خاموشی اینترنت و هزینه پنهان آن برای معیشت و روان

داده‌های ۲۵۹۹ کامنت و همچنین رصد شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که اختلال اینترنت به افت درآمد و عقب ماندگی آموزش و افزایش اضطراب انجامیده است و در زمستان ۱۴۰۴ محور اصلی گفتگوهای مردم بود.

از بحران معیشت تا وضعیت قرمز سلامت روان؛ روایت ۲۵۹۹ کامنت از یک خاموشی دیجیتال

خاموشی و اختلال اینترنتی که از اواخر دی تا اوایل بهمن زندگی روزمره را سخت کرد، برای بسیاری از مردم فقط یک دردسر فنی نبود. آنچه در میدان تجربه عمومی دیده شد، بیشتر شبیه قطع شدن یک شریان حیاتی بود؛ شریانی که هم معیشت را به جریان می‌اندازد، هم آموزش را جلو می‌برد، هم مسیرهای ارتباط را باز نگه می‌دارد. زومیت در گزارشی که با کمک دیتاک از روی ۲۵۹۹ کامنت کاربران تهیه شد، به جای روایت‌های کلی، سراغ عدد و نسبت رفت؛ چون در زمانه‌ای که هر کس از زاویه‌ای می‌بیند، آمار می‌تواند زبان مشترک باشد.

در این داده ها، پنج روایت پرتکرار کنار هم نشستند: «معیشت و کسب و کار»، «آموزش و عقب افتادگی»، «اقتصاد دیجیتال و تیم های فنی»، «قطع ارتباط»، و «سلامت روان و وضعیت اضطراری». اعداد نشان می‌داد بخشی از کامنت‌ها صرفا گزارش وضعیت بوده است؛ ۲۳.۲ درصد از نظرها جنبه اطلاع رسانی داشته که معادل ۶۰۵ کامنت می‌شود. اما درست بعد از این لایه، موج احساسات بالا می‌آید؛ در ۴۹۴ کامنت یعنی حدود ۲۰ درصد، حس «خشم و اعتراض» ثبت شده است. «ترس یا اضطراب» در حدود ۱۴ درصد کامنت‌ها دیده شده که معادل ۳۵۹ کامنت است. «ناامیدی و استیصال» هم با ۱۳.۵ درصد یعنی ۳۴۹ کامنت، یکی از پرتکرارترین حس ها بوده است. از حدود ۱۶۰۰ کامنت منتشر شده، ۱۰.۸ درصد یعنی ۲۸۲ نظر «غم و اندوه» داشته اند و ۸ درصد هم فضای «سردرگمی و پرسشگری» را نشان می‌داد. سهم «امید» فقط ۵.۵ درصد بوده، یعنی در ۱۴۴ کامنت ردی از امیدواری دیده شده است.

وقتی این تصویر احساسی کنار هم چیده می‌شود، نتیجه عددی تکان دهنده است: ۵۹ درصد کامنت‌ها حامل احساسات منفی مانند خشم، ترس، ناامیدی، غم، فرسودگی و نفرت یا تحقیر بوده اند و احساسات مثبت مانند امید، شادی و سازگاری مجموعا سهمی نزدیک به ۹ درصد داشته اند. در دل همین داده های احساسی، رگه‌های اقتصادی پررنگ است؛ «ضرر، زیان و خسارت» با سهم ۷.۱ درصد پرتکرارترین درد اقتصادی بوده و «چک، تسویه، بانک، فاکتور» هم با ۶.۳ درصد از واژه های پرتکرار در روایت کاربران است. در کنار آن، نشانه هایی از فشار بر خانواده مثل مستاجری و کسب و کار کوچک و حتی بیکاری یا از دست رفتن شغل دیده می‌شود.

وقتی اعتراض فقط اعتراض نیست

تحلیل دیتاک از لحن نظرها می‌گوید غالب کامنت‌ها «شکایت، گلایه و اعتراض» بوده است؛ ۶۱.۲ درصد معادل ۱۵۹۱ کامنت. «درخواست صریح» سهم کمتری داشته و ۷.۹ درصد معادل ۲۰۵ کامنت بوده است. ۵.۳ درصد هم ترکیبی از گلایه و درخواست داشته اند. حتی در ۳۵ درصد کامنت‌ها که «نامشخص» طبقه بندی شده، فریاد و احساس آشکار بوده، اما مشکل به شکل دقیق نام برده نشده است. همین نقطه، برای تحلیل اقتصادی مهم است؛ چون نشان می‌دهد هزینه خاموشی فقط در حساب و کتاب یک کسب و کار نمی‌نشیند و بخشی از آن در قالب بی اعتمادی، آشفتگی و فرسودگی روانی به جامعه برمی‌گردد.

از زاویه شغلی هم رد پای گروه ها روشن است: در ۶۰۹ مورد از کامنت‌ها یعنی ۲۳.۴ درصد، کاربران حداقل یک نقش یا شغل را صریح گفته اند. ۷.۳ درصد دانشجو یا دانش آموز بوده اند. ۵ درصد گفته اند تولیدکننده محتوا یا یوتیوبر هستند. ۴ درصد به مشاغل بانکی، مالی و حسابداری اشاره کرده اند و ۳.۷ درصد هم برنامه نویس بوده اند. این تنوع به زبان ساده یعنی اختلال، فقط یک صنف را هدف نگرفته و به شبکه‌ای از فعالیت‌ها برخورد کرده است.

در کنار آسیب های شغلی، یکی از تلخ ترین نشانه ها در لایه روانی دیده می‌شود: واژه هایی مانند اعصاب، غصه، افسردگی، اضطراب، آرزوی مرگ و کابوس در ۱۹۵ کامنت از ۲۵۹۹ کامنت آمده است. سیگنال «مهاجرت و رفتن» هم در ۱۳۲ کامنت یعنی حدود ۵ درصد دیده شده است. اینجا اقتصاد و روان به هم می‌رسند؛ چون تصمیم به رفتن یا ناامیدی از آینده، فقط احساس نیست و به معنی تغییر برنامه سرمایه انسانی است.

در همین فضا، چند مقام دولتی هم واکنش نشان دادند. ستار هاشمی، وزیر ارتباطات درباره تبعات اقتصادی گفته است: «روزانه ۵ همت خسارت به اقتصاد دیجیتال وارد شده است.» وزیر علوم نیز درباره فشار واردشده به دانشگاه ها و پژوهشگران، با لحنی مسئولانه گفته است: «از استادان، پژوهشگران و دانشجویان عذرخواهی می‌کنم.» حسین افشین، معاون علمی رئیس جمهور هم در موضعی مشابه گفته است: «حتما از مردم، پژوهشگران و شرکت ها عذرخواهی می‌کنیم.»

جزئیات چالش های پرتکرار هم تصویر را کامل می‌کند: کاربران بیش از هر چیز از «اختلال سرویس ها و ابزارهای کاری» نوشته اند که ۲۲.۶ درصد کامنت‌ها به آن اشاره داشته است. «قطع ارتباط با دنیا» به ویژه ارتباط با خانواده و عزیزان خارج از کشور در ۱۸.۵ درصد نظرها آمده است. «آسیب شغلی و از دست رفتن درآمد» در ۱۴ درصد مطرح شده و «حقوق و تبعیض در حق دسترسی» ۱۳.۸ درصد سهم داشته است. «فشار روانی و فرسودگی» هم در حدود ۱۳ درصد گزارش‌ها برجسته بوده است.

وابستگی دیجیتال کاربران در نام بردن از پلتفرم‌ها هم خودش یک نقشه است: تلگرام با ۶.۳ درصد بیشترین تکرار را داشته، گوگل ۴.۱ درصد و یوتیوب ۳.۴ درصد. اینستاگرام، چت جی پی تی و وی پی ان هم در میان نام های پرتکرار بوده اند. این یعنی در سطح نیازهای روزمره، مردم بیش از هر چیز به «پیام رسان و ارتباط» و «جست وجو و ابزارهای گوگل» وابسته اند.

خاموشی دیجیتال به زبان اقتصاد؛ شوک به جریان درآمد، هزینه مبادله و بهره وری

وقتی اینترنت از دسترس خارج می‌شود، اقتصاد فقط با یک مشکل ارتباطی مواجه نیست؛ با یک شوک عرضه و تقاضا هم زمان روبه رو می‌شود. عرضه از این جهت که کار کردن، تحویل دادن، هماهنگی تیمی و اجرای پروژه ها کند یا متوقف می‌شود. تقاضا از این جهت که مشتری نمی‌تواند تصمیم بگیرد، سفارش بدهد، پیگیری کند یا حتی اعتماد کند که سرویس پایدار است. در چنین وضعی، هزینه مبادله بالا می‌رود؛ همان هزینه هایی که مردم در کامنت‌ها با واژه هایی مثل چک، تسویه، بانک و فاکتور به زبان ساده گفته اند.

آن عدد «۵ همت خسارت روزانه» که ستار هاشمی، وزیر ارتباطات گفته، به خودی خود یک سیگنال سیاستی است؛ یعنی موضوع از سطح گلایه های پراکنده بیرون آمده و به سطح برآورد رسمی رسیده است. اما همین عدد را اگر اقتصادی بخوانیم، چند نکته روشن می‌شود: اول اینکه خسارت لزوما فقط از دست رفتن فروش نیست. بخشی از آن هزینه دور زدن محدودیت، اتلاف زمان، افت کیفیت تحویل، و جریمه های قراردادی است. دوم اینکه زیان بین بخش ها نامتقارن توزیع می‌شود؛ کسب و کارهای کوچک و فریلنسرها، چون ذخیره نقدی کمتری دارند، سریع تر ضربه می‌خورند. سوم اینکه بخشی از خسارت در حسابداری دیده نمی‌شود، اما در آینده به شکل ریزش اعتماد و از دست رفتن مشتری بروز می‌کند.

کانال های اصلی خسارت در سطح خرد

برای فهم دقیق تر، می‌توان کانال ها را به زبان ساده دسته بندی کرد. این دسته بندی همان چیزهایی است که در روایت ۲۵۹۹ کامنت هم تکه تکه دیده می‌شود و وقتی کنار هم می‌نشیند، شبیه یک نقشه اقتصادی می‌شود.

  • اختلال ابزارهای کاری که طبق داده کامنت‌ها، در ۲۲.۶ درصد نظرها مطرح شده و مستقیم روی تحویل پروژه و درآمد می‌نشیند.
  • قطع ارتباط با مشتری و خانواده که ۱۸.۵ درصد تکرار داشته و برای بسیاری از مشاغل خدماتی به معنی از دست رفتن سفارش و پیگیری است.
  • آسیب شغلی و از دست رفتن درآمد که در ۱۴ درصد نظرها آمده و به ویژه برای مشاغل پروژه محور و روزمزد، ضربه فوری دارد.
  • هزینه های مالیاتی و بانکی و تسویه که با تکرار بالای واژه های چک، تسویه، بانک و فاکتور به شکل عینی گزارش شده است.
  • فرسودگی و فشار روانی که در ۱۳ درصد گزارش‌ها برجسته بوده و در ۱۹۵ کامنت با واژه های صریح روانی آمده است.

یک نکته کلیدی در تحلیل اقتصادی این است که فشار روانی فقط مساله فردی نیست. وقتی اضطراب، بی خوابی، فرسودگی یا حتی واژه های تندی مثل آرزوی مرگ وارد گفت وگوی عمومی می‌شود، بهره وری نیروی کار افت می‌کند و هزینه های درمان و مراقبت بالا می‌رود. از این زاویه، خاموشی دیجیتال شبیه یک «مالیات پنهان» است؛ مالیاتی که نه در بودجه نوشته می‌شود و نه قبض دارد، اما از وقت و توان مردم برداشته می‌شود.

در همین چارچوب، داده های شغلی کامنت‌ها اهمیت پیدا می‌کند. وقتی ۳.۷ درصد کامنت‌ها شغل برنامه نویسی را نام می‌برند و ۵ درصد تولیدکننده محتوا را، یعنی ستون هایی از اقتصاد جدید درگیر شده اند؛ ستون هایی که به ابزارهای جهانی وابستگی مستقیم دارند. نام بردن از تلگرام، گوگل و یوتیوب با نسبت های مشخص، فقط یک اشاره تکنولوژیک نیست؛ یعنی مسیرهای بازاریابی، پشتیبانی، یادگیری و حتی فروش که در این پلتفرم‌ها جریان دارد، ناگهان تنگ شده است. این تنگ شدن، به شکل افزایش هزینه و کاهش سرعت گردش پول در کسب و کارها خودش را نشان می‌دهد.

آموزش معطل مانده و هزینه فرصت سرمایه انسانی

در اقتصاد، «هزینه فرصت» گاهی از خسارت مستقیم بزرگ تر است. وقتی آموزش عقب می‌افتد، فقط یک کلاس آنلاین از دست نمی‌رود؛ بخشی از مسیر مهارت آموزی کند می‌شود و بازدهی سرمایه انسانی پایین می‌آید. در داده های کامنت‌ها، دانش آموز و دانشجو ۷.۳ درصد از مشاغل ذکرشده را تشکیل می‌دهند. همین عدد نشان می‌دهد اختلال اینترنت، برای یک بخش قابل توجه از نسل جوان، مستقیما به معنی عقب افتادگی آموزشی بوده است. عذرخواهی وزیر علوم با جمله «از استادان، پژوهشگران و دانشجویان عذرخواهی می‌کنم» از همین نقطه می‌آید؛ چون دانشگاه و پژوهش، امروز بدون دسترسی پایدار به منابع، ابزار و ارتباطات علمی، کند و پرهزینه می‌شود.

وقتی این خسارت آموزشی با سیگنال های مهاجرت که در ۱۳۲ کامنت دیده شده کنار هم می‌نشیند، یک پیام اقتصادی مهم دارد: خاموشی دیجیتال می‌تواند انگیزه ماندن و سرمایه گذاری روی آینده را کم کند. این موضوع فقط روایت نیست؛ تصمیم های کوچک و روزمره را تغییر می‌دهد، از انتخاب رشته و مهارت تا برنامه ریزی شغلی و حتی پس انداز و سرمایه گذاری.

زمستان ۱۴۰۴ در آینه آمار؛ اقتصاد توجه، ریسک ادراک شده و سایه خاموشی بر بازار

داده های تحلیلی شبکه های اجتماعی که لایف وب از سه بستر ایکس، اینستاگرام و تلگرام بررسی کرده، می‌گوید بیش از ۸۰ درصد از محتوای داغ در زمستان ۱۴۰۴ حول سه محور «اعتراضات»، «جنگ» و «اینترنت» بوده است. حتی در روایت زمانی، موج نخست توجه از دهم دی آغاز شده و در ۱۹ دی به اوج رسیده است. بعد از آن افت نسبی دیده شده که با اختلال و محدودیت دسترسی هم زمان بوده و سپس در نیمه دوم بهمن دوباره جهش تازه ای گزارش شده است. در این الگو، اقتصاد در حاشیه نمانده، اما سهم کمتری از موج توجه گرفته است؛ مثلا موضوع قیمت طلا و کالاهای اساسی و نرخ ارز در میانه دی ماه بحث اصلی بوده و نسبت های گزارش شده نشان می‌دهد در تلگرام ۸ درصد، در ایتا نزدیک به ۴ درصد و در ایکس حدود ۲ درصد از پست ها به این موضوع اختصاص داشته است.

این جابه جایی سبد توجه، یک پیام اقتصادی دارد: وقتی جامعه در معرض تنش چندلایه قرار می‌گیرد، «ریسک ادراک شده» بالا می‌رود. ریسک ادراک شده یعنی مردم و کسب و کارها حتی قبل از وقوع شوک واقعی، رفتارشان را محتاطانه می‌کنند. خریدهای بزرگ عقب می‌افتد، قراردادها با احتیاط بسته می‌شود، سفارش ها کوچک تر می‌شود و ترجیح نقدینگی بالا می‌رود. این دقیقا همان جایی است که خاموشی دیجیتال، اثرش را از سطح اختلال به سطح رفتار اقتصادی می‌برد.

چرا خاموشی دیجیتال «هزینه اعتماد» تولید می‌کند

در اقتصاد دیجیتال، اعتماد مثل روغن موتور است؛ بی سر و صدا کار را روان می‌کند، اما وقتی کم شود، همه چیز اصطکاک پیدا می‌کند. کامنت هایی که از حقوق، تبعیض و حق دسترسی گفته اند و ۱۳.۸ درصد سهم داشته اند، فقط یک مطالبه اجتماعی نیستند؛ نشان می‌دهند قطع ارتباط چگونه اعتماد به قواعد بازی را کم می‌کند. وقتی مشتری مطمئن نیست فردا امکان تماس، پرداخت یا پیگیری دارد یا نه، سفارش را عقب می‌اندازد. وقتی فروشنده مطمئن نیست ابزارهای کاری پایدار می‌ماند یا نه، توسعه را متوقف می‌کند. وقتی تیم فنی مجبور می‌شود با پروکسی های ناپایدار کار کند، کیفیت خروجی پایین می‌آید و هزینه بازکاری بالا می‌رود.

از طرف دیگر، همین اقتصاد توجه که در زمستان ۱۴۰۴ نشان داده شد، به زبان ساده یعنی ذهن عمومی بیشتر درگیر سه محور بزرگ بوده و انرژی روانی جامعه بین نگرانی و پیگیری خبر تقسیم شده است. سهم امید که در کامنت ها فقط ۵.۵ درصد بوده، در چنین فضای پرتنش اقتصادی اهمیت دارد؛ چون امید و انتظار مثبت، یکی از پیشران های سرمایه گذاری و مصرف است. اینجا عذرخواهی حسین افشین، معاون علمی رئیس جمهور با جمله «حتما از مردم، پژوهشگران و شرکت ها عذرخواهی می‌کنیم» را می‌توان به عنوان اعتراف به هزینه های فراتر از یک اختلال فنی خواند؛ هزینه هایی که به شرکت ها و پژوهشگران و در نهایت به بازار منتقل می‌شود.

سلامت روان و بازار کار؛ جایی که عددها به زندگی واقعی وصل می‌شوند

وقتی در ۱۹۵ کامنت از ۲۵۹۹ کامنت، واژه های سنگین روانی تکرار می‌شود، مسئله از حوزه احساس شخصی عبور می‌کند. بازار کار به تمرکز، نظم خواب، انگیزه و ثبات روانی وابسته است. فرسودگی که در ۱۳ درصد گزارش ها برجسته شده، معمولا به کاهش کیفیت کار و افزایش خطا منجر می‌شود. این خطاها در اقتصاد دیجیتال می‌تواند یعنی از دست رفتن یک مشتری خارجی، تعلیق یک قرارداد، یا حتی از بین رفتن اعتبار یک تیم. در سطح خرد، هر خطا هزینه دارد؛ در سطح کلان، جمع خطاها یعنی افت بهره وری.

سیگنال مهاجرت که در ۱۳۲ کامنت یعنی ۵ درصد دیده شده، از منظر اقتصادی یک هشدار دیگر است. مهاجرت فقط خروج یک فرد نیست؛ خروج تجربه، شبکه ارتباطی، و ظرفیت تولید ارزش است. وقتی خاموشی دیجیتال امید ماندن را کم رنگ می‌کند، بازار کار با ریسک از دست دادن نیروهای ماهر مواجه می‌شود. همان طور که در کامنت ها هم دیده می‌شود، برنامه نویس، تولیدکننده محتوا، و حتی مشاغل مالی و حسابداری درگیر شده اند. این یعنی شوک اینترنتی می‌تواند به مرور ترکیب مهارتی بازار را هم تغییر دهد؛ تغییری که به سادگی جبران نمی‌شود.

در نهایت، عدد «روزانه ۵ همت خسارت» اگرچه یک برآورد رسمی است، اما وقتی با داده های رفتاری و احساسی کنار هم می‌نشیند، شکل واقعی تری پیدا می‌کند. ضرر و زیان فقط یک خط در ترازنامه نیست؛ همان لحظه ای است که یک فاکتور صادر نمی‌شود، یک کلاس جا می‌ماند، یک تماس با خانواده برقرار نمی‌شود، یا یک شب با اضطراب می‌گذرد. اینها همان پیوندهای نامرئی اقتصاد هستند که در خاموشی دیجیتال، یکباره به چشم می‌آیند.

خبرهای مشابه

دکمه بازگشت به بالا