه مدت نشانه هایی از اضافه شدن بشکه های جدید می بیند، طبیعی است که هر خبر دیپلماتیک را هم از زاویه «عرضه بیشتر یا کمتر» تفسیر کند.
- – کاهش قیمت رسمی فروش عربستان به آسیا به عنوان علامت رقابت و نگرانی تقاضا
- – کاهش ذخایر نفت خام آمریکا پس از طوفان زمستانی به عنوان سیگنال کوتاه مدت
- – بهبود تولید قزاقستان و رشد صادرات ونزوئلا به عنوان فشارهای مکمل سمت عرضه
کانال های پنهان اثر مذاکرات بر نفت؛ تحریم ها، مسیرهای فروش و رفتار معامله گران
اثر مذاکرات فقط در تیترهای سیاسی خلاصه نمی شود. بازار نفت یک لایه پنهان هم دارد که کمتر در خبرهای روزانه دیده می شود: مسیرهای فروش نفت تحریمی، تخفیف ها، ذخیره سازی روی آب و حتی رفتار معامله گران در بازار مشتقه. همین لایه پنهان است که باعث می شود یک خبر از عمان، هم زمان روی قیمت لحظه ای، روی انتظارات چندماهه و حتی روی تصمیم خرید پالایشگاه ها اثر بگذارد.
نفت ایران، تخفیف ها و نقش چین در توازن بازار
یکی از محورهای مهم در تحلیل اقتصادی این ماجرا، نفت ایران است. گزارش های مبتنی بر داده های کشتیرانی می گوید میزان نفت و میعانات ایران که روی آب ذخیره شده به رکورد رسیده و در برآوردها بین ۱۶۶ تا ۱۷۰ میلیون بشکه ذکر شده است. این عدد برای بازار مثل یک انبار شناور است؛ یعنی در سناریوهای تغییر ریسک یا تغییر محدودیت ها، می تواند سرعت ورود بشکه ها به بازار را بالا ببرد یا برعکس، با تشدید تنش ها به عنوان ذخیره احتیاطی باقی بماند.
در سمت تقاضا هم چین نقش کلیدی دارد. گزارش های تحلیلی از جریان تجارت نشان می دهد بخش بسیار بزرگی از نفت حمل شده ایران به چین می رود و سهم آن بالای هشتاد درصد عنوان شده است. میانگین صادرات حمل شده ایران هم در برخی برآوردها حدود ۱٫۳۸ میلیون بشکه در روز ذکر شده و تخفیف های ۸ تا ۱۰ دلار برای هر بشکه به عنوان عامل جذابیت خرید مطرح است. این تخفیف ها به پالایشگاه ها اجازه می دهد خوراک ارزان تر بگیرند، اما هم زمان باعث می شود بازار جهانی در لحظه خبرهای سیاسی، نسبت به احتمال جابه جایی جریان های عرضه حساس تر شود.
در همین چارچوب، عباس عراقچی دیپلمات ارشد ایرانی و از چهره های محوری گفت و گوها، تاکید کرده است: «گفت و گوها منحصرا روی موضوع هسته ای است.» برای بازار، چنین جمله ای یک پیام دوگانه دارد: از یک طرف می تواند نشان دهد مسیر گفت و گو مشخص تر است، از طرف دیگر یعنی اختلاف درباره موضوعات دیگر همچنان می تواند ریسک را زنده نگه دارد. همین ابهام، همان چیزی است که قیمت را در محدوده نگه می دارد.
بازار مشتقه و شرط بندی روی خبرها
وقتی از تثبیت قیمت صحبت می کنیم، فقط نباید به معاملات نقدی نگاه کرد. داده های رسمی بازار مشتقه نشان می دهد گروه های مختلف با انگیزه های متفاوت وارد بازی می شوند. تولیدکننده ها و بازرگان ها معمولا برای پوشش ریسک فروش آینده فعال اند، معامله گران بزرگ برای گرفتن نوسان وارد می شوند و برخی بازیگران هم روی اختلاف قیمت ها در سررسیدها کار می کنند. همین تنوع بازیگران باعث می شود واکنش به تیترها یکدست نباشد؛ گاهی کسانی که فروشنده پوششی هستند قیمت بالا را فرصت می بینند، در حالی که خریداران صنعتی دنبال آرام شدن ریسک می گردند.
در همین فضا، جان کیل داف تحلیلگر ارشد بازار انرژی، با اشاره به تغییرات سریع ناشی از خبرها گفته است: «نوسان بازار بیشتر از هر چیز به وضعیت نامعلوم درباره ایران برمی گردد.» این نگاه، ترجمه همان چیزی است که معامله گرها در روزهای مذاکره تجربه می کنند: نه خبری آن قدر قطعی است که روند بسازد، نه داده های بنیادی آن قدر قوی است که بازار را از سیاست جدا کند.
در کنار همه این ها، عرضه های جایگزین هم مثل یک وزنه در سمت مخالف ریسک ژئوپلیتیک عمل می کند. وقتی خبرهایی از افزایش صادرات ونزوئلا یا انبارهای قابل توجه روی آب می آید، بازار راحت تر می تواند با ترس ها کنار بیاید و از جهش های بزرگ فاصله بگیرد. در مقابل، اگر هر نشانه ای از اختلال واقعی در مسیرهای حمل و نقل دیده شود، همین وزنه ها ممکن است موقتا سبک شوند و قیمت سریع واکنش نشان بدهد. این رفت و برگشت ها دقیقا همان چیزی است که روزهای انتظار را به روزهای حساس برای نفت تبدیل می کند؛ روزهایی که عدد روی تابلو تنها یک قیمت نیست، بلکه جمع بندی لحظه ایِ هزاران قضاوت درباره سیاست، عرضه، تقاضا و ریسک است.







